پيشوايان تشيع خلفاء واقعى و جانشينان برحق پيامبر اسلام| هستند؛ اينان كه تنها عالمان به قرآن كريم و پيروان واقعى سيره و سنت حضرت رسول| بودهاند، از همان آغازين روزهاى صدر اسلام مبارزه با غلوّ را آموخته و عامل به آن بودهاند.
پيامبر اعظم’ درباره معايب و مفاسد و خطرات غلوّ فرمودهاند:
«صنفان من أمّتى لا نصيب لهم فى الاسلام، الناصبُ لاَِهِل بيتى حرباً و غالٍ فى الدين مارق منه.»[1]
دو گروه از امت من، نصيبى از اسلام ندارند، كسانى كه با اهلبيت من علم جنگ برافرازند و ديگرى كه در دين خدا غلوّ كنند و از دين بيرون روند.
كلام نورانى پيامبر اسلام| درباره غاليان و كسانى كه با اهلبيت^ مخالفت ورزند و مبارزه نمايند، داراى اهميت فوقالعادهای است؛ زیرا هر دو گروه را مىفرمايند كه هيچ نصيبى از اسلام ندارند؛ اگر با اهلبيت مبارزه كنند همچون بنىاميّه و اگر غلوّ نمايند مانند كسانى هستند كه اصلاً اسلام نياوردهاند. و در شرک و جاهلیت أولی باقی ماندهاند.
تمام پيشوايان مكتب تشيع -كه خود وارثان پيامبر اسلام’ و از آن دودمان بودهاند- داراى خصال پسنديده، صفات كمال و علو درجه هستند و نياز و نقصانى در آنان راه ندارد، تا بوسيله غلوّ پيروان جبران گردد.
مبارزه پيشوايان و امامان مكتب اهلبيت^ با غلوّ سابقهاى به درازاى عمر اسلام دارد.
امام على × فرمود:
«پروردگارا! من از غلات بيزارم، همانگونه كه عيسى بن مريم از نصارا بيزار بود؛ خداوندا! آنان را براى هميشه خوار كن و احدى از آنان را يارى نفرما.[2]
بزرگترين صحابى پيامبر، اوّل مسلمان، اميرالمؤمنين على × فرمود:
دو نفر به من ظلم کردهاند: دوست افراطگر و غالى و دشمن كينهتوز.[3]
امام صادق × فرمودند:
من بندهاى از بندگان خدا هستم كه آنها را برگزيده خويش قرار داد… ما نيز در قبال هر چه كه انجام مىدهيم، مسئول هستيم؛ هر كس كه غلوّكنندگان را دوست بدارد، ما را دوست ندارد. غلوّكنندگان كافر، اهل تفويض و مشرك هستند. خداوند غلوّكنندگان را لعنت نمايد… با غلوّكنندگان همنشين نباش؛ با آنان سر غذايى منشين؛ با آنها آب نياشام؛ با آنها دست نده؛ چيزى به عنوان ميراث براى آنها ارث نگذار… به غلو كنندگان بگو كه به درگاه خداوند توبه كنند، زيرا اهل فسق و شرك هستند.[4]
پيشوايان و امامان معصوم شيعه كه خود از وارثان علم نبوى و متصل به منبع علم الهى بودهاند، با شناخت كاملى كه از حدود و ثغور غلو، بيشترين مبارزه را با پديده غلو و غاليان داشتهاند.
پيروان مكتب تشيع، توسط ائمه معصوم^ از خطر غلو به خوبى آگاهى داشته و به شدت از آن بيزارى جستهاند.
ابوبصير به امام صادق × عرض كرد:
بعضى از افراد چيز عجيبى مىگويند، مىگويند: شما عدد قطرههاى باران و ستارههاى آسمان و برگهاى درختان و وزن آبهاى دريا و شماره ذرات خاك را مىدانيد!
امام دست خود را به سوى آسمان بلند كرد و عرض:
سبحاناللّه! سبحاناللّه! نه به خدا قسم اينها را جز خدا كسى نمىداند.[5]
برخى از علوم اختصاص به خداوند سبحان داد. اگر خداوند مصلحت بداند، همه يا مقدارى از آن را به پيامبران و يا ائمه معصوم^ عطا مىفرمايد، مانند علم غيب و يا علم به زمان دقيق و تفصيلى ظهور مهدى موعود#.
ممكن است كسانى تصور كنند كه ندانستن علم غيب براى پيامبر يا مام عيب است و آن چنان در حق آنان افراط نمايند كه در نهايت علم امام و پيامبر را به اندازه علم خداوند بدانند و قدم در راه غلوّ بگذارند.!! لازم است بدانند كه برای پيامبران الاهى و امامان معصوم^ داشتن کامل احكام دين، شريعت، رهبرى و حكومتدارى –جمیع علوم الاهی- ضروری است؛ به گونهاى كه در هيچ موضوعى احتياج و نياز به علم و راهنمايى ديگران نداشته باشند. اگرچه ائمه معصوم^ بسيارى از امور غيبى را مىدانستهاند.
در اخبار و روایات مأثوره آمده است:
عدم علم امام به امور غيبى نقصان و خللى در علم امامت و هدايت جامعه ايجاد نمىكند. چرا كه داشتن مثلاً علم غيب نه از شرائط امامت است و نه از لوازم آن.[6]
مكتب تشيّع برخوردار از آموزههاى جهان شمول و متعادل است نه گرفتار افراط مىشود و نه دچار تفريط. بنابراين لازم است به همه برادران مسلمان توصيه كنيم در قضاوت و نظردهى نسبت به اهلبيت^ نه به طريقى سخن بگوييم كه صبر و علم و حلم و ويژگىهاى منحصر به فرد آنها كتمان گردد و مقام شامخ و حقيقى آنان پايين آورده شود و نه چنان مبالغه كنيم كه گرفتار غلوّ شویم.
امام علی× فرمود:
«سَيَهْلِكُ فِىَّ صِنْفانِ: مُحِبٌ مُفْرِطٌ يَذْهَبُ بِهِ الْحُبُ اِلى غَيْر الْحق و مُبْغضٌ مُفْرِطٌ يَذْهَبُ بِهِ الْبُغْضُ اِلى غَيْرِ اَلْحَقّ و خَيرُ الناسِ فِىَّ حالاً النَّمَطُ الاوسَطُ فَالْزَمُوهُ.»[7]
دو كس درباره من به هلاكت مىافتند: يكى دوست افراطى كه محبت افراطيش او را به سوى غير حق سوق مىدهد و ديگر دشمن افراطى كه كينه افراطى وی او را به راه غير حق مىبرد. بهترين مردم درباره من گروه ميانهرو هستند، پس شما از اين گروه باشيد.
قال على ×:« اِيّاكُمْ و الغُلُوِ فينا…»[8]
از غلو درباره ما اهلبيت بپرهيزيد.
امامان معصوم^ نسبت به حفظ سلامت و ساختار طريقه اعتدالى همخوان با اصول و قواعد ارزشى اسلامى حساسيت فوقالعادهاى داشتهاند. پيشوايان تشيع -كه انسانهاى حقيقت جو، ژرفبين و داراى ديدگاه متعالى الهى بودهاند- آيندهنگرى خردمندانهاى در موضوع غلو و غالىگرى داشتهاند. رهبران الهى تشيع از طرفى با خودنگرى، خودشيفتگى، محدود نگرى، واگرايى و تبارگرايى همراه با رعب و وحشت أموى -كه سرمست خيالات و انديشههاى انحرافى خود بودند- مخالفت و مبارزه نمودهاند. از طرفى ديگر هرگز خطاى فكرى قدرتطلبان غالى، شبهه جويان فرافكن، باطل گرايان حق نما و همه كسانى را كه با برجسته سازىهاى افراطى و كاذب مصلحت و حيات فردى و اجتماعى حوزه انديشه و دين را به خطر انداخته بودند، برنتافته و با مظاهر جبر، تفويض، تشبيه، تناسخ، حلول، غلوّ و… مبارزهاى علمى و عملى داشتهاند.
ائمه معصوم تشيع در برخورد با موضوع غلو آن چنان شدت عمل نشان دادهاند كه عقلگرايان بيگانه و معاند را نيز به تحسين وا داشته است.
يونس بن ظبيان يكى از غلات در زمان امام رضا × بوده است.
امام رضا × در برخورد با دوست او كه مشغول گفتن سخنى غلوآميز از يونس بن ظبيان بود با عصبانيت فرمود:
از نزد من بيرون برو كه خدا تو را و كسى كه اين حديث را براى تو گفت و نيز يونس را هزار مرتبه لعنت كند؛ در پى هر لعنتى هزار لعنت باشد و هر لعنتى از اين لعنتها تو را به قهر جهنم فرو برد. اين را بدان كه يونس با ابن خطاب در بدترين عذابها با هم هستند و ياران اين دو با آن شيطانى كه اين حديث را براى تو گفت، با فرعون و آل فرعون در شديدترين عذابها هستند، اينها را من از پدرم شنيدم.[9]
امام صادق × خطاب سدیر صیرفی فرمودند:
اى سدير! چشم و گوش و مو و پوست و گوشت و خون من از اينان (غلات) بيزار است، خدا و پيامبرش از آنها بيزارند. اينها بر دين من و دين پدرانم نيستند. به خداوند سوگند! خداوند در روز قيامت من و آنها را با هم جمع نخواهد كرد مگر آنكه بر آنها غضبناك باشد.[10]
امام صادق× در مورد خطر غلات به مفضل مىفرمايد:
اى مفضل! با آنها نشست و برخاست نكنيد و با آنها نخوريد و نياشاميد، با آنها مصافحه نكنيد و به آنها ارث ندهيد.[11]
ائمه ^ پيوسته خطاى فكرى و خطر فساد و افساد غاليان را متذكر شدهاند.
امام صادق × فرمودند:
از غلات نسبت به جوانان خود بر حذر باشيد كه مبادا آنان را فاسد سازند.[12]
همچنين فرمودهاند:
كمترين چيزى كه به وسيله آن انسان از ايمانش خارج مىشود، آن است كه در مجلس يك غالى بنشيند، سخنانش را گوش دهد و آنها را تصديق كند.[13]
امام حسن عسكرى × در مورد غلات فرمود:
از آنها دورى كنيد كه لعنت خدا بر آنها باد و اگر هر يك از آنها را يافتى، سر او را با سنگ بشكن.[14]
اهلبيت^ تقدس صورى و ظاهرى غلات را خطر جدى و واقعى برای اسلام مىدانستند. دليل لعن و نفرين غلات توسط پيشوايان تشيع، عدم اصلاح غلات بوسيله پند و اندرز و دليل و برهان بود؛ زیرا آنها پا را از حدود فراتر گذاشته و غير قابل تحمل مىشدند. به همین دلیل ائمه به شدت با آنان مبارزه مىكردند.
حضرت امام رضا × در مورد غلات و مفوضه فرمود:
غلات كافر هستند و مفوضه مشرك. كسى كه با آنها بنشيند، با آنها مخلوط شود، با آنها بخورد، با آنها بياشامد، با آنها وصلت كند، كسى از آنها را به ازدواج در آورد… يا آنها را امين بر امانت بشمارد، گفتارشان را تصديق كند يا به كوچكترين كلمهاى آنها را يارى كند، از تحت ولايت خداوند و ولايت پيامبرش و ولايت ما اهلبيت خارج شده است.[15]
امام حسن عسكرى × در مورد فارس بن حاتم قزوينى، كه از غلات خطرناك بود و مردم را فريب مىداد، فرمود:
هر كس مرا از دست او راحت كند و او را بكشد، بهشت را براى او ضامن مىشوم.
سرانجام يكى از اصحاب آن حضرت به نام جنيد او را كشت.[16]
مسرورانه و مشفقانه به تمامى اسلامپژوهان و شيعهپژوهان اطمينان مىدهيم كه در تمامى آثار، كتب، تأليفات، مقالات، مناظرات مربوط به شيعه اماميه اثنىعشريه، در تمامى منابع فرقه حقيقى شيعه، حتى يك مورد كه ادعاى الوهيت و غلو نسبت به على × و اهلبيت^ در آن باشد يافت نخواهد شد.
ادعاى غلو در حق شيعيان گناهى نابخشودنى است. در جهان كنونى كه دروازه اطلاعات به روى همه باز است و جميع منابع شيعه اماميه در دسترس مىباشد، اگر راست مىگويند تنها يك منبع معتبر و مورد تأييد شيعه را به ما نشان بدهند. آيا نويسنده منصفى مىتواند ادعا كند كه فرياد بلند تشيع مبنى بر شيعه نبودن اهل حق (على الهىها) را نشنيده و نخوانده است؟
مگر نه اين است كه پيشوايان و بزرگان مكتب تشيع با دلائل مستند و برهان قاطع، پيوسته اعلام داشتهاند كه از غاليان متنفر و منزجر بودهاند؟
پيوسته اعلام داشتهاند كه نه تنها غلات از شيعه نيستند بلكه از دشمنان تشيع و دست پروردههاى مخالفان و معاندان تشيع بوده و هستند.
دانشمندان مكتب اهلبيت^ سوگمندانه اين حقيقت تلخ را بيان مىدارند كه اينگونه نسبتهاى ناروا، به اين مكتب و فرهنگ الهى، تنها با هدف تحقير و توهين و برچسب انحراف و خروج از مذهب صورت میگیرد.
شگفتا! چه داورى و معامله تلخى است كه نسبت به امامان هدايت و عالمان بزرگ شيعه روا مىدارند. افتخار شيعيان همواره تكيه بر قرآن كريم، سيره و سنت رسولاللّه| و اهل بيت^ اطهر او بوده است. اجتهاد پويا و عقلگرايانه، آزادانديشى علمى و تطورات فكرى منطقى و استدلالى در تمسك به معارف متعالى اسلام كه در تقابل جدى و ضديت كامل با غلوّ است، از افتخارات شيعيان مكتب اهلبيت^ بوده و خواهد بود.
برادر مسلمان! رونق و رواج بازار شبههپراكنى، بر ضد ارزشها و عقايد دينى از نقشههاى استثمار و استکبار جهانى است كه قصد صيد ماهى از آب گِلآلود را دارند. آيا جريان تهاجم و شبيخون وسيع فرهنگى برضد آموزهها و سنتهاى دينى كاملاً ملموس و محسوس نیست؟
آيا جزميّت و مطلقانگارى ديدگاههاى گذشتهگان مانع گسترش روز افزون اسلام و جلوى ايجاد عرصه تدبّر علمى و بىطرفانه براى وصول به «اتباع أحسن» را نگرفته است؟
برادر مسلمان! اميد آن داريم كه در عصر انفجار اطلاعات، امواج سهمگين شبهات مطبوعاتى و الكترونيكى و توطئههاى دشمنان اسلام و مسلمين باعث انسداد باب انصاف و عقلانيت نگرديده و به دور از هرگونه نسبتهاى ناروا و مطلق پندارىهاى غير واقعى همچون اتهام واهى غلوّ به شيعيان، در پرتو سيرت و سنت رسول خدا و اهلبيت اطهرش و در پرتو آموزههاى وحيانى قرآن كريم موفق به فراگير نمودن فهم دينى و گسترش اسلام عزيز گرديم.
[1]. حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشيعة، ج 14، ص 426، بيروت.
[2]. بحارالانوار، ج 215 ص 266.
[3]. همان، ص 255.
[4]. اسد حيدر، الامام صادق× ج 4 ص 150.
[5]. رجال كشى، ص 253، چاپ نجف، مطبعه آداب.
[6]. شيخ مفيد، اوائل المقالات، ص 38. شيخ طوسى، تلخيص الشافى، ص 252.
[7]. نهجالبلاغه، خطبه 127.
[8]. غرر الْحِكم وَ درر الْكلم، ج 2 ص 324.
[9]. علامه مجلسى، بحارالانوار ج 25 ص 264 ح 3، اختيار معرفة الرجال، ص 232.
[10]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 25، ص 298.
[11]. اختيار معرفة الرجال، ص 193.
[12]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 25 ص 265.
[13]. همان ص 270.
[14]. اختيار معرفة الرجال، ص 323.
[15]. علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 25، ص 273، حديث 19.
[16]. اختيار معرفة الرجال، ص 325.



















هیچ نظری وجود ندارد