9 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

نظریه هندسه چند وجهی سوره های قرآن (۱)

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

پیش گفتار
نزدیک هزارسال است که درباره قرآن کریم بحثی درحوزه اتصال و ارتباط آیات با یکدیگر وجود دارد که از آن با عنوان تناسب آیات و یا علم المناسبه یاد می شود .(سیوطی،۲۱۱/۲) سیر تاریخ و تحول این بحث را می توان دردو مرحله بیان کرد . درمرحله اول پژوهشگران تنها به دنبال پیدا کردن وجه اتصال و ارتباط آیات به یکدیگربودند .دراین دوره غالباً‌ به دنبال متصل کردن آیات به نحوی ازاتصال بوده اند ،تا آنجا که یکی از وجوه اتصال ،‌تضاد نام گرفته است .(همان) ازجمله مواردی که به عنوان وجه مناسبت درآیات برشمرده اند ،‌تقسیم ارتباط بین آیات به لفظی یا ظاهری و همچنین غیر ظاهری و معنوی و …. است . درمرحله دوم ازسیرتاریخی و تحولات این علم با عنوان جدیدی روبرو می شویم که تکمیل شده همان بحث قبلی و ازنتایج آن شمرده می شود که ازآن به نظریه وحدت موضوعی درون سوره یاد می شود . خلاصه این نظریه این است که هر سوره دارای موضوعی واحد درتمام اجزای سوره است ،‌تا آنجا که هر سوره مانند یک پیکره واحدی می باشد که ازاجزای مختلفی تشکیل شده و هرکدام بنا به وظیفه ای که دارند ،‌به صورت و شکلی خاص بیان کننده موضوع سوره می باشند ؛مانند پیکرانسان که هریک دارای اجزای مختلفی است که درمجموع یک کل واحد را می سازند .این افراد نیزمعتقدند سوره های قرآن کریم هر یک دارای موضوعی واحد است و هردسته ازآیات با بیانی درصدد توضیح و تبیین آن موضوع و غرض هستند .(شحاته،/۲۷) برخی ازپژوهشگران ازآن با عنوان ساختارهندسی سوره های قرآن یاد می کنند که به ظاهرعنوانی زیباترو جامع تر ازوحدت موضوعی می باشد . لازم به تذکراست که برخی تقریر دیگری ازاین نظریه دارند .آنها درپی کشف غرض سوره اند ،‌به این معنا که وظیفه و کارکرد این سوره پس ازتحقق آن چیست و چه نتیجه ای با خود به همراه دارد .لذا اجزای سوره نیز درجهت تبیین و تحقق این غرض هستند .(طباطبایی،۱۷/۱ و ۴۴۰/۲) قائلین به نظریه وحدت موضوعی سوره ها برای آن فواید و ثمرات مختلفی را می شمارند ؛‌کشف افق های جدید دراعجاز بیانی و اسلوب قرآن و آشنایی سریع با مفاهیم قرآن و فهرست بندی سوره ها ،از جمله فواید وحدت موضوعی است .از دیگرثمرات بیرونی این نظریه دفاع از اصول اعتقادی شیعه و مقابله با شبهه افکنی مستشرقان می باشد .وحدت موضوعی در اختلافات تفسیری و ارائه ترجمه ای پیوسته و ساختاری ازقرآن و نیز درکشف اسباب نزول های جعلی و نیزدرتعیین معنای « بسم الله الرحمن الرحیم » درهرسوره نقش تعیین کننده دارد ‌،تا آنجا که برخی توجه به وحدت غرض را ازمبانی اصلی و اصول تفسیرصحیح می دانند .درنهایت دست یابی به لطافت و زیبایی های معارف قرآن و بازشدن باب تفکردرقرآن کریم از نتایج این نظریه است .(خامه گر،/۲۰) روش های کشف اهداف و مقاصد سوره ها ،فرمول های خاص خود را دارد که البته تام و تمام نیست و ممکن است لازم شود از همه یا برخی ازآنها برای کشف غرض و موضوع سوره استفاده شود .در برخی کتاب ها تا سیزده روش برای به دست آوردن هندسه سوره بیان کرده اند .ازآن جمله سیاق سوره ،‌ آیات آغازین و پایانی آن ،‌مکی یا مدنی بودن سوره ،واژه های کلیدی سوره ،اسماء الحسنای سوره که اینها برخی ازروش های کشف موضوع واحد سوره است .(همان،/۱۱۵) برای بیان و نمایش نقشه سوره سبک های مختلفی وجود دارد ،‌ مانند نموداری ،‌گزارشی ،‌استدلالی و درختی .(همان،/۲۴۵) این تقریباً‌ خلاصه ای است ازنگاه موجود به مسئله وحدت موضوعی سوره ها که چندی است بین قرآن پژوهان مطرح و مورد تحقیق واقع شده است . نقدهایی براین نظریه وارد شده که برخی ازآنها مبانی ،و برخی دیگر ،‌ فواید و ثمرات این نظریه را مورد خدشه قرار داده است ،درحالی که اکثراین نقدها بیان های مختلفی ازاستبعادها و طرد نظریه است به جای نقد واقعی .البته نقد این نقد خود مجال دیگری می طلبد . تا اینجا دو مرحله ای که دررابطه با ارتباط آیات با یکدیگر وجود داشت مطرح شد ، اما به نظرمی رسد این تمام مطلب نباشد و بتوان این نظریه را درابعاد وسیع تر و کامل تری ازآنچه تاکنون مطرح شده بسط و گسترش داد . آنچه دراین نوشتارتبیین و توضیح داده می شود ،این است که هر سوره دارای هندسه های مختلفی است و این هندسه ها بیش از یک موضوع را درخود جا داده اند .در واقع هرسوره علاوه براینکه وحدت و یکپارچگی خود را حفظ می کند ،دارای محورها و اهداف و مقاصد متعددی است که هریک درطول دیگری وجود دارند و هر کدام مانع ازظهور و بروز دیگری نخواهد بود ؛یعنی هرسوره نه مانند یک شکل روی صفحه است که دارای یک صورت نمایش یافته می باشد ‌،بلکه مانند یک حجمی است که دارای صورت های مختلف اززوایای مختلف می باشد که از هرطرف ،موضوع محوری آن مخصوص به خود است .هر چند درمجموع باید یک وجه اتصال و هماهنگی بین همه این موضوعات حاکم باشد ،‌اما این وحدت غیرازوحدتی است که دروحدت موضوعی تاکنون بیان و تبیین شده است که ما ازآن به هندسه چند وجهی سوره های قرآن تعبیر می کنیم .
ساختارچند وجهی سوره های قرآن
سوره های قرآن هریک حقایق غیبی و ملکوتی هستند که دارای جلوه ها و چهره های متعدد و مختلفی می باشند و هرکدام ازاین جلوه ها در زمان و زمینی خاص رونمایی خواهند شد و جاودانگی و تازگی قرآن را تا ابد حفظ خواهند کرد . درطول تاریخ تفسیر و پژوهش های قرآنی از صدراسلام تاکنون ،گرایش ها و الوان مختلف تفسیری به وجود آمده است .این بدین معناست که همان سوره ها و آیاتی که مفسربعدی درحیطه معرفت النفس نگاه انفسی به آیه دارد و هرمفسری بنا به گرایش خود ،ازیک آیه تفسیرهای متفاوتی ارائه می دهند که با تمام اختلافاتی که در این مسیردارند ،‌هیچ کدام ازجاده مستقیم اصول اصلی تفسیرخارج نشده اند . (مؤدب،/۱۵) همین ظواهر و قواعد و قوانین مفاهمه عرفی و زبان و ادبیات عرب است که ازقله های بلند عرفان تا دامنه های وسیع اجتماع و سیاست و خانواده و … را ازیک متن واحد به ارمغان آورده است و این نیست مگرتوانمندی ها و ظرفیت فوق العاده ای که در این متن مقدس وجود دارد . ما ازاین توانمندی و ظرفیت عظیم به چند بعدی بودن آیات قرآن کریم یاد می کنیم ،به این معنا که آیات قرآن می تواند با نگاه های مختلف درزمان ها و شرایط روحی و فکری مختلف ،‌مفاهیم و هدایت های مختلفی را دراختیار مخاطبان خود قرار دهد .این طورنیست که گوهرها و جواهرات این گنجینه الهی با تلاش اندیشمندان گذشته جهان اسلام به پایان رسیده باشد و امروز دیگر جزگفته های گذشتگان حرفی برای گفتن نداشته باشد . همین معنا برای هر سوره به عنوان یک واحد حقیقی که با حکمت الهی مرتب شده است نیزصادق است .سوره ها هم با نگاه از زوایای مختلف دارای صورت های متفاوتی است که ما ازآن به ساختارچند وجهی سوره های قرآن یاد می کنیم . هرشیئی ازاشیاء عالم که می توان گفت شیء است ،دو جنبه و بعد دارد :ظاهر و صورت آن شیء ‌است که ازآن تعبیر به جسد و جسم می شود و باطن و حقیقت که غیب آن شیء می باشد .این یک اصل قرآنی است که خداوند برای بشر بیان کرده است .خداوند می فرماید آسمان ها و زمین غیب دارند و غیب آنها برای خداست ؛ (ولله غیب السماوات و الارض و الیه یرجع الامرکله) (هود/۱۲۳) و غیب و شهود عالم همگی به خدا برمی گردد . قرآن کریم در جای دیگری بیان می دارد که غیب اشیاء ‌نزد اوست .آنها به صورت خزینه ها و گنجینه هایی نزد خداوند است و ظاهراشیاء ازغیب و حقیقت آنها سرچشمه شده و از آن نازل شده و به وجود آمده است ؛ (و ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم) (حجر/۲۱) «هیچ چیزی نیست مگراینکه نزد ما خزائنی دارد و ما آن را به میزان معلومی نازل می کنیم .» این آیه به تعبیرعلامه طباطبایی ازغرر آیات است . درتوضیح این آیه به چند نکته باید توجه کرد :اول اینکه سیاق آیه دلالت برعمومیت آن نسبت به همه اشیاء‌ دارد و هیچ شیئی نیست که مصداق شیء باشد ،‌ولی ازاین قاعده خارج باشد .پس این قضیه ازمنظر قرآن کلی علی الاطلاق است .نکته دوم اینکه حقیقت اشیاء نزد خداوند درمقامی والا و بالا قراردارد که ازآن به مقام عنداللهی تعبیرشده است ؛‌مقامی که عظمت و شکوه خود را مستقیماً ازخدا دریافت می کند و همان طورکه خداوند ثابت و لایتغیراست ،‌ آن نیز ثابت و دائمی است ؛‌(ما عندکم ینفد و ما عندالله باق) (نحل/۹۶) نکته سوم اینکه خداوند ازغیب اشیاء تعبیر به خزائن کرده ،‌ نه خزینه ؛‌ یعنی هرشیء درمقام غیب نزد خداوند دارای خزائن است ؛یعنی یک حقیقت بسیط دو ابعاد است ،‌چرا که آنجا مقامی است که محدودیت های ماده و عوالم پایین را ندارد ،‌ازاین رو یک شیء می تواند دارای جهات مختلف باشد ، ‌لکن درعین حال وحدت خود را نیزحفظ می کند . برای فهم بهتراین معنا که چگونه یک شیء می تواند درعین بساطت و وحدت ،‌ جامعیتی نسبت به امورمختلف داشته باشد ،‌می توان به نفس انسان مثال زد .نفس انسان بسیط است ،‌یعنی مرکب ازاجزا نیست ؛‌اما درعین این بساطت ،‌جهات مختلف و شئون و کارکردهای متفاوتی دارد .به تعبیری دارای قوای متعددی است ؛‌ در عین اینکه شنواست ،‌بینا نیزهست ؛در حین دیدن تفکرهم می کند ،احساسات و محسوسات مختلفی را می تواند درک کند و … ،ازاین رو نفس دارای شئون و کارکردهای مختلف است ،‌اما با این حال وحدت خود را از دست نمی دهد . توجه به نفس ما را متوجه این معنا می کند که چطوریک شیء درعین اینکه واحد است ،‌ جهات و شئون مختلفی دارد . مثال دیگری که قابل تأمل است ،‌نورمی باشد . نورسفید تا قبل ازاینکه وارد منشورشود واحد است ،‌ ولی همین نورتک رنگ بعد ازمنشوربه هفت رنگ تبدیل می شود .این هفت رنگ قبل ازاین هم در نور حضور داشت ، ‌اما ظهور نداشت و نور سفید جامع همه این نورها بوده و هست . نورسفید خزینه و جایگاهی است برای اجتماع همه این نورها که بعد از عبور از ابزاری برای محدود واندازه دارکردن آنها ‌،ازیکدیگرتفکیک شده و حد وجود خود را بازیافته اند .نورسفید قبل از تقدیر و تحدید حضوربسیط نسبت به همه آن نورها به صورت جامع داشت ،‌اما بعد ازتقدیر و مشخص شدن جامعیت آن ،‌به مجموعیت و ترکیب و افتراق تبدیل شد . قرآن کریم به عنوان یکی ازمصادیق شیء و شاید بزرگ ترین اشیاء ازاین قاعده اساسی مستثنا نیست .قرآن نیزظاهری دارد و باطنی ؛غیبی دارد و شهودی ؛‌ حقیقتی دارد و صورتی که این حقیقت باطن و غیب بنا به شهادت آیه ۲۱ سوره حجر نزد خداوند است . درجای دیگرخداوند می فرماید قرآن کریم درام الکتاب می باشد ؛ (و انه فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم) (زخرف/۴) با توجه به این آیه ،«‌ام الکتاب » ‌دارای سه ویژگی است :اول اینکه نزد خداست ؛‌(لدینا) یعنی همان مقام بلند عندالله یا لدی الله را دارا می باشد . دوم اینکه بلند مرتبه و « علی » است ، ‌جایگاهش آن قدر والا و بالاست که از دسترس عقول بشری به دور است و عقل هیچ انسانی نمی تواند به آن دست یابد . خداوند متعال برای اینکه قرآن را برای ما مایه هدایت و رحمت قرار دهد ،‌ آن را به لباس عربی مبین آراست تا به چشم عقل تیزبین بشردرآید و فکرانسان بتواند با آن انس بگیرد و ازآن بهره مند گردد ؛(انا جهلناه قرآناً‌عربیاً لعلکم تعقلون) (زخرف/۳) «ما آن را (حقیقت قرآن) به صورت متنی خواندنی به زبان عربی نازل کردیم تا در خورتفکردرآید و فکربشر توان فهم و بررسی آن را بیابد .» خصوصیت سوم «ام الکتاب » این است که حکیم و محکم است ؛یعنی مجموعه ای از اجزای پراکنده و غیرمنسجم نیست ، ‌بلکه درکمال احکام و به هم پیچیدگی و به هم تنیدگی است . این معنای از حکیم غیر از حکیمانه و عاقلانه بودن قرآن حکیم است ،‌ هرچند آن نیز به نحوی به همین معنا باز می گردد . راغب اصفهانی حکمت را به معنی « معرفه الاشیاء و ایجادها علی غایه الاحکام »(راغب ،/۲۴۹) دانسته که با همین معنایی که گفته شد همخوانی دارد . به هر حال قرآن کریم درباره خود سخن از مقامی دارد که بسیاررفیع و درعین حال بسیط و واحد است که این قرآن موجود در بین ما بازتاب و نازل شده همان قرآن کریم است . قرآن کریم درسوره هود خود را متصف به احکام و حکمت کرده و در مرتبه بعدی، ‌مقامی به عنوان مقام تفصیل برای خود معرفی می کند ؛(کتاب احکمت ءایاته ثم فصلت من لدن حکیم خبیر) (هود/۱) . علامه طباطبایی معتقد است احکام و تفصیل دراین آیه هردو مقامات معنا و مضمون آیات است ،نه الفاظ و عبارات قرآن کریم . ایشان بازگشت معانی متکثره را به معنایی واحد ،‌تحفظ وحدت در امورمختلفه می داند ؛‌ «اگرمعانی بسیاری به یک اصل واحد برگردد ،آن اصل واحد اصلی خواهد بود محفوظ درمیان تمامی آن فصل های جدا از هم ،‌اصلی خواهد بود که در عین واحد بودنش اگرشکافته شود به صورت همان تفاصیل درمی آید ،‌و اگرآن تفاصیل فشرده شود به صورت همان اصل واحد بر می گردد ،و همه این واقعیات روشن است و هیچ شکی درآن نیست .» (طباطبایی،۱۳۶/۱۰) حقیقت قرآن همه حقایق را به صورت جامع درخود دارد ،نه اینکه مجموعه ای باشد از حقایق ،چرا که فرق است بین جامعیت و مجموعیت .جامعیت یعنی وحدت درعین کثرت ؛وحدت حقیقی مربوط به مقام بلند لدی اللهی و کثرت آن مربوط به نزول الی الناس است و خداوند مطالب عمیق عرفانی -فلسفی را درعبارتی جامع و ساده بیان کرده است ؛(و ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدرمعلوم) (حجر/۲۱) علامه طباطبایی ذیل این آیه می فرمایند : «این خزائن ازاین جهت متعددند که بعضی فوق دیگرند و عالی محدود به دانی نیست و هیچ محدود کننده ای ندارند . محدودیت ازخصوصیات این نشئه یعنی دنیاست و این خزائن همگی فوق عالم شهود هستند ،چون که خداوند آن را با وصف « عندنا » توصیف کرده است و خود فرموده که (ما عندکم ینفد وما عند الله باق) (نحل/۹۶) ، پس این خزائن ثابت و غیر متغیرند ،درحالی که اشیاء این عالم متغیر وفانی و غیرثابت هستند.» (طباطبایی،۱۱۲/۱۴)
اتحاد بین عربی مبین و قرآن حکیم
آنچه تا اینجا گفته شد ،این بود که قرآن کریم نزد خداوند دارای مقامی حکیم است که از مسیر قلب نبی اکرم(ص) بر زبان آن حضرت جاری شده است و درآن حقایق را تفصیل و توضیح داده است . اکنون به این مطلب می پردازیم که این الفاظ و کلماتی که ما درخدمت آن هستیم ، همان چیزی است که در«ام الکتاب » و لوح محفوظ بوده و جزنازل شدن تفاوت دیگری با آن ندارد .درواقع قرآن اصرار دارد که اتصال و یگانگی این دو را به ما بفهماند . علامه طباطبایی ذیل آیات آغازین سوره زخرف به وحدت بین «عربی مبین » و « ام الکتاب » اشاره دارند .ایشان می فرمایند : «این جمله (انه فی ام الکتاب) آنچه را که آیه قبلی بیان می کرد تأکید نموده و روشن می سازد و آن این بود که قرآن کریم در موطن اصیلش ما فوق تعقل عقول است . ضمیر در«انه » به کتاب برمی گردد و مراد از«ام الکتاب » لوح محفوظ است ، همچنان که آیه (بل هو قرآن مجید * فی لوح محفوظ )(بروج/۲۲-۲۱) به آن تصریح دارد .و اگرلوح محفوظ را ام الکتاب نامیده ،بدین جهت است که لوح محفوظ ریشه تمامی کتب آسمانی است.» (طباطبایی،۸۴/۱۸) درادامه می فرماید : «واگرکلمه قرآن را مقید به قید « ام الکتاب » و «لدینا » کرد ،صرفاً به منظور توضیح است نه احتراز.» (همان) ازمواردی که علامه طباطبایی به وحدت بین این قرآن و قرآن موجود در «ام الکتاب » تصریح می کند ،درتوضیح معنای کتاب درآیه اول هود است؛(کتاب احکمت آیاته …)(هود/۱) که معتقد است این کتاب مقروء با آن کتابی که درلوح محفوظ است ،متحد است ؛اتحاد تنزیل و تأویل.(طباطبایی ،۱۳۵/۱۵) درسوره واقعه نیزخداوند اصرار دارد که به مخاطب بفهماند قرآن کریم با اصل و خزینه اصلی خود اتصال و اتحاد دارد ؛(انه لقرآن کریم *فی کتاب مکنون * لا یمسه الاالمطهرون * تنزیل من رب العالمین ) (واقعه/۸۰-۷۷) مقتضای این آیات این است که این قرآن تنزل داده کتاب مکنون الهی است و درعین حال متحد با آن بوده ، چرا که این قرآن هم اکنون درکتاب مکنون است ،نه اینکه قبلاًبوده و دیگرازآن خارج شده است . اگر می فرمود ما آن را ازکتاب مکنون خارج کردیم و یا دو نوع فعل درباره قرآن و کتاب مکنون به کار می برد ،این شبهه را القا می کرد که قرآن کریم با قرآن مکنون ارتباطی قبلی داشته اند و الآن دیگرارتباطی ندارد . نکته دوم دراین آیات این است که ضمیر « انه‌»به همین الفاظ و کلماتی بازگشت دارند که درقرآن کریم موجود است ،به این معنا که کتاب الهی و آیات آن ،قرآنی با کرامت و کریمانه است .جمله بعدی چهره ای از چهره های پنهانی قرآن را رونمایی می کند که ظاهرنیست ؛درعمقی دست نیافتنی و مکنون است که جزبه براق طهارت به بارگاه آن نمی توان رسید و جزبا دست « مطهرون » ،این پرده کنارنخواهد رفت و این خود بزرگ ترین بشارت است برای ما که هرچند ازمکنونات آن بی خبریم ،اما این الفاظ و کلمات ازهمان سرچشمه زلال و ملکوتی نازل شده است و تا حدود زیادی صفات و خصوصیات آن مقام را در خود جای داده است . حال که با کمک بیانات علامه طباطبایی اتحاد بین این قرآن و حقیقت موجود در ام الکتاب ثابت شد ، توجه به این نکته لازم است که حقیقت اشیاء درمقام عنداللهی تک جهتی و یک بعدی نیست ،یک معنا می تواند درخود معانی مختلفی را داشته باشد ؛ نه به این معنا که درعین اینکه یکی است چند تا باشد ،بلکه یک معنای بلند است که در طول خود مطالب و معانی کوچک تری را جای داده است . دلیل چند بعدی بودن حقیقت قرآن همان دلیل جامعیت و کلیت مفارقات و مجردات است . عقول و مجردات حقایقی محدود و منحصر درحدود ماده نیستند .ازنظر وجودی هر چه اشیاء شدیدترشوند ،یعنی وجود کامل تری پیدا کنند ،جامعیت آنها نیزبیشترمی شود ،تا آنجا که درباره «بسیط الحقیقه » گفته می شود :«بسیط الحقیقه کل الاشیاء و لیس بشی منها » (صدرالمتالهین،الاسفار الاربعه ،۱۱۰/۶) یعنی بسیط حقیقی که خداوند متعال است ، همه اشیاء را درخود دارد .هرچند بسیط الحقیقه در فلسفه تنها به خداوند اطلاق شده است ،اما درباب مجردات به اندازه ای که بساطت دارند ،جامعیت پیدا می کنند.(صدرالمتالهین ،تفسیرالقرآن الکریم،۱۰۷/۶) ما از این جامعیت در خصوص حقیقت مجرده قرآن ، تعبیربه ذو وجودبودن و ذو وجوه بودن نموده ایم و بنا براتحاد بین ظاهر و باطن قرآن که در مطالب قبلی به اثبات رسید،ذووجوه بودن برای ظاهرکلمات نیز اثبات می گردد .این اتحاد به معنی عینیت نیست و ما نیزبرای اثبات ادعای خود نیازی به اثبات عینیت ظاهرو باطن قرآن نداریم ،بلکه آنچه دراین استدلال جنبه کلیدی دارد ،تجلی صفات قرآن مکنون درقرآن مقروء و ظاهراست که با اثبات اتحاد و ارتباط بین این دو مدعای ما اثبات می شود .به فرموده حضرت آیت الله جوادی ،نزول قرآن به نحو تجلی است نه تجافی ، قرآن حبل آویخته است نه طناب انداخته (جوادی آملی،/۳۷) هم اکنون که ما در خدمت قرآن هستیم ، این شاخه با اصل و ریشه خود درارتباط است و از آن نور و حیات می گیرد .
حلقه آخراستدلال
اکنون که ذوابعاد بودن قرآن درمقام باطن و ملکوت آن روشن شد و اتحاد و اتصال و وحدت بین این قرآن زمینی و آن قرآن ملکوتی تبیین شد ،به بیان این نکته می پردازیم که همان طورکه حقیقت قرآن چند بعدی و چند وجهی است ،این جملات و آیات و سوره ها نیزچند بعدی و ذو وجوه هستند .ما ازیک طرف اتصال و ارتباط شدید بین اجزای سوره را قائلیم و ازنظریه هندسه داربودن سوره های قرآن دفاع می کنیم ،اما از جهت دیگر معتقدیم الفاظ سوره ها شرح متنی بسیط و ذو ابعاد است ،چرا که آن مقام وقتی بخواهد درلباس لفظ برای اهل زمین ظهورکند ،چنین نیست که تنها یک صورت داشته باشد و تنها به یک هدف و مقصود منجرشود .هرسوره از قرآن کریم می تواند چند محور داشته باشد که بر اساس هرمحوری ،همه آیات نظم و نسق خاص به خود می گیرد و ساختاری متفاوت از شکل قبلی پیدا خواهد کرد . براین اساس می توان قائل شد که هرسوره دارای یک ساختارچند وجهی است ،نه یک وجهی. هرسوره از منظرها و براساس الگوهای مختلف می تواند ساختارهای متفاوتی را از خود به نمایش بگذارد ،حتی می توان گفت یک آیه دریک سوره آن چنان نقش کلیدی دارد که با معانی مختلف خود ساختارهای متفاوتی را ازکل سوره به ما نشان بدهد . به فضل الهی دربخش آینده به بررسی این نظریه دردو سوره حشر و حدید می پردازیم و به طور واضح چند بعدی بودن هندسه سوره های قرآن را دراین دو سوره به نمایش می گذاریم . ازآنجا که این نظریه قائل قبلی نداشته یا راقم این سطور به آن دست نیافته است (البته بعد ازفحص) ،ازاین رو دیدگاه صاحب نظران دراین زمینه قابل نقد و بررسی نبوده است .لکن به طورکلی می توان گفت کسانی که نظریه وحدت موضوعی سوره ها را قبول نکرده اند ، به طریق اولی هندسه چند وجهی سوره ها را نیزنپذیرفته اند .اما در بین قائلین به وحدت موضوعی و ساختارهندسی سوره ها ،ممکن است گروهی نسبت به ارتقای آن نگاه مثبت داشته آن را بپذیرند و گروهی آن را تکلف بی فایده بدانند .
اعجازقرآن در پرتو ساختار چند وجهی سوره ها
درباره نتایج این نظریه تنها به این مطلب اشاره می کنیم که اعجاز قرآن کریم که با تحدی قرآن در آوردن همانند آن از صدر اسلام تا امروز پا برجاست ، در پرتو این نظریه بیشتر و بهتر قابل تبیین و دریافت است . قرآن کریم همه را به این معنا دعوت می کند که چطور ممکن است شخصی مکتب نرفته در محیط به دور از علم آن روزحجاز متنی را بیاورد که مانند یک بنای چند وجهی دارای ابعاد لفظی مختلفی باشد و در عین حال هر وجه از وجوهش پاسخی باشد به مشکلی از مسائل و مشکلات بشر در طول سالیان دراز حیات زمینی انسان تا مبادا بگوید خداوند مرا بدون راهنما و برنامه زندگی رها کرده است؟! از طرف دیگراعجاز بلاغی قرآن برای اهل فن امری دشواراست ، چه رسد مردم عادی که از زبان عربی بیگانه اند ، تا چه رسد به نکات ظریف بلاغی و ادبی . اما با مطرح کردن ساختارهای مختلف در بستریک سوره و تفکردراین مسئله ،درک و دریافت اعجاز قرآن امری فراگیرتر خواهد شد . کسانی که می خواهند خود اعجازقرآن را با گوشت و پوست خود لمس کنند ،‌ازاین طریق می توانند سواربرکشتی تدبر و تفکردرآیات شده و در دریای بی کران قرآن کریم سیر و سیاحت کنند و زیبایی های قرآن را بیش از پیش دریابند و ازاین طریق به باطن شگفت انگیز قرآن کریم نزدیک شوند .
 
منبع:نشریه پژوهشهای قرآنی ،شماره ۵۸٫ ادامه دارد…

برچسب ها: shia
نوشته قبلی

نظریه هندسه چند وجهی سوره های قرآن (۲)

نوشته‌ی بعدی

فاطمه یگانه گوهر خلقت

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)
پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

نوشته‌ی بعدی

فاطمه یگانه گوهر خلقت

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

سیره اخلاقی امام جواد (ع)

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

امام حسن (ع) و سیاستِ صحیحِ اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا