11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

تواتر روايت در مورد نزول آيه ولایت در شأن امام على

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

تواتر روايت در مورد نزول آيه در شأن امام على ×

گذشته از اجماع علماى شيعه بر نزول آيه در شأن امام على بن ابى‏طالب× و ادعاى اجماع بسيارى از علماى اهل سنت – كه به عنوان نمونه ديدگاه چند تن از آنان را آورديم – اين روايت از طرق فراوانى نقل شده است كه روايت را متواتر مى‏كند.

در اين جا به نقل چند نظريه از علماى شيعه و اهل سنت در اين باره مى‏پردازيم:

الف) علماى شيعه:

1- ابن طاووس & :

درباره طرق اين روايت مى‏نويسد:

«انّما ذكرت هذه الآية الشريفة مع شهرتها انّها نزلت فى مولانا على× لانّى وجدت صاحب هذا الكتاب قدرواها بزيادات عمّا كنّا وقفنا عليه و هو انّه رواها من تسعين طريقا باسانيد متصلة كلّها او جلّها من رجال المخالفين لأهل البيت.»([1])

«با اين كه اين آيه شهرت دارد كه درشأن امام على × نازل شده است، من آن را آورده‏ام؛ زيرا ديدم صاحب اين كتاب، محمد بن عباس بن على بن مروان([2]) اطلاعاتش درباره اين آيه بيش از ماست، چون او اين روايت را از 90 طريق متصل نقل مى‏كند كه تمام يا بيشتر اين طرق از دانشمندان اهل سنت هستند».

2- بَحرانى &:

نزول اين آيه درشأن امام على × را از طريق اهل سنت، از 24 طريق، و از طريق شيعه، از 19 طريق، نقل مى‏كند.([3])

3- ابن بطريق:

وی نزول اين آيه درشأن امام على × را از 25 طريق نقل مى‏كند([4]) و در كتاب «العمده» آن را از 9 طريق نقل مى‏كند.([5])

علماى اهل سنت نيز اين روايت را كه اين آيه در شأن امام على × نازل شده است از طرق متعدد ذكر كرده‏اند كه به عنوان نمونه به چند نظر اشاره مى‏شود:

ب) علماى اهل سنت:

1- حسكانى:

صاحب كتاب شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، نزول اين آيه را درشأن امامعلى × از 5 طريق نقل مى‏كند.([6])

2- حموینی:

صاحب کتاب فرائد السمطین نزول این آیه را در شأن امام علی × را از 5 طریق نقل میکند.([7])

3- ابن مغازلى

وی نزول اين آيه در شأن امام على × را از 5 طريق نقل مى‏كند.([8])

4- ابونعيم اصفهانى

وی نزول اين آيه را در شأن امام على × از 10 طريق نقل مى‏كند.([9])

5- ابن عساكر:

وی نزول اين آيه در شأن امام على × را از سه طريق نقل مى‏كند.([10])

6- زرندى حنفى:

وی نزول اين آيه در شأن امام على × را از دو طريق نقل مى‏كند.([11])

در تقرير استدلال شيعه به اين آيه، شأن نزول آن نيز نقش دارد. قبل از بررسى و نقد شأن نزول اين آيه، ذكر چند نكته زیر ضرورى است:

الف- وجود دشمنان امام على ×

آنان كه با تاريخ اسلام و بخصوص دوران حضرت رسول | و عصر تابعين آشنا هستند، مى‏دانند كه حضرت امير × دشمنان كينه‏توزى داشته است كه به هيچ وجه حاضر نبودند نام على × را بشنوند، تا چه رسد به اين كه تحمل وجود او را داشته باشند و يا اين كه فضائل او را بيان كنند.

به سخن ابن ابى الحديد معتزلى توجه كنيد:

«فقد علمت انّه استولى بنو امية على سلطان الاسلام فى شرق الارض و غربها و اجتهدوا بكلّ حيلة فى اطفاء نوره، و التحريض عليه و وضع المعايب و المثالب له و لعنوه على جميع المنابر و توعّدوا مادحيه بل حبسوهم و قتلوهم و منعوا من رواية حديث يتضمّن له فضيلة او يرفع له ذكرا حتى حظروا ان يسمّى واحد باسمه»([12])

مى‏دانى كه بنى‏اميه بر (سرزمينهاى) اسلام در شرق و غرب آن مسلط شدند و تمام روشها را براى خاموش كردن نور امام على× و تحريك مردم عليه او به كار گرفتند. عيبها و زشتيهايى را به دروغ به او نسبت دادند، بر منبرها او را لعن كردند، ستايشگران او را تهديد بلكه زندانى كردند و كشتند و از نقل روايتى كه متضمن بيان فضيلتى براى او باشد، جلوگيرى كردند و حتى انتخاب نام على× را ممنوع کردند.

بايد توجه داشت كه اين دشمنيها به خاطر مسائل عصر حكومت آن حضرت نيست، بلكه آغاز اين دشمنيها به دليل دفاع سرسختانه آن حضرت از اسلام، قرآن و رسول خدا | و در حضور او بود. آن حضرت در روايات بسيارى مردم را از دشمنى با امام على × برحذر مى‏داشت، به طورى كه دوستى و دشمنى امام على × را معيار تشخيص ايمان و نفاق مى‏دانست. پیامبراکرم| فرمود:

«يا علي لا يحبّك الاّ مؤمن و لا يبغضك الاّ منافق.»([13])

«اى على جز مؤمن كسى به تو عشق نمى‏ورزد و جز منافق كسى كينه تو را به دل نمى‏گيرد».

در روايات متعددى كه از رسول خدا | رسيده است آن حضرت دشمنى با امام على × را دشمنى با خود دانسته و مردم را از آن برحذر داشته است.([14])

بايد توجه داشت كه اين دشمنى‏ها اختصاص به عصر رسول خدا | نداشت، بلكه در دوران حاكميت آن حضرت شدت يافت و به دليل تحليلى كه رسول خدا | فرموده است، همچنان ادامه دارد.

ب – جعل شأن نزول آيات براى امام على ×

دشمنان امام على × – كه در جامعه اسلامى زندگى مى‏كردند از بى‏خبرى معاصران خود از تاريخ صدر اسلام و تاريخ قرآن و شأن نزول آيات سوء استفاده كرده – عده‏اى مزدور را به كار گرفتند تا براى رسيدن به اهداف خود به هر جنايتى در تاريخ دست بزنند و آياتى را كه درباره دشمنان اسلام و رسولخدا| نازل شده بود به آن حضرت نسبت داده‏اند؛

{وَمِنَ النّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الحَياةِ الدُّنْيا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِوَهُوَ أَلَدُّ الخِصامِ * وَ إِذا تَوَلّى سَعى فِي الأَرضِ لِـيُفْسِدَ فِـيها وَيُهْلِكَ الحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لا يُحِبُّ الفَسادَ}([15])

«گفتار برخى از مردم درباره زندگى دنيا تو را به شگفت مى‏آورد و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه مى‏گيرند، حال آن كه سرسخت‏ترين دشمنان است و چون از پيش تو برود مدام مى‏كوشد تا در زمين فساد كند و كشت و نسل را تباه سازد. خداوند فساد را دوست نمى‏دارد».

قرطبى مى‏نويسد: اين آيه درباره «اخنس بن شريق» نازل شده است. او يكى از منافقان بود. خدمت رسول اكرم | آمد و اظهار اسلام كرد و سوگند خورد كه راست مى‏گويم و سپس از مدينه گريخت و در مسير خارج شدن از مدينه به‏شترها و مزارع مسلمانان برخورد كرد، مزارع را آتش زد و شترها را پى كرد كه اين آيه نازل شد.([16])

ج- تحريف شأن نزول آيات

دشمنان اميرالمؤمنين × به اين مقدار اكتفا نكردند، بلكه همان گونه که اشاره شد، آياتى را كه در شأن اميرالمؤمنين × نازل شده بود، تحريف كرده به دشمنان آن حضرت نسبت دادند؛

{وَمِنَ النّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاةِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤوفٌ بِالعِبادِ}([17])

«بعضى از مردم در طلب خشنودى خدا جان خود را مى‏فروشند و خدا نسبت به بندگانش مهربان است».

قرطبى مى‏نويسد: رسول خدا | در شب هجرت او را در بستر خود خوابانيد تا امر بر كفار مشتبه شود.([18])

با اين وصف، معاويه براى اين كه بتواند موج تبلیغاتی عليه امام على × ایجاد کند، به «سمرة بن جندب» پيشنهاد كرد 100 هزار درهم بگير و تبليغ كن آيه نخست – كه درباره منافقان نازل شده است – درشأن على × نازل شده است و آيه دوم – كه بيانگر ايثار على × است – درشأن ابن‏ملجم مرادى!

«سمرة» اين پيشنهاد را نپذيرفت. معاويه 200 هزار درهم پيشنهاد كرد. «سمره» نپذيرفت. معاويه 300 هزار درهم پيشنهاد كرد باز هم «سمره» نپذيرفت، تا اين كه معاويه 400 هزار درهم پيشنهاد كرد. آن‏گاه «سمرة» پذيرفت و اين كار را انجام داد.([19])

د- جريان‏هاى فكرى مخالف

يكى از عوامل جعل و تحريف روايات جريانهاى فكرى مخالف هستند كه براى تثبيت خود و تضعيف مخالفان خود به اين‏گونه رفتارهاى زشت رو مى‏آوردند؛ به عنوان مثال در همين آيه مورد بحث عده‏اى از مخالفان شيعه تصور كرده‏اند كه استوارى و حقانيت مكتب شيعه تنها به شأن نزول اين آيه استوار است و اگر با جعل و تحريف چنين وانمود كنند كه اين آيه در شأن امام على× نازل نشده است مكتب شيعه را باطل و انديشه خود را اثبات كرده‏اند! از اين جهت به هر تلاشى دست زده‏اند؛ به عنوان نمونه در تفسير موجود «هود بن محكم» اباضى ([20]) در شأن نزول آيه بعد از آن كه نقل مى‏كند درباره عبدالله بن سلام نازل شده است، مى‏نويسد:

«و اذّن بلال للصلاة و خرج رسول اللّه و الناس يصلّون بين قائم و راكع و ساجد.»([21])

«بلال براى نماز اذان گفت و رسول خدا | از منزل خارج شد و مردم نماز مى‏خواندند؛ عده‏اى در حال قيام، عده‏اى در حال ركوع و عده‏اى در حال سجود بودند».

سپس چنين مى‏نويسد:

«(جاء فى مخطوط ابن ابى زمنين) بعد هذا مايلى: و اذا هو مسكين يسأل، فدعاه رسول الله، فقال له: هل اعطاك احد شيئا؟ فقال ذلك الرجل القائم، فاذا هو علىّ. قال: على اىّ حال اعطاكه؟ قال اعطانيه و هو راكع… قال: انّ رسول اللّه كبّر عند ذلك و لا شكّ انّ الشيخ هودا قد حذف هذاالخبر، قصدا لما فيه من التكلف الظاهر.»([22])

«در نسخه خطى ابن ابى زمنين بعد از اين جمله آمده است: در اين هنگام مسكينى در حال تقاضاى كمك از مردم بود. رسول خدا | او را خواست و پرسيد: آيا كسى به تو چيزى داده است؟

آن مرد گفت: آن مرد که ايستاده است به من کمک کرد، آن مرد على × بود.

پيامبر | پرسيد: در چه حالى به تو داده است؟ مسكين پاسخ داد: درحال ركوع ……رسول خدا | در اين هنگام تكبير گفت:

بدون شك «شيخ هود بن محكم» عمدا اين خبر را حذف كرده است؛ زيرا دشوارى روشنى دارد.

در پاسخ اين محقق بايد گفت: خبر دشوارى ندارد، بلكه چنان كه شما مى‏گوييد او عمدا خبر را حذف كرده، چون اباضى است و ابن خبر فضيلتى براى امام على × است.

يا به عنوان نمونه در تفسير «خازن» اين نظر را كه آيه ياد شده درباره على× نازل شده، آورده است،([23]) ولى در مختصر تفسير «خازن» تنها همين را حذف كرده است.([24])

همچنين «ابن كثير» روايات بسيارى را نقل كرده، در بعضى از آنها خدشه مى‏كند و درباره عده‏اى از طرق مى‏نويسد:

«هذا اسناد لا يقدح به»؛([25]) «اين سند مشكلى ندارد». یعنی آنها را تأیید میکند و برخی متعصبان وهابیت در عربستان نسبت ناروا و دروغ به ابن‏كثير مى‏دهند و میگویند كه وى تمام اين روايات را رد كرده است؛

«ساق ابن كثير هذه الآثار كلّها و ضعّفها كلّها.»([26])

«ابن‏كثير تمام اين روايات را آورده و همه آنها را تضعيف كرده است».

آنچه بيان شد، بخش ناچيزى از عوامل تأثيرگذار بر حذف شأن نزول آياتى است كه در آنها به گونه‏اى از امام على × ستايش شده است، چنان كه در آيات بعد، – كه مورد نقد و بررسى قرار مى‏گيرند، – نيز مى‏توان نمونه‏هايى از آن را يافت.

هـ – حذف شأن نزول آيه

در حالی که علمای اسلام در طول چهارده قرن شأن نزول آیه را در کتابهای خود نقل کردهاند جدیداً با اين كه به طور معمول شأن نزول آيات را عدهای از مفسران متعصب وهابی بيان مى‏كنند، ولى درباره اين آيه (مائده/55) از يك سو با حقايق مسلّم روبرو بودند و نمى‏توانستند اين فضيلت امام على × ناديده بگيرند و از سوى ديگر چون بيشتر تحت تأثير انديشه‏هاى ابن تيميه و ابن عبدالوهاب بودند، اثبات اين دليل را براى مكتب برنمى تابيدند با اين حال دريافتند كه اگر در شأن نزول آيه نامى از امام على × نياورند، نمى‏توانند تركيب آيه را به درستى بيان كنند، مصحلت فرقه خود را در اين ديدند كه به طور كلى شأن نزول آيه را حذف كنند و هيچ ديدگاهى را نياورند([27])!

بعضى از اين تفاسير عبارتند از:

1- محمدعلى الصابونى؛ در صفوة التفاسير، ج 1، ص 350.

2- عبدالكريم الخطيب؛ در التفسير القرآنى للقرآن، ج 2، ص 123.

3- مصطفى الحصن المنصورى؛ در المقتطف منعيون التفاسير، ج2، ص50.

4- جمعى از مفسران در تفسير البشائر و تنوير البصائر، ج 1، ص 413.

5- رشيد الخطيب الموصلى؛ در تفسير القرآن العظيم المسمّى باولى ما قيل فى آيات التنزيل، ج3، ص 42.

6- محمد محمود الحجازى؛ در معرض الابرير من الكلام الوجيز عن القرآن العزيز، ج 1، ص 502.

نكته‏اى كه ادعاى ما را در ابتداى اين بحث ثابت مى‏كند، اين است كه آخرين تفسير ياد شده به نايب بن عبد العزيز آل سعود هديه شده و در اين ميان از نايب بسيار تجليل شده است.

نكته‏هاى ياد شده حكايت از آن دارد كه عده‏اى حقايق تاريخى را براى عده‏اى پنهان كرده‏اند، ولى حقيقت براى هميشه و بر همگان پنهان نخواهد ماند، بلكه راهى براى يافتن آن پيدا خواهد شد.

([1]) سعد السعود، ص 95؛ تاويل ما نزل من القرآن الكريم فى النبى و آله، ص 99.

([2]) محمد بن عباس بن على بن مروان از دانشمندان مورد اعتماد قرن سوم، صاحب تأليفات زيادى است؛ كتاب: تاويل ما نزل فى النبى و آله |، الفهرست، ص 149؛ رجال نجاشى، ص 379.

([3]) غاية المرام، ج 2، ص 15.

([4]) خصائص الوحى المبين، ص 52-35.

([5]) العمده، ص 172-167.

([6]) فرائدالسمطين، ج 1، ص 187.

([7]) همان.

([8]) مناقب، ابن مغازلى، ص 314-311.

([9]) النور المشتعل، ص 86-61.

([10]) تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 357.

([11]) نظم درر السمطين، ص 86.

([12]) شرح نهج‏البلاغه، ابن ابى الحديد، ج 1، ص 17.

([13]) كنوزالحقايق، ج 2، ص 367؛ مناقب، ابن مغازلى، ص 190.

([14]) مستدرك حاكم، ج 3، ص 138؛ مناقب ابن مغازلى، ص 103؛ نورالابصار، ص 1645؛ الرياض النضره، ج 2، ص 162؛ ذخائر العقبى، ص 122؛ تاريخ الخلفاء، ص 276، ص 276؛ الصواعق المحرقه، ص 123؛ مجمع‏الزوائد، ج 9، ص 136؛ كفاية الطالب، ص 66؛ مناقب الاسدالغالب، ص 21، و دهها منبع ديگر.

([15]) بقره/204.

([16]) الجامع لاحكام القرآن، ج 3، ص 14.

([17]) بقره/202.

([18]) الجامع لاحکام القرآن، ج 3، ص 21.

([19]) ابن ابى الحديد، شرح نهج‏البلاغه ج 4، ص 73.

([20]) اباضيه؛ يكى از گروه‏هاى انشعابى از خوارج هستند كه در طول تاريخ اسلام موجوديت خود را حفظ كرده‏اند و اكنون نيز در بعضى از مناطق دنياى اسلام حضور دارند. در عمان بيشترين گرايش مردم اباضى است. براى توضيح بيشتر رجوع كنيد به: دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج 2، ص 309.

([21]) تفسير كتاب اللّه العزيز، ج 1، ص 481.

([22]) همان.

([23]) تفسير الخازن، ج 2، ص 56.

([24]) مختصر تفسير الخازن، ج 1، ص 458.

([25]) تفسير، ابن كثير، ج 2، ص 67.

([26]) الفتح السماوى، ج 2، ص 571؛ المقتطف من عيون التفاسير، ج 2، ص 50؛ فتح الرحمن فى تفسير القرآن، ج 2، ص 773؛ تفسير كتاب اللّه العزيز، ج 1، ص 481؛ حاشيه الشهاب على تفسير البيضاوى، ج 3، ص 498، و دهها منبع ديگر.

([27]) اين نوع تفسير قرآن مصداق اتم تفسير به رأی و دقيقاً مورد خطاب کلام نبوي است که «من فسر القرآن برأيه فليتبوا مقعده علي النار».

نوشته قبلی

شأن نزول آيه ولایت

نوشته‌ی بعدی

شواهد شأن نزول آیه ولایت

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی
معنای ولایت

شواهد شأن نزول آیه ولایت

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

غلو از دیدگاه تشیع

غلو از دیدگاه تشیع

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

جغرافیای تاریخی هجرت حضرت معصومه (س)

ارزیابی قیام مختار

ارزیابی قیام مختار

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا