ج. رهبران دولت شهر ( اشراف و نخبگان اجتماعی)برای شناخت اشراف و بزرگانی که در قالب یک نظام « آریستوکراسی» ( Aristocracy)، دولت شهر قم را اداره می کردند، اگر نگوییم تنها منبع، باید بپذیریم مهم ترین و اصلی ترین منبع، کتاب تاریخ قم است. حکومت « آریستوکراسی» یا « مهان سالاری» به ساختار حکومتی می گویند که در آن، قدرت در دست طبقه ای ممتاز باشد و آن طبقه [همچون خاندان اشعری در قم]، حاکمیت را از راه وراثت و امتیازهای طبقه ای در دست گرفته باشند. ( آشوری، ۱۳۷۰، ص ۱۹-۲۰)درباره ی ریشه های اشرافیت حاکم بر دولت شهر قم، از گزارش های تاریخ قم ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۷۹-۷۴۰) چنین برمی آید که عبدالله، احوص، نعیم و عبدالرحمان، فرزندان سعد بن مالک بن عامر اشعری، به همراه فرزندان و نوادگانشان به قم هجرت نمودند. بعدها فرزندان سائب بن مالک بن عامر نیز، که عموزادگانشان بودند بدان ها ملحق شدند. بزرگ طایفه در این وقت، عبدالله بن سعد بود. او شخصیتی محافظه کار، اهل مدارا با حاکمیت وقت و به غایت متشرع و ملتزم به حفظ شعایر اسلامی بود. وی مدتی نیز حاکم همدان و اصفهان بود که بعدها خود وی از آن کناره گرفت. او پیش از روی کار آمدن بنی عباس، درگذشت و برادرزاده اش، مالک بن احوص، از سوی وی به ریاست اشعریان قم گماشته شد. عبدالله ۴۲ فرزند داشت و تنها از چهار فرزندش، یعنی ابوبکر، یسع، عمران و آدم دوهزار و چهارصد نفر به وجود آمدند. احوص، برادر عبدالله، کسی است که روح عربیت او بر مسلمانی اش توفق داشت. جسور بود و بی باک، از منطق شمشیر پی روی می کرد و مسائل شرعی و فرایض دینی دغدغه ی اصلی اش نبود، تا آنجا که برای تصاحب قم و تثبیت حاکمیت اشعریان بر آن، از قتل و ترور بومیان قم، در قبال نقض عهد این بومیان، ابایی نمی کرد. او پیش از عبدالله درگذشت و نوادگان او تنها از نسل فرزندش، مالک، به ۱۲۰۰ تن می رسید. عبدالله و برادرش احوص، اصلی ترین نام هایی هستند که می توان آنان را سرمنشأ بسیاری از اشراف و بزرگان دوران بعد دانست.بر پایه ی گزارش های دیگری از تاریخ قم ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۳۹۸-۴۰۱) که به لحالظ محدوده ی زمانی از رسم و رسوم خراج قم در نیمه ی دوم سده ی سوم سخن می گوید، خاندان اشعری در این دوره به چهار گروه اصلی تقسیم می شدند:
۱٫ فرزندان احوص:شامل ۱۵ طایفه ذیل می شدند:- ولد محمد بن سعد بن ملک بن احوص به ریاست عبدویه کرد دامان، احمد بن محمد بن سعد و علی بن عبدویه؛- ولد محمد بن سعد بن ملک به ریاست محمد بن حیه، القزدانه، محمد بن حسولی و عیسی بن حسولی؛- ولد احوص بن سعد بن ملک به ریاست محمد بن احوص؛- ولد اسحاق بن سعد بن ملک به ریاست محمد بن اسحاق و مصقله بن اسحاق؛- ولد زکریا بن سعد بن ملک به ریاست علی بن ملک بن سعد و الفردانه؛- ولد اسحاق بن احوص کبیر به ریاست متوکه بن اسحاق؛- ولد موسی بن احوص به ریاست ایوب بن موسی و مطرف بن موسی؛- ولد ملک بن سعد به ریاست مرزبان بن ملک؛- ولد حسین بن سعد بن ملک به ریاست میلیویه و مملوسه و غیر آنها؛- ولد ابی خالد زکریا بن ملک بن احوص به ریاست بذین بن ابی خالد و محمد بن حسن شنوله؛- ولد عیسی بن سعد بن ملک به ریاست علی بن عیسی بن یعلی بن عیسی و پسرش حسن بن علی؛- ولد عامر بن سعد بن ملک به ریاست عبدویه بن عامر؛- ولد محمد بن ملک بن احوص به ریاست حسن بن متویه؛- ولد سعد بن احوص به ریاست جعفر بن سعد بن سعد، خزرج بن سعد و علی بن بدیل؛- ولد محمد بن احوص به ریاست ابراهیم بن شاذوکه و سهل بن ابراهیم.
۲٫ فرزندان عبدالله بن سعد: که شامل ۶ طایفه ی ذیل می شدند:- ولد عمران بن عبدالله به ریاست عامر بن عمران، یحیی بن عمران و ابراهیم بن حسن عامر؛- ولد ابی بکر بن عبدالله به ریاست احمد بن حماد، عبدویه بن حمّاد و معاویه بن ابی بکر؛- ولد عبدالله بن ابی بکر به ریاست علی بن ابی الهیجاء، یحیی بن علی، ابوطاهر بن یحیی و ابوسهل بن ابی طاهر؛- ولد آدم بن عبدالله به ریاست ابوالقاسم ابن ابی الصدیم؛- ولد یسع بن عبدالله بن ابی بکر به ریاست حمزه بن الیسع و سهل بن علی؛- ولد عمر بن عبدالله به ریاست ابوغسّان ملک علی بن عامر، عبدیل بن ملک و ابوعبدالله حسین بن علی بن غسّان.
۳٫ آل طلحه:طلحه فرزند عبدالله بن سائب بن ملک [مالک] بود. عیسی بن موسی، علی بن عیسی، محمد بن علی بن عیسی، ابومحمد بن عبدالله، ( برادر ابومحمد) ابوجعفر محمد بن علی و ( فرزند ابومحمد) ابوالحسن علی بن محمد طلحی رؤسای آل طلحه بودند.
۴٫ ولد الاباء:ظاهراً طوایفی بودند که در مقایسه با سه گروه قبل، به علت جمعیت محدودتر و یا تمکن مالی کمتر، در دفتر خراج تحت یک گروه واحد به نام « ولد الآباء» ثبت شده بودند ( به خلاف سه گروه قبلی که « ولد الاب» نامیده می شدند.) این گروه شامل ذریه ی این افراد می شد: عبدالرحمان بن عبدالله بن سعد، الیاس بن عبدالله، عبدالله بن عبدالله، محمد بن عبدالله، شعیب بن عبدالله، عبدالملک بن عبدالله، داود بن عبدالله، موسی بن عبدالله، عیسی بن عبدالله، یعقوب بن عبدالله.از لوازم وجود این طوایف، تنازعات و اختلافاتی بود که به گفته ی تاریخ قم، یکی از علل اساسی فروپاشی قدرت و شوکت خاندان اشعری و دولت شهر آنان به شمار می آید:… و تمامی هلاک و نیست شدن ایشان [اشعریان] افتراق کلمه ی ایشان بود؛ یعنی بعد از آنک همه یک دل و یک زبان بودند، هر کسی ازیشان رأیی و اختلافی و اختیاری کرفت، و کروه کروه شدند و هر بچند روز برجمی دیکر کرد می آمدند، و بارها خذلان یکدیکر می کردند… ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۴۰۹-۴۱۰ نیز نک. ۲۸۵-۲۸۷)برای شناخت طبقه ای از اشراف و نجبای اشعری، که پس از عبدالله و احوص، توانستند یک نظام آریستوکراسی در قم تشکیل داده، در آن نقش آفرینی کنند از خلال گزارش های پراکنده ی تاریخ قم و قراین و شواهدی که این کتاب در هنگام ذکر برخی نام ها، مکان ها و وقایع به کار می برد، می توان به نام هایی پی برد که در دوره های گوناگون، در زمره ی اشراف و بزرگان اشعری بودند و در عمران و آبادی قم و اداره ی امور این دولت شهر سهم داشتند. در اینجا، تنها به ذکر اسامی تعدادی از آنان اشاره می کنیم. البته نباید این نکته را از نظر دور داشت که با آغاز قرن چهارم، چهره هایی از طالبیان و غیر اشعریان نیز در زمره ی اشراف و بزرگان قم به چشم می خورد که تا زمان آل بویه به تدریج بر تعدادشان افزوده شد و می توان نام برخی از آنان را از تاریخ قم و رجال نجاشی به دست آورد. در ذکر اسامی ذیل، نخست به افراد خاندان اشعری اشاره می شود:مالک بن احوص اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۸۲ و ۷۲۹) موسی بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۴۴ و ۷۷۹) عیسی بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۸۱) عمران بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۷، ۶۸۳ و ۷۸۱) یسع بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۷، ۱۲۷ و ۶۸۳) عبدالرحمان بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۷) محمد بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۷) ابوبکر بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۸۳) شعیب بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۲ و ۱۸۲) حمزه بن یسع بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۸۲) ابوجریر زکریا بن ادریس اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۸۱) زکریا بن آدم اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۸۱) علی بن آدم اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۸) عامر بن عمران اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۴۰۹ و ۶۸۳) ابراهیم بن یسع اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۸۹) اسحاق بن سعد اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۸) سعد بن سعد بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۸) یحیی بن عمران اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۸ و ۴۰۹) داود بن عمران اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۵۵) زکریا بن مالک بن احوص اشعری، مشهور به « بنین بن ابی خالد» ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۸۲) سعد بن مالک بن احوص اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۸۸، ۱۲۷، ۱۵۵ و ۱۸۱) مالک بن سعد بن مالک بن احوص اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۸ و ۱۲۷) موسی بن یعقوب بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ۱۲۸) مرزبان بن عمران بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۸) محمد بن عیسی بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۸) احمد بن محمد بن عیسی بن عبدالله اشعری، ( نجاشی، ۱۴۲۹، ش ۱۹۸) موسی بن آدم اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۸) اسماعیل بن عیسی بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۸) اسماعیل بن سعد اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۸) آدم بن علی بن آدم اول اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۸) محمد بن علی بن آدم اول اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۸) آدم بن علی بن آدم ثانی اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۸) محمد بن علی بن آدم دوم اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۸) سعد بن عامر بن سعد بن مالک بن احوص اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۸، ۲۸۶ و ۲۸۷) محمد بن عامر بن سعد بن مالک بن احوص اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۸) عیسی بن حسن اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۴۱۰) محمد بن علویه بن سعد اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۴۱۰) علی بن محمد بن خزرج اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۴۱۰) جعفر بن محمد بن سعد اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۴۱۰) مزاحم بن علی اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۵۷۹) ابوطاهر بن حمزه بن یسع اشعری، ( نجاشی، ۱۴۲۹، ش ۱۲۵۶) ابوسهل بن ابی طاهر اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۹۸ و ۵۸۶) ابوالحسین بن ابی سهل اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۱۳) طاهر بن ابی طاهر اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۳) علویه بن حسن بن خزرج اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۳) ابوالقاسم بن ابی الصدیم اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۳ و ۳۹۴) محمد بن احمد بن علی بن آدم اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۳) عبدالله بن آدم اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۳) ابوورقاء اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۲۳) نضر بن عامر اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۴) حسین بن نضر بن عامر اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۱۹) یسع بن عامر بن عمران اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۱۷) سهل بن یسع بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۷ / نجاشی، ۱۴۲۹، ش ۴۹۴) سهل ( سهلویه) بن علی بن سهل بن یسع اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۰) ابوعلویه حسین بن یحیی بن عمران اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۰) یحیی بن علی بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۰) عبدویه بن عامر اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ۷۰) ایوب بن موسی بن احوص بن سعد اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۹) حسن بن سعد بن احوص اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۸) حسن بن علی بن آدم اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۴، ۶۷ و ۱۲۳) یعلی بن حماد اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۸۲) مصقله بن اسحاق اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۸۶ و ۲۹۰) حسن بن محمد بن عمران بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۴۴) ابوجعفر محمد بن علی بن محبوب اشعری، ( نجاشی، ۱۴۲۹، ش ۹۴۰) ابوخلف سعد بن عبدالله اشعری، ( نجاشی، ۱۴۲۹، ش ۴۶۷) احمد بن اسحاق بن عبدالله بن سعد بن مالک بن احوص اشعری، ( نجاشی، ۱۴۲۹، ش ۲۲۵) احمد بن ابی زاهر اشعری، ( نجاشی، ۱۴۲۹، ش ۲۱۵) موسی بن احمد بن محمد بن علی بن عیسی طلحی، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۳۳۶) ابراهیم بن علی بن محمد بن عیسی بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۵۹) علی بن ابراهیم بن علی بن محمد بن عیسی بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۳۳ و ۱۵۸) محمد بن علی بن ابراهیم بن علی بن محمد بن عیسی بن عبدالله اشعری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۱۳۶، ۱۵۸ و ۱۵۹) علی بن عبدالله جیله، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۴۱۰) محمد بن جعفر بن احمد بن بطه مؤدب، ( نجاشی، ۱۴۲۹، ش ۱۰۱۹) عبدالله بن جعفر بن حسین بن مالک بن جامع حمیری، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ش ۵۷۳) ابوعلی محمد بن احمد بن موسی بن امام جواد علیه السلام، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۵۸۶) ابوالفضل محمد بن علی بن محمد بن حمزه علوی عریضی، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ۱۶۴) ابوعلی حسین بن محمد بن نصر بن سالم، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۵۷۴) ابومحمد حسن بن حسین بن عبدالله بن مهدی کاتب، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۴۰۲) علی بن حسین بن موسی بن بابویه، ( نجاشی، ۱۴۲۹، ش ۶۸۴) جعفر بن احمد بن علی بن بابویه، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۴۱۱) امین الدین ابوالقاسم بن مرزبان بن مقاتل، ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۵۸۴) محمد بن حسن بن احمد بن ولید. ( نجاشی، ۱۴۲۹، ش ۱۰۴۲)
د. میراث دولت شهرمیراث دولت شهر اشعریان را می توان چهار دستاورد ذیل برشمرد:۱٫ تأسیس و اداره ی حوزه ی علمیه ی قم در میانه ی نیمه ی دوم سده ی دوم تا نیمه ی دوم سده ی چهارم ( زهره کاشانی، ۱۳۸۸، ص ۴۵-۷۴)؛۲٫ تربیت نخبگان مذهبی، سیاسی، اجتماعی، فلسفی، نجومی که آمارهای متفاوتی از تعداد آنها ارائه شده است. برای نمونه، تاریخ قم آنان را ۲۶۶ تن ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۳۴ و ۳۵) و مکتب حدیثی قم ۳۱۸ نفر برآورد کرده است. ( جباری، ۱۳۸۴، ص ۱۵۹-۱۶۸)۳٫ محمد تقی مجلسی ( م ۱۰۷۰ ق) تعداد محدثان قم را تنها در دوره ی زندگی علی بن بابویه قمی ( م ۳۲۹ ق) دویست هزار تن می داند. ( مجلسی، بی تا، ج ۱، ص ۴۰۵) (۳) این آمار گرچه خالی از مبالغه به نظر نمی رسد، اما به یقین می تواند بر فراوانی محدثان در این دوره دلالت کند و گویای سطح مطلوب تعلیم و تعلم و اهتمام به علوم دینی در قم در سده های سوم و چهارم باشد. در میان این نخبگان، علاوه بر خاندان اشعری، خاندان های سیاسی و مذهبی دیگری نیز برخاسته اند که نقش مهمی در تاریخ سیاسی – مذهبی امامیه ایفا کرده اند و سهم عمده ای در انتقال میراث دولت شهر اشعریان به نسل های آینده داشته اند؛ خاندان هایی همچون، ابن عمید، ( ر.ک. پاکتچی، ۱۳۸۳، ج ۴، ص ۳۴۰-۳۴۳)، آل بویه ( ر.ک. فکرت، ۱۳۶۹، ج ۳، ص ۶۱-۶۲ / پاکتچی، ۱۳۸۳، ج ۳، ص ۶۲-۶۵) و برقی.۴٫ پدید آوردن میراث مکتوب؛ شمار این آثار تا ۸۹۱ اثر در ۱۲ موضوع گزارش شده است. ( ر.ک. جباری، ۱۳۸۴، ص ۲۱۱-۲۶۴) این آثار هرچند همگی از مواریث شیعه بوده، اما بسیاری از آنان همچون کتاب العباسی، ( نجلشسی، ۱۴۲۹، ش ۲۴۲) حروب الاوس و الخزرج، ( نجاشی، ۱۴۲۹، ش ۸۹۸) البلدان و المساحه ( نجاشی، ۱۴۲۹، ش ۱۸۲) جزئی از فاخرترین مواریث اسلامی نیز محسوب می شده است. شیخ صدوق دارای بیشترین تألیفات بوده و امروزه نیز بیشترین آثار برجای مانده به وی تعلق دارد. ( ر.ک. جباری، ۱۳۸۴، ص ۲۶۵-۳۵۶) درباره ی کتب اربعه ی شیعه، گذشته از من لایحضره الفقیه، که بدون هیچ تردیدی از میراث این دولت شهر محسوب می شود، اگر درباره ی الکافی و نویسنده ی آن با دیده ی انصاف نگاه شود، این اثر نیز بدون شک، میراثی است که از دولت شهر اشعریان برجای مانده. کلینی دانش آموخته ی حوزه ی قم بود ( ر.ک. شبیری زنجانی، ۱۳۸۷، ص ۱۳-۱۵) و از مجموع ۱۵٫۳۳۹ روایت کافی، ۱۴٫۰۰۰ روایت آن مستقیماً از مشایخ قمی کلینی نقل شده است؛ یعنی چیزی بیش از ۹۱ درصد. ( ر.ک. خوئی، ۱۴۱۰، ج ۱۹، ص ۵۸-۵۹)۵٫ تبلیغ و گسترش تشیع؛ اشعریان با رسمیت بخشیدن به مذهب امامیه در قم، بیش از هر چیز، کانون هویت بخشی را برای پیروان یک اقلیت تحت ستم به ارمغان آوردند. این کانون در دوران حیات طلایی خود، بهترین ملجأ و دارالهجره ای بود که شیعیان امامی می توانستند در آن به دور از فشارهای اکثریت سنی، آن گونه که مذهبشان می پسندد، زندگی کنند. با توجه به قدرت و حاکمیت اشعریان بر قم، تشیع امامی پس از آنکه در این خاندان پذیرفته شد، باید در میان بومیانی که از کیش مجوسیت به اسلام می گرویدند و سایر اهالی قم نیز به تدریج، همه گیر شده باشد. وجود محدثان و عالمانی که اسامی ایرانی در سلسله نسبشان وجود دارد، می تواند شاهدی بر این مدعا باشد. ( برای نمونه، ر.ک. نجاشی، ۱۴۲۹، ش ۸۷، ۸۸، ۱۱۰، ۱۴۵، ۲۰۴ و ۲۴۱) پناه دادن به سادات و طالبیان ( ر.ک. اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۵۳۶-۶۷۸) و محدثان و عالمان امامی که به قم می آمدند ( برای نمونه، ر.ک. نجاشی، ۱۴۲۹، ش ۱۸، ۱۳۷، ۴۳۶ و ۶۳۳) در کنار سفرها و روابطی که محدثان حوزه ی قم با سایر مناطق داشتند و حتی نقشی را که قمیان در گسترش تشیع در سایر مناطق ایران ایفا نمودند باید گام های بعدی آنان دانست. با توجه به پیوندهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی موجود میان شهرهای جبال [ایران و مرکزی] و به طور عمده، منطقه ی میان ری و قزوین و همدان تا کرج و فراهان و اصفهان، قم زمینه ی نشر و بسط تشیع را در این منطقه فراهم می کرد؛ چنان که خود ری تا حدی به لحاظ تأثیرپذیری از قم، به تشیع امامی گروید. ( جعفریان، ۱۳۸۲، ج ۱، ص ۴۰۴)شهر قم اگرچه با ورود اشعریان به ایران، مسقط الرأس این خاندان و کانون اصلی فعالیت های آنان شد، اما از خلال گزارش های تاریخ قم به دست می آید که علاوه بر قم، گسترش مزارع و املاک اشعریان در شهرها و نواحی اطراف قم نیز موجب حضور پررنگ آنان در مناطقی همچون قزوین، کاشان، آبه، تفرش، فراهان، ساوه و حتی مناطقی در اطراف همدان بود. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۷۸۲ و ۷۳۷) بنابراین، ظهور تشیع در این مناطق را باید تا حد بسیاری مرهون تشیع اشعریان و اقدامات تبلیغی دولت شهر قم به حساب آورد. فعالیت های عالمان و محدثان قم در حوزه ی جغرافیایی گسترده ای از شام و مصر تا شرقی ترین سرزمین های اسلامی گسترده بوده؛ مناطقی شامل حجاز ( مکه، مدینه)، عراق ( کوفه، بصره، بغداد، سامراء، واسط، موصل و الانبار)، ری، قزوین، اصفهان، اهواز، شیراز، نهاوند، کرمانشاهان، زنجان، سیستا، طبرستان، تفلیس، خراسان ( مشهد، نیشابور، هرات، مرو، بلخ و ایلاق) و آسیای مرکزی ( بخارا، سمرقند، کش، فاریاب)، شام و مصر. ( جباری، ۱۳۸۹، ص ۱۱۹-۱۴۷) علاوه بر این، مهاجرت های سادات و طالبیان قم به دیگر نقاط را نیز نباید نادیده گرفت. کاشان، ری، طبرستان، فارس، نیشابور، طوس، بغداد و بصره از این مناطق بودند. ( اشعری قمی، ۱۳۸۵، ص ۵۵۰، ۵۵۱، ۶۱۲، ۵۹۳، ۶۰۷، ۶۳۵ و ۵۴۳) از این رو، باید قم را، که دانش امامی آن در سده های نخست، توسط اشعریان شکل یافته بود، قدیمی ترین و استوارترین پایگاه تشیع در ایران دانست. کمک قم به رشد شیعه ی امامی، هم به لحاظ پناهگاه اصلی دانشمندان محدث امامی و هم به دلیل پی روی بی شائبه از امامان تا بدان حد مؤثر بوده است که شاید بدون چنین کمکی، شیعه ی اثناعشری هرگز نمی توانست شکل و قالب تشیع داشته باشد. ( مادلونگ، ۱۳۷۲، ص ۱۴۹-۱۶۱)
نتیجهخاندان مالک بن عامر اشعری شیعیانی بودند که در اواخر قرن اول هجری از کوفه به قم هجرت نمودند. آنان در قم به مدد وحدت کلمه، کثرت ثروت و نفرات دولت شهری بنیان نهادند که توانست از نیمه ی نخست قرن دوم تا نیمه دوم قرن چهارم دوام آورد و قدرت و امکاناتش را در راه اعتلای فرهنگ و مذهب شیعه ی امامیه به کار گیرد. در سلسله دولت های شیعه، دولت شهر اشعریان توانست در چهار قالب ( تأسیس حوزه ی علمیه ی قم، تربیت نخبگان سیاسی و مذهبی، پدیدآوری آثار مکتوب و تبلیغ؛ و نشر تشیع) میراث امامیه را حفظ کند و به دولت ها و نسل های آتی انتقال دهد.
پی نوشت :
۱٫ کارشناس ارشد مذاهب اسلامی.۲٫ استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات.۳٫ برای ملاحظه ی آمارهای دیگر، ر.ک. کچویی، ۱۳۸۵، ج ۳، ص ۱-۵۵۲ / حاجی تقی، ( الف)، ۱۳۷۷، ص ۷۵-۱۱۹ / حاجی تقی، ( ب)، ۱۳۷۷، ص ۳۹-۸۱٫منابع :۱٫ آشوری، داریوش، دانشنامه سیاسی، چ یازدهم، تهران، مروارید، ۱۳۸۴، چ دوم، ۱۳۷۰٫۲٫ ابن اعثم کوفی، احمد، الفتوح، تحقیق علی شیری، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۱۱٫۳٫ ابن حزم، علی بن سعید، جمهره انساب العرب، تحقیق لجنه من العلماء، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۳ ق / ۱۹۸۳ م.۴٫ ابن خلدون، عبدالرحمن، مقدمه، ترجمه ی محمد پروین گنابادی، چ هشتم، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۷۵٫۵٫ ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، تحقیق علی محمد البجاوی، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲٫۶٫ ابوالفداء، اسماعیل بن محمد، تقویم البلدان، پاریس، دارالطباعه السلطانیه، ۱۸۴۰٫۷٫ احمدی، حبیب الله، « حکومت علوی و جریان های اجتماعی»، مجله ی حکومت اسلامی، ش ۱۷ ( پاییز ۱۳۷۹).۸٫ اشعری قمی، حسن بن محمد، تاریخ قم، ترجمه ی تاج الدین قمی، تحقیق محمدرضا انصاری قمی، قم، کتاب خانه آیه الله العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۸۵٫۹٫ بری، عبدالله خورشید، القبائل العربیه فی المصر فی القرون الثلاثه الاولی، بی جا، الجمعیه المصریه العامه للکتاب، ۱۹۹۲٫۱۰٫ انوشه، حسن، مدخل « اشعریان»، دائره العارف تشیع، زیر نظر احمد صدر حاج سید جوادی، چ سوم، تهران، شهید سعید محبی، ۱۳۷۵، ج ۲٫۱۱٫ بخاری، محمد بن اسماعیل، الصحیح، تحقیق حسّان عبدالمنان، لبنان، بیت الافکار الدولیه، ۲۰۰۸٫۱۲٫ پاکتچی، احمد، « سیر اندیشه های فقهی در تاریخ اسلام»، اسلام؛ پژوهشی تاریخی و فرهنگی، زیر نظر سید کاظم موسوی بجنوردی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات، ۱۳۸۳٫۱۳٫ پاکتچی، احمد، مدخل « ابن عمید»، دائره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر سید کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۰، ج ۴٫۱۴٫ پاکتچی، احمد، مدخل « ابن بابویه» و « محمد»، دائره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر سید کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۶۹، ج ۳٫۱۵٫ جباری، محمدرضا، مکتب حدیثی قم، قم، زائر، ۱۳۸۹٫۱۶٫ جعفریان، رسول، اطلس شیعه، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، ۱۳۸۷٫۱۷٫ جعفریان، رسول، تاریخ تشیع در ایران، چ سوم، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۱٫۱۸٫ جعفریان، رسول، « تاریخ تشیع در شهر ری»، مجموعه مقالات کنگره ی حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۲٫۱۹٫ حاجی تقی، محمد، « شجره ی علمی خاندان اشعری»، فصلنامه ی علوم حدیث، ش ۵، ۱۳۷۶٫۲۰٫ حاجی تقی، محمد، ( الف)، « سیر تاریخ فقها و محدثان قمی» (1)، فصلنامه ی نامه ی قم، ش ۱ و ۲ ( فروردین ۱۳۷۷).۲۱٫ حاجی تقی، محمد، ( ب)، « سیر تاریخ فقها و محدثان قمی» (2)، فصلنامه ی نامه ی قم، ش ۳ و ۴ ( مهر ۱۳۷۷).۲۲٫ حسین، طه، « علی و فتنه ی بزرگ قتل عصمان» ترجمه ی رضا رادی، مجله ی گلستان قرآن، ش ۱۰ ( اردیبهشت ۱۳۷۹).۲۳٫ حسینیان مقدم، حسین و دیگران، تاریخ تشیع (۲)، دولت ها، خاندان ها و آثار علمی و فرهنگی شیعه، زیر نظر سید احمدرضا خضری، چ چهارم، قم، سمت و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۶٫۲۴٫ خلیفه بن خیاط، ابوعمرو، تاریخ، تحقیق فواز، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵٫۲۵٫ خوئی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرجال، قم، مرکز نشر آثار شیعه، ۱۴۱۰٫۲۶٫ دیانت، ابوالحسن، مدخل « ابوعبیدالله» ، دائره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر سید کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۲٫۲۷٫ زهره کاشانی، علی اکبر، « تاریخ حوزه ی علمیه قم از تأسیس تا سده ی چهارم»، دو فصلنامه علمی – پژوهشی تربیت اسلامی، سال چهارم، ش ۸ ( بهار و تابستان ۱۳۸۸).۲۸٫ سلیمانی، جواد، « ضرورت بازنگری در نقش جریان اعتزال در حکومت امیرمؤمنان علیه السلام»، مجله ی تاریخ در آیینه ی پژوهش، ش ۱ ( بهار ۱۳۸۳).۲۹٫ سید علی، سید محمد، « الاشعریون فی تاریخ القم»، مجله ی الهادی، ش ۴ ( تیر ۱۳۵۱).۳۰٫ شبیری زنجانی، سید موسی، « پرونده کلینی و کافی» ( اقتباسی از دروس خانه آیه الله سید موسی شبیری زنجانی) تهیه و تنظیم سید محمد جواد شبیری، ماهنامه ی کتاب ماه و دین، ش ۱۳۱ و ۱۳۲ ( شهریور ۱۳۸۷).۳۱٫ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، چ دوم، بیروت، دارالتراث، ۱۳۸۷ ق.۳۲٫ فرشچیان، رضا، پیشگامان تشیع، قم، زائر، ۱۳۸۴٫۳۳٫ فکرت، محمد آصف، مدخل « ابن بابویه» و « ابوالحسن»، دائره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر سید کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۶۹٫۳۴٫ غنی زاده، مسعود، « نگاهی به شهر در تمدن اسلامی»، مجله ی راهبرد یاس، ش ۷ ( پاییز ۱۳۸۵).۳۵٫ کحاله، عمر رضا، معجم قبائل العرب القدیمه و الحدیثه، ط السابعه، بیروت، الرساله، ۱۴۱۴٫۳۶٫ کلبی، هشام بن محمد، نسب معد و الیمن الکبیر، مصر، مکتبه المصطفی، بی تا.۳۷٫ کوشا، علی، « اشعریان قم»، مجله ی چیستا، ش ۴۰ ( خرداد ۱۳۶۶).۳۸٫ مادلونگ، ویلفرد، « تشیع امامی و زیدی در ایران»، ترجمه ی رسول جعفریان، مجله ی کیهان اندیشه، ش ۵۲ ( بهمن و اسفند ۱۳۷۲).۳۹٫ مادلونگ، ویلفرد، فرقه های اسلامی، ترجمه ی ابوالقاسم سری، چ دوم، تهران، اساطیر، ۱۳۸۱٫۴۰٫ مجلسی، محمدتقی، لوامع صاحبقرانی، تهران، علمی، بی تا.۴۱٫ مدرسی طباطبائی، سیدحسین، مکتب در فرایند تکامل، ترجمه ی هاشم ایزدپناه، چ دوم، تهران، کویر، ۱۳۸۶٫۴۲٫ مدرسی طباطبائی، سید حسین، مدخل « الاشعریون»، دائره المعارف الاسلامیه الشیعیه، زیرنظر سید حسن امین، بیروت، دارالتعارف، بی تا، ج ۳٫۴۳٫ مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد، احسن التقاسیم فی معرفه الأقالیم، ترجمه ی علینقی منزوی، تهران، شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، ۱۳۶۱٫۴۴٫ مکوندی، لیلی، خاندان اشعری، پایان نامه ی کارشناسی ارشد تاریخ اسلام، تهران، دانشکده ی ادبیات و زبان ها و تاریخ دانشگاه الزهراء علیهاالسلام، ۱۳۸۲٫۴۵٫ مهاجر، جعفر، رجال الاشعریین من المحدثین و اصحاب الائمه علیهم السلام، قم، مرکز العلوم و الثقافه الاسلامیه، ۱۳۸۶٫۴۶٫ نائینی اردستانی کچویی، محمدعلی بن حسین، انورا المشعشعین، تحقیق محمدرضا انصاری قمی، قم، کتابخانه آیه الله العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۸۱٫۴۷٫ نجاشی، ابوالعباس احمد بن علی، فهرست اسماء مصنفی الشیعه ( رجال)، تحقیق سید موسی شبیری زنجانی، چ نهم، قم، اسلامی، ۱۴۲۹٫۴۸٫ نصر بن مزاحم، پیکار صفین، ترجمه ی پرویز اتابکی، چ دوم، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۰٫۴۹٫ یوسفی اشکوری، حسن، مدخل « اشعریان» ، دائره المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر سید کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۹، ج ۹٫منبع مقاله :مؤسسه ی شیعه شناسی، (۱۳۹۱)، فصلنامه ی علمی – پژوهشی شیعه شناسی شماره ۳۹، قم: مؤسسه ی شیعه شناسی

















هیچ نظری وجود ندارد