اشاره به اشخاص مثبت و امامان در اشعار مرتبط با کربلا در اشعار اهلی به فراخور موضوع کربلا از اشخاص مختلف استفاده شده است که در دو قطب اشخاص مثبت و منفی قابل بررسی است. از مهم ترین شخصیت های مثبت در شعر او می توان به پیامبر اکرم ، اهل بیت ، حضرت علی و امامان دیگر شیعه (علیهم السلام) اشاره نمود. اهلی اشعار مستقلی در نعت و ستایش پیامبر و حضرت علی (علیهم السلام) آورده و همچنین در ابیات مختلفی به اهل بیت و امامان معصوم (علیهم السلام) پرداخته است. او به آل مصطفی ، اوصاف متعدد امام علی و حضرت فاطمه (علیها السلام) می پردازد:
گر چه سگ آشنا شود سگ صفت آشنا نشددوست نمی شود به کس دشمن آل مصطفا
(همان ، ص ۴۲۲)
روی فلک سیه شود کز چه به تیرگی کشیدچشم و چراغ فاطمه نور دو چشم مرتضا
(همان)
دشمن آل مرتضی پرده خویش می دردپنجه ی شیر حق کجا روبه حیله گر کجا
(همان)
نیش زنند دشمنان تیغ بر آر یا علیتا همه را فرو برد تیغ تو همچو اژدها
(همان)
یا رب به حق شاه رسل مصطفی که هستبر فخرش افتخار شهیدان کربلا
(همان ، ص ۴۲۳)
بر اهل بیت و آل علی مرحمت نکردشمر لعین که لعنت مرد و زنش گرفت
(همان ، ص ۴۴۳)
یا مرتضی علی به شهیدان روا مدارظلمی چنین که چرخ ستمکار کرده است
(همان ، ص ۴۲۹)
او در قصیده ای با ردیف «شهیدان کربلا »به دوازده امام شیعه اشاره می کند. پس از ذکر نام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که شاه رسولان و سبب افتخار شهیدان است، به ذکر دوازده امام (علیهم السلام) می پردازد. حضرت علی (علیه السلام) گنج کرم، امام حسن (علیه السلام) دارای سرشتی پاکیزه، امام زین العابدین (علیه السلام) دارای عصمت و امام باقر (علیه السلام) مکان علم و دانش است. امام جعفر صادق (علیه السلام) امام دین، امام موسی کاظم (علیه السلام) ابر لطف، امام رضا (علیه السلام) شاه خراسان، امام تقی (علیه السلام)مظهر کرم و امام نقی (علیه السلام) هادی دین پیامبر است. او امام عسکری (علیه السلام) را شهسوار دین و حضرت مهدی (عج) را هادی و آخرالزمان می داند. اهلی به دلیل شیعه بودن و ارادت به امامان شیعه و نیز پیوند دادن حوادث کربلا با سرگذشت این امامان بزرگوار، به این مضمون سازی ها روی آورده است؛ یعنی حوادث کربلا فقط محدود به امام حسین (علیه السلام) نشد، بلکه تمام آموزه های امامان بعدی نیز با این موضوع گره خورده است و اهلی امامان دیگر را نیز با حادثه ی کربلا همراه می بیند:
یا رب به حق شاه رسل مصطفی که هستبر فخرش افتخار شهیدان کربلا
(همان ، ص ۴۲۳)
یا رب به حق گنج کرم مرتضی علیآن اژدها شکار شهیدان کربلا
(همان)
یا رب به حق گوهر پاکیزه حسنآن در شاهوار شهیدان کربلا
(همان)
یا رب به حق عصمت زین العباد کوستدر دهر یادگار شهیدان کربلا
(همان)
یا رب به حق باقر صابر مکان علمآن مکرمت شعار شهیدان کربلا
(همان)
یا رب به حق جعفر صادق امام دینآن گنج با وقار شهیدان کربلا
(همان ، ص ۴۲۴)
یا رب به حق موسی کاظم سحاب لطفآن ابر در نثار شهیدان کربلا
(همان)
یا رب به حق شاه خراسان که نور اوستشمع سرمزار شهیدان کربلا
(همان)
یا رب به حق جود تقی مظهر کرمآن نخل میوه دار شهیدان کربلا
(همان)
یا رب به حق هادی دین نبی نقیآن سرو جویبار شهیدان کربلا
(همان)
یا رب به حق عسکری آن شهسوار دینلشکر کش تبار شهیدان کربلا
(همان)
یا رب به حق مهدی هادی کزو شودجبر شکست کار شهیدان کربلا
(همان)
اینک ظهور مهدی آخر زمان رسیدزین رایت یزید نگونسار کرده است
(همان ، ص ۴۲۹)
شکر که در زمان ما کار یزید آخر استمهدی آخر الزمان تیغ کشیده در غزا
(همان ، ص ۴۲۲)
اهلی در اشعار کربلایی خود از اشخاص مقبول دیگری نیز یاد می کند که حضرت نوح ، خضر نبی و حضرت عیسی و مریم از آن زمره اند. طوفان نوح با اشکباری حوادث کربلا مرتبط می شود و آب حیات خضر با تشنگی امام حسین (علیه السلام) و یارانش ارتباط می یابد و شاعر عطر وجود امام حسین (علیه السلام) را با دم زندگی بخش عیسی متناسب می بیند و به همین دلیل، این پیامبران بیشتر مورد توجه او قرار گرفته اند:
طوفان نوح سر نزد از کربلا عجباز چشم اشکبار شهیدان کربلا
(همان ، ص ۴۲۳)
هست حسین، تشنه لب خضر کجاست در جهانآب حیات مؤمنان تشنه جگر بود چرا
(همان ، ص ۴۲۲)
آب خضر به پرده ظلمت نهفته چیستگر نیست شرمسار شهیدان کربلا
(همان ، ص ۴۲۳)
گر خضر از حیات پشیمان شود رواستکو نیست در شمار شهیدان کربلا
(همان)
حلقی برید شمر لعین کز نسیم اوبویی است اینکه عیسی مریم گرفته است
(همان ، ص ۴۳۰)
شخصیت های منفی در کربلا اهلی به اشخاص پلید و منفوری اشاره می کند که در خون ریختن و ایجاد وقایع کربلا دست داشتند و به همین دلیل مورد لعن و نفرین ابدی قرار می گیرند؛ اشخاصی مانند ، شمر ، یزید ، عمر سعد و ابن زیاد از این قسم اشخاص منفور هستند که اهلی شمر و یزید را بیش از دیگر اشخاص منفی ذکر می کند:
آن که حسین می کشد دعوی دین چه می کندشمر لعین روسیه شرم ندارد از خدا
(همان ، ص ۴۲۲)
حلقی برید شمر لعین کز نسیم اوبویی است اینکه عیسی مریم گرفته است
(همان ، ص ۴۳۰)
بر اهل بیت و آل علی مرحمت نکردشمر لعین که لعنت مرد و زنش گرفت
(همان ، ص ۴۴۳)
سگ در قلاده شمر لعین است در جهانوین طوق لعنت است که در گردنش گرفت
(همان)
شمر لعین که خود ز سگان جهنم استلب تشنه اش بدرد سفال کلاب کن
(همان ، ص ۴۹۸)
از تاب برق قهر تن شمر کی رهدگر همچو نقش آینه در آهنش گرفت
(همان ، ص ۴۴۳)
ببرید حلق پاک حسین آن یزید و شمراین غدر بین که آن سگ غدار کرده است
(همان ، ص ۴۲۸)
شکر که در زمان ما کار یزید آخر استمهدی آخر الزمان تیغ کشیده در غزا
(همان ، ص ۴۲۲)
قدر حسین کم نشد و شد عزیزترخود را یزید روسیه و خوار کرده است
(همان ، ص ۴۲۸)
اینک ظهور مهدی آخر زمان رسیدزین رایت یزید نگونسار کرده است
(همان ، ص ۴۲۹)
در طوق لعنت است به دوزخ یزید سگدر گردنش سلاسل آتش طناب کن
(همان ، ص۴۹۸)
تا خرمی نمود یزید از عزای شاهما را کدورت از دل خرم گرفته است
(همان ، ص ۴۳۰)
دنیا بدین خرید یزید این خری ببینکو ترک یوسف از پی درهم گرفته است
(همان)
گر زانکه رو به قبله یزید آورد چه سودچون در به روی قبله ی اعظم گرفته است
(همان)
جان یزید کی رهد از آتش حجیمکو را خدا گرفته و محکم گرفته است
(همان)
بعد از هزار سال به شمشیر انتقامحق لشکر یزید گرفتار کرده است
(همان ، ص ۴۲۹)
بر کفر خویش چون عمر سعد سکه زددر خطبه اش به لعنت یزدان خطاب کن
(همان ، ص ۴۹۸)
ابن زیاد سگ که ز سگ کمتر است همحشرش به خرس و خوک و به شرالدواب کن
(همان)
از جور عهد و از ستم کوفیان شوماین فتنه شد دچار شهیدان کربلا
(همان ، ص۴۲۳)
پی نوشت ها :
* استاد یار دانشگاه قم
منبع:فصلنامه شیعه شناسی شماره ۲۷

















هیچ نظری وجود ندارد