عصمت پیامبران (عصمت حضرت ابراهیم – آیات ۸۸ و ۸۹ صافات)
در قرآن میخوانیم: وقتی قوم ابراهیم از او خواستند که با آنان به خارج شهر بیاید، او نگاهی به ستارگان افکند و گفت: من بیمارم: {فَنَظَرَ نَظْرَهً فِی النُّجُومِ* فَقَالَ إِنِّی سَقِیمٌ}([۱]) در حالیکه آن حضرت(علیه السلام) بیمار نبود. آیا این دروغ نیست؟
پاسخ:
امام صادق(علیه السلام) در پاسخ به این اشکال فرموده است:
«ما کان إبراهیم سقیماً وما کذب انما عنی سقیماً فی دینه مرتاداً»([۲])و([۳])
«ابراهیم(علیه السلام) بیمار نبود و دروغ هم نگفت؛ بلکه منظورش بیماری در دین بود. مرتاداً یعنی در دینش طالب حق بود».
منظور حضرت ابراهیم این بود که من در دینم دنبال حق هستم و برای به دست آوردن اعتقاد به مبدأ و معاد، تلاش میکنم.
امام باقر(علیه السلام) میفرماید: {والله ما کان سقیماً و ما کذب}؛ حضرت ابراهیم(علیه السلام) بیمار نبود، ولی دروغ هم نگفت؛ بلکه منظور او این بود که بیمار میشوم. نظیر اینکه خداوند به پیامبرش خطاب فرمود:
{إِنَّکَ مَیِّتٌ وَإِنَّهُم مَّیِّتُونَ}([۴]) یعنی تو در آینده خواهی مُرد؛ نه اینکه اینک مردهای.
امام صادق(علیه السلام) در بیانی دیگر فرمود: «حسب فرأی ما یحل بالحسین(علیه السلام)، فقال: إنی سقیم لما یحل بالحسین(علیه السلام)».([۵]) او (نظری به آسمان کرد و) به حساب آنچه بر امام حسین(علیه السلام) در آینده روا میدارند فرمود: «من بیمارم». حضرت ابراهیم(علیه السلام) در پی این امر، خود را از آنان حفظ فرمود، تا به هدف والای خود یعنی درهم کوبیدن بتها برسد.([۶])
[۱]) الصافّات / ۸۹ـ ۸۸٫
[۲]) مرتاد: طالب چیزی.
[۳]) الاحتجاج، ج ۲، ص ۱۰۵٫
[۴]) الزمر / ۳۰٫
[۵]) ر.ک: نور الثقلین، ج ۴، ص ۴۰۶٫
[۶]) ر.ک: وحى و نبوّت در قرآن، ص ۲۵۲٫
منبع : اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد