9 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بیراهه انحراف

آسیب ‏شناسى رشد جریان‏هاى تکفیرى به عنوان یک چالش عمده فراروى اسلام ‏گرایى‏

يك چالش عمده فراروى اسلام ‏گرايى‏
0
SHARES
0
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

آسیب‏ شناسى رشد جریان‏هاى تکفیرى به عنوان یک چالش عمده فراروى اسلام‏ گرایى‏

شهروز ابراهیمى*[۱]

على ‏اصغر ستوده*[۲]*

چکیده‏

اسلام‏گرایى، فرایندى است که در طى چند قرن اخیر به یکى از محورى‏ترین تحولات در جهان اسلام تبدیل شده و با وقوع انقلاب اسلامى ایران در سال ۱۳۵۷ از توان بالایى به منظور ارائه یک الگوى نظام سیاسى- دینى در مقابل لیبرال دموکراسى غربى برخوردار شده است. با شروع تحولات اخیر در خاورمیانه (انقلاب‏هاى عربى) این فرصت به وجود آمد که نظام سیاسى جمهورى اسلامى ایران، آلترناتیو مناسبى به جاى نظام‏هاى استبدادى وابسته به غرب مطرح باشد؛ اما این فرصت با رشد جریان‏هاى تکفیرى در منطقه که از طرف قدرت‏هاى منطقه‏اى و فرامنطقه‏اى مورد حمایت مادى و معنوى قرار مى‏گیرند، با چالش مواجه شده است. در همین راستا این پژوهش محور کار خویش را آسیب‏شناسى چالش‏هاى پیش رو و ارائه راهکارهایى براى مقابله با این چالش‏ها قرار داده است. سؤال محورى این مقاله این است که: گسترش جریان‏هاى تکفیرى چه تأثیر بازدارنده‏اى بر رشد اسلام‏گرایى در منطقه و جهان‏

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۵۶

اسلام خواهد داشت؟ رشد جریان‏هاى تکفیرى از دو بعد اساسى فرآیندِ اسلام‏گرایى را با چالش مواجه خواهد نمود: ۱٫ قطبى سازى جوامع اسلامى براساس تقابل شیعه و سنى؛ ۲٫ کاهش جذابیت اسلام‏گرایى به عنوان یک آلترناتیو در مقابل لیبرال دموکراسى، متأثر از رفتارهاى متحجرانه و خشن گروه‏هاى سلفى- تکفیرى. روش تحقیق در این مقاله، توصیفى- تحلیلى و روش گردآورى داده‏ها منابع کتاب‏خانه‏اى و اینترنتى است. این پژوهش به منظور رفع چالش‏هاى جریان‏هاى تکفیرى فراروى اسلام گرایى، راهکارهایى ارائه نموده که در قالب دو راهکار قابل بررسى است: یکى دیپلماسى ارتباطاتِ گسترده میان گروه‏ها و کشورهاى اسلامى و دیگرى مقابله قاطعانه نظامى با گسترش جریان‏هاى تکفیرى.

کلیدواژگان: جریان‏هاى تکفیرى، قدرت‏هاى منطقه‏اى، قدرت‏هاى جهانى، انقلاب اسلامى، اسلام سیاسى.

مقدمه‏

اسلام گرایى فرآیندى است که در دو- سه قرن اخیر در واکنش به نفوذ غرب در جهان اسلام با شعار به مرکز آمدن دین در امور دنیا و به خصوص امر حکومت دارى رشد و تکامل یافته است. از جمله پیش‏قراولان این اندیشه مى‏توان به سید جمال‏الدین اسدآبادى، کواکبى، عبده، سید قطب، مودودى و در آخرین مرحله امام خمینى (قدس سره) اشاره کرد. در واقع، «اسلامِ سیاسى»، اصطلاح جدیدى است که در برابر «اسلام سنتى» پدید آمده است و به دنیاى مدرن تعلق دارد.[۳] همگام با شروع انقلاب‏هاى عربى این امید به وجود آمد که فرآیندِ اسلام‏گرایى در جهان با یک فرصت براى تکامل بیشتر در جهان اسلام و منطقه برخوردار شده است، ولى با ادامه تحولات، این روند متأثر از نفوذ منفى قدرت‏هاى منطقه‏اى و فرامنطقه‏اى همچون عربستان، قطر، امریکا واسرائیل، شبیه یک شمشیر دولبه عمل نمود و على‏رغم این که بخشى از این جنبش‏ها متأثر از جریان‏هاى‏

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۵۷

اسلام‏گرا بود، زمینه رشد گروه‏هاى افراطى تکفیرى را نیز فراهم نمود. در واقع، علایق سیاسى بعضى از قدرت‏هاى منطقه‏اى همچون عربستان که داراى یک نظام پادشاهى محافظه‏کار است، تا حدود زیادى توانسته زمینه رشد این گروه‏هاى تکفیرىِ افراطى در منطقه را فراهم کند.

حربه تکفیر را اولین بار خوارج علیه مسلمانان دیگر به کار بردند، اما در دوران جدید براى اولین بار محمدبن عبدالوهاب بود که مفهوم تکفیر را وارد جریان فکرى‏اش کرد. وى محدوده تکفیر را چنان گسترد که هم شامل غیرمسلمانان مى‏شد و هم مسلمانانى که همچون او نمى اندیشیدند. به نظر وى مسلمانانى که در پرستش سنت‏ها و مقابر (شیعیان) جلوه‏گر شده دچار شرک هستند. در واقع، تکفیرگرایى، مسئله نسبتاً جدید و خطرناکى بود که ابن‏تیمیه (۱۲۶۳- ۱۳۲۸ م.) آن را در آغاز دعوت خویش تئوریزه و بسط داد و در نهایت، به اصول فکرى گروه‏هاى سلفى راه یافت. امروزه، جریان سلفى‏گرى به اعتبار این شاخصه، «تکفیرى» نامیده مى‏شود.[۴] از جمله این گروه‏هاى تکفیرى مى‏توان به گروه‏هاى تروریستى النصره، داعش و القاعده در سوریه و عراق حال حاضر اشاره کرد که علاوه بر به وجود آوردن بحران در سوریه و عراق، به دنبال دو قطبى کردن جهان اسلام در قالب تقابل شیعه و سنى هستند که در صورت وقوع این امر، روند اسلام‏گرایى در منطقه و جهان اسلام با یک چالش جدى مواجهه خواهد شد. در همین راستا این پژوهش با یک بررسى آسیب‏شناختى به دنبال بررسى پرسش اساسى زیر است:

گسترش جریان‏هاى تکفیرى چه تأثیر بازدارنده‏اى بر رشد اسلام‏گرایى در منطقه و جهان اسلام خواهد داشت؟

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۵۸

فرضیه پژوهش‏

در پاسخ به این پرسش این پژوهش این فرضیه را به محک آزمون خواهد گذاشت که رشد جریان‏هاى تکفیرى از دو بعد اساسى روندِ اسلام‏گرایى را با چالش مواجه خواهد نمود: ۱٫ قطبى‏سازى جوامع اسلامى براساس تقابل شیعه و سنى؛ ۲٫ کاهش جذابیت اسلام گرایى به عنوان یک آلترناتیو در مقابل لیبرال دموکراسى، متأثر از رفتارهاى متحجرانه و خشن گروه‏هاى سلفى- تکفیرى.

هم‏چنین این پژوهش به منظور مقابله با این جریان‏هاى تکفیرى، راهکارهایى را پیشنهاد داده که در قالب دو راهکار قابل بررسى است: یکى دیپلماسى ارتباطات گسترده میان گروه‏ها و کشورهاى اسلامى و دیگرى، مقابله قاطعانه نظامى با گسترش جریان‏هاى تکفیرى.

سازماندهى پژوهش:

این پژوهش در راستاى اهداف و سؤال محورى خویش، ابتدا اسلام گرایى را از نظر مفهومى، مؤلّفه‏ها و سیر تحول تاریخى بررسى مى‏کند و در ادامه چگونگى شکل‏گیرى جریان‏هاى تکفیرى و آسیب‏هاى آن را فراروى اسلام‏گرایى در بطن این رویدادها مى‏کاود. در پایان، راهکارهایى براى مبارزه با این چالش‏ها ارائه خواهد داد.

۱- اسلام گرایى؛ مفهوم، سیر تحول تاریخى، مبانى و اهداف‏

۱- ۱٫ مفهوم اسلام گرایى‏

در دنیاى معاصر با قرائت‏هاى متعددى از اسلام نظیر اسلام سنتى، اسلام‏گرایى، حرکت اسلامى، بنیاد گرایى اسلامى، بیدارى اسلامى، رادیکالیسم اسلامى و اسلام سیاسى روبه‏رو هستیم که حاکى از برداشت‏هاى مختلف و وجودگروه‏هاى متفاوت‏

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۵۹

اسلام‏گرا در جوامع اسلامى است.[۵] براساس نظریه گفتمان، اسلام سیاسى، گفتمانى است که هویت اسلامى را در کانون عمل سیاسى قرار مى‏دهد، به‏عبارتى، در گفتمانِ اسلام سیاسى، اسلام به یک دال برتر تبدیل مى‏شود. مفهوم اسلام سیاسى بیشتر براى توصیف آن دسته از جریان‏هاى سیاسى اسلام به کار مى‏رود که خواستار ایجاد حکومتى بر مبناى اصول اسلامى هستند. بنابراین اسلام سیاسى را مى‏توان گفتمانى به حساب آورد که گرد مفهوم مرکزى حکومت اسلامى نظم یافته است.[۶] یکى از مهم‏ترین کسانى‏که این مفهوم را در شکل عام آن استخدام کرده، «جان اسپوزیتو» است. وى در این خصوص مى‏گوید: «اسلام سیاسى عبارت است از: احیا یا تجدید حیات مذهبى در زندگى خصوصى و عمومى».[۷]

در واقع، اسلام سیاسى نظریه‏اى است مربوط به سیاست و حکومت که ریشه در آموزه‏هاى اعتقادى اسلام دارد. به عبارتى، اسلامِ سیاسى به عنوان یک نیروى معتبر جدید براى تغییرات مثبت تعریف مى‏گردد و «اسلام، راه حل است» شعار اصلى آن است. در این دیدگاه، مسلمانان به اسلام به عنوان مکتبى فراتر از دین و عبادت مى‏نگرند و آن را متفاوت با سکولاریسم دولتى موجود در کشورهاى اسلامى مى‏دانند. این شعار بیشتر در کشورهایى شنیده مى‏شود که اسلام گرایان در براندازى رژیم‏هاى خود مشارکت دارند؛ هم چنین در کشورهایى که گروه‏هاى اسلامى قادر بوده‏اند به توسعه اهداف خود از طریق مشارکت در داخل سیستم سیاسى موجود [نمونه آرمانى آن جمهورى اسلامى ایران‏] بپردازند.[۸]

 

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۶۰

هر چند از منظر گفتمانى، اسلام سیاسى و اسلام‏گرایى از منظر بعضى از اندیشمندان، مفاهیمى یکسان پنداشته مى‏شوند، ولى از دیدگاه این پژوهش، اسلام سیاسى مفهومى است که در طى چندین دهه گذشته از طرف بعضى از متفکران، به این فرآیند یعنى اسلام‏گرایى اطلاق شده است و مطابق با واقعیت نیست، زیرا اسلام در ذات خود یک دین سیاسى است و با توجه به شمولیت و جامعیت دین اسلام، سیاست جزئى از برنامه‏هاى دین اسلام است که در طول پیدایش دین اسلام همواره وجود داشته است، درصورتى‏که مفهوم مورد نظر اسلام سیاسى، دینى است که در سده‏هاى اخیر، سیاسى شده است. درواقع، یکى از ابعاد اسلام- مضاف بر ابعاد معنوى آن- این است که با طرح ایده‏هاى جدید توانسته بدیلى براى ایدئولوژى‏هایى همچون ناسیونالیسم، سوسیالیسم و لیبرال سرمایه دارى مطرح شود. اسلام هم چنین با طرح موضوع مشروعیت الهى به عنوان منبع مشروعیتى غیر از منابع مشروعیت عرفى، توانسته است رقیبى جدى براى حکومت‏هاى عرفى ظاهر گردد و منبعى مهم براى بسیج عمومى نیروها و افزایش مشروعیت حکومت‏هاى اسلامى فراهم سازد. با نگاهى به تاریخ اسلام و نیز با بررسى منظومه فکرى و عملى آن، آنچه عیان مى‏گردد وجود برنامه‏ها و دستور العمل‏هایى است براى همه ابعاد و شئون حیات مادى، معنوى، فردى و اجتماعى انسان که نمونه‏ها و الگوهاى تحقق‏یافته فراوانى براى آن در تاریخ اسلام وجود دارد. در واقع آنچه که در این پژوهش مد نظر است جریان اسلام‏گرایى است که متفاوت از مفاهیمى هم‏چون بنیادگرایى یا رادیکالیسم اسلام، اسلام جدید در مقابل اسلام سنتى و هم‏چنین اسلام سیاسى است، که از طرف بعضى از تحلیل‏گران به کار گرفته مى‏شوند.

۲- ۱- سیر تاریخى اسلام‏گرایى‏

پیش‏نیاز فهم مفهوم اسلام‏گرایى، درک اندیشه‏ها و آموزه‏هاى متفکران عمده و اثرگذار آن است. البته باید در نظر داشت جنبش‏هایى که بر مبناى اندیشه‏هاى متفکران شکل مى‏گیرند، در بسیارى از مواقع مستقل از منظور آنان عمل مى‏کنند. لذا باید در

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۶۱

تحلیل‏هایى که از اندیشمندان، جنبش‏ها و حرکت‏هاى برخاسته از اندیشه‏هاى آن‏ها صورت مى‏گیرد، این موضوع را در نظر داشت. جریان اسلام‏گرایى به رهبرى اندیشمندان و عمل‏گرایان مسلمان در دوران معاصر به ویژه پس از فروپاشى نظام دوقطبى از جمله محورهاى چالش برانگیز و در دستور کار نظم نوین جهانى بوده است. اسلام‏گرایى در وجوه مختف ایدئولوژیکى، فرهنگى و امنیتى راهبرد مرکزیت سیستم سرمایه‏دارى لیبرال غربى را به چالش کشیده و دعوى نظم نوین براى اداره جهان و ترسیم آینده روابط بین‏الملل در سطوح مختلف ملى، منطقه‏اى و جهانى و نیز حل عادلانه منازعات و اختلافات دارد. سید جمال الدین اسدآبادى، محمد عبده، سید محمد رشید رضا، عبدالرحمن کواکبى، حسن البنا، ابوالعلى مودودى، ابولحسن ندوى، سید قطب، و امام خمینى از جمله رهبران اسلام‏گراى دوران معاصر بوده‏اند[۹] که در ذیل، اندیشه‏هاى سه شخصیت برجسته این جریان، یعنى سید قطب، ابوالعلا مودودى و امام خمینى به ترتیب تاریخى مورد بررسى قرار خواهد گرفت تا سیر تاریخى این مفهوم مورد شناسایى قرار گیرد.

۲- ۱- ۱٫ سید قطب:

سید قطب نویسنده، روزنامه‏نگار، منتقد و ادیب مصرى بود که بعدها با بر عهده گرفتن رهبرى معنوى اخوان‏المسلمین مصر و طرح اندیشه‏هاى جدید، به عنوان یکى از رهبران اسلام‏گرایى مطرح شد. به نظر وى، جهان در لبه پرتگاه قرار گرفته است و هیچ یک از ایدئولوژى‏هاى سیاسى، اعم از ناسیونالیسم، سوسیالیسم و لیبرال سرمایه‏دارى نمى‏توانند هدایت بشر را برعهده داشته باشند، لذا تنها راه نجات بشر توسل به اسلام است: «هم ایدئولوژى‏هاى فردگرا و هم جمع‏گرا، هر دو شکست خورده‏اند. اکنون نوبت اسلام رسیده است و فرصتى براى امت اسلامى است که نقش خود را ایفا کند».[۱۰]

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۶۲

سید قطب اسلام را دین کاملى مى‏داند که نه تنها براى مسلمانان، بلکه مى‏تواند براى همه بشر راه نجات باشد. وى سپس برنامه خود را براى از بین بردن جوامع جاهلى و بر پا کردن جوامع اسلامى تشریح مى‏کند: «ما باید به قرآن برگردیم، آن را به کار برده و تعالیمش را به مرحله عمل درآوریم … سپس نفوذ و تأثیر جاهلیت را از روح خود بزداییم.» بنابراین نخستین وظیفه انقلاب، رهایى از مفاهیم و علایق جامعه جاهلیت است که باید از رأس تا پایه تداوم داشته باشد.

پس از طرح این مباحث، سید قطب یکى از مفاهیم کانونى و مهم اندیشه خود، یعنى «جهاد فى سبیل الله» را مطرح مى‏کند. طرح این آموزه باعث شد تا وى در قامت یک مبارز متجلّى شود.[۱۱] سید قطب مسلمانان و جوامع اسلامى را به جهادى فراگیر با دنیاى جاهلى دعوت نمود. وى بر این باور بود که کار دنیا فقط با جهاد اصلاح خواهد شد. البته باید در نظر داشت که جهاد مد نظر وى با خشونت استالینى متفاوت بود. لو آى. م صفى در این باره مى‏گوید: «سید قطب با وجود دارا بودن عقاید انقلابى، کاربرد خشونت براى تغییر نظام اجتماعى را رد مى‏کرد. به اعتقاد او، کاربرد خشونت براى سرنگونى نخبگان حاکم و گماردن نخبگان اسلامى به جاى آن‏ها یک اشتباه و خطاى استراتژیک بزرگ است، زیرا اسلام را نمى‏توان توسط دولت بر مردم تحمیل کرد، بدان علت که اسلام در درجه اول یک سیستم عقیدتى است و سپس نظامى اجتماعى و سیاسى.» لذا سید قطب با تأکید بر مبارزه با نفس و گرایش به ایمان اصیل، خشونت را تنها راه نمى‏داند، زیرا جامعه جاهلى را با مبارزه و جهاد با نفس و نه خشونت مى‏توان از بین برد.[۱۲]

۲- ۱- ۲٫ ابوالعلا مودودى:

از متفکران بزرگ شبه‏قاره هند ابوالعلاء مودودى است. او متولد ۱۹۰۳ م. در حیدرآباد هند است و در نهضت علیه استعمار انگلیس حضورى فعال داشت. در منظومه فکرى‏

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۶۳

مودودى، حاکمیت از آنِ خداست و قانون مشروع نیز قانونى است که مبتنى بر کتاب خدا و شریعت الهى باشد. به اعتقاد مودودى، عبادت در قرآن، معنایى بسیار فراتر از آنچه از آن استنباط مى‏شود دارد. گاه عبادت در معناى مناسک مذهبى معنا مى‏شود، درحالى‏که در اصل به معناى عبودیت و اطاعت خداوند است. مودودى در مورد واژه «رب» نیز مى‏گوید، این واژه به معناى اعمال حاکمیت است. از آن‏جا که حاکمیت از آن خداست، در جوامعى که حاکمیت الهى اعمال گردد، جامعه اسلامى است و در غیر این صورت، جامعه از نوع جاهلى است. لذا این موضوع شاخصى براى تشخیص جوامع از یکدیگر است. از دیدگاه مودودى، جامعه اسلامى بر چند اصل استوار است: اعتقاد به حاکمیت الهى، مشروعیت اقتدار پیامبر، اعتقاد به خلیفهاللهىِ پیامبر و تأکید بر اصل شورا[۱۳] در واقع اندیشه‏هاى مودودى را نیز مى‏توان یک مرحله دیگر از فرایند اسلام‏گرایى در جهان اسلام دانست.

۲- ۱- ۳٫ امام خمینى (قدس سره):

امام خمینى (قدس سره) بنیان‏گذار انقلاب اسلامى و تئورى‏پرداز ایده ولایت مطلقه فقیه و مهم‏ترین اندیشمند سیاسى حوزه تمدنى ایران و خاورمیانه است که تأثیرات فکرى و عملى گسترده‏اى بر دنیاى اسلام داشته و منبع الهام بسیارى از جنبش‏هاى جهان اسلام بوده است. به اعتقاد ایشان، دین اسلام برنامه‏اى جامع و کامل است که همه ابعاد وجودى انسان را در بر مى‏گیرد. ایشان در این خصوص معتقدند: «این معنا را که کسى بگوید اسلام به زندگى چه کار دارد، این جنگ با اسلام است، این نشناختن اسلام است. این که گفته شود اسلام با سیاست چه کار دارد، جنگ با اسلام است».[۱۴]

ایشان براى اثبات این نکته، به تبیین دلایل عقلى و نقل، از جمله دوران صدر اسلام و سیره پیامبر (ص) اشاره و بر وجود بُعد سیاسى در اسلام تأکید مى‏نمایند. وى سپس به‏

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۶۴

معرفى سه نوع سیاست مى‏پردازند: سیاست شیطانى، سیاست حیوانى و سیاست اسلامى.[۱۵] در دیدگاه ایشان، مبناى سیاست شیطانى نگرش مادى و منفعت‏طلبانه است که در آن براى رسیدن به مقصود، هر گونه حیله و فریب رواست. اما سیاست حیوانى آن است که هم‏چنان غایت آن مادى است، اما در عمل از حیله و نیرنگ دور است. در نهایت، سیاست اسلامى علاوه بر شمولیت بُعد مادى، به طور توأمان داراى بُعد معنوى و الهى نیز هست و لذا تلاش دارد تا سعادت دنیوى و اخروى انسان را تأمین نماید.[۱۶]

ایشان با این تقسیم‏بندى، به نقد و ارزیابى حکومت‏هاى رایج مى‏پردازد. امام خمینى بر این اساس، نظام‏هاى لیبرال موجود را در بهترین حالت، از نوع سیاست حیوانى مى‏دانند که با لفّاظى و به نام مردم بر مردم حکومت مى‏کنند. ایشان پس از بحث در حوزه سلبى، وارد حوزه ایجابى شده و به معرفى نظام سیاسى اسلامى مى‏پردازند. در این نظام سیاسى، ایشان غالب مناسک اسلامى را که قبلًا فردى و غیرسیاسى انگاشته مى‏شدند، سیاسى مى‏دانند. از جمله این موارد نماز جمعه است که آن را عملى عبادى‏سیاسى مى‏دانند؛[۱۷] در همین راستا در زمان مبارزات انقلاب اسلامى، مسجد اصلى‏ترین رکن و کانون مبارزات بود. هم چنین ایشان تأکید ویژه‏اى بر جهاد و مبارزه دارند و قیام در راه خدا را سنتى الهى و امرى دینى و شرعى و ترک آن را ترک واجبى از واجبات تلقى مى‏کنند.

یکى دیگر از مبانى مهم اندیشه سیاسى امام خمینى، امکان تشکیل حکومت اسلامى در زمان غیبت است و ایده تعطیلى باب سیاست در دوره غیبت را رد مى‏کنند. بر این اساس ایشان معتقدند: ولایت فقیه براى مسلمین هدیه‏اى الهى است که خدا به آن‏ها ارزانى داشته است.[۱۸] به طور کلى دیدگاه امام خمینى به سیاست بر این مبنا ست که‏

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۶۵

سیاست، بخشى از برنامه‏هاى دین اسلام براى سعادت اخروى و دنیوى بشراست که با مفهوم مورد نظراین پژوهش مطابقت دارد و متفاوت از مفاهیمى هم‏چون رادیکالیسم اسلامى، بنیادگرایى اسلامى و مفهوم اسلام سیاسى (یا اسلام سیاسى شده) است.

۳- ۱٫ مبانى اسلام گرایى‏

به طور کلى مبانى اسلام‏گرایى را که مفهومِ مورد نظر این پژوهش است، مى‏توان محورهاى اساسى زیر دانست:

  1. اعتقاد به ابعاد فراگیر دین: در گفتمان اسلام‏گرایى، دین فقط یک اعتقاد نیست بلکه ابعادى فراگیر دارد و تمامى عرصه حیات آدمى را در بر مى‏گیرد.[۱۹]

  2. اعتقاد به جداناپذیرى دین از سیاست: اسلام‏گرایى بر تفکیک ناپذیرى دین و سیاست تأکید کرده و مدعى است که اسلام از نظریه‏اى جامع درباره دولت و سیاست برخوردار است و هم‏چنین به دلیل تکیه بر وحى از دیگر نظریه‏هاى سیاسى متکى بر خرد انسانى، برتر است.[۲۰]

  3. اعتقاد به تشکیل دولت مدرن بر اساس اسلام: اسلام‏گرایى از تعبیرهاى اسلامى براى تبیین و توضیح وضعیت سیاسى جامعه استفاده مى‏کند و بازگشت به اسلام و تشکیل حکومت اسلامى را تنها راه حل بحران‏هاى جامعه معاصر به شمار مى‏آورد. در واقع، اسلام‏گرایى در پى ایجاد نوعى جامعه مدرن است که در کنار بهره‏گیرى از دست آوردهاى مثبت تمدن غرب از آسیب‏هاى آن به دور باشد.[۲۱]

  4. اعتقاد به استعمار غرب عامل عقب ماندگى مسلمانان: اسلام‏گرایان عقب ماندگى سیاسى مسلمانان را زاییده استعمار جدید غرب مى‏دانند.[۲۲]

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۶۶

۴- ۱٫ هدف اسلام گرایى‏

هدف نهایى اسلام‏گرایى، بازسازى جامعه براساس اصول اسلامى است و در این راه، به دست آوردن قدرت سیاسى، مقدمه‏اى ضرورى تلقى مى‏شود. هواداران اسلام‏گرایى، اسلام را به مثابه یک ایدئولوژى جامع در نظر مى‏گیرند که دنیا و آخرت انسان را تأمین مى‏کند و براى همه حوزه‏هاى زندگى دستورها و احکام روشنى دارد. اسلام‏گرایى بر خلاف بنیادگرایان و سنت‏گرایان، مدرنیته را به‏طور کامل نفى نمى‏کند، بلکه مى‏کوشد تا اسلام را با جامعه مدرن سازگار نشان دهد. البته اسلام‏گرایى، جنبه‏هاى سکولار تمدن غرب را نفى کرده و مشکلات جامعه‏هاى معاصر را به دورى از دین و معنویت نسبت مى‏دهد و راه رهایى از آن‏ها را توسل به ارزش‏هاى دینى و بازگشت به اسلام مى‏دانند.[۲۳]

۲- بررسى رشد جریان‏هاى سلفى- تکفیرى در جهان اسلام و تأثیر آن بر فرایند اسلام‏گرایى‏

در این بخش، سیر تاریخى و ریشه‏هاى جریان‏هاى سلفى- تکفیرى بررسى مى‏شود و سپس تأثیر این جریان‏ها بر فرایند اسلام‏گرایى، تجزیه و تحلیل مى‏گردد.

۲- ۲٫ فرآیند و ریشه‏هاى تاریخى جریان‏هاى سلفى- تکفیرى در جهان اسلام‏

در معناى اصطلاحى واژه سلف برخى گفته‏اند، سلف به طور مشخص به همان سه قرن نخست حیات امت اسلامى گفته مى‏شود. برخى دیگر سلف را صحابه پیامبر اکرم (ص)، تابعین و اتباع تابعین دانسته‏اند. ولى در واقع باید یادآور شد که پیشینه به کارگیرى واژه سلفیه به سده‏هاى متأخّر اسلامى باز مى‏گردد. پیش از سده هفتم هجرى، بیشتر با اصطلاحاتى چون «اهل حدیث» یا «اصحاب حدیث» مواجه هستیم. اهل حدیث، عنوان گروهى از عالمان و جریانى در سده‏هاى نخست اسلامى است که با وجود گوناگونى در گرایش‏ها و روش‏ها در زمینه معارف و اعتقادات دینى، به منابع‏

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۶۷

نقلى، احادیث و آثار، اعتناى ویژه‏اى داشته‏اند. واژه اهل حدیث و واژگان هم معناى آن، از همان آغاز شکل‏گیرى به لحاظ معنایى و به کارگیرى، در مورد گروه‏ها و طیف‏هاى فکرى نسبتاً گوناگون اطلاق مى‏شد تا آن که در نیمه نخست سده سوم هجرى، «اصحاب حدیث» با بار معناى پیروان حدیثِ نبوى، مفهومى افتخار آمیز مى‏یابد و سنت‏گرایان برجسته‏اى چون احمد بن حنبل و اسحاق بن راهویه، خود و همفکرانش را اصحاب حدیث مى‏خوانند.[۲۴] احمد حنبل را مى‏توان نقطه عطفى در تاریخ مخالفت‏هاى اصحاب حدیث با گروه‏هاى مخالف آن از قبیل جهیمه، قدریه، معتزله، اهل راى و وابستگان آنان و هم‏چنین شیعه و جماعت‏هاى منتسب به آن دانست. این گروه‏ها از سوى اصحاب حدیث کوفه، بغداد و شام و دیگر بلاد اسلامى، منحرف خوانده مى‏شود. از این رو پس از عصر احمدبن‏حنبل، مؤلفان اصحاب حدیث و اهل سنت به زعم خود براى بیان انحرافات این گروه‏ها، به اقوالى از او استناد کرده‏اند. البته احمد بن حنبل در موضوع عقاید و اصول فکرى اصحاب حدیث، کتاب ویژه‏اى تألیف نکرده و گفته‏هاى او از شاگردان و پیروانش نقل شده است.

در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم، احمد ابن‏تیمیه (۶۶۱- ۷۲۸ ق) و سپس شاگرد او ابن‏قیم جوزى، عقاید حنابله را به گونه‏اى افراطى احیا کردند. ابن‏تیمیه فقط به احیا بسنده نکرد، بلکه به نوآورى‏هایى در مکتب حنبلى دست زد؛ از جمله بدعت سفر به منظور زیارت، ناسازگارى تبرک و توسل به انبیا و اولیا با توحید و هم چنین انکار بسیارى از فضیلت‏هاى اهل بیت (علیهم السلام) که روایات صحاح شش‏گانه و حتى در مسند ابن‏حنبل آمده بود. این قرائت نو از اندیشه‏هاى اهل حدیث و سلفى‏گرى، در برابر مخالفت دانشوران اسلامى یاراى مقاومت پیدا نکرد و وفروکش نمود.[۲۵]

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۶۸

آراى ابن‏تیمیه راهنماى تندروان مسلمان در قرن‏هاى بعد شد. برخى او را «پدر معنوى افراطگرایى اسلامى سنى» به حساب مى‏آوردند.

سرانجام محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان تیمى نجدى (۱۱۱۵- ۱۲۰۶ ق) با الهام از اندیشه‏هاى ابن‏تیمیه و شاگرد او ابن‏قیم جوزى و با طرح مجدد بازگشت به اسلامِ اصیل، اندیشه پیروى از سلف صالح و قرائت بسیار افراطى را بار دیگر به عرصه منازعات کلامى آورد. او با آنچه خود آن را بدعت و خلاف توحید مى‏خواند به مبارزه برخاست و به تکفیر مخالفان خود دست زد. وى مسلمانان را به سادگى اولیه دین و پیروى از سلف صالح دعوت نمود و مظهرر بارز سلف صالح از منظر او، احمد بن حنبل بود. در واقع به اعتقاد وهابیان مذهب وهابیت همان مذهب صالح است و از این رو خود را «سلفیه» مى‏نامند.[۲۶] به عبارتى، وهابیت یک نوع تفکرِ سنّىِ سلفى است که در قرن هجدهم در عربستان ظهور کرد، اما تا مدت‏ها به همان مناطق بیابانى داراى جمعیت پراکنده شبه جزیره محدود مى‏شد. از دهه ۱۹۷۰ م به دلیل افزایش ثروت نفت عربستان، وهابیت رشد چشم‏گیرى در جهان سنى داشته است.[۲۷]

در نهایت، سلفیه با اعلام تشکیل جبهه جهانى اسلام براى جهاد با یهودیان و صلیبى‏ها به رهبرى بن‏لادن عربستانى و ظواهرى مصرى، بیش‏ازپیش توجه به گرایش‏هاى مبارزاتى را مورد توجه خود قرار داد. بى‏تردید حادثه ۱۱ سپتامبر نقطه عطفى در تاریخ تحولات معاصر است. قرائت خشن و متحجرانه از سنت نبوى و برداشت‏هاى ظاهرى از آیات قرآن، طالبان را بر آن داشت که حتى براى مخالفان فکرى و سیاسى خود نیز تعیین تکلیف کنند و رسالتى فراتر از قد و اندازه خود در نظر بگیرند. این جریان فکرى، خود را در محدوده جغرافیایى افغانستان محدود نکرد، بلکه‏

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۶۹

براى خود مسئولیت اشاعه تعالیم اسلام مبتنى بر قرائت سلفى به سایر کشورهاى منطقه را در نظر گرفته بود. این گروه، ضمن اختلاف نظر با سایر گروه‏هاى سنى، سرسختانه نسبت به شیعیان کینه مى‏ورزید و به همین سبب به مراتب سیاستى خشن در قبال شیعیان به کار مى‏برند.[۲۸]

۲- ۲- ۱٫ شاخصه‏هاى جریان‏هاى سلفى- تکفیرى‏

در تعریف عملیاتى از مفهوم سلفى‏گرى مى‏توان آن را مقوله مشکّک و داراى مراتب دانست که در عالم خارج، طیف وسیعى از سلفى‏گرى «سنتى» و «معتدل» تا «سلفى‏گرى افراطى» را در برمى‏گیرد. در واقع، امروزه در سایه تعریف آشفته‏اى که از مفهوم «اهل سنت» ارائه مى‏شود، جریان‏هاى سلفى‏گرا، واژه «سلف» را مصادره به مطلوب کرده و حتى مفهوم «اهل سنت» را عمدتاً در تقابل با «شیعیان» به کارمى‏برند. بنابراین، ضمن هشدار درباره یکسان انگارى «سلف‏گرایى» و «سلفى‏گرى» و تأکید بر تمایز بین «جریان‏هاى سلفى‏گرى» با «اهل سنت» و «فرق اسلامى» حد فاصل این‏ها را باید در مبانى و ایده‏هاى پایه‏اى جست‏وجو کرد.[۲۹]

سلفى‏گرى به جریانى اطلاق مى‏شود که در حوزه روش شناسى، نقل‏گرا، در حوزه معرفت شناسى، حدیث‏گرا، در حوزه هستى‏شناسى، حس‏گرا و در حوزه معناشناسى، ظاهرگراست. اگر این چهار متغیّر در یک فرد شکل گرفته شود وى را مى‏توان سلفى نامید. به عبارت دیگر، اندیشه سلفى همیشه عقل ستیز و کاملًا ارتجاعى است و در شمول مذاهب چهارگانه اهل سنت نیست.

از طرف دیگر، تفکّرِ سلفى- وهابى را دو شکل مى‏توان دید: یکى شکل رسمى- دولتى مورد نظر عربستان سعودى و دیگرى سلفى- وهابى جهادگر که تفکر غالب در سازمان القاعده است. احتمال مى‏رود شکل رسمى و واقعى آن تحت‏

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۷۰

شرایط خاص منطقه‏اى و جهانى به اعتدال بیشترى گرایش یابد. این تفکر مى‏تواند به قدرت از زاویه حفظ آن براى سلطنت عربستان سعودى بنگرد و به جاى مقابله با اندیشه‏هاى غالب جهانى تحت عنوان «دموکراسى لیبرال» غرب کنار بیاید. ولى تفکر وهابى- سلفى جهادگر القاعده‏اى نمى‏تواند با غرب کنار بیاید. وهابى‏ها که تنها یک درصد از جمعیت مسلمانان را تشکیل مى‏دهند و نیز جنبش بزرگ‏تر سلفى، آن‏گونه که تصویر مى‏شود، خشن نیستند، بلکه فقط محافظه‏کار و بنیادگرا هستند. آن‏ها عموما کشتار انسان‏هاى بى‏گناه را مجاز نمى‏دانند، تنها گروهى که به این امر معتقدند، سلفى تکفیرى‏ها هستند که اقلیت بسیار کوچکى را در بین جنبش بزرگ سلفى‏ها تشکیل مى‏دهند.[۳۰]

برخلاف سنت‏گرایان که اذن جهاد را تنها از سوى علما و پس از مشاوره با دیگران مجاز مى‏دانستند و براى آن شرایط سختى قائل بودند، نوبنیادگرایان [سلفى- تکفیرى‏ها] مفهوم جهاد را عوامانه کرده و آن‏را به ابزارى کارآمد براى مبارزه علیه دشمنان خود در درگیرى با دولت‏ها تبدیل کرده‏اند. رهبران نوبنیادگرایى که داراى صلاحیت و درجه علمى علماى سنتى نیستند براى خود صلاحیت صدور حکم جهاد قائل شدند که جهاد یک واجب مورد غفلت قرار گرفته است. تفاوت دیگر این که سنت‏گرایان، جهاد اکبر را که مبارزه‏اى نفسانى بود مهم‏تر از جهاد اصغر مى‏دانستند، ولى نوبنیادگرایان آن‏را برعکس نمودند.[۳۱]

مسئله «اصالت ظواهر» در بین سلفى- تکفیرى‏ها حالا نوعى ابزارگرایىِ ناشى از تقدم عمل بر نظر را در نظام فکرى این جریان بازمى‏نماید که با ایده‏هاى ماکیاولیستى همخوانى دارد. به طورى که جریان‏هاى سلفى- تکفیرى، براى رسیدن به هدف، تمام‏

 

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۷۱

راه‏هاى غیر مشروع را پیشنهاد مى‏کنند.[۳۲] به عنوان مثال، آن‏ها با استناد به افول اقطاب سلفى مانند ابن‏تیمیه، اعمال غیر شرعى، نظیر «دروغ» و «اخذ مال حرام در همه اشکال آن» را جایز مى‏شمارند. جریان سلفى- تکفیرى با تکیه بر این میراث تاریخى و با الهام از انگاره پردازى‏هاى خویش، گسترده‏ترین شبکه تروریستى در جهان را سازماندهى کرده که به‏دلیل بهره‏گیرى از اشکال مختلف خشونت‏ورزى، نظیر «تروریسم انتحارى»، نماینده شاخص تروریسم نوین در دوران معاصر به حساب مى‏آید.[۳۳]

۳- تأثیر منفى سلفى- تکفیرى‏ها بر روند رشد اسلام‏گرایى‏

جریان‏هاى تکفیرى از دو بعد اساسى منجر به به یک چالش اساسى فراروى اسلام‏گرایى خواهند شد: ۱٫ قطبى سازى جوامع اسلامى؛ ۲٫ کاهش جذابیت اسلام‏گرایى به دلیل رفتارهاى متحجرانه و خشونت‏آمیز جریان‏هاى تکفیرى.

۳- ۱٫ قطبى‏سازى جوامع اسلامى‏

رشد جریان‏هاى سلفى- تکفیرى با حمایت دولت‏هایى مانند عربستان سعودى و قطر در راستاى اهداف استراتژیک خویش در منطقه، درحال حاضر به منازعه‏اى مذهبى در قالب تقابل شیعه- سنى انجامیده، که در بحران‏هاى کنونى و کشتارهاى خونین شیعیان به دست گروه‏هاى تکفیرى در سوریه و عراق عینیت یافته است. حساسیت بر هویت و ترمینولوژى شیعى، از جمله بارزترین نقاط اشتراک طیف‏ها و گرایش‏هاى مختلف سلفى‏گرى است. با این تفاوت که طیف معتدل آن، شیعیان را «مسلمانان منحرف و بدعت گذار» مى‏نامند که احیاناً «جوامع سنى در معرض تهدید و هجمه آن‏ها قرار مى‏گیرند، اما طیف افراطى سلفیون، بى‏واهمه، تشیع را «دین خودساخته» مى‏خوانند.[۳۴]

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۷۲

زبان و ادبیات ایدئولوژیک سلفى‏گرى در این‏باره نظام نشانه شناسى است که تحلیل گفتمان زرقاوى و یا آثار دیگر نظیر کتاب عبدالرحمن عطیه الله از نظریه‏پردازان و چهره‏هاى شاخص القاعده، نمودار آن است: «شیعه نه تنها از مارقین و خارجین از امت است، بلکه متعلق به دین خودساخته‏اى است که هدف نهایى آن از طریق ایران، سلطه بر اهل سنت و به دست گرفتن زمام رهبرى امت اسلامى است». این تصویرسازى ضد ایرانى و ضد شیعى با بهره‏گیرى از نشانه شناسى فرهنگ، همه روزه در عراق در حال به روز شدن است. به ویژه پس از سال ۲۰۰۳ که از نظر سلفى‏ها، عراق از دست «اسلام راستین» خارج شده و به دست «رافضان شیعه» افتاده است.[۳۵]

در واقع، تنش در روابط عربستان سعودى با ایران در سال ۱۹۷۹ م. بعد از خلع شاه از قدرت شروع شد. اهداف ایران بعد از انقلاب ۱۹۷۹ م. بر محور صدرور انقلاب، موجب نگرانى کشورهاى منطقه و به خصوص پادشاهى عربستان سعودى شد. زیرا هرگونه صعود و پیشرفت نهاد انقلابى ایران در منطقه مى‏توانست پادشاهى‏هاى دولت‏هاى خلیج فارس به خصوص عربستان سعودى را به خطر بیندازد. از دیدگاه عربستان، ایران همیشه در این رویا بوده که رهبر معنوى جهان اسلام باشد. در همین راستا ما شاهد یک حمایت قوى و واضح عربستان سعودى از اعتراض‏کنندگان سنى در منازعات سوریه، لیبى و یمن‏[۳۶] و هم‏چنین جریان‏هاى تکفیرى در بحران‏هاى اخیر سوریه و عراق علیه شیعیان هستیم.

در واقع، رهبران عربستان سعودى و قطر باور دارند که روى کار آمدن یک رژیم سنى در سوریه و عراق مى‏تواند، قدرت شیعیان منطقه را که به ایران نزدیک هستند محدود و در نتیجه وزن استراتژیک منطقه‏اى آن‏ها را در مقابل ایران که در دهه گذشته از افزایش قابل توجهى در منطقه برخوردار شده است، افزایش دهد. در واقع براى دولت‏هاى‏

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۷۳

عربستان سعودى و قطر شورش‏هاى اخیر فرصتى به منظور خارج نمودن سوریه و عراق از صف متحدین ایران و در نقطه مقابل افزایش نقش منطقه‏اى آن‏ها در شرق مدیترانه براى تغییر موازنه به نفع خود و به ضرر ایران، است.[۳۷] در همین راستا عربستان سعودى سعى در تقویت و حمایت‏هاى مادى از جریان‏هاى سلفى- تکفیرى از جمله داعش (دولت اسلامى عراق و شام)، النصره و … نموده که همین امر مى‏تواند یک جنگ مذهبى خونین در منطقه به وجود آورد و در نتیجه، اسلام‏گرایى درجهان اسلام را با چالشى اساسى و مواجه نماید. به عبارتى، درگیرى میان گروه‏هاى مختلف در جهان اسلام و منطقه (به خصوص میان گروه‏هاى تکفیرى و شیعه) که متأثر از تحریک عربستان سعودى و قطر است، تا حدود زیادى به رشد اسلام گرایى ضربه خواهد زد، زیرا در نهایت به جاى این‏که گروه‏هاى اسلام‏گرا بتوانند به یک اتحاد منسجم در راستاى تأثیرگذارى بر تحولات سیاسى و اجتماعى جهان اسلام برسند، در یک منازعه طولانى فرو خواهند رفت. هم‏چنین به جاى این که اسلام گرایى، به عنوان الگو و جانشین موفقى در مقابل الگوى لیبرال دموکراسى مطرح باشد، به دلیل منازعات مذهبى خود به چالش تبدیل خواهد شد.

۳- ۲٫ کاهش جذابیت اسلام‏گرایى به دلیل رفتارهاى متحجرانه و خشونت آمیز

از نگرگاه مدرنیسم غربى، دین از سیاست جداست و در نتیجه، هر گونه حضور و دخالت دین در عرصه سیاسى امرى نابهنجار، منفى و ارتجاعى تلقى مى‏شود. با تهاجم همه جانبه غرب به جهان اسلام و شکل‏گیرى مقاومت اسلامى در برابر آن، غربیان براى نابهنجار و ارتجاعى نشان دادن آن از واژگانى با بارمعنایى منفى چون بنیادگرایى و رادیکالیسم اسلامى استفاده کردند.[۳۸] رشد جریان‏هایى تکفیرى به خصوص در چند سال اخیر، فرصتى بى نظیر براى بهره‏بردارى غربى‏ها علیه اسلام‏گرایى و نشان دادن چهره‏

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۷۴

خشن از اسلام به وجود آورده است. در واقع آنچه موجب فراهم نمودن زمینه کاهش جذابیت اسلام به عنوان یک الترناتیو در مقابل الگوى لیبرال- دموکراسى شده است، اصول اعتقادى سلفى- تکفیرى بر مبانى زیراست:

۱- ردّ قواعد جهاد:

به اعتقاد اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان، جهاد در اسلام وقتى واجب مى‏شود که سرزمین‏هاى اسلامى مورد تهاجم و تهدید قرارگیرد (جهاد تدافعى). جهاد هم چنین داراى قواعد خاص خود از جمله عدم کشتار غیر نظامیان است. تکفیرى‏ها به هیچ کدام از این قواعد پاى بند نبوده و کشتار مردم بى گناه را نیز مجاز دانسته‏اند، به عنوان مثال «گروه مسلح اسلامى» الجزایر که تکفیرى است، در جنگ‏هاى داخلى آن کشور از کشتار ده هزار انسان بى‏گناه حمایت کرد، اما گروه «جبهه آزادى بخش اسلامى» که سلفى است، فقط کشتار افراد دولتى را مجاز دانست.

۲- ردّ حرمت خودکشى:

در اسلام، مسیحیت و یهودیت، خودکشى گناه نابخشودنى است، درحالى‏که تکفیرى‏ها خودکشى براى کشتن دشمنان خدا را شهادت مى‏دانند.

از نظر آن‏ها افرادى که به اقدامات انتحارى دست مى‏زنند، شهید هستند و مستقیماً وارد بهشت مى‏شوند.

۳- تروریسم:

تکفیرى‏ها براى کشتن دشمنان خدا تروریسم را مجاز مى‏دانند.[۳۹] در همین راستا على رغم مخالفت گروه‏هاى اسلام‏گرا باتروریسم، شاهد مترادف دانستن جریان‏هاى اسلام‏گرا با تروریسم در ادبیات سیاسى غرب هستیم؛ به عنوان مثال، روزنامه واشنگتن پست در یک گزارش، از اقدامات خشونت طلبانه گروه‏هاى تکفیرى، یک چهره مخدوش و ناهنجار از مسلمانان و اندیشه‏هاى دینى مسلمانان «با عنوان گردن زدن و خشونت وحشتناک» نشان داده است.[۴۰] در گزارش دیگر، خبرگزارى‏

 

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۷۵

نیویورک تایمز با عنوان «نبردهاى خونین گروه‏هاى خشونت طلب اسلامى در عراق «از این اقدامات به عنوان یک اقدامات عجیب در قرن بیست و یک یاد نموده و این جریان‏ها را ادامه روند رشد گروه‏هاى اسلام گرایى در منطقه تعبیر مى‏نماید.[۴۱] از طرف دیگر این درگیرى‏ها زمینه تفرقه اندازى غرب بین گروه‏هاى اسلامى و حتى پیوند استراتژیک با بعضى از این گروه‏ها را فراهم خواهد آورد. حمایت همه جانبه غرب از مخالفین در سوریه، مدعایى بر این امر است.

  1. راهکارها

۴- ۱٫ دیپلماسى ارتباطات گسترده میان گروه‏هاى اسلام‏گرا و نقش سازنده نهاد تقریب مذاهب‏

ارتباطات گسترده میان گروه‏هاى اسلامى در قالب نشست‏ها، کنفرانس‏هاى عمومى و تخصصى و هم چنین نشست کشورهاى اسلامى تا حدود زیادى مى‏تواند جلوى رشد جریان‏هاى تکفیرى در جهان اسلام و منطقه را بگیرد. این نشست و کنفرانس‏ها در دو سطح گروه‏ها و کشورهاى اسلامى، از دو جنبه مى‏تواند ثمربخش باشد: در ابتداى امر، گردهمایى گروه‏ها و کشورهاى اسلامى مى‏تواند منجر به درک خطر جریان‏هاى تکفیرى و هم چنین عمق تأثیر این جریان‏ها بر ثبات منطقه‏اى و جهانى شود. در مرحله بعد با گسترش ارتباطات، دیدگاه و رویکردهاى این گروه‏ها و کشورهاى اسلامى در قبال خطر جریان‏هاى تکفیرى به هم نزدیک خواهد شد. البته در این زمینه با توجه به اختلافات عمیق کشورهاى منطقه با هم و به‏خصوص فعالیت‏هاى عربستان سعودى به منظور کاهش نفوذ استراتژیک ایران در منطقه، رسیدن به یک توافق اساسى سخت و دشوار است.

 

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۷۶

همانطورکه ذکر شد، حمایت‏هاى عربستان از جریان‏هاى تکفیرى در سوریه و عراق، عامل مهم فعالیت این گروه‏ها محسوب مى‏شود. نهاد تقریب مذاهب که وظیفه اصلى‏اش نزدیکى مذاهب اسلامى به هم؛ به خصوص در طیف‏ها و مسائل بین‏المللى در راستاى رفع چالش‏هاست، مى‏تواند یک نهاد پیش‏رونده محسوب شود. هم چنین درحال حاضر، توجه گروه‏ها و کشورهاى اسلامى از منازعات سوریه و عراق به حملات کنونى اسرائیل علیه نوار غزه، مى‏تواند تأثیر فزآینده‏اى در مقابله با رشد جریان‏هاى تکفیرى داشته باشد که این امر نیاز به یک دیپلماسى رسانه‏اى قوى دارد.

در عصر حاضر، ارتباطات و تبادل ارتباطى در راستاى اهداف استراتژیک از جایگاه ویژه‏اى برخوردار است. تبادل ارتباطى، فرآیندى است که از طریق آن، بازیگران تفاسیر و برداشت‏هاى خود را از امور و پدیدارهاى جهانى به یکدیگرانتقال مى‏دهند. اهمیت تبادل ارتباطى از این روست که بازیگران را قادر مى‏سازد تا باورهاى ذهنى و جهان‏بینى شخصى را به اطلاعات عمومى بدل کنند، زیرا یک باور وتفکر شخصى تنها زمانى که از طریق ارتباطات به اطلاعات عمومى تغییر شکل دهد، مى‏تواند آن شانس را داشته باشد که به عنوان یک حقیقت اجتماعى وبخشى از فرهنگ واقعیت مطرح گردد. در نتیجه، غلبه و چیرگى طرز فکر یک بازیگر بر دیگران بستگى به استراتژى ارتباطى وى دارد؛ یعنى این که اودر مقام گوینده چگونه تفسیر خود را از مجراى تبادل ارتباطى براى شنوندگان بیان مى‏کند. بر این اساس، این که گوینده چگونه سخن مى‏گوید اهمیت به مراتب بیشترى دارد از این‏که گوینده چه کسى است، چه مى‏گوید و براى که مى‏گوید.[۴۲] در همین راستا برگزارى سمینارها و کنفرانس‏هاى تخصصى و عمومى بین گروه‏هاى و کشورهاى اسلامى، شکل‏گیرى اتاق‏هاى فکر و شبکه‏هاى گسترده اجتماعى‏

 

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۷۷

مجازى (رادیو، تلویزیون و سایت‏هاى اینترنتى و …) علیه جریان‏هاى تکفیرى و هم چنین به کانون توجه آوردن حمله اسرائیل به غزه، اهمیت ویژه‏اى دارد.

۴- ۲٫ مقابله قاطعانه نظامى با فعالیت جریان‏هاى تکفیرى‏

جریان‏هاى تکفیرى که امروزه در قالب گروه‏هایى هم چون داعش و النصره، ثبات منطقه‏اى و به خصوص امنیت مردم در سوریه و عراق را با تهدید جدى روبه‏رو کرده‏اند، در کنار حمایت از سوى بازیگرانى همچون عربستان و قطر ریشه در ناتوانى دولت‏هاى مزبور در کنترل فعالیت‏هاى تکفیرى‏ها دارد. در همین راستا جمهورى اسلامى ایران و متحدین استراتژیک او در منطقه باید از روش‏هاى مختلف از جمله جنگ نیابتى و ارسال تجهیزات به گروه‏هاى اسلامى (حزب الله لبنان، شیعان عراق و گروه‏هاى اسلامى سنى معتدل) در تقابل با گروه‏هاى تکفیرى، به سرکوب قاطع این گروه‏ها بپردازند، زیرا در صورت سرکوب این گروه‏ها تا حدود زیادى از جرئت و توان آن‏ها در منطقه کاسته خواهد شد. از طرف دیگر با سرکوب این گروه‏ها تمایز بین گروه‏هاى اسلام‏گراى جهان اسلام و رفتارهاى خشونت طلبانه این جریان تکفیرى در افکار عمومى مردم جهان و نیز مسلمانان مشخص خواهد شد و در نتیجه، تا حدود زیادى از توان تبلیغات منفى علیه اسلام‏گرایى کاسته خواهد شد؛ به عنوان مثال راهکار جمهورى اسلامى ایران در سوریه (کمک به دولت اسد در مقابل تکفیرى‏ها) تا حدود زیادى در سرکوب تکفیرى‏ها موفق بوده و در بحران کنونى عراق مفید به نظر خواهد رسید.

نتیجه‏گیرى:

در این پژوهش آسیب‏هاى رشد جریان‏هاى تکفیرى فراروى اسلام گرایى بررسى شد و نتایج این پژوهش بر این مبنا ست که جریان‏هاى تکفیرى از دو بعد اساسى، اسلام‏گرایى در جهان اسلام و منطقه را با چالش روبه‏رو خواهند نمود: ۱٫ قطبى‏سازى جوامع اسلامى؛ ۲٫ کاهش جذابیت اسلام‏گرایى به دلیل رفتارهاى متحجرانه و خشونت آمیزِ جریان‏هاى تکفیرى. در بعد نخست، این جریان‏هاى تکفیرى مى‏تواند به قطبى‏

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۷۸

شدن جوامع اسلامى به‏خصوص در منطقه در قالب تقابل اسلام شیعه با اسلام سنّى منجر شود. در واقع، بازیگران منطقه‏اى به خصوص عربستان سعودى و قطر در تقویت این جریان‏هاى تکفیرى براى اهداف استراتژیک خود یعنى کاهش نفوذ جمهورى اسلامى ایران در منطقه با شعار خطر هلال شیعى، از نقش ویژه‏اى برخوردارند. این رقابت‏هاى استراتژیک و حمایت این بازیگران از جریان‏هاى تکفیرى، مى‏تواند منجر به یک جنگ مذهبى خونین در منطقه شود و در نتیجه، تأثیر بازدارنده‏اى بر رشد اسلام‏گرایى در جهان اسلام و منطقه بگذارد. از نمونه‏هاى عینى این مفروض مى‏توان به درگیرى‏هاى خونین میان گروه‏هاى مختلف در سوریه و عراق اشاره کرد.

از طرف دیگر، رفتارهاى متحجرانه و خشنِ گروه‏هاى تکفیرى در منطقه تا حدود زیادى مى‏تواند از جذابیّتِ الگوى اسلام‏گرایى به عنوان یک آلترناتیو در مقابل لیبرال دموکراسى غربى در جوامع اسلامى بکاهد. بعد از شروع فعالیت‏هاى جریان‏هاى تکفیرى و رفتارهاى متحجرانه و خشن این گروه‏ها، رسانه‏هاى غربى، اسلام‏گرایى را در متن این جریان‏هاى تکفیرى تفسیر نموده‏اند و توانسته‏اند تا حدود زیادى به مقایسه این جریان‏هاى تکفیرى با الگوى لیبرال دموکراسى مد نظر خویش بپردازند.

این پژوهش براى رفع چالش‏هاى رشد جریان‏هاى تکفیرى فراروى اسلام گرایى، راهکارهایى ارائه نموده است که در دو قالب قابل بررسى است: ۱٫ راهکار دیپلماسى ارتباطات گسترده میان گروه‏هاى و کشورهاى اسلامى و نقش سازنده نهاد تقریب مذاهب ۲٫ مقابله قاطعانه نظامى با فعالیت جریان‏هاى تکفیرى. در واقع، ارتباطات گسترده میان گروه‏ها و کشورهاى اسلامى، مى‏تواند زمینه یکسان سازى دیدگاه این گروه‏ها و کشورها را درقبال خطر رشد این جریان‏ها فراهم نماید. در همین راستا، کارکرد نهاد تقریب مذاهب و کاهش اختلافات استراتژیک میان کشورهاى اسلامى و سوق دادن توجهات به طرف منازعه اسرائیل و مسلمانان، از جایگاه ویژه‏اى برخوردار است. از طرف دیگر، برخورد قاطعانه نظامى با این گروه‏ها از روش‏هاى مختلف مى‏تواند تا حدود زیادى از گسترش فعالیت این گروه‏ها در منطقه و جهان اسلام جلوگیرى کند.

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۷۹

منابع‏

  1. اسپوزیتو، جان، جنبش‏هاى اسلامى معاصر (اسلام و دموکراسى)، ترجمه شجاع احمدوند، نشر نى، تهران ۱۳۸۹٫

  2. امام خمینى، صحیفه امام، مرکز نشر آثار امام خمینى، تهران ۱۳۸۵٫

  3. بهروزلک، غلامرضا، «اسلام سیاسى و اسلام‏گرایى معاصر»، نشریه پگاه حوزه، شماره‏ى ۲۰۹، خرداد ۱۳۸۶٫

۴٫-، جهانى شدن و اسلام سیاسى در ایران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى، تهران ۱۳۸۶٫

  1. پورفرد، مسعود، «جهان اسلام و ادیکالیسم افراطى»، نشریه پگاه حوزه، ش ۲۰۴، ۱۳۸۶٫

  2. جمشیدى‏راد، محمد صادق و محمود پناهى، سید محمد رضا، «مفهوم اسلام سیاسى در انقلاب اسلامى ایران»، پژوهش‏نامه انقلاب اسلامى، سال دوم، شماره ۵، زمستان ۱۳۹۱٫

  3. جمشیدى، محمدحسین، اندیشه‏ى سیاسى امام خمینى، پژوهشکده امام خمینى و انقلاب اسلامى، تهران ۱۳۸۴٫

  4. حسینى‏زاده، محمدعلى، اسلام سیاسى در ایران، دانشگاه مفید، قم ۱۳۸۶٫

  5. حیدرى، محمد شریف، «سلفى‏گرى نوین در تقابل با راهبرد وحدت اسلامى»، فصلنامه مطالعات راهبردى، مسلسل ۵۰، زمستان ۱۳۸۹٫

  6. روا، الیویه، تجربه‏ى اسلام سیاسى، مرکز انتشارات بین‏المللى صدرا، تهران ۱۳۷۸٫

  7. ژیل کوپل، پیامبر و فرعون: جنبش‏هاى نوین اسلامى در مصر،، ترجمه حمید احمدى، انتشارات کیهان، تهران ۱۳۶۶٫

  8. سعید، بابى، هراس بنیادین: اروپامدارى و ظهور اسلام‏گرایى، ترجمه غلامرضا جمشیدى‏ها و موسى عنبرى، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۹٫

  9. سیدنژاد، سید باقر، «سلفى گرایى در عراق و تأثیر آن بر جمهورى اسلامى ایران»، فصلنامه مطالعات راهبردى، سال سیزدهم، شماره اول، مسلسل ۴۷، بهار ۱۳۸۹٫

  10. صفى، لو آى. م، چالش مدرنیته: جهان عرب در جست‏وجوى اصالت، ترجمه احمد موثقى، نشر دادگستر، تهران ۱۳۸۰٫

  11. عباس‏زاده فتح‏آبادى، مهدى، «بنیاد گرایى اسلامى خشونت (با نگاهى بر القاعده)»، فصلنامه سیاست، دوره ۳۹، شماره ۴، زمستان ۱۳۸۸٫

  12. کشاورز، حیدر، «تأثیر سلفى‏گرى منطقه‏اى بر امنیت ملى جمهورى اسلامى ایران»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال نوزدهم، شماره دوم، تابستان ۱۳۹۱٫

مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام، ج‏۵، ص: ۳۸۰

منابع انگلیسى:

  1. Bially, Mateern Janice( 7002 )Why Soft Power isnt so soft: Represe ntational Force and Attraction in World Political, in Power in World Politics, Edited by Felix Berend M. J. Williams, Politics, London New York: Routledge.

  2. Ehteshami, Anous hirvan,( 4991 )Islamic fundame ntalism and political Islam in: Brain white, Richard Little and Michael smith) ed (Issues in world polities, Macmillan press.

  3. Hassan, Hassan( 3102 )

“

The Gulf states: United against Iran, divided over Islamists

“

, in: The Regional Struggle for Syria, edited by Julien Barnes- Dacey and Daniel Levy, The European Council on Foreign Relations. 02. Nytimes( JUNE 31, 4102 )

“

Beheadings and the success of horrifying violence

“

, Available- at: http:// www. washin gtonpost. com/ news/ morning- mix/ wp/ 4102/ 60/ 31/ isis- beheadings- and- the- success- of- horrifying- violence/. 12. Zoy, Oliver( 3002 )

“Afgha nistan :Two Years After fall Of Taliban “

, Interview with Oliver Roy. Terrorism Monitor. vol. 1, issue. 6,( special issue ), november 02. 22. the Saudi American Relations

“

, report of Al Jazeera Center for Studies. 32. Washington post( JUNE 31, 4102 )

“

beheadings and the success of horrifying violence

“

, Available at: http:// www. washingt onpost. com/ news/ morning- mix/ wp/ 4102/ 6/ 31/ isis- beheadings- and- the- success- of- horrifying- violence/.

 

 

 

[۱] * استادیار و عضو هیئت علمى گروه علوم سیاسى دانشگاه اصفهان

[۲] ** دانشجوى دکترى روابط بین‏الملل دانشگاه گیلان

[۳] . بهروز لک،« اسلام سیاسى و اسلام‏گرایى معاصر»، نشریه پگاه حوزه، شماره ۲۰۹، ص ۴۷٫

[۴] . سیدنژاد،« سلفى‏گرایى در عراق و تأثیر آن بر جمهورى اسلامى ایران»، فصلنامه مطالعات راهبردى، شماره اول، ص ۹۹٫

[۵] . جمشیدى‏راد و محمود پناهى،« مفهوم اسلام سیاسى در انقلاب اسلامى ایران»، پژوهش‏نامه انقلاب اسلامى، شماره ۵، ص ۱۲۸٫

[۶] . بابى سعید، هراس بنیادین: اروپامدارى و ظهور اسلام‏گرایى، ص ۲۰٫

[۷] . اسپوزیتو، جنبشهاى اسلامى معاصر، ص ۲۲٫

[۸]

. Anoush irvan Ehteshami, Islamic fundamen talism and political Islam in: Brain white, Richard Little and Michael smith) ed( Issues in world polities, Macmillan press.

[۹] . جمشیدى‏راد و محمود پناهى، همان، ص ۱۲۹٫

[۱۰] . کوپل، پیامبر و فرعون، ص ۴۳٫

[۱۱] . همان، ص ۵۶- ۵۴٫

[۱۲] . صفى، چالش مدرنیته: جهان عرب در جست‏وجوى اصالت، ص ۱۷۵٫

[۱۳] . کوپل، همان، ص ۵۰٫

[۱۴] . امام خمینى، صحیفه امام، ج ۴، ص ۲۰٫

[۱۵] . جمشیدى، اندیشه سیاسى امام خمینى، ص ۲۱۲٫

[۱۶] . امام خمینى، همان، ج ۲۱، ص ۴۰۵٫

[۱۷] . جمشیدى، همان، ص ۲۱۳٫

[۱۸] . امام خمینى، همان، ج ۲۱، ص ۳۲٫

[۱۹] . بهروز لک، همان، ص ۳۹٫

[۲۰] . حسینى‏زاده، اسلام سیاسى در ایران، ص ۱۷٫

[۲۱] . همان، ص ۱۸٫

[۲۲] . الیویه، تجربه‏ى اسلام سیاسى، ص ۲۳٫

[۲۳] . حسینى‏زاده، همان، ص ۱۸- ۱۷٫

[۲۴] . حیدرى،« سلفى‏گرى نوین در تقابل با راهبرد وحدت اسلامى»، فصلنامه مطالعات راهبردى، مسلسل ۵۰، ص ۸۹- ۸۸٫

[۲۵] . همان، ص ۹۰- ۸۹٫

[۲۶] . کشاورز،« تأثیر سلفى‏گرى منطقه‏اى بر امنیت ملى جمهورى اسلامى ایران»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، سال نوزدهم، شماره دوم، ص ۱۳۱٫

[۲۷] . عباس‏زاده فتح‏آبادى،« بنیادگرایى اسلامى خشونت»، فصلنامه سیاست، دور ۳۹، ش ۴، س ۱۱۸٫

[۲۸] . همان، ص ۱۱۹٫

[۲۹] . سیدنژاد، همان، ص ۹۹- ۹۸٫

[۳۰] . کشاورز، همان، ص ۱۳۲٫

[۳۱] .Oliver Roy ,”Afg hanistan :Two Years After fall Of Taliban “

, Interview with Oliver Roy. Terrorism Monitor. vol. 1, issue. 6,) special issue(, november 02.

[۳۲] . پورفرد،« جهان اسلام و رادیکالیسم افراطى»، نشریه پگاه حوزه، ش ۲۰۴، س ۱۵٫

[۳۳] . سیدنژاد، همان، ص ۱۰۰٫

[۳۴] . همان، ص ۱۰۷٫

[۳۵] . همان، ص ۱۰۸٫

[۳۶] .”the Saudi American Relations “,report of Al Jazeera Center for Studies .

[۳۷] .Hassan Hassan ,”

The Gulf states: United against Iran, divided over Islamists

“

, in: The Regional Struggle for Syria, edited by Julien Barnes- Dacey and Daniel Levy, The European Council on Foreign Relations.

[۳۸] . بهروز لک، همان، ص ۲٫

[۳۹] . کشاورز، همان، ص ۱۳۲- ۱۳۱٫

[۴۰] .Washington post (JUNE 31 ,4102 )”

beheadings and the success of horrifying violence

“

, Available at: http:// www. was hingt onpost. com/ news/ morning- mix/ wp/ 4102/ 6/ 31/ isis- beheadings- and- the- success- of- horrifying- violence/.

[۴۱] .Nytimes (JUNE 31 ,4102 )”

Beheadings and the success of horrifying violence”

, Available- at: http:// www. washing tonpost. com/ news/ morning- mix/ wp/ 4102/ 6/ 31/ isis- beheadings- and- the- success- of- horrifying- violence/.

[۴۲]

. Bially, Mateern Janice) 7002( Why Soft Power isnt so soft: Represe ntational Force and Attraction in World Political, in Power in World Politics, Edited by Felix Berend M. J. Williams, Politics, London New York: Routledge.

منبع:مجموعه مقالات کنگره جهانى جریان هاى افراطى و تکفیرى از دیدگاه علماى اسلام ؛ ج‏۵ ؛ ص۳۵۵-۳۸۰

http://shiastudies.com/fa/

برچسب ها: پاسخ به شبهاتتکفیر
نوشته قبلی

اسلامِ سیاسى و تمایز آن با سلفى‏ گرى در دوره معاصر: زمینه‏ ها، فرصت‏ها و چالش‏ها

نوشته‌ی بعدی

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه‏

مرتبط نوشته ها

فرقه بهائیت در ترازوی نقد
بیراهه انحراف

فرقه بهائیت در ترازوی نقد

تكفير اهل قبله
بیراهه انحراف

تكفير اهل قبله

بدعت‌های دینی از نگاه قرآن
بیراهه انحراف

بدعت‌های دینی از نگاه قرآن

جریان ‏شناسى تکفیرى در افغانستان‏
بیراهه انحراف

جریان ‏شناسى تکفیرى در افغانستان‏

پديدۀ زشت تكفير مسلمانان
بیراهه انحراف

پديدۀ زشت تكفير مسلمانان

نواصب
بیراهه انحراف

نواصب

نوشته‌ی بعدی
ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه‏

ترور، تروریسم و حقوق بشردوستانه‏

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

عاشورا، انقلاب اسلامی، عصر ظهور

مهندسی فرهنگ عاشورا

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین

درآمدی بر سیره قرآنی امام حسین (ع)

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

و اینک، وعدۀ صادق منطقه‌ای …

مناجات شعبانیه

مناجات شعبانیه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا