امتیاز یك مكتب، به حقانیت آن است و حقانیت جز در آیینهی استدلال، قابل ارائه نمیباشد. از این رو بررسی ادلهی یك مكتب میتواند نشان دهندهی اندازهی استحکام و حقانیت آن باشد. از ویژگیهای مکتب شیعهی امامیه این است که استدلالهای آن برای اثبات حقانیت خود، هم دارای فراوانی وکثرت ادله است و هم دارای ویژگیهای منحصر به فرد، که ما این ویژگیهارا برشمردیم، و به بررسی آنها پرداختیم.
در شمارهی قبل، ویژگی نخست ادلهی حقانیت تشیع، كه عبارت است از: «به صراحت ذكر شدن نام شیعه در احادیث متفق علیه، دال بر نجات شیعه»، به طور مختصر، بررسی شد.
وضوح آیات قرآن در باب امامت و ولایت
و اینك در رابطه با ویژگی دوم، از «وضوح آیات قرآن كریم در باب امامت و ولایت» که از ادلهی حقانیت تشیع است، به اندازهی مجال، بررسی میكنیم.
در ابتدا باید اذعان داشت كه نورانیت قرآن كریم، به قدری عظمت دارد، كه هر مؤمن به اندازهی ظرفیت خود، استعداد پذیرش آن را دارد، كه به این حقیقت در آیهی مبارکهی {ُهدًى للمُتَّقِينَ} «مایهی هدایت پرهیزگاران است» (سوره البقره: 2) اشارهای شده است.. و باز همیشه {و فَوْقَ كُلَّ ذیِ عِلْمٍ عَليمٌ} و برتر از هر صاحب علمی، عالمی است (سوره یوسف: 76)، صدق میكند. سرّ این عظمت در نورانیت قرآن نهفته است، كه در آیهی مبارکهی{قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتابٌ مُبينٌ} «از طرف خدا، نور وکتاب آشکاری به سوی شما آمده» (سوره المائده: 15)، به آن اشاره شده است و در طهارت قرآن، كه از آن در آیهی مبارکهی {فِی صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ . مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ} (سوره عبس: 13 ـ 14) «در الواح پرارزشی ثبت است، الواحی که والا قدر و پاکیزه است.» ذكر طهارت شده است؛ به همین دلیل فرمودند: {فِی كِتَابٍ مَكْنُونٍ . لاَ يمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ} «در کتاب محفوظی جای دارد، و جز پاکان نمیتوانند به آن دست زنند دست یابند» (سوره الواقعه: 78 ـ 79) .
اما علیرغم همهی محدودیتهایی كه به خود ما برمیگردد، میتوان به اطمینان گفت كه آیات امامت و ولایت مؤید اعتقادات شیعی در قرآن كریم، دارای تعدد و وفور چشمگیری، میباشند.
آنچه كه در این بررسی مختصر محل عنایت قرار دارد، عبارت است از عنصر «وضوح دلالت آیات امامت»
تقسیم بندی آیات امامت و ولایت
قبل از بیان نمونههای آیات، این نکته لازم است كه آیات امامت و ولایت در قرآن كریم بر چند طایفه اند؛
طایفهی نخست: آیات امامت عامّه. كه عبارت است از آیات دال بر وجود ائمهی واجب الطاعه، اعم از انبیا واولیای الهی، قبل از بعثت پیامبر اكرم اسلام(ص) ، مانند آیهی مباركهی: {يا دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَينَ النَّاسِ بِالْحَقِّ} «ای داوود! ما تو را خلیفه (و نمایندهی خود) در زمین قرار دادیم؛ پس در میان مردم بحق داوری کن (سوره ص: 26)، و آیهی مبارکهی: {وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرِّيتِی قَالَ لا ينَالُ عَهْدِی الظَّالِمِين} «به خاطر آورید هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود، و او به خوبی از عهدهی این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم. ابراهیم عرض کرد: از دودمان من (نیز امامانی قرار بده) , خداوند فرمود: پیمان من، به ستمکاران نمیرسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایستهی این مقامند» (سوره البقره: 124)
طایفه دوم: آیات امامت خاصه. كه عبارت است از آیات دال بر وجود ائمةی واجب الطاعه بعد از پیامبر اكرم اسلام(ص) مانند آیه مباركهی: {يهْدِی مَنْ يشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ . وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيكُونَ الرَّسُولُ عَلَيكُمْ شَهِيداً} «خدا هرکس را بخواهد، به راه راست هدایت میکند. همانگونه شما را نیز امت میانهای قرار دادیم، تا برمردم گواه باشید و پیامبر هم بر شما گواه باشد» (سوره البقره: 142 ـ 143) ، وآیهی مبارکهی: {كُنْتُمْ خَيرَ أُمَّةٍٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ} «شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شدهايد، به كار پسنديده فرمان مىدهيد و از كار ناپسند باز مىداريد و به خدا ايمان داريد». (سوره آل عمران:110)
و آیهی مبارکهی: {يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ} «ای کسانیکه ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الامر را» (سوره النساء: 59).
طایفه سوم: آیات خصائص امامت، مانند آیهی مبارکهی: {ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَينَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ} «سپس این کتاب (آسمانی) را به گروهی از بندگان برگزیدهی خود به میراث دادیم، که از میان بندگان ما عدهای بر خود ستم کردند، و عدهای میانه رو (هدایت یافته) بودند، و گروهی به اذن خدا در نیکیها (از همه) پیشی گرفتند،, و این همان فضیلت بزرگ است». (سوره فاطر: 32)، وآیهی مبارکهی: {إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً} «خداوند فقط میخواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند وکاملاً شما را پاک سازد» (سوره الاحزاب: 33) .
طایفه چهارم: آیات ارشادی به نكتههای ركنی در مسئلهی امامت و ائمهی بعد از پیامبر اكرم(ص) ، مانند آیهی مباركهی {وَإِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحاً ثُمَّ اهْتَدَى} «و من هر كه را توبه كند، و ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، سپس هدایت شود، مىآمرزم» (سوره طه: 82)، و آیهی مباركهی: {كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ} «این كتابى است كه بر تو نازل كردیم، تا مردم را از تاریكیها به سوى روشنایى، به خواست پروردگارشان بیرون آورى، به سوى راه خداوند توانا و ستوده» (سوره ابراهیم: 1) .
این یك نحوهی چینش است، و ممكن است به اعتبار یا اعتبارات دیگر، تقسیم بندی یا تقسیم بندیهای دیگری، صورت بگیرد؛ چنانچه آیت الله شیخ محمد سند در كتاب (الامامه الالهیه (5)، ج2، ص: 63)، یك تقسیم بندی دیگری ارائه فرمودهاند. البته برای تشریح هر طایفه از طوایف چهارگانه و بیان نحوهی دلالت آنها، یك بررسی مفصل نیاز دارد، و شاید توفیق یابیم تا طی یك سلسلهای در این ماهنامه، به آن بپردازیم، إن شاء الله.
اما شایان ذكر است كه وضوح آیات، مشروط به تدبر توأم با تقوى است، همانگونه كه خدای متعال میفرماید: {هُدًى لِلْمُتَّقِينَ} «مایهی هدایت پرهیزگاران است» (سوره البقره: 2) .
آیات ولایت و امامت
اینك به ذكر نمونههایی از آیات واضح در موضوع امامت و ولایت، میپردازیم:
خدای متعال، در معرّفی قرآن كریم، میفرماید: {إِنَّهُ لَقُرْآَنٌ كَرِيمٌ . فِی كِتَابٍ مَكْنُونٍ . لا يمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ} «كه آن، قرآن پر ارزشى است، كه در كتاب محفوظى جاى دارد، و جز پاكان نمىتوانند به آن دست زنند (= دست یابند) (سوره الواقعه: 77 ـ 79). كه این آیه نشان دهندهی مقام مقدّس قرآن در لوح محفوظ میباشد، كه جز پاك شدگان (مطهّر) به آن دسترسی واقعی ندارند.
حال آنكه خدای متعال میفرماید: {بَلْ هُوَ آياتٌ بَينَاتٌ فِی صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَمَا يجْحَدُ بِآياتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ} «ولى این آیات روشنى است در سینه كسانى كه دانش داده شده، و آیات ما را جز ستمكاران انكار نمىكنند» (سوره العنكبوت: 49). نتیجه جمع بین این دو آیه این است كه: مطهَّرین أشخاص با علمی هستند و هنگامیكه دنبال اشخاص مطهَّر در قرآن كریم، به جستجو بپردازیم، جز اهل بیت(ع) را پیدا نمیكنیم كه در حق آنها آمده: {إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ ليذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيتِ وَيطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً} «خداوند فقط مىخواهد پلیدى (گناه) را از شما اهل بیت(ع) دور كند و كاملاً شما را پاك سازد» (سوره الاحزاب: 33). بدین ترتیب معلوم میشود كه علمای عالم به كتاب خدا در مقام مقدس لوح محفوظ، همان اهل البیت(ع) ، هستند. مقامی كه صاحب آن ـ به حق ـ خلیفهی پیامبر اكرم(ص) میشود، نه به معنی خلافت در زعامت سیاسی، بلكه خلافت در مقام: {وَأَنْزَلْنَا إِلَيكَ الذِّكْرَ لِتُبَينَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يتَفَكَّرُونَ} «و بر تو نیز، قرآن را نازل كردیم، تا آنچه را كه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى؛ شاید اندیشه كنند» (النحل: 44)، یعنی مقام تبیین قرآن، و در مقام بیرون آوردن مردم از ظلمات به سمت نور.این آیه آمده است: {كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ} (إبراهیم: 1)، كه میشود این دو مقام را خلاصه نمود در {…وَإِنَّكَ لَتَهْدِی إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ} «و به یقین تو به سوى راه راست هدایت مىكنى» (الشورى: 52) یعنی مقام هدایت به صراط مستقیم.
بدین ترتیب میبینیم كه به چه وضوحی، قرآن كریم بر ائمهی حقیقی یعنی همان اهل بیت(ع) دلالت میكند.
یك مثال دیگر از آیات واضح دال بر امامت ائمة اطهار(ع) این آیهی كریمه است: {هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيكُمْ فِی الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَفِی هَذَا لِيكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ} «او شما را برگزید، و در دین (اسلام) كار سنگین و سختى بر شما قرار نداد؛ از آیین پدرتان ابراهیم پیروى كنید؛ اوست كه شما را در كتابهاى پیشین و در این كتاب آسمانى «مسلمان» نامید، تا پیامبر گواه بر شما باشد، و شما گواهان بر مردم» (الحج: 78). این آیه به كسانی خطاب میكند كه از نسل ابراهیم(ع) هستند، وخدا آنها را برگزیده است، و به آنها مقام شهادت بر اعمال مردم، را داده است. وقتی به تفاسیر غیر شیعه مراجعه میكنیم، میبینیم كه آنها بطور گذرا از این آیه عبور كردهاند، و جنبهی ارتباط نَسبی (خانوادگی) این برگزیدان را با ابراهیم(ع) ، نادیده گرفتهاند، مانند ابن جریر طبری وابن كثیر و…. برخی مفسران سنی سعی كردهاند تا حمل بر اغلب بكنند، یا ابوّت را بر معنی اعتباری حمل نماید؛ در حالیكه حمل بر اغلب قول بغیر علم است، بلكه خلاف علم؛ چون اغلب امت در زمان نزول آیه از نسل ابراهیم نبودند. كما اینكه حمل ابیکم بر پدر معنوی، خلاف ظاهر و یك تأویل بدون مدرك میباشد. (ابن عاشور…
علاوه بر این، شهادت بر اعمال عباد، برای برگزیدگان خدا، معنى دارد، و اعتبار حقیقی پیدا میکند، اما شهادت بر اعمال برای كسانیكه خودشان گنهكار و مبتلا هستند، آن هم در مورد امم سابق كه خودشان انبیا و اوصیا و اولیا داشتند، خیلی بی معنی است.
تأكید فهم صحیح با مطالعهی این آیهی كریمه میباشد: {رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَينِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَينَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ} «پروردگارا! ما را تسلیم (فرمان) خود قرار ده؛ و از دودمان ما، امّتى كه تسلیم (فرمان) تو باشند، به وجود آور و شیوهی عبادتمان را به ما نشان ده و توبهی ما را بپذیر، كه تویى توبه پذیر مهربان» (سوره البقره: 128). همچنین از آیهی مبارکهی: {وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرِّيتِی قَالَ لا ينَالُ عَهْدِی الظَّالِمِينَ} «به خاطر آورید هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود، و او به خوبی از عهدهی این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام وپیشوای مردم قرار دادم. ابراهیم عرض کرد: از دودمان من (نیز امامانی قرار بده) , خداوند فرمود: پیمان من، به ستمکاران نمیرسد (و تنها آن دسته از فرزندگان تو که پاک و معصوم باشند، شایستهی این مقامند» (سوره البقره: 124). معلوم میشود، برگزیدن به معنای جعل امامت است، كه قبلاً ابراهیم خلیل الرحمن آن را از خدای منان درخواست كرده بود. تأیید این مطلب در این آیهی مبارکه است: {ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَينَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ} «سپس این کتاب (آسمانی) را به گروهی از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم, که از میان بندگان ما عدهای بر خود ستم کردند، و عدهای میانه رو (هدایت یافته) بودند، وگروهی به اذن خدا در نیکیها (از همه) پیشی گرفتند، واین همان فضیلت بزرگ است» (فاطر: 32). دقت و عنایت فرمایید كه آیه بیان کنندهی به ارث رسیدن قرآن به برگزیدگان خدا میباشد. همچنین بندگان را به سه قسمت تقسیم میکند: «ظالم» كه قبلاً در جواب دعای ابراهیم(ع) استثنا شدند، و «مقتصد» كه به معنی هدایت یافته به صراط برگزیدگان است و «سابق بالخیرات» كه همان برگزیدگان (اهل امامت و ولایت) هستند. البته این یك بافت محكم و با هم مرتبط از آیات قرآنی است، كه مجالی وسیعتر، و تدبری عمیقتر، میطلبد.
آخرین نمونه كه به آن اشاره میكنیم، آیهی کریمهی: {يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ} «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! اطاعت کنید خدا را؛ واطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الامر را» (سورة النساء: 59) است با تدبر ملاحظه میكنیم که خدای متعال اولیالأمر را واجب الاطاعة تعریف كرده است، آن هم در حد طاعت خدای متعال و پیامبر اكرم(ص) و با توجه به مطلق بودن این امر، با عطف به واو، دلالت بر معصوم بودن أولی الأمر دارد. به حدی این معنا واضح است كه بعض از علمای اهل تسنن به آن اذعان كردهاند، مانند فخر رازی كه در تفسیرش برای عصمت اولی الأمر به اطلاق امر به طاعت تمسك نمود، كه عین عبارتش در کتاب (التفسیر الكبیر ج10، ص144) این است: «…فثبت أنَّ الله أمر بطاعة أولی الأمر على سبيل الجزم، وثبت أنَّ كلَّ من أمر الله بطاعته على سبيل الجزم وجب أن يكون معصومًا عن الخطأ، فثبت قطعًا أنَّ أولی الأمر المذكور فی هذه الآية لا بدَّ وأن يكون معصومًا»؛ پس ثابت شد که خدا بصورت قطعی دستور به اطاعت از اولی الامر داده است، و ثابت است که هر که خدا قاطعانه به اطاعت از او دستور بفرماید، لازم است که معصوم از اشتباه و خطا باشد, و بدین ترتیب بصورت قطعی ثابت میگردد که اولی الامر ذكر شده در این آیه، باید معصوم باشند». همین نظر را «محمد عبده» برگزیده است، چنانكه آقای رشیدرضا از وی در تفسیر (المنار) ج5، ص181)، نقل نموده است.
این حاكی از وضوح دلالت آیات امامت بر اثبات ویژگی خاص، استحکام و تأیید ادلهی حقانیت تشیع است؛ كه باعث میشود حتى مخالفین خط امامت، به آن اذعان داشته باشند.
بنابراین حائز اهمیت فراوان این است که مبانی اعتقادی تشیع، برگرفته از قرآن کریم و سنت رسول خداست و امامت و ولایت نیز از ارکان و عناصر اصلی دریافت اعتقادی شیعیان است. صد البته بررسی آیات امامت و ولایت و اثبات انطباق کامل آن با اعتقادات شیعی، غنا و اصالت، این مکتب بزرگ اسلامی را نشان میدهد که خود مبین یکی دیگر از ویژگیهای منحصر به فرد ادلهی حقانیت فرهنگ حیات بخش تشیع است.
منبع : نشريه شيعه شناسي ، شماره2
















یک نظر