تكذيب حديث «شهر علم»
ابنتيميه حدیثی که پیامبر اکرم| میفرمایند: «انا مدينة العلم وعلي بابها» را جعلي ميداند، و اينگونه مينويسد:
وحديث (انا مدينة العلم وعلي بابها) اضعف و اوهن، ولهذا انما يعد في الموضوعات وان رواه الترمذي وذکره ابنالجوزي، وبين ان سائرطرقه موضوعه، والکذب يعرف من نفس المتن.
حديث (من شهر علم هستم و على× دروازة آن است) ضعيفتر و سستتر است و در زمرة احاديث جعلى شمرده شده است، گرچه ترمذى آن را روايت كرده، ولى ابنجوزى آن را ذكر و بيان نموده است که تمام طرقش جعلى است و دروغ بودن آن از خود متن نيز شناخته میشود.([1])
نقد و بررسي:
تمام دانشمندان اهل تسنن در کتابهايشان آوردهاند که پيامبر اکرم|، حديث مزبور را در شأن و منزلت اميرالمؤمنين× فرمود که ما به ذکر اسامي آنها اکتفا ميکنيم:
- عبدالرزاق بن همام صنعاني. 2. يحيي بن معين.
- احمدبن حنبل. 4. ترمذي.
- ابوبکر بزاز. 6. محمدبن جرير طبري بزاز.
- طبراني. 8. ابوالشيخ.
- ابن سقا واسطي. 10. ابن شاهين.
- حاکم نيشابوري. 12. ابن مردويه.
- ابونعيم اصفهاني. 14. ماوردي.
- خطيب بغدادي. 16. ابن عبدالبر.
- سمعاني. 18. ابنعساکر.
- ابناثير جزري. 20. ابن نجار.
- جلالالدين سيوطي. 22. قسطلاني.
- ابنحجر مکي. 24. متقي هندي.
- ملاعلي قاري. 26. مناوي.
- زرقاني. 28. شاه وليالله دهلوي.
همچنين عباراتي را مفسّران و متکلّمان اهل تسنن دربارة حديث مذکور نقل کردهاند که به اختصار ذکر ميکنيم:
الف) حافظ سيوطى دربارة اين حديث میگويد:
قلت: حديث عليّ× اخرجه الترمذي والحاکم، وحديث ابن عباس الحاکم والطبراني، وحديث جابر اخرجه الحاکم… والحاصل انه ينتهي بطرقه الي درجة الحسن المحتج به، ولايکون ضعيفاً فضلاً عن ان يکون موضوعاً… .
حديث على× را ترمذى و حاكم و حديث ابنعباس را حاكم و طبرانى و حديث جابر را حاكم نقل نمودهاند… در نتيجه اين حديث به تمام طرقش منتهى به درجة حسن میشود كه قابل احتجاج به آن است و لذا ضعيف نيست، چه برسد به اين كه جعلى باشد… .([2])
ب) ابنحجر نيز دربارة حديث میگويد:
وهذا الحديث له طرق کثيرة في مستدرك الحاکم اقل احوالها ان يکون للحديث اصل، فلاينبغي ان يطلق القول عليه بالوضع.
براى اين حديث در مستدرك حاكم طرق بسيارى است كه كمترين احوال آن اين است كه براى اين حديث اصلى است و لذا سزاوار نيست بر آن اسم وضع و جعل اطلاق شود.([3])
پ) حاکم نيشابوري بعد از نقل حديث اينگونه ميگويد:
هذا حديث صحيح الاسناد و لم يخرجاه.([4])
این حدیثی است که سلسله سندش صحیح است ولی مسلم و بخاری آن را نیاوردهاند.
حافظ سمرقندي اين حديث را در کتاب «بحر الأسانيد في صحاح المسانيد» که مخصوص احاديث صحيح است، ذکر کرده است.
ابنجرير طبري نيز حديث ترمذي را در کتابش([5]) تصحيح کرده و خاتم حفاظ و محدثان، احمد غُماري (م1380ق)، کتابي بس ارزشمند به نام «فتح الملک العلي بصحهًْ حديث باب مدينهًْ العلم علي»، در اثبات صحّت اين حديث شريف نوشته است.
گذشته از اين، گروه زيادي از علما و محدثين اين حديث را حسن شمردهاند، مانند صلاحالدين علائي، ابنحجر عسقلاني([6]) و شاگردش سخاوي.
[1]) ابنتيميه، احمد، منهاج السنهًْ، ج5، ص313؛ ابنتيميه، احمد، مجموع فتاوى، ج4، ص410.
[2]) سيوطي، اللآلى المصنوعهًْ، ج1، ص334.
[3]) ابن حجر عسقلاني، لسان الميزان، ج2، ص123.
[4]) حاکم نيشابوري، ابوعبدالله محمد، المستدرک علي الصحيحين، ج3، ص126.
[5]) ابن جرير، تهذيب الآثار، ج4، ص104.
[6]) ابن حجر عسقلاني، تنزيه الشريعهًْ، ج1، ص378.
















هیچ نظری وجود ندارد