۷ – ۳ . پیوند آیات ناسخ و منسوخ
در اینکه برخی از آیات قرآن ، به واسطه ی آیات دیگری ، نسخ شده است ، اختلافی وجود ندارد. اما در مورد تعداد آیات ناسخ و منسوخ بین دانشمندان علوم قرآن اختلاف است و تعداد آنها را از یک تا سیصد آیه گفته اند . (۱) به هر حال ، باید این نکته را در نظر داشت که تفسیر آیه یا آیات منسوخ بدون ملاحظه ی ناسخ آن ، تفسیری ناقص خواهد بود. از دیدگاه آیت الله خوئی ، نسخ آیات قرآن به سه صورت زیر متصور است : الف. نسخ آیه ای با سنت قطعی ، این نوع نسخ در صورت ثبوت ، عقلاً و نقلاً اشکالی ندارد. ب. نسخ آیه ای با آیه ی دیگر که ناظر بر آیه ی منسوخ بوده و حکم آن را بیان می کند. آیه ی نجوا که نمونه ی پیوند معنایی آیات است از این قبیل است. طبق آیه ی ۱۲ سوره ی مجادله ، به مؤمنان دستور داده شد که هنگام سخن گفتن خصوصی با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم صدقه بدهند و تنها کسی که بدین حکم عمل کرد ، امام علی علیه السلام بود : « یا ایها الذین آمنوا اذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجواکم صدقه ذلک خیر لکم و اطهر فان لم تجدوا فان الله غفور رحیم» این حکم در آیه ی بعد نسخ شد : « أأشفقتم أن تقدموا بین یدی نجواکم صدقات فاذ لم تفعلوا و تاب الله علیکم فاقیموا الصلاه و آتو الزکاه و أطیعوا الله و رسوله و الله خبیر بما تعملون» ( مجادله : ۱۳) بنابراین ، بیان حکم آیه ی اول بدون توجه به نسخ آن در آیه ی بعد، تفسیر ناقص است. و این بدان دلیل است که موضوع دو آیه با همدیگر پیوند معنایی دارد. هر چند که این دو آیه (ناسخ و منسوخ) در کنار یکدیگر است و به دست آوردن ارتباط آنها آسان است ، ولی باید توجه داشت که همه ی آیات ناسخ و منسوخ این گونه نیستند. (۲) ج . نسخ آیه ای با آیه ی دیگر بدین گونه که مفهوم آیه ی ناسخ ، هیچ نوع نظارتی نسبت به مفهوم آیه ی منسوخ نداشته باشد. این گونه نسخ ، به تحقیق در قرآن وجود ندارد؛ زیرا قرآن مجید هر نوع تنافی و اختلاف را از قرآن نفی می کند : « افلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً» ( نساء : ۸۲) (۳)
۴٫ پیوند محکم و متشابه
معیار محکم و متشابه بر گرفته از خود قرآن است : « هو الذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات» ( آل عمران : ۷) در این آیه ، آیات محکمات ، « ام الکتاب » معرفی شده اند . « ام » به معنای مرجع و مقصد است و « ام الکتاب» یعنی : آیاتی که برای آیات دیگر مرجع واقع می شود. محکمات به تصریح قرآن ، آیات مادر و مرجع هستند؛ با این ویژگی که خود هیچ ابهامی نداشته ، برطرف کننده ی ابهام و نشابه از آیات متشابهند. (۴) از همین آیه می توان استفاده نمود گر چه بخشی از قرآن را آیات متشابه تشکیل می دهند ، اما تشابه آیات ،همیشگی نیست ؛ زیرا خود قرآن راه تبیین متشابهات را تعیین کرده و در حقیقت ، راه کار رفع تشابه را نمایانده است. سید رضی ، در تبیین معنای « ام الکتاب» می نویسد: مراد از « هن ام الکتاب» این است که این آیات بتمامه و با توجه به انضمام برخی از آنها به بعضی دیگر ، برای کتاب « ام » می باشند ، نه اینکه هر یک از آنها به تنهایی « ام» و مرجع باشند. در این صورت ، توصیف جمع به واحد جایز است ؛ زیرا ارتباط معنایی بعضی از این مجموعه با بعضی دیگر ، خود به منزله ی واحد است. و مقصود از « ام کتاب» بودن آن است که به توسط آن ، بتوان هدف کتاب را شناخت ، و این امر از یک آیه به دست نمی آید ، بلکه از تمام آن به صورت جمعی به دست می آید .(۵) مفسران همچون طبری ، طبرسی و فخر رازی نیز در توجیه مفرد بودن « ام» بر این باورند که آیات محکم در مجموع مرجع برای متشابهات می باشند ، نه اینکه هر آیه ی محکم ، به تنهایی « ام الکتاب» باشد. البته به نظر علامه طباطبائی ، علت مفرد آمدن « ام الکتاب» این است که آیات محکم در بین خود هیچ اختلافی ندارند ، به گونه ای که گویا یکی هستند. ( ۶) به نظر می رسد ما چندان نیازی به این توجیهات نداشته باشیم و مراد همان محوریت و مرجعیت آیات محکم در قرآن است ، و جمله ی « هن ام الکتاب» در حکم وصف محکمات است. و به دلیل آنکه در بیشتر موارد میزان و معیار قواعد عربی ، خود قرآن است ، در اینجا نیز « ام الکتاب» ، معنای جمع دارد. در روایت ماثور نیز به مرجعیت آیات محکم در فهم آیات متشابه ، تصریح شده است. برای نمونه ، در عیون اخبار الرضا از امام رضا علیه السلام روایت شده است : « من رد متشابه القرآن الی الی محکمه فقد هدی الی صراط مستقیم …. » (7) و یا در روایت دیگر آمده است : « …. و کونوا فی طلب ناسخ القرآن من منسوخه ، و محکمه من متشابهه و ما احل الله فیه مما حرم … » (8) علامه طباطبائی در یک جمع بندی کلی ، می نویسد : آنچه از بیانات مختلف ائمه ی اهل بیت علیهم السلام به دست می آید ، این است که در قرآن مجید ، متشابه به معنی آیه ای که مدلول حقیقی خود را به هیچ وسیله ای به دست ندهد ، وجود ندارد ، بلکه هر آیه ای اگر در افاده ی مدلول حقیقی خود مستقل نباشد به واسطه ی آیات دیگری می توان به مدلول حقیقی آن پی برد و این همان ارجاع متشابه به محکم است. (۹) در مورد معنای اصطلاحی محکم و متشابه اقوال متعددی وجود دارد ( ۱۰) که اغلب از قبیل ذکر مصادیق است. در این نوشتار ، تنها به دیدگاهی که صحیح تر است اشاره می شود : « محکم» آیه ای است که در مدلول خود محکم و استوار باشد و معنای مراد آن به غیر مراد اشتباه نشود و متشابه بر خلاف آن است. (۱۱) « متشابه » نیز آیه ای است که چند وجه معنایی شبیه به هم داشته باشد و روشن نیست کدام مراد می باشد. با ارجاع آیات متشابه به محکم ، تردید از ذهن مخاطب و مفسر برای تشخیص مصداق زدوده می شود و آیه ی متشابه به لحاظ معنا در ردیف محکمات قرار می گیرد.(۱۲) نوعاً آیاتی که درباره ی مبدا و معاد و مسئله ی استطاعت ( قدرت در اختیار) انسان و مقدار تصرف او در جهان می باشد و نیز آیات آفرینش و علل تکلیف و مانند آن ، در زمره ی آیات متشابهند ؛ زیرا معانی بلند و دقیق است ، ولی الفاظ بسیار کوتاه و نارساست. (۱۳) در اینجا تنها به ذکر دو نمونه اکتفا می شود : نمونه ی نخست : آیه ی راجع به مسئله ی حیلولت خداوندی: « یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول إذا دعاکم لما یحییکم و اعلموا ان الله یحول بین المرء و قلبه و انه الیه تحشرون» ( انفال : ۲۴) ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید ، چون خدا و پیامبر، شما را به چیزی فرا خواندند که به شما حیات می بخشد ، آنان را اجابت کنید و بدانید که خدا میان آدمی و دلش حایل می گردد، و هم به سوی او محشور خواهید شد. در این آیه ، مسئله ی حیلولت ( حایل شدن خدا میان انسان و قلب او ) مطرح شده که متشابه است. مقصود از « حیلولت» چیست ؟ برخی از این آیه ، جبر را استفاده کرده اند. (۱۴) ولی با مراجعه به سایر آیات معلوم می شود که مراد از « حیلولت» ، حکومت جبر بر انسان نیست ، بلکه مراد فاصله گرفتن انسان با دست خود از خویشتن است که منجر به فراموشی انسانیت انسان می شود ؛ آن گاه است که « و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم …» ( حشر : ۱۹) صدق می کند. ( و نقلب افئدتهم و ابصارهم کما لم یومنوا به اول مره و نذرهم فی طغیانهم یعمهون» ( انعام : ۱۱۰) ؛ پس قلب های آنان وارونه و خود را فراموش کرده اند. این همان حیلولت خداوندی است. (۱۵) نمونه ی دوم : ایات مربوط به مشیت الهی . استاد مطهری ، آیات راجع به مشیت مطلقه ی الهی را متشابه ، شمرده و می نویسد: آیه ی ۲۶ سوره ی آل عمران ، متشابه است : «قل اللهم مالک الملک توئی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر إنک علی کل شیء قدیر» ، مالک اساسی همه ملک ها خداست و به هر که خواهد ملک دهد و از هر که بخواهد ، بر می گیرد. این آیه از این نظر متشابه است که قابلیت چند گونه توجیه شبیه یکدیگر را دارد ؛ یکی اینکه در مشیت الهی هیچ چیزی شرط هیچ چیز نیست، در نتیجه ، ممکن است یک قومی یا یک فردی در دنیا و یا در آخرت بدون هیچ مقدمه ای ، به سعادت کامل و یا به بدبختی کامل برسد. متاسفانه اشاعره همین استفاده را از این آیه کرده اند ، غافل از اینکه این آیه کیفیت جریان مشیت را بیان نکرده است. باید با مراجعه به آیات محکم دیگر این آیه را تفسیر کرد ، مانند آیه ی ۵۳ سوره ی انفال: « ذلک بان الله لم یک مغیرا نعمه انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم و ان الله سمیع علیم » یا آیه ی ۱۱ سوره ی رعد : « إن الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم » از این دو آیه ، آیه اخیر ؛اعم است ؛ یعنی خداوند نعمت و نقمتی را که قومی دارند از آنها باز پس نمی گیرد و تبدیل به نقمت و نعمت نمی کند، مگر آنکه خودشان را عوض کرده باشند. ولی آیه نخست فقط در مورد نعمت هاست و به نقمت ها کار ندارد ، اما با یک نکته اضافی ؛ و آن اینکه می فرماید: « ذلک بان الله لم یک مغیرا» این بدان موجب است که خدا چنین نبوده است ؛ یعنی بر خلاف حکمت و کمال ذات خدایی است که مشیت او ، گزاف جریان پیدا کند و هیچ چیزی را شرط هیچ چیز قرار ندهد. (۱۶)
۵٫ پیوند سیاقی
سیاق را می توان به عنوان یکی از معیارهای پیوند معنایی آیات قرآن به شمار آورد ؛ سیاق عبارت است از: « نوعی ویژگی برای واژگان یا عبارت و یا یک سخن که بر اثر همراه بودن آنها با کلمه ها و جمله های دیگر به وجود می آید » ؛ (۱۷) بدین معنا که صدر و ذیل آیات ، آهنگ و فضای عمومی حاکم بر آنها و قرینه ی پیوسته ی آن در کشف مراد آیه و نیز ارتباط آن با آیات دیگر ، نقش به سزا دارد. البته تحقق سیاق در جمله ها و آیات قرآن ، منوط به ارتباط صدوری و نیز پیوند موضوعی است. اصل ملاک بودن سیاق برای فهم سخن افراد ، یکی از اصول عقلایی است ؛ به این معنا که گوینده عاقل و آشنا به قواعد محاوره ، هرگز از کلمات و جمله هایی که به کار می برد، معانی ناهماهنگ و نامتناسب ارده نمی کند. برا این اساس ، سیاق در مواردی ملاک پیوند معنایی واژگان آیت قرآن خواهد بود که نادیده گرفتن آن ، هماهنگی تناسب یاد شده را خدشه دار کند. (۱۸) به عنوان نمونه اگر جمله ی شریفه ی « و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه » ( بقره : ۱۹۵) گسسته از قبل و بعد و فضای عمومی حاکم بر آن در نظر گرفته شود ، یک معنای گم راه کننده و به دور از حقیقت مورد نظر قرآن کریم خواهد بود ؛ لیکن با توجه به فضای حاکم بر آیه و قبل و بعد آن ، روشن می شود که آیه در سیاق آیاتی است که مسلمانان را به جهاد در راه خدا ترغیب می کند. طبیعی است که جهاد ، زاد و توشه می خواهد . از این رو ، لازم است که ثروتمندان جامعه، برای تجهیز نیروی جهاد ، انفاق کنند. به دنبال آن می فرماید : امساک از انفاق ، سبب نابودی و انحطاط جامعه ی اسلامی و شکست از کافران است. (۱۹) به اعتقاد آیه الله معرفت ، چون چینش و ترتیب آیات هر سوره نظم طبیعی داشته، و بر حسب نزول بوده است ، اصالت سیاق یکی از معیارهای استنباط و استناد است. (۲۰) ایشان «سیاق» را دارای انواع ذیل می داند: الف. سیاق عام : سیاق بین همه ی آیات قرآن ، برخی از قرآن پژوهان با استناد به واژه های : «متشابها» و «مثانی» در آیه ی شریفه ی « الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها مثانی» ( زمر: ۲۳) ؛ نتیجه می گیرند که آیات قرآن از نظر لحن و اسلوب و سیاق شبیه به هم بوده و هیچ اختلافی با هم ندارند و تعبیر « مثانی» نیز حاکی از انعطاف برخی آیات به بعضی دیگر است ؛ به گونه ای که برخی از آنها شاهد برخی دیگر است. (۲۱) ب. سیاق میان مجموعه آیات یک سوره ؛ که بر مبنای وحدت موضوعی هر سوره شکل می گیرد. ج . سیاق آیه یا آیاتی که پیوستگی در نزول داشته اند. به این ضابطه در برخی از تفاسیر توجه چندان نشده است. ولی علامه طباطبائی در تفسیر المیزان به سیاق آیات ، فراوان استدلال کرده و با توجه به سیاق آیه ها ، پیوند معنایی آنها را روشن نموده و به گونه ای ، بین آیات به ظاهر از هم گسسته ، پل ارتباطی وثیقی بر قرار کرده است. در آیه ی « یومئذ یوفیهم الله دینهم الحق و یعلمون ان الله هو الحق المبین» ( نور : ۲۵) مراد از «دین» ،«جزاء » ؛ چنان که در آیه ی « ملک یوم الدین » ( حمد : ۴) دین به همین معنا به کار رفته است. این معنا نظر به اتصال و ارتباط این آیه با آیات پیش از آن و نظر به سیاق آیه است ؛ اما با صرف نظر از سیاق و به طور مستقل ، ممکن است مراد از « دین » در این آیه ، چیزی شبیه ملت و آیین باشد. (۲۲) علامه طباطبائی در تفسیر آیه ی ۱۲ سوره آل عمران « قل للذین کفروا ستغلبون و تحشرون الی جهنم و بئس المهاد» می نویسد : و از ظاهر سیاق بر می آید که مراد از جمله ی « الذین کفروا » مشرکان هستند ؛ همچنان که ظاهر جمله « إن الذین کفروا لن تغنی عنهم اموالهم …. » ( آل عمران : ۱۰) نیز مشرکان است ، نه یهودیان ، و این نظریه بهتر می تواند دو آیه را بهم پیوند دهد. (۲۳)
نتیجه گیری
نتیجه اینکه اصل وجود پیوند معنایی بین آیات قرآن و تاثیر آن در تفسیر به ویژه در شیوه ی « تفسیر قرآن به قرآن » و « تفسیر موضوعی» قابل انکار نیست ، ولی آنچه باید بدان توجه کرد ، ضابطه مند ساختن این مسئله است. در همین زمینه ، پنج معیار اساسی ارائه می گردد. ۱٫ معیار واژگانی: یکی از معیارهای ابتدایی در کشف پیوند معنایی آیات قرآن ، پیوند واژگانی و بررسی موارد استعمال آنها در خود قرآن کریم است. ۲٫ معیار ساختاری : این معیار بیشتر ناظر به ساختارهای ویژه ی قرآنی است که با توجه به آن ، می توان در موارد مشابه ، مراد آیه ی مورد نظر را به دست آورد. ۳٫ معیار موضوعی : محوری ترین معیار پیوند معنایی آیات قرآن ، همین پیوند موضوعی آنهاست. این معیار خود ، معیارهای فرعی دیگری همچون پیوند عموم و خصوص ، پیوند مطلق و مقید ، پیوند مجمل و مفصل و غیر اینها را در بر می گیرد. ۴٫ معیار محکم و متشابه : یک معیار قرآنی است و بر اساس آن ، معنای آیات متشابه با ارجاع به آیات محکم مربوط به آن ، روشن می گردد. هر چند این معیار نیز از مصادیق معیار موضوعی است ، ولی نظر به اهمیت ویژه ی آن به عنوان معیار مستقل طرح گردید. ۵٫ معیار سیاقی : توجه به این ضابطه ، به ویژه در فرازهای درون یک آیه و نیز آیات پیوسته ی یک سوره ، در فهم و کشف و ارتباط معنایی آن آیات ، بسیار حائز اهمیت است. البته معیارهای مذکور به حصر عقلی نبوده و ممکن است برخی از آنها از دیدگاه بعضی متداخل باشد و نیز می توان با دقت بیشتر در آیات قرآن ، روایات معصومان علیهم السلام ، تفاسیر موضوعی و مطالعه ی تفسیرهایی که بر اساس « تفسیر قرآن به قرآن » شکل گرفته اند ، معیارهای دیگری را هم ارائه نمود. ولی به هر حال، معیارهای یاد شده به عنوان معیارهای اساسی پیوند معنایی آیات قرآن به شمار می آیند.
پی نوشت :
۱- در این موضوع اختلافات مبنایی به چشم می خورد . طبق مبنای آیت الله خوئی ، بسیاری از آیاتی که ناسخ و منسوخ شمرده شده اند از منسوخات نبوده ، بلکه از مصادیق عموم و خصوص و مانند آن است. وی ، تنها آیه نجوا را مصداق صحیح نسخ می داند. ر.ک. سید ابوالقاسم خوئی ، البیان فی تفسیر القرآن ( قم ، مؤسسه احیاء ، آثار الامام الخوئی ، بی تا ) / محمد هادی معرفت ، التمهید فی علوم القرآن ، ( قم ، مؤسسه النشر الاسلامی ، ۱۴۱۶) ، ج ۲ ، ص ۲۷۳ / مرکز فرهنگ و معارف قرآنی ، علوم القرآن عند المفسرین ( قم ، دفتر تبلیغات اسلامی ، ۱۳۷۵) ، ج ۲ ، ص ۶۰۵٫ ۲- برای آگاهی بیشتر ر.ک. جلال الدین سیوطی ، الاتقان ، النوع السابع و الاربعون / محمد هادی معرفت ، التمهید فی علوم القرآن ( قم ، مؤسسه النشر الاسلامی ، ۱۴۱۶) ، ج ۲ ، ص ۲۷۳ / مرکز فرهنگ و معارف قرآنی ، علوم القرآن ،عند المفسرین ، ج ۲ ، ص ۶۰۵٫ ۳- ر. ک. ابوالقاسم خوئی ، پیشین ، ص ۲۷۵٫ ۴- ر. ک. محمد جواد بلاغی ، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن ( بیروت ، دار احیاء التراث العربی ، بی تا ) ، ج ۱ ، ص ۲۵۵٫ ۵- ر. ک. شریف رضی ، حقائق التاویل فی متشابه التنزیل ، ترجمه ی محمود فاضل ( مشهد ، آستان قدس رضوی ، ۱۳۶۶) ، ص ۱۱۰ ۶- ر. ک. سید محمد طباطبائی ، پیشین ، ج ۳ ، ص ۲۰٫ ۷- شیخ صدوق ، عیون اخبار الرضا علیه السلام ( قم ، کتاب فروشی طوس ، ۱۳۶۳) ، ج ۱ ، ص ۲۹۰/ فیض کاشانی ، تفسیر صافی ( تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۷۷) ، ج ۱ ، ص ۳۱۹٫ ۸- شیخ حر عاملی ، پیشین ، ج ۲۷ ، کتاب القضاء ف ب ۱۳، ح ۲۳ ، ش ۳۳۵۵ ، ص ۱۸۳٫ ۹- سید محمد حسین طباطبائی ، قرآن در اسلام ( بی جا ، دارالکتب الاسلامیه ، ۱۳۷۹) ، ص ۳۰٫ ۱۰- ر. ک. محمد بن عبدالله زرکشی ، البرهان فی علوم القرآن ( بیروت ، دارالفکر ، ۱۴۰۸) ، ج ۲ ، ص ۷۹٫ ۱۱- سید محمد حسین طباطبائی ، قرآن در اسلام ، ص ۳۴/ همو ، المیزان ، ج ۳ ، ص ۳۹ و ۶۸٫ ۱۲- سید محمد حسین طباطبائی ، پیشین ، ج ۲ ، ص ۲۱٫ ۱۳- ر. ک. محمد هادی معرفت ، التهمید ، ج ۳ ، ص ۹۷٫ ۱۴- فخر رازی، تفسیر کبیر ( بیروت ، دارالفکر ، ۱۴۲۳) ج ۱۵ ، ص ۱۴۷-۱۴۸٫ ۱۵-ر. ک. محمد هادی معرفت ، پیشین ، ج ۳ ،ص ۹۷٫ ۱۶- ر. ک. مرتضی مطهری ، مجموعه آثار (تهران ، صدرا ، ۱۳۷۸) ، ص ۱۳۳٫ ۱۷- محمود رجبی ، پیشین ، ص ۹۲٫ ۱۸- برای آگاهی بیشتر از « سیاق»، ر. ک. علی اکبر بابایی ودیگران ، پیشین ،ص ۱۱۹-۱۳۹٫ ۱۹- محمد جواد صاحبی ، شناخت نامه ی قرآن «مقالاتی در شناخت قرآن کریم » ( قم ، احیاگران ، ۱۳۸۴) ، ج ۱ ، مقاله ی محمد باقر سعیدی روشن ، « مصادر فهم قرآن» ، ص ۱۰۸٫ ۲۰و ۲۱- ر. ک. محمد هادی معرفت ، التفسیر الاثری الجامع ( قم ، مؤسسه التهمید ، ۱۳۸۳) ، ج ۱ ، ص ۷۴ / ص ۷۰٫ ۲۲ و ۲۳-سید محمد حسین طباطبائی ، المیزان ، ج ۱۸ ، ص ۲۴۷ ؛ ج ۱۵ ، ص ۹۵ / ج ۳ ، ص ۹۲٫
منبع:مجله معرفت شماره ۱۲۲

















هیچ نظری وجود ندارد