نقد و بررسی آراء وهابیت در زمینه وقایع عاشورا
1. منشأ مشروعیت خلافت و حکومت
این مبنای کلامی مورد پذیرش شیعه نیست که با بیعت، خلافت و حکومت مشروعیت پیدا میشود. شیعه معتقد است که مشروعیت خلافت تنها از طریق نص حاصل میشود و معیارهای گفته شده از سوی اهل تسنن، قادر نخواهند بود تأمینکنندهی مشروعیت خلافت باشند.([1])
به بیان دیگر، در دیدگاه سیاسی شیعه، مشروعیت تنها از سوی خدا اعطا میگردد نه از ناحیهی مردم و اکثریت، البته مقبولیّت در دست اکثریّت مردم است و آنان میتوانند با بیعت خود، فعلیّتبخش یا زمینهساز تحقق حکومت گردند. در این دیدگاه، خداوند، تنها منبع ذاتی و اصل مشروعیت سیاسی است؛ زیرا مبنای اعتقادی در اسلام، توحید در همهی ابعاد آن، یعنی توحید ذاتی، صفاتی، افعالی، ربوبی، خالقی و عبادی را از آنِ خداوند دانسته و نیز حق حاکمیت، تشریع و قانونگذاری را به تمام و کمال مختص آن ذات پاک و یگانه میداند و حق فرمانروایی و حاکمیت اجتماعی از سوی خداوند به افراد برگزیدهاش یعنی پیامبر و امام و به توسط آنان به وارثان راستی رسالت و امامت، یعنی عالمان و فقیهان واجد شرایط رهبری واگذار شده است، که به صورت نصب عام و بدون تعیین مصداق است که مربوط به عصر غیبت میباشد.([2]) علاوه بر این، در اندیشهی سیاسی اسلام، حکومت حاکمی مشروع است که پایگاه دینی داشته باشد. بر این اساس، حکومتی که پایبند به موازین شرعی و الهی باشد، حقانیت دارد.([3])
همچنین واگذاری حکومت الاهی در زمان پیامبران و ائمه، مخالف کتاب و سنّت است که در زیر بررسی میگردد:
الف) خدای تعالی دربارهی حضرت ابراهیم میفرماید:
{وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأتَمَّهُنَّ قالَ إِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِمامًا قالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتي قالَ لايَنالُ عَهْدِي الظّالِمينَ}.([4])
هنگامی که پروردگار ابراهیم، او را با دستوراتی آزمود؛ و او به طور کامل از عهده آنها بر آمد، خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم». ابراهیم گفت: «از دودمان من (نیز امامانی خواهد بود) خداوند فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد».
ب) خدای تعالی دربارهی حضرت داود میفرماید:
{يا داوُودُ إِنّا جَعَلْناكَ خَليفَةً فِي اْلأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النّاسِ بِالْحَقِّ وَلا تَتَّبِعِ الْهَوی فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبيلِ اللهِ إِنَّ الَّذينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبيلِ اللهِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ}.([5])
ای داود! ما تو را خلیفه در زمین قرار دادیم؛ پس در میان مردم به حق داوری کن، و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد؛ کسانیکه از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی به خاطر فراموش کردن روز حساب دارند.
ج) حضرت موسی از خدا میخواهد که جانشین بعد از او را معین کند: {اجْعَلْ لي وَزيرًا مِنْ أهْلي}، در پاسخ وی فرمود:
{قال قَدْ اُوتيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى}([6]).
گفت: ای موسی! خواستهات به تو داده شد.
د) پیامبر| در پاسخ بنیعامر بن صعصعه که گفت: «ايکون لنا الامر من بعدك»؛ آیا امر حکومت پس از شما برای ما هست، فرمود: «الامر الی الله يضعه حيث يشاء»؛ حکومت به خداوند واگذار شده است پس در هر کجا بخواهد آن را قرار میدهد.([7])
هـ) هوذه پادشاه یمامه از رسول خدا درخواست بهرهمندی از ریاست را داشت و ایشان فرمود:
حتی اگر ریاست بر یک قطعه زمین رها شده را بخواهد به وی نخواهم داد.([8])
بنابراین از بیشتر آیات استفاده میشود حکومتی مشروع است که با موازین اسلامی هماهنگ باشد و الا در دایره حکومت ستمکاران است و پیامبران نیز وقتی با خداوند بحث جانشینی را مطرح میکنند، خداوند شرائطی را برای جانشینان بیان میکند. حال یزیدبن معاویه که مدعی جانشینی رسولخدا| است و مسائل ابتدایی شرعی را رعایت نمیکند میتوان او را خلیفه مسلمین مطرح کرد و بیعت با او را محترم شمرد؟
[1]) موسوی، عبدالرحیم، فی رحاب اهل البیت، الامامهًْ والنص؛ قاسمی، محمدعلی، امام حسين و حکومت دينی، فصلنامهی معرفت، شمارهی 68؛ سمو المعنی، ص58.
[2]) موسویان، ابوالفضل، مبانی مشروعیت حکومت، فصلنامهی حکومت اسلامی، منشأ مشروعیت اندیشهی سیاسی اسلام و امام خمینی، بهار 1379.
[3]) ترخان، قاسم، شخصیت و قیام امام حسین×، ص 378؛ چلچراغ قم، 1388 هـ.ش؛ فصلنامه کتاب نقد، شمارهی 7، ص42، 44 و 124 ـ 116.
[4]) بقره / 124.
[5]) ص / 26.
[6]) طه / 36.
[7]) ابن کثیر، البدایهًْ والنهایهًْ، ج3، ص171.
[8]) ابن سعد، طبقات، ج1، ص22.


















هیچ نظری وجود ندارد