هجرت خورشید
ولولهاى غريب در جمعشان افتاده بود و هر كس چيزى مىگفت. در اين هنگام، ابوجهل برخاست. با اشاره دستحاضران رابه سكوت دعوت كرد و چنين گفت: مسلمانان دستهدسته به يثرب مىروند. محمد هنوز در مكه است; اما او نيز ممكن است همين روزها از شهر خارج شود. بايد چارهاى انديشيد. بزرگان قريش، با او چه كنيم؟ از هر سوى مجلس، صدايى بلند شد: - او را به غل و ...










