(فَإِنْ جَاءُوکَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ إِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ یَضُرُّوکَ شَیْئاً وَ إِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ .)(1)اگر اهل کتاب به نزد تو آمدند در میانشان حکم کن و یا به حال خود واگذار! اگر از آنان صرف نظر کنی، به تو هیچ ضرری نمی رسانند و اگر در میان آنان داوری کنی، با عدالت داوری کن که خداوند، دادگران را دوست دارد.در این آیه شریفه از نظر نسخ و عدم نسخ، در میان علما اختلاف وجود دارد:عده ای از علما: به عدم نسخ قائلند و این که حکم آن ثابت و به قوت خود باقی است. علمای شیعه نیز بدین عقیده هستند و بر این معنی اجماع و اتفاق نظر دارند.بنابراین اگر اهل کتاب محاکمات و دعاوی خویش را در نزد حاکم و قاضی مسلمانان طرح کنند، او می تواند طبق آئین قضایی اسلام در میان آنان حکم و قضاوت کند و یا آن ها را به آئینشان وابگذارد.«شیخ طوسی» نیز با سند صحیح از امام باقر(علیه السّلام) نقل می کند که: اگر اهل تورات و انجیل محاکمه خویش را در نزد حاکم مسلمان طرح کنند، او اختیار دارد که در میان آنان حکم کند و یا ترک گوید.(۲)از علمای اهل سنت نیز شعبی، ابراهیم نخعی، عطا و مالک همین قوال را اختیار نموده اند.(۳) ولی عده ای از علمای اهل سنت گفته اند که این آیه با آیه دیگری که بعد از آن آمده است، نسخ گردیده است و آن آیه این است:(فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ. )(۴)از مجاهد نقل گردیده است که او درست به عکس این نظریه، آیه اول را ناسخ آیه دوم می داند.
مؤلف:اما به نظر ما حقیقت این است که در این آیه نسخی واقع نشده است زیرا در آیه دوم خداوند به قاضی دستور می دهد که طبق آن چه از طرف خداوند نازل گردیده است، در میان اهل کتاب قضاوت کند ولی منظور آیه اول این است که قاضی در انجام قضا و عدم آن مخیّر است و اگر خواست حکم کند، باید با عدالت و طبق آیین الهی انجام دهد نه دلبخواهی.به عبارت دیگر: معنای هر دو آیه یکی است، منتها آیه اول در واقع موضوع حکم آیه دوم را بیان می کند که در صورتی که قاضی مسلمان بخواهد در میان اهل کتاب، حکم و قضاوت کند باید با عدالت و با روش خداپسندانه انجام دهد، بنابراین، نسخ در میان این دو آیه مفسر و مبیّن یکدیگر می باشند متصور نیست.گذشته از این، روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد که از همه آن ها استفاده می شود که سوره ی مائده در اثنای سفر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) به طور مجموع و یک جا به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده است، پس هر دو آیه که از آیات همان سوره می باشند، یک دفعه و با هم فرود آمده اند و متصور نیست که یکی از آن ها ناسخ و دیگری منسوخ باشد، این است که باید گفت: در میان این دو آیه اصلاً نسخی وجود ندارد.این بود خلاصه آن چه از این روایات به دست می آید، ولی برای این که حقیقت بیش تر از این روشن شود، قسمتی از آن روایت ها را در این جا می آوریم:۱-عیسی بن عبدالله از پدرش و او از پدر خویش از امیرمؤمنان(علیه السّلام) نقل می کند که: سوره ی مائده از آخرین سوره هایی است که بر پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل گردید و این سوره هنگامی نازل شد که آن حضرت سوار استر«شهبا» بود و در اثر سنگینی وحی«شهبا» زانو بر زمین گذاشت.(۵)۲- اسماء دختر یزید چنین نقل نموده است که من مهار«غضبا» شتر مخصوص پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را گرفته بودم، در آن هنگام مجموع سوره مائده بر آن حضرت نازل شد و نزدیک بود، در اثر سنگینی وحی، شتر به زانو درآید.(۶)۳- اسماء با سند دیگر نقل نموده است که سوره ی مائده به پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) یک جا نازل گردید و نزدیک بود، کمر شتر آن حضرت را بشکند.(۷)۴- جبیر بن نفیر نقل نموده است که من در سفر حجی به نزد عایشه رفتم، عایشه سؤال کرد: جبیر! سوره ی مائده را می خوانی؟ گفتم: آری آن گاه گفت: بدانید! مائده آخرین سوره ای است که فرود آمده است، حلال آن را حلال و حرام آن را حرام بدارید.۵- ابوعبید از ضمره بن حبیب و عطیه بن قیس نقل نموده است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مائده آخرین سوره ای از قرآن است که نازل گردیده است، پس حلال این سوره را حلال و حرام آن را حرام بدانید.(۸)روایات دیگری نیز غیر از این ها هست که دلالت دارند بر این که سوره ی مائده یک جا نازل شده و از نظر نزول، آخرین سوره می باشد.خواننده ی عزیز، با وجود این روایات چگونه می توان ادعا نمود که یکی از آیات این سوره، ناسخ آیه دیگر آن می باشد و این نسخ همان نسخ قبل از فرا رسیدن وقت عمل است که در این صورت تشریع حکم آیه ی منسوخ لغو و بی فایده خواهد بود و چنین نسخی امکان ندارد.علاوه بر این، مطلب دیگری نیز از این روایات استفاده می شود که مؤید گفتار ما است و آن این است که هیچ یک از آیات این سوره، نسخ نشده است.
پی نوشت ها :
۱-مائده/۴۲٫۲-وسائل چاپ عین الدوله، ۴۰۶/۳، باب ۲۷از کتاب قضا.۳- الناسخ و المنسوخ، نحاس ۱۳۰؛ احکام القرآن، جصاص ۴۳۴/۲این قول را به حسن بصری نیز نسبت داده است.۴- مائده/۴۸٫۵- تفسیر برهان، ۲۶۳/۱٫۶- تفسیر ابن کثیر، ۲/۲٫۷- و مانند این حدیث را مسند احمد، ۴۵۸/۶؛ تفسیر شوکانی، ۲/۲ و عین آن را عبدبن حمید، ابن جریر و محمد بن نصر در کتاب صلاه و طبرانی و ابونعیم در الدلائل و بیهقی در شعب الیمان از اسماء نقل نموده اند.۸- همان.منبع مقاله :خوئی، حضرت آیت الله حاج سیدابوالقاسم خوئی(ره)(۱۳۸۵)، البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه محمد صادق نجمی- هاشم هاشم زاده هریسی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، چاپ دوم

















هیچ نظری وجود ندارد