شهر قم را باید نخستین شهر شیعی در حوزه ای دانست که به نام ایران شناخته می شود؛ زیرا پیشینه تشیع آن به ربع آخر قرن اول هجری باز می گردد. درست در حالی که ایران آن زمان هنوز گرفتار کشمکش بین پذیرش اسلام و باقی ماندن بر دین آباء و اجدادی خود بود، قم با سکونت اعراب در آن مشی مذهبی خود را هم برگزید.
در خبری آمده است که شهر قم در سال ۸۳ هجری بنیاد گزاری شده ۱ چنانکه در خبر دیگر آمدن طایفهٔ عرب به قم که به عنوان تأسیس این شهر تلق شده سال ۹۴ دانسته شده است.۲ با این حال از مجموع اخبار نقل شده چنین به دست می آید که پیش از آن نیز کسانی در آن زندگی می کرده اند.۳ این بحثی است که به موضوع کتاب ما مربوط نمی شود و لذا آن را به اجمال خواهیم آورد.
از مجموع حوادث مربوط به نفوذ اعراب اشعری در این منطقه که راوی اصلی آن مؤلف تاریخ قم است چنین بر می آید که گروه هایی از عجمان در این منطقه می زیستند اما اعراب، پس از مدتی آنها را از آن نقطه بیرون کرده و از بین برده اند.۴ بنا به نقل برخی از منابع این شهر تا قرن چهارم عربی بوده و به نقل ابودلف در این قرن، در شهر قم اثری از عجم وجود نداشته است.۵ ابن حوقل نوشته است که در شهر قم اعراب زندگی می کنند اما زبان آنها فارسی است.۶
توصیف یعقوبی از قم قابل توجه است شهری است جلیل القدر که گویند در آن هزار گذر است و درون ،شهر دژی است کهن برای عجم، و در کنار آن شهری است که به آن کمندان گفته می شود و آن را رودخانه ای است که در میان دو شهر آب در آن جاری است و روی آن پل هایی است که با سنگ بسته شده … و اهالی که بر آن چیره اند قومی هستند از مذحج و سپس از اشعریان و در آن مردمی از عجم های کهن سکونت دارند و قومی هم از موالی که خود می گویند که آنان موالی عبدالله بن عباس بن عبدالمطلبند.۷
همچنین گفته شده که بعد از قیام مختار در سال ۶۷ گروهی از بنی اسد به قم مهاجرت کردند۸ و در آنجا ساکن گردیدند. همچنین در خبری دیگر اشاره به آمدن گروهی از طایفه مذحج و قیس قبل از اشعری ها به این منطقه شده است.۹ در روایتی که در تاریخ قم آمده چنین بدست می آید که آتشکده هایی در قم بوده که پس از آمدن اعراب به مسجد تبدیل شده است، این اقدامی است که در بسیاری از شهرهای دیگر نیز انجام می شده است. وی می نویسد: «وقتی عبدالله بن سعد اشعری به قم فرود آمد در قم به غایت زاهد و عابد بود و راغب آن بود که به قزوین رود؛ زیرا نمی خواست که نماز در سراهای مجوس بگزارد… برادرش احوص او را گفت که این مکان هم ثغری است دیلم بدان متوجه می شوند …. اینجا مقام کن تا من از برای تو مسجد بنا نهم تا تو در آن نماز بگزاری؛ پس از آن احوص از برای برادرش عبدالله مسجد عتیق به دِزْ پُل بنا نهاد و پیشتر از آن آن موضع آتشکده بود آن را خراب کرد و برجای آن مسجد بنا نهاد.۱۰
افزون بر ساختن مسجد روستاهای فراوانی در این شهر احداث شده که همگی منسوب به اعراب اشعری است و تنها برخی از آنها نام های کهن دارد. به نقل تاریخ قم، احمد بن محمد برقی در کتاب خود آورده است که مجموع ضیعت ها که عرب را به قم بود همه نو و اسلامی بودند و عرب اشعری آن را بنا کردند و استحیای آن نمودند و کاریزها بیرون آوردند و برزیگران را بدان فرستادند. بعضی در اصل دیه وضیعت نبوده و ایشان به ابتدا آن را بنا کرده اند و بعضی در ایام القدیم بوده اند و خراب شده ایشان دیگر باره آن را عمارت کرده اند.۱۱ شاهد این نیز اسامی میادین،۱۲ کاریزها۱۳ سراها ۱۴ و جز آنهاست که همه به نام اعیان اشعری مقیم این شهر نامگذاری شده بوده است. البته گفتنی است که در قرن چهارم اصطلاحات فارسی نیز در این شهر رایج بوده است. نمونه هایی از آن را مؤلف تاریخ قم آورده است.۱۵ در یک مورد نیز آمده است که ابو مسلم محمد بن بحر اصفهانی معتزلی حاکم قم در سال ۳۰۹ “خراج عرب به قم از خراج عجم جدا کرده”۱۶
بر اساس آنچه محمد بن حسن قمی آورده، این حمزه بن یسع بن سعد اشعری بوده است که شهر قم را به صورت کوره درآورده است، بدین معنا که منبر در آن بنهاد و والی و حاکم برای آن مقرر شد.۱۷ نهادن منبر نشانه شهرستان شدن می باشد، پیش از آن قم زیر نظر اصفهان بود حمزه از هارون الرشید خواست تا آن را از اصفهان جدا کند و او هم پذیرفت.۱۸ برخی نزاع های مذهبی میان اصفهان و قم را در این جدایی مؤثر دانسته اند.۱۹ مدتى بعد ابوالصدیم حسین بن علی بن آدم اشعری مسجد جامع قم را که در میان قم و کمیدان بوده بنا کرده است.۲۰ گفتنی است که مسجد امام حسن عسکری علیه السلام – نیز توسط احمد بن اسحاق اشعری که متولی موقوفات امام در قم بوده بنا شده است.۲۱
پی نوشت:
۱. معجم البلدان، ج ۴، ص ۳۹۷
۲. تاریخ قم، ص ۲۴۰
۳. مرحوم رشید یاسمی در مقدمه راهنمای قم ادله ای آورده اند که مولف گنجینه آثار قم آنها را نقد کرده است گجینه آثار ،قم، ج ۱ ص ۷۴۰ – ۸۰ تاریخ قم از ناصر الشریعه، ص ۶
۴. نک: تاریخ قم در اطراف ،شهر عجمانی بوده اند که عده ای از آنها تا مدتها پس از آن نیز زردشتی باقی مانده اند. نک: احسن التقاسیم، ص ۴۱۴، ۳۹۴ تاریخ قم، ص ۱۸ المسالک و الممالک، ص ۳۶۵
۵. سفرنامه ابودلف در ایران، ص ۷۱
۶. صوره الارض، ص ۳۷۰ چاپ لیدن
۷. البلدان، ص ۴۹ (ترجمه فارسی) ؛ البلدان (متن عربی چاپ شده با اعلاق النفیسه)، ص ۳۷۴
۸. دربارۀ آمدن سعید بن جبیر به عنوان یکی از موالی بنی اسد به قم نک: تاریخ قم، ص ۳۹
۹. نک: تاریخ ،مذهبی ،قم، ص ۴۷۸؛ مجله الهادى مقاله الاشعریون فی تاریخ قم ، سال اول شماره ۴ ص ۶۴
۱۰. تاریخ قم، ص۳۷
۱۱. تاریخ قم، ص ۵۹
۱۲. تاریخ قم، ص ۲۷.
۱۳. همان، صص ۴۳ – ۴۵
۱۴. همان، ص ۴۰
۱۵. همان، ص ۱۰۷
۱۶. همان، ص۱۴۲، و نک: ص ۱۴۹
۱۷. همان، صص ۳۷، ۲۷۹
۱۸. تاریخ دارالایمان ،قم، ص ۵۰
۱۹. قم نامه، صص ۸۸-۸۹
۲۰. تاریخ قم، ص ۲۸۰ و نک تاریخ دارالایمان ،قم، ص ۵۱
۲۱. تاریخ دارالایمان ،قم، ص ۵۱
منبع: تاریخ تشییع در ایران (از آغاز قرن دهم)، تالیف: رسول جعفریان، ناشر: انتشارات انصاریان، چاپ اول: زمستان ۱۳۷۵، جلد اول، صفحه ۱۷۹ – ۱۸۱



















هیچ نظری وجود ندارد