برخی از ناقدان تفسیر روایی از جمله مستشرقان و برخی از عالمان اهل سنت، تفسیر قرآن را به کمک روایات، نادرست دانسته و چنین روشی را نقد نموده اند:
۱٫ گلدزیهر(۱)گلدزیهر از مستشرقانی است که در کتاب مذاهب التفسیر الاسلامی، بی باکانه و به طور مطلق به تفسیر روایی، حمله می کند و می گوید: « تفسیر روایی صحیح و واحدی برای قرآن وجود ندارد، زیرا اقوال صحابه درباره روایات تفسیری، با یکدیگر در تعارض اند، لذا روایات تفسیری درخور توجه نیستند. » (2) در جایی دیگر می گوید: « تفاسیر روایی بسا همان تفسیر به رأی است که از افکار مفسران ناشی بوده است. » (3)در نادرستی کلام گلدزیهر، کافی است یادآور شویم که گرچه برخی روایات به علل وهن و ضعفی که بیان شد، از اعتبار کافی برخوردار نیستند، ولی چنین قضاوتی درباره تمامی روایات، صحیح به نظر نمی رسد. امروزه مفسران، جمعی از آنها را معتبر و قطعی الصدور می دانند و موارد دیگری را که در آنها تردید وجود دارد، از نظر سند و دلالت بررسی می کنند و در صورت برخورداری از صلاحیتهای لازم، به آنها عمل می شود.از طرفی، تفسیر روایی را تفسیر به رأی به حساب آوردن، به دور از انصاف است، زیرا اگر تفسیر روایی قطعی شود و اتصال آن به معصوم علیهم السلام روشن گردد، معتبر و از وحی الهی ناشی خواهد بود و با تفاسیر به رأیی که تعریف آن گذشت، بسیار متفاوت است. کلام و حدیث معصوم، به ویژه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که هر دو فرقه اهل سنت و شیعه پذیرفته اند، از هرگونه خطا و کاستی به دور است. بعید نیست کلام متعصبانه گلدزیهر، به سبب همان تفکر یهودیانه و مغرضانه باشد و یا به تعارضات بین کلام صحابه مربوط باشد که براساس منابع اهل سنت است.
۲٫ ذهبیمحمدحسین ذهبی معتقد است که ذوق و پیش داوری مفسران در انتخاب و گزینش روایات تفسیری مؤثر بوده (۴) و مفسران براساس مذاق و مذهب فکری خود، روایاتی را انتخاب و در تفسیر آیه ذکر می کرده اند که با ذوق فلسفی، کلامی و فقهی آنان همساز بوده است. در واقع، از نظر ایشان برداشتهای شخصی در تفسیر روایی، امری ناگزیر است. از این جهت تفاسیر روایی، یکسان نبوده و با یکدیگر متفاوت اند.کلام ذهبی، گرچه به طور کلی منتفی نیست و تفاسیر روایی هم ممکن است از جهت گیریهای متفاوتی برخوردار باشد، ولی نمی توان از این نکته غفلت کرد که گرچه در چنین تفاسیری، روایات براساس معیارهای خاصی انتخاب شده اند، لکن اظهارنظر درباره درستی یا نادرستی آنها، پس از بررسیهای سندی، براساس ملاکهای فقه الحدیثی است، از جمله آنکه روایات مورد تردید باید براساس قرآن و روایات معتبر عرضه شوند و متضمن مطالب خلاف عقل نباشند.از این رو، اگر براساس ملاکهای نقد حدیث، احادیث تفسیری مطالعه شوند، هر تعداد به طور قطع از طرف معصوم علیهم السلام صادر شده، باید پذیرفته شود، زیرا آنچه از طرف معصوم رسیده، مقبول و معتبر است.از طرفی، نباید منکر شد که قرآن همواره براساس علایق و تخصصها، پذیرای وجوه و معانی گوناگون است و دلیل آن گرایشهای تفسیری مختلف است، چه بسا این امر در انتخاب روایات نیز بی تأثیر نباشد. البته هر مفسری باید بدون پیشداوری و ذهنیت قبلی به سراغ تفسیر قرآن برود تا تفسیر او از سلامت بیشتری برخوردار باشد، درواقع، رأی خود را بر قرآن عرضه کند نه قرآن را بر رأی خود.
پینوشتها:
۱٫ گلدزیهر ( Goldziher) از مستشرقانی بود که در ۱۹۲۱ میلادی درگذشت و در کتاب مذاهب التفسیر الاسلامی که دکتر عبدالحلیم نجار آن را به عربی ترجمه کرده، به بررسی متن قرآن و گرایشهای تفسیری پرداخته است.۲٫ گلدزیهر، مذاهب التفسیر، ترجمه دکتر نجار، ص ۹۹٫۳٫ همان، ص ۱۰۴٫۴٫ ذهبی، التفسیر و المفسرون، ج۱، ص ۱۵۵٫منبع مقاله :مؤدب، سیدرضا؛ (۱۳۹۲)، روشهای تفسیر قرآن، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)، چاپ اول

















هیچ نظری وجود ندارد