۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

سیره عملى و روش شخصى امام مهدى (علیه السلام)

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

سیره امام مهدى ، همچون سیره همه پیامبران و رهبران راستین
امام مهدى علیه السلام ، چون همه پیامبران و رهبران راستین و شایسته الهى ، بسیار ساده زیست است ، لباسهاى درشت و کم بها مى پوشد. و خوراک خشک و ناگوار مى خورد. با آسایش و تن آسایى هیچ آشنایى ندارد، با کام و کامورى بیگانه است . چون پیامبران از هرگونه تعظیم و بزرگداشت و ستایش پرهیز دارد. و به معناى واقعى کلمه ، زاهد است ، و جز به ضروریات این زندگى – در حد بسیار پایین آن – تن نمى دهد، و در سطح پایین ترین طبقات ، بلکه دشوارتر از آنان زندگى مى کند. در زهد ورزى و وارستگى امام مهدى علیه السلام را به حضرت یحیى علیه السلام تشبیه کرده اند، زیرا که آن پیامبر بزرگ زاهدترین و عابدترین مردم زمان خود بود. امام قائم علیه السلام نیز زاهدترین و عابدترین مردمان است . دیگر بار اخلاق و رفتار والاى پیامبران و امامان آشکار مى شود، و امام مهدى علیه السلام تجلى دوباره زندگى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله ، و امام على علیه السلام و دیگر امامان علیه السلام است ، و لباس و خوراک و خانه و کاشانه او یادآور لباس و خوراک و خانه کوچک و بینهایت ساده پیامبر صلى الله علیه و آله و امام على علیه السلام است . (۱)آرى ! رهبرى جامعه انسانى چنین سیره و روشى را نیز لازم دارد، و در فکر آسایش خلق بودن و لحظه اى براى آنان نیاسودن ، شرط اصلى آن است . آنان که در زندگى هاى مرفه و آسوده بسر مى برند، و با شادى و شادخوارى روزگار مى گذرانند، و دم از آسایش خلق و رفاه توده هاى رنجدیده انسانى مى زنند، راهى به گزافه مى روند و سخنى یاوه مى گویند، و ادعایى پوچ و پوک دارند. در احادیث ما که ترسیمگر وضعیت زندگى شخصى آن امام بزرگ است ، بر همانندى و همسانى زندگى وى با زندگى بسیار ساده امام على علیه السلام – و همچنین زندگى بسیار ساده پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله – تاءکید شده است .
امام صادق علیه السلام :((ما تستعجلون بخروج القائم ، فوالله لباسه الا الغلیظ، و لا طعامه الا الجشب … (۲) ))- به چه جهت درباره خروج قائم عجله دارید؟ به خدا سوگند، او جامه اى درشت مى پوشد، و خوراک خشک و ناگوار مى خورد…تعبیر ((نفى و استثنا)) در زبان عرب ((حصر)) را مى رساند. یعنى روش ‍ زندگى مهدى علیه السلام منحصرا روشى زاهدانه است .
امام صادق علیه السلام :(( (قال الفضل ): کنت عند ابى عبدالله علیه السلام بالطواف فنظر الى و قال لى : یا مفضل ! مالى اراک مهموما متغیر اللون ؟ قال : فقلت له : جعلت فداک ! نظرى الى بنى العباس و ما فى اءیدیهم من هذا الملک و السلطان و الجبروت ، فلو کان ذلک لکم لکنا فیه معکم . فقال : یا مفضل اما لو کان ذلک ، لم یکن الا سیاسه اللیل و سیاحه النار، اکل الجشب و لبس الخشن ، شبه امیرالمؤ منین علیه السلام ، و الا فالنار. (۳) ))- مفضل (راوى معروف ) مى گوید: سالى در حج ، به هنگام طواف ، خدمت امام جعفر صادق بودم . در اثناى طواف ، امام نگاهى به من کرد و فرمود: چرا اینگونه اندوهگینى و برافروخته اى ؟ گفتم : فدایت شوم ، بنى عباس و حکومتشان را مى بینم و این مال و این تسلط و این قدرت و جبروت را. اگر این همه در درست شما بود، ما هم با شما در آن سهیم بودیم . امام فرمود: اى مفضل ! بدان ، اگر حکومت در دست ما بود، جز سیاست شب (عبادت ، اقامه حدود و حقوق الهى و حراست مردم ) و سیاحت روز (سیر کردن و رسیدگى به مشکلات مردم و…) و خوردن خوراکهاى خشک و نامطبوع و پوشیدن جامه هاى درشت ، یعنى جز همان روش امیرالمؤ منین ، چیزى در کار نبود، که اگر جز این عمل شود، پاداش آن ، آتش دوزخ است .
در سخن امام صادق علیه السلام ، فلسفه پذیرش چنین زندگى دشوار و ناگوارى ، بیین شده است ، و آن مسؤ ولیت بزرگ اداره جامعه و سامان بخشیدن به وضع زندگى انسانها است . دستیابى به چنین آرمانى بزرگ ، فداکاریها و گذشتهاى فراوانى لازم دارد. و تحمل رنجها و دشواریهاى بزرگى را مى طلبد. امام مهربانى که از پدر و مادر و برادر به انسان مهربانتر است ، و پشت خمیده انسان را در زیر بار دشواریهاى زندگى اعصار و قرون دیده است ، و با دردهاى آنسان بهتر از خود او آشنا است ، و تاریخ رنج آور محرومان چون تابلوى روشن در برابر دیدگان او قرار دارد، و در احساس ‍ لطیف الهى او همه این دردها و رنجها منعکس است نمى تواند لحظه اى بیاساید و تن به راحتى و آسایش سپارد.
حضرت امام ابوالحسن الرضا علیه السلام ، در تعلیمى والا و ارزنده ، ویژگیهاى آن دوران و سیره شخصى امام مهدى علیه السلام رابروشنى ترسیم کرده است :
(( معمر بن خلاد: ذکر القائم عند ابى الحسن الرضا علیه السلام فقال : انتم ارخى بالا منکم یومئذ قالوا: و کیف ؟ قال : لوقد خرج قائما علیه السلام لم یکن الا العلق و العرق ؛ و النوم على السروج ، و ما لباس القائم علیه السلام الا الغلیظ، و ما طعامه الا الجشب . (۴) ))- معمر بن خلاد مى گوید: نام (امام قائم علیه السلام در مجلس امام رضا علیه السلام به میان آمد. امام فرمود: شما امروز سبکبال تر از آن روز هستید. گفتند؟ چگونه چنین است ؟ فرمود: اگر قائم ما قیام کند خون است و عرق ریختن ، و خوابیدن بر مرکبها در میدانهاى مبارزه . (۵) و قائم علیه السلام ، جز جامه درشتناک نخواهد پوشید، و جز خوراک درشتناک نخواهد خورد.
آرى اصلاح جامعه مطلبى است ، و دنبال خواسته ها رفتن و آنها را تاءمین کردن ، مطلبى دیگر… و امام مهدى علیه السلام ، چون نیاکان خود به هرکس ‍ هر چه خواست مى بخشد، و به سؤ ال سائلى ((نه )) مى گوید، و کسى دست خالى از نزد او باز نمى گردد. همه اقدام و عمل و فکر و ذکر و گفتار و کردار او الهى است و جز خدا و رضاى او خواسته اى ندارد. از اینرو در برابر زحمتها و کوششها و رنجهایى که براى انسانها مى کشد و فداکاریهایى که مى کند، پاداشى در نظر ندارد، حتى ستایش و تشکرى از کسى نمى خواهد.امام مهدى علیه السلام داعى حق و گسترنده عدل است . همه کارها و برنامه هاى او بر محور اصول عدالت دور مى زند، و باطن بیکرانه و خدایى او کانون اصلى عدالت اخلاقى و تعادل و توازن معنوى است . همه دوستیها، دشمنیها، حب و بغضها، صبرها، مقاومتها، خشمها، خروشها و جود و بخششها، همه و همه ، در چارچوب قانون عدل و عدلت قرار دارد، و ذره اى در احوال شخصى پاى از حد و مرز دقیق عدالت بیرون نمى نهد، او نخست ((عدل )) را در درون خود پیاده کرده است ، و سپس به پیاده کردن آن در جامعه و جهان دست مى یازد.
تداوم راه پیامبر ((ص )) امام مهدى علیه السلام ، تداوم بخش راه پیامبران و تحقق دهنده اصول رسالتهاى الهى است . او در خط اصلى وحى آوران گام بر مى دارد، و تمام تعالیم آنان را در همه بخشهاى زندگى جامه عینیت و عمل مى پوشد. راه و روش او، راه و روش پیامبران است .با نگرشى کلى به راه و روش پیامبران و اصول تعالیم ایشان ، بویژه تعالیم پیامبر اسلام ، به اصول و آرمانها و تعالیمى بر مى خوریم که در دروان گذشته تاریخ نافرجام ماند، و در عینیت زندگى پدیدار نگشت ، و اگر پدیدار گشت چندان پایدار نماند و تداوم نیافت . یعنى انسانهاى گذشته ، یا از آن تعالیم دور ماندند، یا مستعد آنها نبودند، یا قدر آنها را ندانستند. این تعالیم و اصول و معیارها مى رود که در دروان رستاخیز آخرین مصلح الهى و آخرین ذخیره خدایى تحقق یابد، و در سراسر زندگیها، جامعه ها، آبادیها – بدون اندک کم و کاست – عملى گردد، و همه ابعاد زندگى انسان را رنگ و جهتى خدایى بخشد، و معیارهاى بحق و انسانى را بر همه بخشهاى زندگى آدمیان حاکم سازد.تاءثیر نهضتهاى انبیا، در فرهنگ بشرى انکار ناپذیدر است . به طورى که مى توان گفت حرکت تکاملى انسان ، و فراز گرایى اجتماعات و تمدنها، در پرتو تعالیم ادیان صورت گرفته است ، و تعالیم مذاهب آسمانى ، خاستگاه اصلى همه پیشترفتهاى اخلاقى ، تربیتى ، اجتماعى و حتى علمى بشرى بوده است . نخستین روزنه ها به شناخت و کشف و مجهولات ، در برابر بشریت ، از معابد گشوده گشت ، و عظمت جهان و امکان شناخت اسرار و رموز آن به وسیله ادیان شناسانده شد. سر رشته نخستین شناختها و راه رسیدن به آن نیز به دست پیامبران به بشریت ارائه گشت . این ادیان الهى بودند که گرایش به خرافات و پندارهاى و هم گونه و باطل را کنار زدند، و حقایق سره و ناب و خالص را به بشریت آموختند، و بررسى علل و اسباب واقعى و روابط موجود میان پدیده هاى طبیعت را در آموزشهاى خویش تعلیم دادند، و راه شناخت درست خدا را، از راه شناخت آیات طبیعت پدیده هاى آن اعلام کردند. ادیان الهى ، در حقیقت پایه گذاران مکتبهاى علمى ، حقوقى ، اخلاقى ، تربیتى ، اجتماعى و…بودند. براى محققان و انسان شناسان ، و تاریخ نگاران بسیار دشوار است که بشریتى را ترسیم کنند که از تعالیم ادیان و کتابهاى آسمانى جدا باشد. چون بدون این جریان نیرومند الهى و انسانى ، که زیر بناى اصلى حرکت فکر و فرهنگ و تربیت در بستر تاریخ است : بیگمان به فرهنگ و تاریخى نتوان دست یافت که قابل ذکر باشد، و صفحاتى را ویژه خویش سازد.(۶) از این رو: بى تردید مى توان گفت که همه پدیده هاى مثبت و سازنده و اصول مترقى و سعادت بخش در اجتماعات کنونى : زاده از تمدنها و فرهنگهایى است که ادیان – و بویژه اسلام – از بانیان اصلى آن بودند، و الهام از اصولى است که پیامبران به ارمغان آوردند.بنابر مطالب یاد شده ، و بر اساس پیوند ناگسستنى حلقات تاریخ : رشد و تکامل امروز انسان : بار و برگ درختى است که دیروز و دیروزها کاشته شده است ، و در نگرشى به دیروز و دیروزها: کار اصولى و زیر بنایى آموزشهاى وحى ، بویژه اسلام ، در طول تاریخ : انکارناپذیر است .با این وجود: اکنون سخن بر سر این مطلب است که آیا کوششهاى پیامبران و تعالیم آموزگاران وحى ، و به نتیجه مطلوب و نهایى رسید، و هدف ادیان – بخصوص اسلام – تحقق یافت ، و شکل نهایى جامعه هایى که در ادیان و اسلام و ترسیم گشت ، به پیدایى آمد، و انسان آرمانى و اجتماع بشرى ایده آل ، در عینیهاى ملموس و متن اجتماعات ، دیده شد یا نه ؟پاسخ این پرسش منفى است . چنین انسانها و اجتماعاتى که تصویرى از آموزشهاى وحى باشد، بطور فراگیر و عمومیت یافته پدید نیامد، لیکن نوید پدید آمدن آنها در آینده داده شد، و زمینه هاى اساسى براى حرکت نهایى و آرمانى آینده فراهم گردید، و تجربه گسترده انسان در اعصار و قرونن گذشته و تشنگى و عطش آدمیان ، آمادگى لازم را براى چنین دوران و تحقق چنین آرمانهایى پدید آورد؛ بطورى که بدون این زمینه ها و درکها و احساسها و تجربه ها و گذشته ها، تربیت چنین انسانها و تشکیل چنین اجتماعاتى امکان نداشت . از این رو با قاطعیت مى توان گفت که ادیان در عین حال که در محیط و جامعه هاى خود تاثیرهایى اصولى داشتند، و هر یک حلقه اى از یک زنجیر را در تداوم تاریخ ساختند، در ارتباط با آینده نیز براى رشد تمدن بشرى زمینه ساز بودند. اسلام نیز که دنباله حرکت ادیان و تکامل آن بود، خود زمینه ساز حرکتى عظمیم تر است ، که تحقق بخش همه اهداف و آرمانهاى ادیان الهى است ، و مبشر پدید آمدن الزمان داده اند، لیکن اسلام به خاطر نزدیکى زمانى و بدلیل اینکه جامعه آرمانى موعود از دامن اسلام بر مى خیزد، و تعالیم و پیشوایان اسلام سازندگان حقیقى آن رستاخیز عظیم هستند، بشارات صریحتر و بیشترى به پدید آمدن آن دوران داده است . و از پیشواى موعود – که تحقیق بخش کامل همه خواسته هاى پیامبران و اسلام است – فراوان سخن گفته است ، و به این ذخیره بزرگ الهى و رسالت عظیم و جهانى او نویدها داده است .این یکى از امتیازهاى اسلام است که از آینده اى چنین روشن و امید بخش ‍ پرده برداشته و تحقیق آن را حتمى دانسته است . از اینرو تعالیم اسلامى – بویژه تعالیم شیعه – درباره آینده و امام موعود (ع )، و روشها و اقدامها و برنامه هاى او، از امید آفرین ترین بخشهاى تعالیم اسلام است که از فرجام خوش تاریخ و سرانجام دلپذیر و آرمانى زندگى انسان ، سخن گفته و مژده آن را داده است .برنامه ها و راه و روشهایى که در این کتاب یاد شد، همه و همه ، راه و روشهاى پیامبران است ، که در دستور کار امام موعود علیه السلام قرار دارد و امام – این ((بقیه الله )) و ((ذخیره الله )) و این تنها یادگار همه انبیا و اولیا – و وارث این معارف و تعالیم و مجرى سازش ناپذیر آنها است . افزون بر آن نیز مسائل و امورى خواهد بود که در دوران دعوت اسلام زمینه ارائه و اجراى آن نبوده است ، و در زمان رستاخیز امام مهدى علیه السلام زمینه ها و شرایط آن پدید مى آید و همه به دست امام منجى مطرح مى گردد و در متن جامه ها عملى مى شود. پس اینکه امام مهدى علیه السلام خویش را وارث پیامبران و نزدیکترین مردم به انبیا و اولیا مى شمارد، براى همین است که او تنها انسانى است که شایستگى و توان آن را دارد که راه انبیا را دنبال کند، و آرمانهاى ایشان را عینیت و تحقق بخشد.
 
امام صادق علیه السلام :(( ان القائم اذا خرج المسجد الحرام فیستقبل الکعبه ، و یجعل ظهره الى المقام ، ثم یصلى رکعتین ، ثم یقوم فیقول : یا ایها الناس ! انا اولى الناس بادم ، یا ایها الناس ! انا اولى الناس بابراهیم ، یا ایها الناس ! انا اولى الناس ‍ باسماعیل ، یا ایها الناس ! انا اولى الناس بمحمد (ص )….(۷) ))چون مهدى به در آید، به مسجد الحرام رود، و رو به کعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد، و دو رکعت نماز گزارد، آنگاه فریاد بر آورد:اى مردمان ! منم یادگار ابراهیم ، و یادگار اسماعیل ، و یادگار محمد (ص )…
امام باقر(ع ):… والقائم یومئذ بمکه عند الکعبه … یقول فمن حاجنى فى آدم فانا اولى الناس بآدم ، و من حاجنى فى نوح فانا اولى الناس بنوح ، و من حاجنى فى ابراهیم فانا اولى الناس بابراهیم ، و من حاجنى فى محمد فانا اولى الناس ‍ بمحمد ، و من حاجنى فى النبیین فانا اولى الناس بالنبیین …(۸)(امام ) قائم در آن روز (روز ظهور) در مکه است و در خانه کعبه … و به مردم مى گوید: آن کس که از آدم سخن گوید من وارث آدمم ، و آن کس که از نوح سخن گوید من وارث نوحم ، و آن کس که از ابراهیم سخن گوید من وارث ابراهیمم ، و آن کس که از محمد سخن گوید من وارث محمدم ، و آن کس که از پیامبران سخن گوید من وارث و یادگار پیامبرانم …از این رو، در سلام به امام موعود آمده است : ((السلام علیک یا بقیه الله فى ارضه : سلام به (یادگار پیامبران و صالحان ) و ذخیره خدا در زمین )). این تعبیر روشنگر راه و رسالت امام موعود(ع ) است که وارث پیامبران و یادگار رسولان الهى است ، و نتیجه نهایى آموزشها و تعالیم آنان . و این ذخیره و یادگار همه نیکان و صالحان و اولیاى الهى است که در خطى که خدا ترسیم کرده است گام بر مى دارد، و در سراسر زمین خواستها و آرمانهاى همه درس آموزان مدرس وحى را تحقق مى بخشد.
امام صادق (ع ):(( قلت جعلت فداک : کیف یسلم علیه قال : تقول : السلام علیک یا بقیه الله فى ارضه ثم قرا: بقیه الله خیر لکم ان کنتم مؤ منین)) (۹)راوى مى گوید به امام صادق (ع ) گفتم فدایت شوم : به هنگام سلام دادن به قائم چه بگوییم ؟ امام صادق فرمود: همه باید بگویند: ((السلام علیک یا بقیه الله )) سپس امام این آیه را تلاوت کرد: (( بقیه الله خیر لکم ان کنتم مؤ منین : بقیه الله )) (ذخیره الهى ) براى شما مردم ، اگر مؤ من باشید، از هر چیز و هر کس دیگر بهتر است .
پی نوشت ها :

۱- مطالعه در زندگى این دو پیشواى بزرگ ، بخوبى روشن مى سازد که امامموعود علیه السلام در اخلاق و احوال شخصى چگونه است . براى توضیح این چگونگیهابه الحیاه ۲ / ۲۲۷ تا ۲۳۷ و ۲۶۶ رجوع شود.۲- ((غیبت نعمانى )) / ۲۳۳٫۳- ((بحار)) ۵۲ / ۳۵۹٫۴- ((غیبت نعمانى )) /۲۸۵٫۵- کنایه است از نبود وقت براى استراحت و خواب راحت .۶- متخصصان رشته هاى گوناگون تاریخ و فرهنگ و علوم بشرى بر این جمله گواهى مى دهند، و به این موضوع اعتراف دارند.۷- ((بحار)) ۵۱/۵۹، ((خورشید مغرب )) /۳۴۱٫۸- ((بحار)) ۵۲/۳۰۵٫۹- ((نور الثقلین )) ۲/۳۹۰، ((خورشید مغرب ))، ۱۲۰٫بر گرفته از کتاب : عصر زندگى و چگونگى آینده انسان و اسلامارسالی از کاربر محترم:amirpetrucci0261منبع: مجله کوثر – ش ۳۳

 

برچسب ها: shia
نوشته قبلی

مفهوم مهدى نوعى و اثبات دیدگاه تشیع درمورد حضرت مهدى(ع)

نوشته‌ی بعدی

اهداف و فواید ازدواج در اسلام

مرتبط نوشته ها

چرا امام قائم (عج) در قرآن نیامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور
انقلاب مهدوی

سه برداشت از شکوفایی علم در عصر ظهور

امام مهدی و دنیای استکبار
برگزیده ها

امام مهدی و دنیای استکبار

نوشته‌ی بعدی

اهداف و فواید ازدواج در اسلام

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

یاران امام عسکرى (ع) در خطّه نیشابور

ارکان و اصول دین اسلام

اوصاف شیعه در نگاه اهل‏بیت (ع)

واژه شناسی شیعه و تشیّع

امام، حقیقت نازل شده از عالم غیب

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

حماسه حسینی و انقلاب اسلامی

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا