10 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۷)

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اشکال ششم. نفوذ اسرائیلیات و احادیث موضوعه در تفاسیر امامیهنفوذ اسرائیلیات و احادیث موضوعه در تفاسیر امامیه از دیگر اشکالاتی است که مخالفان بر تفسیر امامیه می گیرند. در نگاه مخالفان پذیرش چنین اخباری سبب هدم اسلام و معانی قرآن است و به دنبال آن دو شرافت و حرمت اهل بیت را نیز نابود خواهد کرد، چرا که کرامت آنان برگرفته از آن دو است. این اخبار نزد امت اسلامی شناخته شده نیست و نقل آنها تنها توسط شیعه وثاقت آنها را از بین می برد چون به انگیزه ی بدعت و استخدام در راستای عقاید مذهبی شیعه بوده است. عموم این اخبار در تعارض صریح با قرآن اند و آنچه صدور آن از رسول خدا ثابت نباشد موضوع است و نشانه های وضع در آنها آشکار است و سزامند نیست که دینی استوار بر چنین اباطیلی باشد. هیچ گونه نصی دینی که مردم را الزام به پذیرش چنین روایاتی بکند وجود ندارد چون معصومی جز صاحب شریعت یعنی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) وجود ندارد و قرآن تنها دستور به اخذ از ایشان داده است و اگر روایات ائمه آل البیت با قرآن و سنت صحیح نبوی موافق بودند، مورد قبول اهل سنت است. اساس این روایات استوار بر افرادی است که معروف به کذب و ناراستی در دینشان بودند و ائمه آل البیت از آنان برائت جسته اند و به خاطر دروغگویی شان از مجالس خود دورشان ساخته اند. کتابهای رجالی شیعه نیز آکنده از جرح آنان است. وجود چنین اخباری دلالت بر درستی سخن اهل سنت در حق شیعه دارد که شیعیان قومی هستند که حدیث وضع می کنند و آن را دین خود قرار می دهند و بیش از ۳۰۰ هزار حدیث وضع کرده و به امامان نسبت داده اند که البته اگر تفاسیر آنان را جستجو کنیم بیش از این عدد خواهد بود و بیشترینه ی این روایات بیش از اینکه شأن اهل بیت را پایین بیاورند بالا نمی برند.(۱) آنچه آمد ارزیابی مخالفان از روایات در برخی از تفاسیر مأثور امامیه بود که مؤلفان آنان شیعی هستند. افزون بر تفاسیر اثری به برخی از تفاسیر معتبر شیعه چون مجمع البیان طبرسی نیز اشکال کرده اند. مخالفان بر این باورند که تفاسیر قرآن باید عاری از اسرائیلیات باشند، لذا به طبرسی اشکال می کنند که او فراوان به نقل اسرائیلیات پرداخته و مواردی از آنها را بدون نقد ذکر کرده است.(۲) استناد وی در این موضوع مطالبی است که طبرسی ذیل آیات مربوط به استغفار داود، قضاوت (۳) و همچنین ازدواج او با همسر اوریا گزارش کرده است.(۴)عسّال ریشه ی پیدایش وضع در حدیث و انحراف در فهم قرآن را فتنه و انشقاق امت اسلامی به فرقه های مختلف بیان می دارد که در اثر آن هر فرقه ای تلاش کرد بر فرقه ی دیگر غالب آید و در این هدف به دنبال دستیابی به مستندی از کتاب و سنت بود که مبانی و آراء آن را تأیید کند. از همین جا وضع و جعل حدیث شروع شد و شیعه سخنانی را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، علی (علیه السلام) و پسران وی در تفسیر قرآن نسبت دادند که در تأیید مذهب شیعه بودند؛ به همین سان خوارج و معتزله به قصد تأیید و ترویج مذهب خود روایاتی را به رسول خدا نسبت دادند.(۵) شایان ذکر است که عسّال تحت تأثیر منهاج الاعتدال ابن تیمیه ( که سراسر رد شیعه است ) نقل می کند که شیعیان دروغگوترین مردمان در نقلیات و جاهل ترین آنان در عقلیات اند و در غلو و جهل شبیه مسیحیان اند. وی پس از نقل سخنان ابن تیمیه می گوید کلام شیخ الاسلام سخن حقی است که در آن ریبی نیست و مصداق آن در اخبار شیعه است و رجالی که در نقل اخبار به آنها اعتماد می کنند و به آل البیت نسبت می دهند حال آنکه امامان خود از آنان برائت جسته اند.(۶) خلاصه ای از دیدگاه های وی در تبیین نفوذ اسرائیلیات و احادیث موضوعه در تفاسیر امامیه چنین است:الف) تفاسیر شیعه پر است از اسرائیلیات و کسی از آنان به نقد آنها نپرداخته و حتی بدان تنبّه نداده است؛ حتی گاه چنین روایاتی را به امامان آل البیت نسبت داده اند تا نوعی وثاقت و اعتبار به آنها ببخشند.(۷) وی در ادامه نمونه هایی از ورود اسرائیلیات در تفاسیر شیعه را گزارش و به نقد آنها می پردازد لکن طبرسی را در مجمع البیان از جمله مفسرانی برشمرده است که به ساختگی بودن برخی از روایات و اسرائیلیات تذکر داده است، همانند داستان ساختگی حضرت داود (علیه السلام) و همسر اوریا (۸). از نگاه وی در بیشتر قصه های قرآنی اسرائیلیات در تفاسیر شیعی، همانند تفسیر قمی، امام عسکری و شبّر نفوذ کرده است که هیچ یک با عقل سازگاری ندارد. البته وی اعتراف دارد که اسرائیلیات اختصاص به شیعه ندارد و در تفاسیر اهل سنت نیز رخنه نموده است لکن در نحوه ی تعامل مفسران شیعه و سنّی با این مسأله دو تفاوت وجود دارد:۱٫ مفسران شیعه با انتساب اسرائیلیات به امامان خود نوعی رنگ شیعی به آنها داده اند و آنها را در خدمت ادعای خود یعنی الزام به پذیرش ولایت آل البیت به کار برده اند. شیعیان، با اسناد اسرائیلیات به امامان، به دنبال این هدف بودند تا اثبات کنند که دلیل هلاکت قومی یا عتاب پیامبری از اقوام و انبیای پیشین عدم موالات آنان نسبت به آل البیت یا عدم عزم در پذیرش ولایت علوی بوده است و عامل ترفیع و وصول به پیروزی آنان را در گرو عزم در پذیرش ولایت علوی توجیه می کنند و اینچنین دروغ بودن اسرائیلیات را با دروغی بزرگ تر از آن توجیه کرده اند.۲٫ سیطره ی اسرائیلیات در تفاسیر شیعه آشکار و روشن است بدون اینکه مفسری از آنان چنین روایاتی را انکار نماید یا نقد کند، لکن مفسران اهل سنت به این نکته توجه داشته و با وجود قلت نسبی اسرائیلیات در تفاسیر سنّی، شمار زیادی از مفسران به نقد آنها اهتمام ورزیده اند لکن احدی از شیعه جرأت نقد آنها را نداشته است و دلیل آن همان گرایش شیعی دادن به اسرائیلیات و اِسناد دادن بیشترینه ی آنها به آل البیت است.ب) در احادیث موضوع نیز شیعه نقشی بسیار پررنگ در جریان وضع احادیث داشته است.(۹) تفاسیر شیعه آکنده از اخباری است که عقل آنها را تأیید نمی کند و افزون بر این، در تعارض آشکار با قرآن و سنت نبوی هستند.(۱۰) اخبار شیعه به طور کلی سه گونه اند: اخبار منسوب به امامان شیعه که نقل آنها تنها به شیعه اختصاص دارد و امت اسلامی با چنین اخباری آشنا نیست؛ اخبار موضوعی که امت اسلامی جهت تنبیه به مجعول بودن آنها و برحذر داشتن از عمل به آنها نقل کرده است، لکن علی رغم مجعول بودن این دسته از اخبار آنها را اخذ نموده و آیاتی را مطابق آن تفسیر نموده اند؛ اخبار صحیحی که امت اسلامی آنها را از رسول خدا نقل کرده و شیعه آنها را اخذ نموده و در آنها افزوده هایی را وارد کرده و در خدمت ادعاهای خود قرار داده است. نوع نخست اغلب اعم و بسیار فراوان در تفاسیر شیعه یافت می شود.عسّال نمونه هایی از این روایات را گزارش می کند و به زعم خویش تک تک آنها را باطل و مردود و وجهی را برای بطلان آنها بیان می دارد و گاه آنها را چنان واضح البطلان می داند که نیازی به اقامه ی دلیل برای اثبات بطلان ندارند.(۱۱) گاه آنها را خرافه و خیالی بیش نمی خواند و گاه آنها را به کفریات توصیف می کند و از حکایت آنها به خدا پناه می برد.(۱۲) نوع دوم اخباری هستند که اهل سنت به جهت کاذب بودن راویان یا مخالفتشان با اصلی از اصول دین یا امری که اجماعی نزد آنان است، حکم به وضع و کذب آنها داده اند. از نگاه عسّال در وضع تعمد کذب از سوی واضع شرط نیست و چه بسا برخی از موضوعات با حسن نیّت به قصد ترغیب و ترهیب جعل شده باشند همانند احادیث فضایل سوره ها. کتابهای متعددی از اهل سنت در تبیین موضوع بودن چنین روایاتی برای هشدار دادن مخاطبان نوشته شده است و با وجود چنین آثاری حجت برای افرادی که بخواهند بر اساس این روایتها قرآن را تفسیر کنند یا به آنها استناد کنند تمام است. با این حال، شیعه چون این روایتها را ابزاری مناسب در راستای ادعاهای خود دیده است آنها را به خدمت گرفته، و در تفسیر قرآن از آنها بهره جسته و علیه اهل سنت احتجاج نموده است بدون اینکه تذکر بدهند این روایات نزد اهل سنت محکوم به وضع هستند و به صرف وجود آنها در منابع روایی سنی به آنها استناد کرده اند. شیعه با سکوت خود حقیقت را استتار کرده و بالاتر از چشم پوشی از حقیقت و تدلیس اینکه به صراحت گفته اند این روایت مطابق معیارهای روایی اهل سنت، صحیح هستند.(۱۳)
پاسخالف.در اینکه تفاسیر باید از اسرائیلیات تهی باشند، با مخالفان موافقیم و امامیه اگر به اسرائیلی بودن حدیث یا هر مطلبی قطع پیدا کند، بدون هیچ تردیدی حکم به بطلان آن خواهد داد. این امری است بدیهی و کسی در درستی اعتقاد به آن تردید ندارد و قبلاً اشاره کردیم که محققان امامیه در نقد تفاسیر مأثور به این نکات توجه داشته و در آسیب شناسی روایات تفسیری بدان تذکر داده اند. لذا مفسران بزرگ امامیه از استناد به اسرائیلیات به عنوان منبع معتبر در تبیین آیات خودداری می کنند و احیاناً اگر فردی سهواً یا عمداً مرتکب چنین خطایی بشود، از مبنای امامیه عدول کرده و نمی توان اشتباه وی را به حساب امامیه گذاشت.ب. به استناد دلیل خود مخالفان که صِرف وجود روایتی موضوع در جوامع حدیثی اهل سنت دلیل بر پذیرش آن از سوی مفسران سنّی نیست، در نزد محققان امامیه نیز قضیه همین گونه است و نفس نقل خبری در یک کتاب حدیثی شیعه دلیلی بر اعتبار آن نیست. وانگهی اگر روایتی با مبانی اعتقادی شیعه و اصول مسلم اسلامی ( قرآن و سنت معتبره ) و ادله قطعی عقلی و تاریخی در تضاد باشد و به هیچ گونه قابل جمع نباشد، مردود و باطل است و استناد به آن در هیچ عرصه ای از معارف اسلامی جایز نیست.ج. صِرف گزارش مطالبی از اهل کتاب یا از نوع اسرائیلیات در یک تفسیر یا هر کتابی دیگر به معنای پذیرش آنها از سوی مفسّر یا مؤلف نیست. این همان نکته ای است که مخالفان در نقد تفاسیر معتبر امامیه چون مجمع البیان از آن غفلت ورزیده اند، در غیر این صورت مخالفان باید همین اشکال را درباره ی تفاسیری چون جامع البیان طبری و الدر المنثور سیوطی نیز بپذیرند، چرا که مطالب از این دست فراوان در آنها دیده می شود. وانگهی آنچه مخالفان از اسرائیلیات فراوان در مجمع البیان یاد کرده اند، تهمتی بیش نیست و دست ذهبی از گزارش بیش از یک مورد تهی بوده است. اگر در مجمع البیان، از اسرائیلیات مطلبی ذکر شده، باید گفت موارد آن چنان که ذهبی می پندارد، فراوان نیست و مصادیق آن محدود است. مواردی را که طبرسی نقل کرده، گونه ای گزینش از آنها است که کمترین اشکال بر آن باشد.(۱۴) از ویژگیهای روش تفسیری مجمع البیان، توسعه در نقل اقوال متعدد و سپس نقد آنها است. در مثال مذکور نیز ایشان به نقل اقوال پرداخته و درصدد بیان آیه ی شریفه بوده است که خداوند می فرماید: « فغفرنا له ذلک » ( ما این عمل را بر او بخشیدیم ). طبرسی در مقام علت استغفار، مطالبی را براساس شیوه ی خود که توسعه ی اقوال برای تبیین آیه است می آورد و هیچ گاه درصدد اثبات گناه برای حضرت داود نیست، بلکه او نیز، همانند دیگر مفسران امامیه، معتقد به عصمت پیامبران است. چنان که مفسران شیعه بیان کرده اند، استغفار حضرت داود یا برای ترک اولی، یعنی عجله در قضاوت است و یا خطای او همانند خطای حضرت آدم در بهشت در ظرف تمثل بوده است و نه در مقام تکلیف و تشریع تا با عصمت او ناسازگار باشد. طبرسی پس از نقل برخی از اقوال، به تکذیب آنها می پردازد و آنها را نادرست می داند، اما ذهبی به آن توجه نکرده است.(۱۵) طبرسی می گوید: « و اما ما ذکر فی القصه ان داود… ممّا لا شبهه فی فساده؛ برخی از مطالبی که در مورد داود گفته شده، بدون تردید باطل و نادرست است. »(16) میان عسّال و ذهبی در ارزش گذاری روش طبرسی در نقد اسرائیلیات اختلاف نظر وجود دارد، زیرا در داستان داود و اوریا دو دیدگاه متضاد از عملکرد وی دارند. ظاهراً عسّال که درنگ بیشتری از ذهبی در مجمع البیان داشته، طبرسی را از اتهام ذهبی مبرا می بیند. این نشانه ی شتاب زدگی مخالفان در ارزیابی تفاسیر امامیه و گزینشی برخورد کردن با آنها است.د. سکوت شیعه در برابر احادیث موضوع و اسرائیلیات، اتهام و دروغی بس بزرگ است و از نظر تاریخی سخنی مردود و سخیف به شمار می آید و نشانه ی جهل گوینده اش می باشد. زیرا تاریخ تشیع آکنده است از برخوردهای امامان با این جریانها. امامان با تبیین معیارها و ملاکهای نقد حدیث مانند مخالفت حدیث با قرآن، تنافی با سنت نبوی و ناسازگاری با عقل و آموزه های اصلی اسلام، به طور جدی وارد کارزار برخورد با واضعان و جاعلان حدیث شدند و برخی از روایات ساختگی را از بلندای تقدس فروکشیدند و با کاربرد همان ملاکها نمونه های عملی نقد را در پیش روی محدثان و عالمان نهادند.(۱۷) امام علی (علیه السلام) قصه پردازان را از مساجد بیرون کرد(۱۸) و تهدید کرد که هرکس ماجرای داود (علیه السلام) را آن گونه بگوید که قصه سرایان پرداخته اند، او را ۱۶۰ تازیانه می زنم، زیرا حدّ افترا بر پیامبران چنین است.(۱۹) امامان بعدی نیز قصه پردازان دروغین را جزو خائنان به آیات الاهی (۲۰) و از غاوون (۲۱) دانسته اند. امام صادق (علیه السلام) گوش سپردن به سخنان آنان را گوش دادن به شیطان معرفی کرد.(۲۲) معرفی کلی واضعان، افشای واضعان و برخورد عملی از دیگر اقدامات اهل بیت در برخورد با جریان وضع و جعل در حدیث بود.(۲۳) این رویارویی از سوی شیعیان پی گیری شد. در حقیقت، امامان شیعه پیروان و شاگردان خود را نیز به این میدان کشیدند و آنان را به رویارویی با وضع و تحریف برانگیختند. ائمه مشوق عرضه و نقد احادیث اهل سنت و نیز غالیان بودند (۲۴) و از نظرهای عالمان اهل کتاب و عقیده مردم درباره پیامبران و آیات قرآن می پرسیدند و بدین ترتیب معیارهای نقد و پی بردن به وضع را به دست می دادند. بر این اساس، راویان و عالمان شیعه به پیروی از ائمه به مقابله با جریان وضع پرداختند و دامنه ی نقد حدیث را توسعه دادند. روایات شیعی دقت در اخذ حدیث، مقابله و عرضه ی نسخه، عرضه ی حدیث، را معیارهای خود در نقل حدیث قرار دادند(۲۵) و عالمان شیعه که متأخر از راویان و اصحاب ائمه بودند، تلاشهای زیادی را در پالایش احادیث انجام دادند که اوج این پژوهشهای انتقادی در حوزه قم و بغداد بوده است.(۲۶) در نتیجه، ادعای رخنه ی اسرائیلیات در تفاسیر امامیه خلاف حقیقت است. بسیاری از تفاسیر اجتهادی امامیه از التبیان شیخ طوسی تا المیزان علامه طباطبایی نه تنها عاری از چنین احادیثی هستند، بلکه به رد و نقد اسرائیلیات نیز پرداخته اند. پس سخن عسّال و همگنان وی در این باره گزینشی و خلاف منطق تحقیق است. وانگهی صرف استناد به چند تفسیر مأثور که از نظر خود امامیه نیز اعتبار آنها محل تردید است نمی تواند بیانگر دیدگاه امامیه در اسرائیلیات و موضوعات باشد.هـ. در اینکه فتنه ها، زمینه ساز انشعاب فرقه ای و در نتیجه شروع جریان وضع و جعل بوده است با مخالفان موافقیم، لکن نکته ای که جای سؤال دارد، آغازگران این فتنه و زمینه سازان آنها و اهداف پشت پرده ی فتنه گران است. تاریخ اسلام گواهی می دهد که دلیل اصلی جداشدن شیعه از جریان خلفا سقیفه بوده است؛ جریانی که در مقابل نصوص قطعب نبوی و صراحت آیات قرآنی ایستاد و جامعه ی نوپای اسلامی را در امر مدیریت و امامت دچار پسرفت نمود. طبیعی است که این فتنه ی بزرگ فضای جعل و وضع را برای مخالفان فراهم آورد و زمینه را برای درهم آمیختن غث و سمین، صحیح و سقیم فراهم ساخت. عسّال مقصود خود از الفتن در عبارت « لما ظهرت الفتن و انشقت الأمه إلی فرق کل فرقه تناهض الاخری » را مشخص نکرده است. آیا جز این است که سقیفه نخستین بذر دوگانگی یا چندگانگی در میان امت اسلامی را پاشاند و در فتنه ی عثمان، صفین، نهروان و جمل ثمرات آن را درو کرد و فتنه های دیگر را در تاریخ اسلام رقم زد؟ مگر سخن رسول خدا در حدیث ثقلین جز این است که راز سعادت و هدایت در تمسک همزمان به ثقلین است؟و. بزرگان امامیه هیچ روایتی را به صِرف اینکه مفاد آن مدح اهل بیت یا قدح مخالفان آنان باشد، معتبر نمی شمرند، بلکه اعتباریابی یک متن به عنوان حدیث در اندیشه ی امامیه شرایط و ضوابط خاص سندی، رجالی و فقه الحدیثی را دارد و بعد از احراز صحت و اطمینان از ویژگیهای سندی و متنی به آنها اعتماد می کنند. از این رو، ویژگی محتوا و مفاد حدیث از معیارهای اعتباریابی متنی به عنوان حدیث در شیعه نیست و احدی از علمای امامیه چنین معیاری از شرایط حدیث صحیح یاد نکرده است. همه ی اینها نشان از جهل مخالفان نسبت به مبانی حدیثی امامیه است.ز. در این مطلب با عسّال موافقیم که برخی از دشمنان تشیع و مخالفان اهل بیت همانند غالیان، روایاتی غلو آمیز در شأن و منزلت امامان جعل کردند و ردیابی از آنها در برخی از کتابهای شیعی برجای مانده است؛ لکن به استناد سخن عسّال، همین جریان و راویان آنها از سوی امامان آل البیت مورد طرد و لعن قرار گرفتند و سخنان باطل آنها مورد نفی امامان قرار گرفتند، یعنی فاقد اعتبارند و نمی توان براساس آنها شناختی نسبت به مقام امامان پیدا کرد. وانگهی این دسته از روایات که در کتابهای غیرمعتبر و ضعیف شیعی نقل شده اند به هیچ وجه بیانگر دیدگاه امامیه نیستند.
ادامه دارد…
پی‌نوشت‌ها:
۱٫عسّال، الشیعه الاثنی عشریه، و منهجهم فی التفسیر، الاولی، منصور للطباعه و التوزیع، ۱۴۲۷ق، بی جا، ص ۱۸۷-۱۸۸٫۲٫ ذهبی، التفسیر و المفسرون، ج۲، ص ۹۹٫۳٫ ص ۲۱-۲۵: « و هل أتاکَ نبأُ الخَصم إذ تَسَوَّرو المِحراتَ إذ دَخَلوا عَلی داوودَ فَفَزعَ مِنهُم قالوا لا تَخَف خَصمانِ بَغی بَعضُنا بَعضٍ فَاحکُم بَینَنا بِالحَقِّ و لا بُسطِطْ و اهدِنا إلی سَواءِ الصِّراطِ إنّ هذا أخی لهُ تِسعٌ و تِسعونَ نَعجَهً و لِیَ نَعجَهً واحِدهٌ فَقالَ أکفِلنیها و عَزَّنی فِی الخِطابِ قالَ لَقد ظَلَمَک بِسُؤالِ نَعجَتِکَ إلی نِعاجهِ و إنّ کثیراً مِنَ الخُلَطاءِ لَیَبغی بَعضُهُم عَلی بَعضٍ إلاّ الّذین آمَنوا و عَمِلوا الصالِحاتِ وَ قلیلٌ ما هُم و ظنَّ داوود أَنّما فَتنّاهُ فَاستَغفَرَ رَبّهُ و خَرَّ راکِعاً و أنابَ فَغَفَرنا لهُ ذلک و إنَّ لَهُ عِندَنا لَزُلفی و حُسنَ مَآبٍ یا داوودُ إنا جَعلناکَ خلیفهً فی الأرضِ فَاحکُم بینَ الناس بِالحَقِّ وَ لا تَتبع الهَوی فیُضِلَّکَ عَن سَبیلِ الله إنّ الَّذین یَضِلّون عَن سَبیل اللهِ لهُم عَذابٌ شدیدٌ بِما نَسوا یَومَ الحِسابِ. »4. طبرسی، مجمع البیان، چاپ اول، الاعلمی، بیروت، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص ۳۵۳٫۵٫عسّال، ص ۱۱۲٫۶٫ همان، ص ۱۸۸-۱۸۹٫۷٫ همان، ص ۱۶۵٫۸٫همان، ص ۱۶۹٫۹٫همان، ص ۱۷۲٫۱۰٫همان، ص ۱۷۳٫۱۱٫همان، ص ۱۷۵٫۱۲٫همان، ص ۱۷۷٫۱۳٫همان، ص ۱۷۹٫۱۴٫سید رضا مؤدب، « نقد آرای ذهبی در معرفی مجمع البیان »، طلوع، شماره ۱۲، زمستان ۱۳۸۳ش، ص ۷۴٫۱۵٫همان.۱۶٫طبرسی، پیشین، ج۱، ص ۶۰۳٫۱۷٫عبدالهادی مسعودی، وضع و نقد حدیث، انتشارات سمت، تهران، ۱۳۸۸ش، ص ۱۸۷٫۱۸٫کلینی، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری، سوم، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۷ق، ج۷، ص ۲۶۳، ح۲۰٫۱۹٫شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج۲، ص ۱۷۱؛ مجلسی،‌ بحارالانوار، ج۱۴، ص ۲۶، ح۶٫۲۰٫عیاشی، تفسیر العیاشی، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، مکتبه العلمیه الأسلامیه، طهران، بی تا، ج۲، ص ۳۶۲٫۲۱٫ مجلسی، پیشین، ج۷۲، ص ۲۶۴، ح۱٫۲۲٫کلینی، پیشین، ج۶، ص ۴۳۴، ح۲۴٫۲۳٫رک: عبدالهادی مسعودی، پیشین، ص ۱۸۹-۱۹۷٫۲۴٫صفار قمی، بصائرالدرجات، ص ۲۷۴، ح۶٫۲۵٫رک: عبدالهادی مسعودی، پیشین، ص ۱۹۸-۲۰۳٫۲۶٫همان، ص ۲۰۴- ۲۱۴٫منبع مقاله :راد، علی، (۱۳۹۰)، مبانی کلامی امامیه در تفسیر قرآن: با رویکرد نقّادانه به آرای ذهبی، عسّال و رومی، تهران: سخن، چاپ اول

مقالات مرتبط :
اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۱)اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۲)اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۳)اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۴)اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۵)اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۶)اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۸)
 

نوشته قبلی

اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۸)

نوشته‌ی بعدی

اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۶)

مرتبط نوشته ها

ضرورت تشکیل حکومت جهانی
انقلاب مهدوی

ضرورت تشکیل حکومت جهانی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

اشکالات اهل سنت به مبانی کلامی شیعه در تفسیر و پاسخ آن (۶)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

غلو از دیدگاه تشیع

غلو از دیدگاه تشیع

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

ارزیابی قیام مختار

ارزیابی قیام مختار

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا