قال اللّه الحیکم فى محکم کتابه الکریم: “إِنَّ الّذینَ یُبلِّغون رسالات اللّه ویخشونهُ ولا یخشون اَحَداً إلّا اللّه وکفى باللّه حسیباً”[۱]ابلاغ رسالت، وظیفه اى بر عهده روحانیان و از شؤون آنان است. همچنان که از شؤون انبیا و اولیاى الهى بوده است.تبلیغ گاهى زبانى و گاهى عملى است. درگذشته، حرف زدن، نشستن، نماز خواندن، راه رفتن و برخورد شخصیت هاى اخلاقى، براى ما طلاب جوان آن روز، درس آموز بود. تبلیغ عملى بهترین تبلیغ است. رفتار و حرکات و سکنات ما در جاهایى که به تبلیغ مشغول هستیم، مؤثرتر از بیانات ما است.پایه هاى تبلیغابلاغ و ترویج احکام، باید بر دو پایه بیم و نوید باشد، “رسلاً مبشّرین و منذرین”[۲] توازن را باید مراعات کرد. اگر در یک جلسه درباره شفاعت سخن گفتیم، در جلسه دیگر باید در کیفر اعمال سخن گفت. ما معتقدیم اسلام دین وسط است، “وکذلک جعلناکم اُمهً وسط اً”.[۳]برخلاف یهود، مبلغان آنان به قدرى درباره رحمت سخن گفته اند که یهودیان جمعیتى طاغى و یاغى گشته اند. در حالى که نصارا در نقطه مقابل آنان مى باشند ـ نه نصاراىِ اسمى بلکه نصاراى واقعى ـ محور وعظ آنان غالباً بر بیم و رهبانیّت است. در مقابل این دو، اسل ام است که مى فرماید: “وکذلک جعلناکم اُمّهً وسطاً” در هدایت هر دو محور را درنظر بگیرید. مردم را مغرور نکنید، مأیوس نیز نشوند.در بعضى از یادداشت ها آمده است، شاعرى زبردست و ولایى و علاقه مند به اهل بیت(علیهم السلام) به نام “حاجب” در تهران شعرى درباره امیرمؤمنان(ع) سرود و شب، امیرمؤمنان(ع) را در رؤیا دید و قصیده را تا بیت آخر خواند:
حاجب اگر معامله حشر با على است من ضامنم تو هرچه بخواهى گناه کنامیر مؤمنان در عالم رؤیا به او فرمود: شعر خود را عوض کن، این شفاعت غرورآفرین است. خلاف واقع است. این گونه بگو:
حاجب اگر معامله حشر با على است شرم از رُخ على کن و کم تر گناه کنویژگى هاى مبلِّغموضوع دیگر، خدا ترسى مبلِّغ است، “یخشونَهُ”، در مبلِّغ باید حالت خدا ترسى باشد. فقها عدالت را به انواع و اقسام تقسیم کرده اند، امّا عصاره همه تعریف ها، حالت خداترسى است. اگر واقعاً حالت خداترسى در فرد، محقّق باشد، مى تواند مبلِّغ شود و امّا اگ ر این حالت در او نباشد، نمى تواند مبلِّغ الهى شود.خدا رحمت کند مرحوم آیه الله بروجردى، گاهى مرحوم حاج على آقاى شیرازى را دعوت مى کرد، در همین فیضیه منبر مى رفت، منبرش قلب ها را مى لرزاند، به آیات خوف که مى رسید اشک از گوشه چشمانش سرازیر مى شد. هنگامى که به آیات عذاب مى رسید، گریه اش بلند بود. خدا رحمت کند مرحوم علّامه مطهرى ـ اعلى اللّه مقامه ـ ساخته و پرداخته این استاد بود و چون خداترسى داشت، سخنانش از دل بر مى خاست.مرحوم آیه الله بروجردى گاه و بى گاه برخى از آیات را عنوان مى کرد، هنگامى که به مسایل معاد مى رسید، گریه مى کرد، مجتهدان و بزرگان نیز اشک مى ریختند. وقتى آیه “یا ایُّها الناس انتم الفقراء الى اللّه واللّه هوالغنىّ الحمید”[۴] را تفسیر کرد غوغای ى در دل آن جمع که تعدادى از آنها درگذشته اند و بعضى باقى مانده اند، انداخت.”ولا یخشون احداً” در حالى که از خدا مى ترسد، ترس غیر خدا در وجود و هستى او نباشد، چنین نباشد که بخواهد با سخنانش مستمع را خوشحال کند، بلکه باید سخنى بگوید که خدا را خوشحال کند. اینها مقیاس هاى یک مبلّغ است.تنها محکمات را تبلیغ کنیمتبلیغ باید “رسالات الله” باشد. سخنى که مى گوییم سخن اسلام باشد و به درستى و اتقان آن یقین داشته باشیم و بدانیم آنچه دراختیار شنونده قرار داده ایم، واقعاً قال الله، قال الرسول(ص)، قال الصادق(ع) است.تنها از کتاب هاى معتبر و از گفتار علماى معتبر نقل کنیم و از غیر آن بپرهیزیم. هیچ مکتبى در اسلام و ادیان دیگر به غناى مکتب شیعه نیست. شما از اهل بیت(علیهم السلام) در فقه و اخلاق صدهزار حدیث دارید و در میان اینها احادیثى مانند درّ است، بر اینها اعتماد کنید.حضرت امام(قدس سره) استاد بزرگوارم در پاسخ سؤال بنده فرمودند: براى درس اخلاق تنها و تنها به وسایل الشیعه و اصول کافى مراجعه مى کنم.همین اربعین که از حضرت امام (قدس سره) چاپ شده، روایات آن را در حدّ خودتان پرورش دهید، بهترین سازنده جوان و جامعه است.آسیب شناسى فرهنگى و تبلیغىدر گذشته موج تبلیغات بهایى ها و بابى ها و پس از آنان مارکسیست ها بود که با کار فکرى و فرهنگى و تبلیغى ـ به ویژه فعالیّت هاى فکرى مرحوم علامه طباطبایى ـ تلاش هاى سوء آنان را بى اثر کردیم و در بین جامعه اثر قابل ملاحظه اى از آنان باقى نمانده است ، گرچه هنوز نیز نباید از آنان غافل شد.امّا امروز، موج فعالیّت هاى وهابیّت، جامعه اسلامى را تهدید مى کند. این فرقه به عنوان ابزار استعمار سعى مى کند در بین مسلمانان نفوذ کند. و اعتقادات آنان را منهدم کند. لذا بر ما است، مسایل مربوط به وهابیّت و قوانین و قواعد آنها را بیاموزیم و پاسخ هاى متناسب با آنها را فراگیریم.در حوزه علمیه قم باید مبحث ولایت اهل بیت(علیهم السلام) و آنچه مربوط به آن است، یک ماده درسى مستقل شود، و در این باره، مبلّغان آموزش داده شوند و مطالب آنها را درک و پاسخ ها را آماده کنند. بهترین روش در این کار فرهنگى، تکیه بر مثبتات و توضیح و تبیی ن علمى امورى است که اینها با آن عناد مى ورزند.کار فرهنگى براى جواناننکته دیگر توجه به جوانان است. در حال حاضر، بیشتر جمعیت کشور را جوانان تشکیل مى دهند، مسأله جوانان، مسأله مهمى است و در مکتب ما ریشه دیرینه دارد، همچنان که در روایت مى فرمایند: “علیکم بالأحداث فانّهم اسرع الى کل شى ء”. نگذاریم جوانان را از ما بگ یرند و قلوب آنها را با ایجاد شک و شبهه در مبادى تشیع آلوده کنند.نکته دیگر آن است که مبلِّغ باید هوشیار باشد و ابزار تبلیغ را متناسب با محیط انتخاب کند و از بهترین روش ها و شیوه هایى که متناسب با فرهنگ و اجتماع و مذاق مخاطبین است، استفاده کرده و مطالب خود را بیان کند.در پایان توصیه مى کنم تدبیرى اندیشیده شود، که از تمامى توانایى روحانیان براى تبلیغ استفاده شود، همچنان که امام (قدس سره) مى فرمود: شریف ترین شغل براى روحانى، تبلیغ است.[۵]پاورقی ها
1 . سوره احزاب(۳۳): ۳۹.۲ . سوره نساء(۴): ۱۶۵.۳ . سوره بقره(۲): ۱۴۳.۴ . سوره فاطر(۳۵): ۱۵.۵ برگرفته از مجلّه پیام حوزه شماره ۲۱، بهار۱۳۷۸.

















هیچ نظری وجود ندارد