۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه امام سجاد (ع)

مجازات مرتد و چند نکته

مجازات مرتد و چند نکته
0
SHARES
7
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مجازات مرتد و چند نکته/ سید محمدعلی ایازی

اختصاصی شبکه اجتهاد: حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید محمدعلی ایازی، اگرچه بیشتر به‌عنوان قرآن‌پژوه شهره است، اما تحقیقات او در اصول و فقه، کمتر از پژوهش‌های قرآنی‌اش نیست. عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم و تحقیقات، به جهت تألیفات فقهی و قرآنی متعدد و مباحث اجتماعی و همچنین رساله‌ای که در رابطه با «ارتداد» نگاشته است، یکی از بهترین افرادی است که می‌تواند در رابطه با مجازات مرتد، اظهار نظر کند.

در رابطه با مجازات مرتد، تفسیر مشهوری در باب معنای ارتداد داریم که گفته‌ شده، اگر کسی تغییر عقیده داد، مرتد شده است. من شخصاً به این تفسیر اعتقادی ندارم و صرف تغییر عقیده ارتداد نمی‌دانم. در رساله‌ای که به همین منظور نگاشته‌ام؛ به‌طور مفصل گفته‌ام که سیاق پنج آیه‌ای که بحث مرتد را معنا کرده‌اند، مجازات به‌صرف تغییر عقیده نیست، بلکه مراد از آن، تغییر عقیده در روایات ناظر به اعمالی بوده است که شخص انجام می‌دهد.

افزون بر آن، برفرض ارتداد شخص با قیودی که عرض کردم، باز هم معتقدم مجازاتی که مطرح‌شده، صرفاً حکمی حکومتی است و چون در قرآن بیان‌ نشده ناظر به شرایط و احوال خاص است.

به عنوان مقدمه عرض کنم: ما همیشه نسبت به قرآن و گفته‌هایش توجه می‌کنیم، ولی به نگفته‌هایش توجه نمی‌کنیم؛ یعنی مثلاً نمی‌گوییم چه دلیلی وجود داشته که در قران، گاهی بعضی موارد با جزئیات و خصوصیاتش مثل احکام دَین یا کتابت دین گفته‌شده، یا در برخی از مسائل مثل میراث یا بعضی از احکام مثل طلاق، جزییات کامل آن گفته‌شده است، اما به نگفته­‌هایش توجه نمی­‌کنیم. یا چرا داستان حضرت موسی، بیش از ۵۰ بار به شیوه‌های مختلف نقل‌ شده، اما در باب مجازات دنیوی‌ ارتداد، هیچ سخنی گفته نشده است.

در باب سنگسار هم در قران آیه‌ای نیامده- اگر نگوییم آیات ۲ تا ۱۱ سوره نور مربوط به مجازات زنای محصنه- است. قرآن در باره مجازات ارتداد و جرمی که مستحق سنگسار باشد، سخنی نگفته است. درحالی‌ که جرم ارتداد و سنگسار، در صدر اسلام و در فرهنگ عرب هم وجود داشته و مانعی برای ذکر آن نبوده است؛ ولی درآیات قران از مجازات مرتد و سنگسار ذکری به میان نیامده است. یا مثلاً در باب دیه عاقله، یا عدم تساوی دیه زن و مرد مطلبی بیان نشده، با این‌که قبل از اسلام وجود داشته و حکم جاهلیت هم بوده، پس چرا سخنی در قران به میان نیامده است. مانعی برای بیان آن نبوده، اما حتما از نظر خدای عزیز و حکیم دلیلی برای این نگفتن‌ها بوده، که فقهای ما توجه به آن نکرده‌­اند. باید برای این نگفتن­‌های قرآن در حوزه­‌های مختلف معارفی حساب جدی باز کنیم و روایات رسیده را به مفهومی دیگر تفسیر کنیم. حکم ارتداد هم از این اصل خارج نیست و جای تأمل جدی دارد.

علاوه بر این‌ها، دو مسئله دیگر در باره ارتداد و اعتقاد افراد به اسلام نیز وجود دارد.

مسئله اول: این است که برخی افراد اساساً اسلام­شان از روی تحقیق نیست و لذا برگشتنشان نیز آن‌چنان برگشتنی اعتقادی و برمبنای منطقی نیست، بلکه به‌صرف شبهه ضعیفی دچار مشکل می‌­شود که اگر ایمان و دانش لازم را داشت، هرگز دچار مشکل نمی­شد. لذا به چنین شخصی که آگاهی لازم از اعتقادات اسلامی ندارد، اگر بی­‌اعتقاد شد، نمی‌توان مرتد گفت. حداقل بخشی از علمای گذشته ما مثل مرحوم مقدس اردبیلی، قائل به این بودند که اگر کسی مرتد است، اوّل باید شبهه‌اش را برطرف کرد. شهید ثانی نیز چنین اعتقادی داشته است. وقتی کسی ارتداد پیدا می‌کند، ابتدا باید دید که مشکلش چیست؟ اگر فردی در خانواده و محیط ممسلمان اما غیرملتزم و یا ناآگاه رشد کرده باشد و یا آموزش لازم و مناسب پیدا نکرده و بسا رفتارهای سختگیرانه و غیر منطقی به او داده شد، به‌صرف اعتقاد خانواده و محیط، نامبردار به اسلام نیست و برگشتن وی از دین مصداق ارتداد نیست. ارتداد- جدا از بحث نخست- زمانی است که کسی شخصاً، ایمان و اعتقادی آگاهانه و با شناخت درست پیداکرده و سپس برگردد.

مسئله دوم: این است که ارتداد در صورتی جرم است که شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم، وی را از دین برنگرداند.

در گذشته این نوع ارتباطات و شبکه‌های اجتماعی و شرایط سیاسی که زمینه‌های گریز از دین و ستیز با دین را فراهم می‌کنند، وجود نداشتند. ارتباطات در حدی نبود که فرد بتواند به‌صورت گسترده با مجموعه‌ها و شبکه‌هایی ارتباط برقرار کند و شبهه در باره دین، طرح شود، به‌خصوص که عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هم به ایجاد شک و شبهه در میان مردم کمک می‌کند. در قرن سوم و چهارم جریانی به نام شعوبیه وجود داشت؛ ولی آن‌ جریان هم قابل قیاس با شرایط امروز نیست؛ بنابراین درصورتی‌ که شرایط اجتماعی و ارتباطات، فرد را به بازگشت از دین بکشاند، معلوم نیست بتوان وی را مجازات کرد؛ زیرا این بازگشت از دین، بازگشتی طبیعی و اختیاری نیست.

من برای روشن شدن موضوع مثالی می‌زنم. یکی از شرایطی که برای صدق جرم مطرح می‌کنیم، این است که شرایط اختیار و زمینه‌های انتخاب برای فرد فراهم باشد. مثلاً در فقه می‌گوییم: اگر فرد مُکرَه یا مضطر باشد، مجرم نیست. امروزه غیر از شرط مُکرَه و مضطر، مورد دیگری هم مطرح‌ شده و توسط برخی از فقها جدی گرفته‌ شده است؛ این مورد، به تله انداختن و به دام انداختن نام دارد. به این معنی که اسباب و مقدمات یک جرم، طوری برای فرد فراهم می‌شود که گویی می‌خواهند او را به دام بیندازند و از او استفاده کنند. در این صورت فرد، شرایط انتخاب را نداشته و کاملاً مقصر نیست. سؤال این است که چند درصد افراد می‌توانند در چنین شرایطی و چنین موقعیتی مقاومت کنند و این جرم و گناه را مرتکب نشوند. گاهی وسوسه‌ها آن‌چنان قوی می‌شود که فرد طبیعی هم نمی‌تواند مقاومت کند، تا چه رسد به افراد آسیب­‌پذیر عقیدتی و اخلاقی. لذا امروز عقلا می‌گویند که این در دام افتادن‌ها را نمی‌توان مستوجب کیفر دانست.

محمدعلی ایازیبا توجه به مثالی که زدم؛ اگر شرایط اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی، زمینه‌های ارتداد را فراهم ‌کند، نمی‌توان مانند شرایط عادی رفتار کرد و فرد را مجرم دانست. برای این‌که این مسئله، روشن‌تر شود، مثال دیگری می‌زنم: مثلاً در باب حد سرقت، روایت و فتوای فقهی داریم که در عام المجاعه یا سال قحطی، اگر کسی دزدی کرد، دستش قطع نمی‌شود. برای این‌که ازنظر کیفر، زمینه‌های التباس و جرم فراهم هست. اگر در زمینه‌های اجتماعی و سیاسی- یعنی حکومتی به نام دین- هم شرایطی به وجود آمد که زمینه ارتداد و گریز و ستیز با دین، برای فرد فراهم شد، یا وی در معرض فضای فرهنگی و تله‌ای قرار گرفت، نمی‌شود گفت این موضع فرد تمام العله جرم است و دیگران که نقشی اساسی در گرایش به جرم داشته مقصر نیستند و او تنها مرتکب جرم شده است.

یکی از مراجع بزرگ معاصر به من می‌گفت که احمد کسروی از فضلای و امام جماعت یکی از مساجد تبریز و خیلی متعبد و مقید بود. منتها مقداری موی سرش را بلند کرده، لباس‌ تر‌و‌تمیزی پوشیده و به خانه یکی از مراجع صاحب قَدر قدرت تبریز می‌رود، آن مرجع که در حوزه‌­های آن زمان بسیار تنگ­‌نظر بوده تا می‌بیند موهای احمد کسروی بلند است، دستور می‌دهد؛ در حضور مردم، وی را فلک کرده و شلاق بزنند. این ماجرا شروعی شد برای تنفر و دور شدن کسروی از دین. داستان اکبر گودرزی رهبر گروه فرقان که شهید مطهری و مفتح را ترور کردند، در مدرسه مرحوم آقای مجتهدی تحصیل می­‌کرده داستانی در شیوه برخورد با او وجود دارد که یک برخورد نادرست با او سبب شده بود که زاویه با حوزه و روحانیت پیدا کند و در نهایت دچار لغزش شود. افراد همگی به یک اندازه تحمل نابرابری­‌ها و رفتارهای خشن جامعه را ندارند تا هضم کنند. این واقعیت را باید توجه کنیم که سطح تحمل مردم یکسان نیست. در باره فقر کسانی تحمل با مشکلات و سختی­‌های آن را دارند، و کسانی ندارند و دچار مشکل می‌­شوند.

در روایات هم مثلاً در رابطه با فقر گفته‌ شده است: «الفقر موت الاحمر»، «کاد الفقر ان یکون کفرا». این‌ها بدین معنا است که به بی‌ایمانی آدم فقیر نباید توجه کرد، چون با شرایط طبیعی به این ارتداد، نرسیده است. این شرایط اقتصادی و یا شرایط اجتماعی زمینه کفرگویی او را فراهم کرده است. این داستان در باره شعوبیه و برخورد تبعیض­آمیز خلفای عباسی با فارس زبانان موجب سرخوردگی و گریز از دین شده بود.

بنابراین، در مثل ارتداد باید به زمینه­‌ها و عوامل آن بر اساس دیدگاه مشهور توجه بشود و از نقش جامعه و محیط نباید در گرایش افراد غفلت شود.

برچسب ها: مرتدسید محمدعلی ایازی
نوشته قبلی

امام حسین علیه السلام:نقد سخن و اندیشه خود

نوشته‌ی بعدی

پاسخ مراجع به دو استفتای مهم در باب ازدواج موقت مردان متأهل و پسران مجرد

مرتبط نوشته ها

نقش دعا در سیرۀ تربیتی امام سجاد (ع)
امام سجاد (ع)

نقش دعا در سیرۀ تربیتی امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) و دفاع فرهنگی
امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) میراث دار قافله عشق و حماسه

امام سجاد (ع) و روش های تفسیری
امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) و روش های تفسیری

امام سجاد (ع) و دفاع فرهنگی
امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) و دفاع فرهنگی

امام سجاد (ع) از کربلا تا شهادت
امام سجاد (ع)

امام سجاد (ع) از کربلا تا شهادت

اهل سنّت و امام سجّاد علیه السلام
امام سجاد (ع)

اهل سنّت و امام سجّاد علیه السلام

نوشته‌ی بعدی
پاسخ مراجع به دو استفتای مهم در باب ازدواج موقت مردان متأهل و پسران مجرد

پاسخ مراجع به دو استفتای مهم در باب ازدواج موقت مردان متأهل و پسران مجرد

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

زیارت در اندیشه و بینش شیعی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا