25 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • محور مقاومت
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home عقاید شیعه

مثلث شوم و واگذارى جانشينى به امت

مثلث شوم و واگذارى جانشينى به امت
0
SHARES
9
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

حكومت جوان و نوپاى اسلامى، بر اساس دعوت به بندگى خدا، و گسستن بندگى طاغوت‌ها، و يكسان شمردن حقوق انسان‌ها، زنگ خطر را در محيط زندگى فرمانروايان مستبد و خودسران آن روز، نواخت، و سران آنها را در خوف و ترس فرو برد، بالاخص كه اخبار منطقه دهن به دهن به سمع آنان مى‌رسيد و مى‌شنيدند كه حكومت جوان، گام به گام پيش مى‌رود، و سنگرها را يكى پس از ديگرى، تسخير مى‌كند و مطمئن بودند كه اگر كار به همين منوال پيش رود روزى فرا مى‌رسد كه ارتش اسلام دو امپراتورى روم و ايران را نشانه مى‌گيرد و تعامل دور از منطق هر دو امپراتورى با سفيران اسلامى، نشانه خشم فوق‌العاده آنان از چنين پديده بود.

خطر دو امپراتورى

پيامبر در سال هفتم هجرى نامه‌اى به «حارث غسانى» فرمانرواى شام كه تحت نفوذ روميان بود نوشت و او را به پذيرش اسلام دعوت نمود، سفير پيامبر وقتى به منطقه «مؤته» رسيد، و «شرحبيل غسانى» از آمدن سفير و نامه پيامبر آگاه شد بلافاصله او را پيش خود خواند، و گردن او را زد. و اجازه نداد كه نامه به دست فرمانرواى كل يعنى حارث غسانى برسد.

يك چنين عمل زشت و بر خلاف اصول ديپلماسى پذيرفته شده، عمق ترس آنان را نشان مى‌دهد. لذا – پيامبر در سال هفتم هجرى لشگرى به فرماندهى جعفر بن ابى طالب، به منطقه اعزام نمود، پس از رشادت‌هاى فراوان، هر سه فرمانده عالى مقام اسلام يعنى جعفر بن ابى طالب، و زيد بن حارثه، و عبداللّٰه بن رواحه جام شهادت نوشيدند و سپاه اسلام شكست خورده به مدينه بازگشت.

باز در همان سال هفتم، پيامبر نامه‌اى به امپراتور ايران يعنى خسروپرويز نوشت و او را به پرستش خدا دعوت نمود، وقتى نامه به دست وى رسيد او، نامه پيامبر را پاره كرد و به فرماندار يمن نوشت، مدعى نبوت را دستگير كن و به سوى من بفرست.

پيامبر گرامى نمى‌توانست سايه شوم اين دو امپراتورى را ناديده بگيرد و لذا در سال نهم هجرت با سپاه سنگينى متشكل از سى هزار نفر، براى مقابله با روميان، حركت كرد و تا سرزمين «تبوك» كه حدود ششصد كيلومتر با مدينه فاصله دارد، پيش رفت و با هيچ نيروى مزاحمى برخورد نكرد و توافق‌هاى عدم تعرض با سران برخى از عشائر منطقه به امضاء رسيد.

مع الوصف خطر اين دو امپراتورى از انديشه آن حضرت بيرون نمى‌رفت. در روزهاى آخر عمر خود، نيز فرمان داد سپاه اسلام به فرماندهى «اسامة بن زيد»، به منطقه اعزام شود، ولى بيمارى پيامبر و خبر ارتحال آن حضرت مانع از رفتن سپاه گرديد.

خطر نفاق از داخل

اگر دو امپراتورى ايران و روم از خارج، اساس اسلام را تهديد مى‌كردند، وجود حزب نيرومند «نفاق» در داخل مدينه و بيرون از آن، نيز كيان دولت جديد را تهديد مى‌نمود، و آنان پيوسته مترصد بودند كه با مرگ پيامبر، كار را يكسره كنند و شعار آنان اين بود: (أَمْ‌ يَقُولُونَ شٰاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ‌)1]، «سخنان او شعر است و ما منتظر، مرگ او هستيم». حزب نفاق هر چند به اسلام تظاهر كرده و در مسجد براى نماز حاضر مى‌شدند اما در باطن از فتنه‌گرى دست برنداشته و پيوسته مشكلاتى براى پيامبر و مسلمانان پديد مى‌آوردند.

آنان در بازگشت پيامبر از جنگ تبوك، با رم دادن شتر وى در عقبه در صدد ترور او برآمدند ولى نقشه شوم آنها با وحى الهى خنثى گشت، و قرآن به اين توطئه شوم اشاره مى‌كند و مى‌فرمايد:

(وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمٰا كُنّٰا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللّٰهِ وَ آيٰاتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ‌).[2]

«هرگاه از اعمال زشت آنان سؤال شود مى‌گويند شوخى و بازى مى‌كرديم بگو آيا خدا و آيات او و پيامبرش را به سخره گرفته‌ايد».

آنان در سال نهم هجرت، مسجدى در مقابل مسجد «قبا» ساختند كه در حقيقت لانه جاسوسى و براى تربيت نيرو و كادر برانداز براى «ابوعامر» بود كه رئيس فرارى منافقان به شمار مى‌رفت. و پيامبر گرامى پس از بازگشت از تبوك، به امر خدا دستور داد مسجد را با خاك يكسان كنند و آنجا را به محل زباله تبديل ساخت.[3]

اگر حزب نفاق، بسيار ضعيف و ناتوان بود، قرآن درباره آن با اهميت فراوانى سخن نمى‌گفت. وحى الهى در چهارده[4] سوره از سوره‌هاى قرآن درباره آنان سخن گفته و يك سوره مستقل درباره آنان دارد.

گردآورى مجموع آيات مربوط به منافقان، مى‌تواند قدرت تخريبى آنان را نشان مى‌دهد. به عقيده برخى[5]، سه جزء از سى جزء آيات قرآن آيات مربوط به منافقان را تشكيل مى‌دهد.

***

نتيجه‌گيرى

اكنون سؤال مى‌شود: با وجود چنين خطر قطعى، كه براى همگان مشهود و ملموس بود، آيا صحيح بود پيامبر موضوع جانشينى را رها كند و درباره آن نينديشد و فرد لايقى را براى رهبرى امت برنگزيند تا امت اسلامى را از خطر تفرقه برهاند و همگان را در پرتو اتفاق كلمه براى مقابله با خطر بسيج نمايد.

او در پرتو وحى الهى مى‌دانست كه ايمان بسيارى از اعراب باديه‌نشين، صورى است و هنوز ايمان به دل آنها راه نيافته است.[6]

وحى الهى حتى از ارتداد گروهى از مسلمانان – پس از درگذشت پيامبر – تلويحاً گزارش داده و فرموده بود:

(وَ مٰا مُحَمَّدٌ إِلاّٰ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ مٰاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلىٰ أَعْقٰابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلىٰ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللّٰهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللّٰهُ الشّٰاكِرِينَ‌).[7]

«محمد صلى الله عليه و آله فقط فرستاده خداست و پيش از او فرستادگان ديگرى نيز بوده‌اند. آيا اگر او بميرد و يا كشته شود، شما روى برمى‌گردانيد؟ (و به دوران جاهليت باز مى‌گرديد) هر كس به روى برگرداند، به خدا ضررى نمى‌زند و خداوند به زودى شاكران را پاداش خواهد داد».

انسان علاقمند به كار خويش هر چند كوچك باشد براى پايدارى آن، برنامه‌ريزى مى‌كند، و فرد لايقى به عنوان جانشين معرفى مى‌كند كه كار دچار وقفه و يا اختلاف و دودستگى نگردد،

آيا شجره نظام اسلامى كه خون‌هاى پاك به پاى آن ريخته شده بود – به اندازه يك شركت تجارى، يا يك دانشگاه ارزش نداشت كه مؤسس براى بقاء جدّاً بينديشد؟

فقدان تجربه در گزينش خليفه

واگذارى كار خلافت به امت در كنار چنين خطرى، در صورتى عقلايى شمرده مى‌شود كه آ نان در اين مورد تجربه داشته باشند، تا پس از رحلت پيامبر از تجارب خود بهره گرفته و شايسته‌ترين فرد را برگزينند، در حالى كه امت، براى نخستين بار بود كه مى‌خواست اين موضوع را تجربه كند.

پيامبر، جامعه خود را بهتر از ديگران مى‌شناخت او با چشم خود ديد كه در مورد نصب «حجراسود» بر جاى خويش، نزديك بود جنگ داخلى درگيرد و هر قبيله‌اى خواهان نصب آن به دست شيخ قبيله خود بود تا اين كه امين قريش (پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله) در آن روز غائله را به نحوى خاموش ساخت.[8]

جايى كه يك چنين موضوع كوچك اين همه اختلاف‌انگيز باشد، مسأله خلافت كه سرورى بر تمام مسلمانان است، بيشترين اختلاف را پديد خواهد آورد.

از اين بيان نتيجه مى‌گيريم: هرگاه به خلافت اسلامى پس از رحلت پيامبر از ديدگاه يك جامعه شناس بنگريم، و از آيات و روايات كه مسأله تنصيص را، صريحاً بازگو مى‌كنند، صرف نظر كنيم بايد بگوييم، با توجه به شرايط زندگى قبيله‌اى و وجود خطرهاى سه‌گانه و فقدان تجربه در امر جانشينى، واگذارى امر خلافت به امت بر خلاف مصالح بود. و هرگز نمى‌توان گفت پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله كه خردمندترين بشرى است كه خدا آفريده است از اين اصل عدول كرده و به پيامدهاى آن توجه ننموده است.

 

مستندات:

[1] . طور: ۳۰.

[2]  . توبه: ۶۵.

[3]  . به تفسير آيه ۱۰۷ و ۱۰۸ سوره توبه مراجعه شود.

[4]  . سوره‌هاى ۱. بقره، ۲. آل عمران، ۳. نساء، ۴. مائده، ۵. انفال، ۶. توبه، ۷. عنكبوت، ۸. احزاب، ۹. محمد، ۱۰. فتح، ۱۱. مجادله، ۱۲. حديد، ۱۳. حشر، ۱۴. منافقين.

[5]  . مؤلف كتاب «النفاق والمنافقون» نگارش ابراهيم على سالم مصرى.

[6]  . (قٰالَتِ الْأَعْرٰابُ آمَنّٰا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنٰا وَ لَمّٰا يَدْخُلِ الْإِيمٰانُ فِي قُلُوبِكُمْ‌) (حجرات: ۱۴.

[7]  . آل عمران: ۱۴۴.

8]  . سيره ابن هشام، ج ۱، ص ۱۹۶ و مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۸۲.

 

منبع: سبحانی تبریزی، جعفر، سقیفه، صفحه: ۳۱، توحيد، قم – ایران، 1394 ه.ش.

برچسب ها: سقیفه بنی ساعدهجعفر سبحانی تبریزی
نوشته قبلی

خلافت اسلامى و منطق قائلان به انتخاب

نوشته‌ی بعدی

فاطمه (س) در تفاسير اهل سنت

مرتبط نوشته ها

مناجات شعبانیه و سند آن
عقاید شیعه

مناجات شعبانیه و سند آن

آیه اطاعت دلیل حقانیت مذهب شیعه
عقاید شیعه

آیه اطاعت دلیل حقانیت مذهب شیعه

زیارت در اندیشه و بینش شیعی
عقاید شیعه

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

امام علی (ع) و دفاع از مظلوم
برگزیده ها

اهمیّت جهاد در کلام امام علی (ع)

جهاد در فقه شیعه
عقاید شیعه

جهاد در فقه شیعه

آیه ولایت، مدال حقانیت شیعیان
عقاید شیعه

آیه ولایت، مدال حقانیت شیعیان

نوشته‌ی بعدی
فاطمه (س) در تفاسير اهل سنت

فاطمه (س) در تفاسير اهل سنت

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

فاطمه (س) بر کرسی تربیت

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

سوم خرداد، تجلیگاه رازی بزرگ از قرآن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

جنگ‌ داخلی؛ خواب شوم دشمن

فرهنگ عاشورا در سیره معصومین (ع)

نهضت کربلا از دیدگاه اهل سنت

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا