محتواى سخن او در عيادتها
عيادتهاى بسيارى در حين بيمارى از فاطمه ÷ بعمل آمد و در ضمن آن پرس و جوها و حقايق و اسرارى از زبان فاطمه ÷ در مظلوميتش جارى شد. او شرايط روانى خود رادر عيادت زنان انصار چنين بيان كرد: بخدا قسم شب را به صبح آوردم در حاليكه از دنياىتان متنفر و از مردانتان بيزار بودم. (اصبحت والله عائقة لدنياكم و قالية لرجالكم…)[1]
ابن عباس به عيادت آمد و حالش را ديد و نگران شد. به على × گفت دوست دارم مرا از اسرار فاطمه ÷ و اينكه چرا بدين روز افتاده است آگاه كنى ، فرمود مرا معاف دار كه فاطمه ÷ از من خواسته است آن را پوشيده دارم، اما بصورت مختصر عرض مىكنيم: پس از پيامبر’ حق او را غصب كردند، از ارث محرومش داشتند، حرمت او را ناديده گرفتند، به او ستم كردند، خداوند ميان او و ستمكاران داورى كند .
سلمان به عيادت او آمد با فاطمه ÷ سخن مىگفت؛ ناگهان صداى فاطمه ÷ در حين سخن تغير يافت و نفسش به شماره افتاد، سلمان پريشان شد كه تو را چه مىشود [2]فاطمه ÷ را از درد سينه يا پهلو ناليد. و از جراحت ناشى از فشار در و گويا قطعه آهن يا ميخى كه در آن هنگام بر سينهاش فرو رفته بود .
و ديگر عيادتهائى كه از او بعمل آمد همه حكايت از صدمه ديدن او، غصب حقوق او، مظلوميت او و مظلوميت على × است و تحمل و صبر فاطمه ÷ درد كشيدن او، بروز دادن دشمن كينههاى بدر و احد را و فريفتگىشان به دنيا، و فكر و فريبكارى شان و در كل مظلوميت خود و على × كه تجسم مظلوميت اسلام بودند .
13- بازگو کردن مظلوميت حضرت فاطمه÷
حضرت فاطمه ÷ نمىخواست آنچه را كه بر او رفته بود از مردم مخفى دارد بر عكس اصرار داشت كه مردم دريابند و بفهمند بر او چه مىگذارد. در تمام مدت پس ازوفات رسول خدا ’ تا دم مرگ خود حقايق را علنى كرد و به افشاى عمل نارواى خصم پرداخت. حضورش در جامعه و مسجد، سخنانش در عيادت ديگران از او، همه حكايت از اين وقايع دارند.
اينكه فاطمه ÷ به دنبال بلال مىفرستد كه پس از مرگ پدر بيايد و يكبار ديگر اذان بگويد خود مدعى اعلان مظلوميت است و مىخواهد به همه بفهماند كه بر او چه مىگذرد. اينكه روزهاى دوشنبه و پنجشنبه مىرود و بر مزار شهيدان حاضر مىشود و صحنهها را بيان مىكند كه اينجا محل استقرار پيامبر’ بود، آنجا محل شهادت حمزه، آنجا…[3] همه و همه نوعى عرضه وضعيت را نشان مىدهد.
و اينكه فاطمه ÷ مىگريد و گريهاى بلند و آشكارا دارد و يا به خانه شهدا مىرود و با آنها سخن مىگويد [4] حكايت از اعلام وضعيت دارد كه مردم بدانند كه او در چه شرايطى و موقعيتى است و فكر نكنند فاطمه ÷ از شرايط موجود راضى است و به اوضاعى كه پديد آورده رضايت دارد. كار و برنامه خود را انجام مىدهد ونارضائى خود را هم اعلام مىدارد.
آرى، حضرت فاطمه ÷ تنها زنى است كه واجد چنان شرايط و مقاماتى است و در عين حال حق او غصب و خود او مظلوم واقع شده است هم حق مادى او را غصب كردهاند و هم حق معنوى او را..
السلام عليك ايها المظلومة المغصوبة،
السلام عليك ايها المضطهدة المقهورة،
السلام عليك ايتها الصديقة: الشهيدة…[5]
جواد خراسانى قصيدهاى درباره فاطمه ÷ سرود كه ترجمه بخشى از آن اين است: خدا لعنت كند آن گروهى كه فاطمه ÷ را انكار كرده و با ستم به او، حق و حرمت پدرش را مراعات نكردند درب خانه او را آتش زده و او را بين در و ديوار فشردند و پهلويش را شكستند و محسن او را سقط كردند.
سلام بر فاطمه ÷، سلام بر همسر مظلومت، سلام بر حسن مسمومت، سلام بر حسين مظلومت، سلام بر شهادت مظلومانهات و سلام بر پيكرهاى بىسر فرزندانت .
[1] – خطبه فاطمه (س).
[2] – انساب الاشراف ص 318
[3] – كافى به نقل از امام صادق ×
[4] – انساب الاشراف ص 318.
[5] – زيارت حضرت فاطمه (س) – مفاتيح الجنان.


















هیچ نظری وجود ندارد