آسيبشناسى در مسائل فرهنگى و دينى و ارائه راهکار برای رهايى از آسيبها و نابسامانىهاى آن، صيانت و نگهدارى از هنجارهاى اجتماعى، قداست و سلامت دينى از اهميت فوقالعادهای برخوردار است.
به برخی از عوامل، دلایل و اسباب غلّو توجه کنید:
از عوامل اصلى بروز غلوّ و گسترش آن در بين قوم يا افرادى از جامعه، موضوع عكسالعمل در مقابل فشار به اعتقادات است. معمولاً افراد براى مقدسات و ارزشهاى خود اهميت زيادى قائل هستند. اگر مقدسات يا ارزشهاى خاص مورد علاقه افراد در معرض هجوم و تعرض قرار گيرد، و قدرت دفاع و مقابله نداشته باشند، درد و رنج و عقدهاى در دل آنان انباشته مىشود. در صورتى كه اين گونه افراد از غناى معرفتى بالايى برخوردار نباشند؛ به گونهاى كه بتوانند از تجزيه و تحليل منطقى و استدلالى مسئله برآيند، عكسالعمل نشان میدهند. اگر عكسالعمل آنان همراه با افراط باشد به طور يقين گرفتار غلوّ مىشوند. به عنوان نمونه آنگاه كه مىبينند، اولين مسلمان، شجاعترين، عالمترين، نيكوكارترين و برترین شخصيتى كه داراى برترين قضاوتها، برترين سخاوتها، برترين فضائل، بيشترين احاديث پيامبر اسلام در منزلت و شأنيت او روايت شده، از طرف خداوند توسط پيامبر اسلام به عنوان جانشين بلافصل پيامبر منصوب گرديده، با وجودى كه داماد و وصى پيامبر و پدر سيدان اهل بهشت است. حتى ذكر نام او به منزله عبادت است، خوار و ذليلكننده كفار و مشركين بوده است. شخصيتى كه عظمتش نه تنها دوست و دشمن بلكه بيگانگان را نيز به اعتراف وا داشته است؛ به گونهاى ناجوانمردانه، توسط باطلگرايان حقنما و شبههجويان قدرتپرست مورد ظلم و ستم قرار مىگيرد. آنگاه كه انديشههاى التقاطى و خودخواهىهاى تند و گسترده بر ديدگاه عالىتر آن بزرگ مرد تاريخ، سلطهاى قهرى و مطلق پيدا مىكند و تعقل در آن جامعه كار حقيقى خود را انجام نمىدهد، غاصبان ولايتش كه مِهرى از اسلام حقيقى و ناب در دل ندارند و كينهاى ديرينه نسبت به حضرتش در دل دارند، از خامانديشى و نابخردى اطرافيان و برخى مسلمانان سادهلوح كه هنوز ريشههاى جاهليت در دلشان نخشكيده بود، سوءاستفاده نموده و با تمام وجود فضائل، كرامات و عظمت آن امام بزرگ را مورد هجمه قرار مىدهند. مصيبت تا آنجا ادامه مىيابد كه با توسل به انواع حيلههاى شيطانى موفق مىشوند، امام را خانهنشين نموده و حتى براى گرفتن بيعت ولو با زور به خانهاش حملهور شده و درب خانهاش را آتش بزنند، با تهديد وى را به مسجد میبرند تا از او بيعت بگيرند. طغيان رذائل تا آنجا ادامه مىيابد كه موفق مىشوند، ابر مرد تاريخ اسلام را متهم به كفر نموده و عبدالرحمن ابن ملجم مرادى كوردل را بر قتلش تهیيج نمايند. فوران شهوات نفسانى اينان و كينه و عقده حسادت نسبت به عظمت آن بازوى تواناى رسولاللّه | حتى پس از مرگ وى نيز فروكش نكرد. گستاخى كار را به جايى مىرساند كه رسوايى دهشتناكى براى بنىاميّه در تاريخ ثبت مىنمايد. رسوايى دستور به لعن و نفرين به على × در منابر مسلمانان در آن برهه تاريك و كور تاريخ. عاشقان على × چه عكسالعملى و چه دفاعى مىتوانستند داشته باشند؛ برخى همچون انس بن مالك، عمار ياسر و ابوذرها تا پاى جان ايستادند. برخى همچون حسين بن على × و يارانش در صحراى كربلا باافتخار سر بر بالاى نيزه نهادند. ديگر بزرگان و دانشمندان تشيع با تحمل رنجهاى فراوان گوشه عزلت گزيده و با نداى باطنى و سوز دل خود مظلومانه روزگار گذراندند؛
مرا دردى است اندر دل اگر گويم زبان سوزد
وگر كتمان كنم ترسم كه مغز استخوان سوزد
پيروان مكتب تشيع در طول تاريخ اسلام دست کم حدود نهصد سال را با مشقات فراوان در تقیّه به سر بردهاند اما عده بسيار محدودى از عوام كه تاب و تحمل اين همه فجايع را از كف داده بودند، باز هم با تحريك شيادان باقى مانده از همان غاصبان گرفتار غلوّ گرديدند. دوباره خود غاصبان تحريك به غلوّ نمودند، تا باز هم دستاويزى براى هجمه و حمله بيشتر به اين مكتب الهى داشته باشند. غلوّ در بين شيعيان را دامن مىزدند تا آن همه احاديث و روايات در حقانيت مكتب تشيع و مناقب بىمانند على × و دلائل منطقى و مستدل خلافت بلافصل آن امام را در تاريخ اسلام از بين برده و با تهمت نارواى غلوّ به راويان و محدثان شيعى، آنان را از صحيح و ثقه بودن بيندازند.
عكسالعمل محبان و دوستان و عاشقان ساده لوح آرمانهاى الهى آن مولاى والا، زمينه را براى نفوذ غلوّ آماده مىسازد و با كمتر تحريكى، سادهلوحان و عوام از آن گروه گرفتار غلوّ مىگردند و با ابراز اين غلوّ مىخواهند مقدارى از آلام خود را بكاهند و مقدارى از نقائص و مظالم روا داشته شده را جبران نمايند. چه بسا ابتدا هم راضى به اين غلوّ نباشند امّا در گذر زمان و سوءاستفاده معاندان و تكرار غلوّ، موضوع به صورت جدى و رسمى در مىآيد و بانيان براى تحكيم آن تلاش مىنمايند. اين عكسالعمل را ما اولين علت غلوّ مىدانيم و از قرآن كريم نيز بر این نکته تأکید میکند:
{وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّوا اللّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ…}[1]
«شما مؤمنان دشنام به آنان كه غير خدا را مىخوانند مدهيد تا مبادا آنها نيز از روى دشمنى و جهالت خدا را دشنام دهند.»
عكس مضمون آيه نيز صادق است و فحواى كلام الهى موضوع عكسالعمل در جنبههاى منفى و مثبت هر دو را مىرساند.
امّا پيشوايان الهى مكتب تشيع بسيار به موقع موضعگيرى نموده و به هدايت و متمايز نمودن شيعه واقعى پرداخته و در حقيقت نقشه دشمنان را خنثى نمودهاند.
برخى از تحليلگران تاريخ اسلام اگر چه از نقد صحيح و منصفانه مسائل عاجز ماندهاند امّا موضوع و واكنش تند در عكسالعمل را پذيرفتهاند.
«دونالدسن» -كه از ويژگىهاى منحصر به فرد و الهى اهلبيت^ و ائمه معصوم^ كماطلاع است- مىنويسد:
«عصمت عكسالعملى است كه خلفاى غاصبين آن را ايجاد كردند».[2]
اگرچه عصمت ريشه قرآنى دارد و در اسلام پذيرفته شده است، احاديث فراوانى نيز در تأييد آن وجود دارد اما ناگفته پيداست كه عكسالعملهاى غلوآميز هرگز در مكتب تشيع موجه، مشروع و مورد تأييد نیست و تمامى پيشوايان و بزرگان مكتب تشيع مواضع شفاف و روشنى را اتخاذ نموده و براى هميشه ثابت کردهاند كه تهمت و نسبت نارواى غلوّ بر پيكر مقدّس و الهى مكتب تشيع نخواهد نشست.
بعضى بزرگان اهلسنّت همچون، زمخشرى و سيوطى اعتراف میکنند كه ظلمهاى فراوان بنىاميّه بر اهلبيت^ همچون لعن به حضرت على × در هفتاد هزار منبر در سرتاسر مملكت اسلامى، شيعه را ناچار به عكسالعمل نموده است.
محمد ابو زهره مینویسد:
«اين فشارهاى بىحد بر دوستان اهلبيت ^ نتيجه، عكس داشت و وقتى كه بنىاميّه رو به ضعف و انحطاط رفتند، آنان را وادار به غلو در حق على × و ائمه كرد.»[3]
گرچه اين كنش و واكنش و عمل و عكسالعمل در مواردى مىتواند صادق باشد امّا حقيقت آن است كه شيعيان واقعى و پيرو اهلبيت^ هيچ گاه سرانجامشان به غلوّ منتهى نشده است.
[1].انعام/108.
[2]. دونالدسن، عقيدة الشيعة، ص 228.
[3]. ابوزهره، محمد، تاريخ المذاهب الاسلامية، ج 1 ص 37، بيروت، دارالفكر العربى. فياض عبدالهلی، تاريخ الامامية، ص 87، چاپ سوم، مؤسسه اعلمى، 1406 ق.


















هیچ نظری وجود ندارد