استفاده از منابع غیر متعارف در مبحث اربعین
با این مقدمه فکر میکنم اهمیت تاریخیِ متون غیر تاریخی یعنی همان متونی که اولاً و بالذات به قصد تاریخ نگاشته نشدهاند تا حد زیادی روشن شده باشد. اکنون با ذکر دو نمونه از سودمندی منابع غیرتاریخی برای مباحث تاریخی که هر دو به گونهای به بحثهای اربعین و این ایام ارتباط پیدا میکنند، یک گام به موضوع زیارت اربعین نزدیکتر میشوم و آنچه را که مد نظرم هست تقدیم میدارم.
۱. شهید قاضی طباطبایی و بهرهگیری موضوع از کبوتران نامهبر
نمونه اول به کار ارزشمند مرحوم شهید قاضی طباطبایی درباره اربعین مربوط میشود. ایشان برای اثبات این که بازگشت اسرای شام و زیارت قبر امام حسین۷ از سوی آنها در همان اربعین اول یعنی در بیستم صفر سال ۶۱ قمری بوده است، استدلالهایی را اقامه کردهاند. مرحوم میرزا حسین نوری صاحب مستدرک الوسائل و به تبع ایشان مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان و قبل از آنها هم ظاهراً سید ابن طاووس گفتهاند که نمیشود و قابل قبول نیست که این بازگشت اسرا و رسیدنشان به کربلا در همان بیستم صفر سال ۶۱ قمری باشد، و برای سخن خود مجموعهای از استدلالها را اقامه کردهاند.
بخشی از استدلالهای ایشان استناد به متون غیر تاریخیست، از جمله ایشان گفتهاند که چگونه ممکن است خبر شهادت این افراد به شام رسیده باشد، از یزید کسب تکلیف شده باشد و بعد از این که کسب تکلیف شده، دوباره اسرا بروند به شام و در آنجا توقف داشته باشند و بعد برگردند؟ مخالفان اربعین اول به صورت عادی حساب کردهاند که این کارها در آن عصر، بسیار زمانبر بوده است و به اعتقاد آنها احتمال استفاده از کبوتر نامهبر هم منتفی است. عدهای گفتهاند که کبوتر نامهبر در زمان عباسیان باب شد و قبل از آن از این وسیله اطلاعرسانی استفاده نمیشده است. اما شهید قاضی طباطبایی معتقد است در آن زمان از کبوترنامهبر استفاده میشده است. ایشان به عنوان شاهد بر این معنا، از جمله به یک بیت شعر از حسان بن ثابت استناد میکنند. حسان بن ثابت از شعرای مخضرمین است که زمان جاهلیت و اسلام را درک کرده است. وی گرایش عثمانی شدیدی داشت و در مصرع اول یکی از اشعارش که از امیرالمومنین و عثمان صحبت میکند و مردم را به یاری عثمان فرامیخواند چنین میگوید:
| یا لیت شعری ولیت الطیرُ تُخبرنی | ما کان بین علی و ابن عفانا |
یعنی ای کاش میدانستم و ای کاش پرنده به من خبر میداد از آنچه بین علی و عثمان بن عفان گذشته است.
مرحوم قاضی طباطبایی تعبیر “و لیت الطیر تخبرنی” را شاهد بر این گرفتهاند که خبر بردن و آوردن به وسیله پرندهها حتی از دهههای نخستین اسلامی مرسوم بوده است. نکته همین جاست که چگونه یک محقق تاریخ از یک بیت شعر که یک فرد عثمانی برای بیان حسرتهای خودش میسراید، در ماجرای بازگشت اسرا در اربعین اول بهره میبرد. شعر حسان بن ثابت هیچ ربطی به بازگشت اسرا در اربعین اول یا دوم ندارد، ولی دارای دلالتی است که در بحث اربعین اول یا دوم میتواند به کار آید.
۲. خواندن متن و تحلیل محتوا
شاهد دوم که ارتباط بیشتری با بحث اصلی من دارد، خود زیارت عاشورا است. این قسمت را از زحمات پژوهشگر محترم یعنی آقای حسن انصاری استفاده و نقل میکنم تا مقدمهای باشد برای بررسی زیارت اربعین. ما اغلب زیارت عاشورا را به عنوان یک سند شیعی و متنی که با هویت شیعی پیوند خورده است خواندهایم و با همه بندهای آن آشنا هستیم. یکی از بحثها درباره زیارت عاشورا مسئله صحت صدور زیارت عاشورا با همین الفاظ و این مضامین است.خوب یک راه این است که بیاییم سلسله سند را بررسی کنیم که این کار صورت گرفته است و روی آن کار کردهاند، اما یک روش تاریخی دیگر برای بررسی سندیّت زیارت عاشورا خواندن خود متن زیارتنامه و تحلیل محتوای آن است. متن زیارت عاشورا از امام باقر۷ نقل شده است. زمان امامت امام باقر۷ سال ۹۶ تا تقریباً سال ۱۱۴ قمری است، علت این که از کلمه تقریبا استفاده کردهام، اختلافهایی است که در باره زمان شهادت امام باقر۷ وجود دارد. این فضا دوران سراشیب بنی امیه است و صدور مضامین زیارت عاشورا در آن فضا امری دور از ذهن نیست؛ یعنی آن نوع ولایت و برائتی که در این زیارتنامه منعکس هست، با فضای عمومی اوایل قرن دوم سازگار است. بدیهی است تعارض بین یافتههای سندپژوهی و متنپژوهی را باید با همان روشهای حل تعارض علاج کرد. این یک نکته.
نکته دوم آن است که در این زیارتنامه به صراحت از افرادی، از جمله عمر بن سعد و ابن زیاد و ابن مرجانه و یزید و معاویه نام برده شده است. نام بردن صریح این افراد و لعن آنها با اینکه هنوز در مسند سلطه هستند، یک شاهد تاریخی است که در آن دوره به خصوص در فضای اوایل قرن دوم هجری که هیبت بنی امیه فرو ریخته بود، امکان این گونه اظهار نظرهای آشکار وجود داشته است.
نکته سوم این که در فضای این متن متداول از زیارت عاشورا، از عبارتهای« اِنِّی سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُم» بوی انقلابیگری به مشام میرسد و یک نوع زمینهسازی برای مبارزه به چشم میخورد. این نکته نیز با اطلاعات دیگری که ما از آن دوران داریم یعنی نوعی حرکت عمومی علویان با محوریت ائمه اطهار: سازگاری دارد. این قرائن و یکی دو مورد دیگر که از آن میگذرم، دلالتهای درونمتنی زیارت عاشورا هستند که میتواند برای اثبات صحت صدور این زیارتنامه به یک مورخ کمک کند، یعنی به استناد محتوای زیارتنامه میتوان گفت که این متن و یا لااقل بخش عمده آن در همان زمان صادر شده است، حتی اگر کسی هم بگوید این متن، متن صادر شده از سوی امام باقر۷ نیست، میتواند بگوید که این متن در همان زمان وضع شده است.
بنابراین همان گونه که مشاهده فرمودید زیارت عاشورا که در اصل یک متن برای ابراز ارادت به ساحت قدسی امام حسین۷ و بالاتر از آن یک مرامنامه اعتقادی است و به هر حال به قصد تاریخنگاری نوشته نشده است، برای مورخ یک سند تاریخی به شمار میرود و صحت صدور زیارت عاشورا را که یک مسأله و دغدغه تاریخی است، از خود آن اثبات میکند. زیارت عاشورا مانند هر متن تاریخی دیگر، کارکرد و بلکه کارکردهای تاریخی دیگری هم دارد. شاید بتوان مجموعه این کارکردهای تاریخی را «گذار از متن به واقعیت»نامید. یعنی از طریق این دلالتهای متنی میتوان پی برد که در جامعه و در واقعیت بیرونی چه میگذشته است.


















هیچ نظری وجود ندارد