نقش علمای دین و نخبگان شیعی در انقلاب سال ۱۹۲۰ عراقحرکت نخبگان سیاسی شیعی عراق بر ضد حضور انگلیسیها در آن کشور، عمدتاً متکی به دور محور”قومیت”و “دین”یا به عبارت دیگر”عرب بودن یا عروبیت”و “مسلمان بودن یا اسلام”بود.در این زمینه، در همان آغاز حرکت شیعی علیه حاکمیت انگلیسیها در عراق، شیخ محمد باقر الشبیبی در نامهای به ویلسون حاکم بریتانیایی بغداد می نویسد:”ای حاکم!امت عراق در دفاع خود، بر سه رکن اساسی تکیه کرده است؛ قومیت، میهن پرستی و شریعت اسلامی”(علیان، ۲۰۰۵، ص۳۰۵)یکی از عوامل مهم ظهور و یا تعمیق روحیه ی قومی گرایی و ناسیونالیسم در عراق، حضور سلطه ی ترک های عثمانی و نیز اشغال کشور توسط انگلیسیها در دوره ی سال های ۱۹۰۸-۱۹۲۰ بود.این سلطه گری بر ملت عراق، باعث شد روحیه ناسیونالیسم عربی به شدت علیه ترک ها و انگلیسی ها رشد کند؛ بنابراین ظهور این حالت در کشور عراق تا اندازه ی زیادی عکس العملی طبیعی و قابل انتظار برای مخالفت با سلطهگران بوده است.حرکت ناسیونالیستی در میان نخبگان شیعی در عراق تا اندازه ی زیادی همراه گرایش های اسلامی بود، در حقیقت این دو جریان، به عنوان دو جریان مکمل یکدیگر در این زمینه عمل کردند.در آغاز جریان ناسیونالیستی، مهم ترین شخصیت ها میان نخبگان شیعی، افراد موجّه سیاسی و علمای دینی شیعی بودند.در این زمینه می توان به اقدامات مهم دو برادر معروف محمدباقر الشبیبی و محمدرضا الشبیبی و نیز محمدعلی و سعید کمال الدین و علی الشرقی و عبدالمطلب الحلی و دیگران(کمال الدین، ۱۹۷۱،ص۱)اشاره کرد.در این رابطه نیز علمای دینی حضوری نسبتاً مؤثر و جدی داشتند.در این باره می توان به شیخ محمدالجزایری، سیدمحمدعلی بحرالعلوم، شیخ عبدالعزیز الجواهری و هبه الدین الشهرستانی اشاره نمود که تلاش کردند میان دیدگاه های دینی و گرایش های ناسیونالیستی عربی، نوعی هماهنگی ایجاد کنند.دولت ترک عثمانی نیز تلاش فراوانی کرد که علمای شیعه علیه انگلیسی ها برآشوبند تا علیه آنان به عنوان جنگ مسلمانان علیه کفار(نظمی، ۱۹۸۵، ص۱۲۵)حکم جهاد صادر کنند.در این رابطه، دولت عثمانی هیئت عالی رتبه ای را از بغدادبه نجف اعزام نمود(الزرکان، ۱۹۹۱، ص۶۲)که اعضای آن عبارت بودند از:محمد فاضل الداغستانی، شوکت پاشا، حمید الکلیدار و دیگران که وظیفه آنان گفتگو با مراجع بزرگ نجف در مورد جهاد علیه انگلیسی ها بود.این هیئت اعزامی، مجلس مهمی در یکی از بزرگترین مساجد شهر نجف به نام “جامع الهندی”با حضور بسیاری از علما، شخصیت های مهم شهر و نیز سران عشایر تشکیل داد که در آن سیدمحمدالحبوبی، شیخ عبدالکریم الجزایری و نیز محمدجواد الجواهری سخنرانی کردند و در آن بر وجوب مشارکت حکومت مسلمان برای دفع کفار از بلاد اسلامی تاکید نمودند(الوردی، ۱۴۱۳ق، ص۱۲۷-۱۲۸).در این مجلس بزرگ، یکی از سران عشایر”فتله”عراق به نام شیخ مبدرالفرعون در سخنرانی خود چنین اعلام کرد:”ترک ها برادران دینی ما هستند و برای طرد دشمنان از کشور ما، واجب است به آنها کمک کنیم”(الیاسری، ۱۹۶۶،ص۶۸-۶۹).در این زمینه، همچنین عالم بزرگ شیعی، آیت الله سیدکاظم یزدی نیز متقاعد شد در مورد ضرورت مشارکت در جهاد علیه انگلیسی ها شرکت نماید؛ لذا فرزند خود سیدمحمد طباطبایی را برای تشویق عشایر عراقی و مشارکت آنان در جهاد مزبور اعزام کرد(المس بیل، ۱۹۷۱، ص۹۱).سیدمحمد که از فضلای نجف بود، فرماندهی یکی از جبهه ها را بر عهده داشت.او در یکی از همین نبردها به شهادت رسید(مولانا،۱۳۸۷).عامل اساسی جنبش جهادی شیعی علیه انگلیسی ها وجود شرعی و میهنی ضرورت دفاع از کشور علیه حکومت کافری است که در صدد اشغال کشور اسلامی است و در حقیقت تایید حکومت ترک عثمانی نبود؛ به عبارت دیگر تاکید بر جهاد علیه کفار، به معنای تایید حاکمیت عثمانی ها بر کشور عراق نبود. بسیاری از سران عشایر عراق در این رابطه و قبل از جنبش جهادی علیه انگلیسی ها،مشکلات زیادی برای حکومت ترک عثمانی ایجاد کرده بودند و اگر روحیه ی دینی آنان نبود و اطاعت از علمای دین، به هیچ وجه مایل نبودند در این جهاد شرکت نمایند(الخلیلی،۱۹۶۳، ص۳۷۳-۳۷۴).فرار ترک های عثمانی در برابر انگلیسی هادر جنگ “الشعیبه”و تعامل بد کارمندان ترک با عرب های ساکن آن منطقه و نیز افرادی که داوطلبانه در ارتش عثمانی مشارکت کرده بودند، عامل اساسی قیام این افراد علیه نیروهای ترک عثمانی در نجف، در سال ۱۹۱۵ بود که از نتایج آن فرار ارتش ترک عثمانی و کارمندان آن از شهر نجف و افتادن شهر به دست نیروهای عراقی بود.در این رابطه ،مردم شهر کربلا نیز با پیروی از مردم شهر نجف، در ژوئن همان سال (۱۹۱۵)کارمندان ترک عثمانی را مجبور به ترک شهر کربلا نمودند(العطیه، همان،ص۱۱۲).همزمان با طرد نیروهای ترک عثمانی از دو شهر نجف و کربلا، سلطه ی انگلیسی ها بر کشور، غلبه دشمنان اروپایی بر اسلام تلقی شد و این مسئله در نگاه علمای دین خطر بزرگی علیه اسلام و مسلمین تلقی گشت.در این زمینه، گزارش های انگلیسی ها حاکی از آن است که با آغاز ماه ژانویه سال ۱۹۱۵، دعوت به جهاد در همه مساجد عراق به شدت مطرح شد.در این رابطه بسیاری از هیئت های متشکل اعزام شدند.این حرکت تاثیرات فراوانی در بسیج مردم عراق علیه انگلیسی ها داشت(نقاش، ۱۹۸۸، ص۸۵-۸۶).نقش علمای دین شیعی، در جهاد علیه انگلیسی ها کاملاً مشهود بود؛ لذا همه ی سلطه گران بر عراق در تلاش بودند به نحوی از رو در رو شدن با علمای شیعی اجتناب کنند و با آنان تعامل ویژهای برقرار سازند(النفیسی،۱۹۷۶، ص۴۸).بنابراین، به دلیل همین روحیه ی استقلال طلبی مردم نجف بود که انگلیسی ها تصمیم گرفتند در ماه آگست۱۹۱۷ کارمندان محلی را در تشکیلات اداری خود، به عنوان نمایندگان دولت انگلیس وارد سازند، ولی این حرکت هیچ تغییری در روحیه ی مردم ایجاد نکرد.در پایان ماه اکتبر سال ۱۹۱۷ حرکت مردم علیه اشغالگران انگلیسی اوج گرفت.نخبگان شیعی به این نتیجه رسیده بودند که رهایی از سلطه گران، جز با رودررویی مستقیم امکان پذیر نیست؛ لذا گروهی سری(زیرزمینی)به نام “جمعیه النهضه الاسلامیه”(۱)در نجف تشکیل شد که هدف آن، تلاش برای اخراج اشغالگران از عراق بود.برخی از علمای معروف مانند سیدمحمدعلی بحرالعلوم، شیخ محمدجواد الجزایری ونیز برخی ازنخبگان دیگر مانند محمدعلی الدمشقی، ابراهیم باقر البهبانی، محمدحسین شلیله و حسین الصراف و دیگران نیز در این جمعیت عضو بودند(الاسدی، ۱۹۷۵،ص۱۶۹/الوردی، ۱۴۱۳ق، ج۶،ص۲۱۴).علی رغم اینکه روحیه ی میهن پرستی بر همه افراد شرکت کننده در جهاد علیه انگلیسی ها حاکم بود، اما عامل اصلی مشارکت آنان، حداقل در میان سران آنان، ایمان دینی و اسلامی بود(الخلیلی، ۱۹۶۳، ص۱۶۰).حرکت جهادی مزبور علیه انگلیسی ها، گرچه در آغاز شکست خورد، اما باعث شد عصر جدیدی از مبارزه ی نخبگان شیعی علیه سلطه گران انگلیسی ها آغاز شود؛ عصری که نهایتاً با انقلاب بزرگ عراق در سال ۱۹۲۰به ثمر نشست.در اینجا ضرورت دارد به تحولات به وجود آمده در نجف، پس از کشتن حاکم سیاسی انگلیسی، کاپیتان مارشال در ۱۸ مارس ۱۹۱۸ در شهر مدینه اشاره کنیم.این واقعه باعث شد برخی از روشنفکران و نخبگان جوان و میهن دوستنجف، به تاسیس حزبی سری به نام “حزب النجف الوطنی”(۲)در سوم ژوئیه ۱۹۱۸ برای استقلال عراق و تشکیل حکومت ملی در این کشور اقدام نمایند.از اعضای بارز این حزب شیخ عبدالکریم الجزایری، شیخ محمدجواد الجواهری، محمدسعیدکمال الدین، محمدرضا الصافی، محمدباقر الشبیبی، سعد صالح و احمد الصافی و دیگران بودند(کمال الدین، ۱۹۸۶،ص۷۷).رهبران این حزب تلاش های فراوانی برای جذب علمای دین و سران عشایر در منطقه “فرات الوسط”به سوی وضعیت مبارزاتی جدید عراق کردند؛ این تلاش ها نیز به موفقیت های قابل توجهی منجر شد.برخی از سران عشایر به این حرکت پیوستند و برخی از علما نیز فتواهایی در مورد ضرورت توجه به حقوق مردم، اما به شکل مسالمت آمیز صادر کردند (همان، ص۷۵).اهداف حزب مزبور و خواستههای آن به سرعت در میان مردم عراق منتشر شد و شیخ محمدرضا الشبیبی رئیس دفتر حزب در نجف شد و سپس به عنوان یکی از افراد معتمد برای هماهنگی میان مرکزیت حرکت ملی در بغداد و نجف تعیین شد (همان، ص۷۷-۷۸).دفتر این حزب در کتابفروشی عبدالحمیدالزاهد در نجف مستقر بود(الزاهد، ۱۹۸۷، ص۱۲).یکی از کارهای مهم این حزب، متقاعد کردن آیت الله میرزای شیرازی (شیرازی بزرگ)برای نقل مکان از سامرا به کربلا به جای نجف (الاسدی، ۱۹۷۵، ص۳۶۷)برای جلوگیری از ظهور و افزایش فعالیت های طرفداران انگلیسی ها در کربلا بود.همچنین یکی دیگر از کارهای مهم حزب، نقاشی کردن پرچم عربی وارد شده از کشور سوریه بر روی دیوار دفتر مرکزی این حزب بود(الزاهد، ۱۹۸۷، ص۱۱).حزب مزبور، اقدامات انگلیسی ها در عراق برای خاموش کردن روحیه ی ملیگرایی را به شدت محکوم می کرد.فعالیت این حزب تنها پس از خاموش شدن شعله ی انقلاب و متفرق شدن اعضای آن متوقف شد.در همین زمان و پس از جنگ جهانی اول که یکی از نتایج آن تسلط انگلیسی ها بر عراق بود، دیدگاه ها و آرای مختلفی در مورد آینده عراق بیان شد.این دیدگاه ها گاهی در میان عراقی ها و انگلیسی ها کاملاً متفاوت و در حال تغییر بودند.یکی از اهداف انگلیسی ها در این زمینه، ایجاد حکومتی وابسته به انگلیس در عراق به علت مشکل بودن سلطه ی مستقیم انگلیس بر مردم این کشور بود(الحسنی، ۱۹۸۹ریال ص۱۲۶).یکی از فرصت های مهم برای ابراز وجود نخبگان عراقی، انتخابات مطرح شده برای آینده ی حاکمیت عراق در این دوره بود؛ اما در حقیقت آنچه انگلیسی ها توسط ویلسون برای انتخابات مطرح کردند، علی رغم اینکه حرکت مهمی است، غیر صادقانه و منحرفانه بود.انگلیسی ها در انتخابات مزبور سه سوال مطرح کردند که به نوعی ادامه ی حاکمیت انگلیسی بر عراق را مورد تایید قرار می داد.(۳)به لحاظ اهمیت وجود علما و نخبگان عراقی در نجف، ویلسون انتخابات مزبور را از شهر نجف و با اشراف مستقیم خود آغاز کرد، تا نتایج بدست آمده از این شهر، به عنوان ملاکی برای انتخابات، در شهرهای دیگر عراق باشد.ویلسون در این رابطه با برخی شخصیت ها و طرفداران انگلیس در این شهر، تماس هایی برقرار گرده بود و اطمینان یافته بود که این انتخابات بدون هیچ گونه مخالفتی برگزار خواهد شد(الوردی، ۱۴۱۳ق، ج۵، ص۶۸-۶۹).در شهر نجف نیز در مورد برگزاری انتخابات،مخالفتی صورت نگرفت و در این زمینه نامههایی میان نخبگان این شهر و شهر کربلا برای ادامه ی انتخابات رد و بدل شد؛ اما در این زمینه جامعه شاهد برخی حرکت های دیگر نیز بود.شیخ کاظم الدجیلی از بغداد برای برقراری ضوابط و شرایط متفاوتی از آنچه انگلیسی ها مطرح کرده بودند، به نجف سفر کرد، اما انگلیسی ها این فرد را دستگیر کردند (المس بیل، ۱۹۷۱، ص۴۶۲).در این باره نیز هادی الرفیعی، تولیت آستان حرم علوی(۴)توانست با ۲۱ نفر از تجار و شخصیت های نجف، بیانیهای مبنی بر حمایت از حاکمیت مستقیم انگلیسی ها صادر کند.اسناد و مدارک انگلیسی ها نشان می دهد:شش نفر از مجتهدان نجف آماده ی تایید ادامه ی حاکمیت انگلیسی ها بر عراق، تا تثبیت وضعیت و توانایی مردم این کشور برای اداره ی مستقیم خود بودند.تنها شرطی که مجتهدان مزبور در این رابطه مطرح کردند، تضمین انگلیس برای فعالیت های آزاد اسلامی و حفاظت از حرمت و آبروی مجتهدان بود.وجود این افراد در نجف، نشان دهنده ی درجه نفوذ انگلیسی ها در شهرهای مقدس عراق از طریق به دست گرفتن اموال خیریه-که ریشه ی هندی در این شهرها داشت-بود.در میان این شش مجتهد، سه نفر از آنان هندی بودند که از رعایای بریتانیا به حساب می آمدند.این افراد عبارت بودند از:السید هاشم الهندی النجفی، محمود الهندی النجفی و محمدمهدی الکشمیری.انگلیسی ها علاوه بر افرادی که به شکل علنی از ادامه ی حاکمیت آنان حمایت می کردند، این مجتهدان را جزو رعایای خود می دانستند.(۵)انگلیسی ها در بغداد نیز توانستند برخی از شخصیت ها و علمای دینی را به طرف خود جذب نمایند، در این رابطه سه نفر از شخصیت های عراقی به نام های عبدالرحمن النقیب، عبدالمجید الشاوی و عبدالرحمن جمیلزاده برقراری حکومتی متشکل از انگلیسی ها، با مشاوران عراقی را مورد تایید قرار می دادند و در برابر بازگشت برخی از شهروندان بغدادی از سوریه، مخالفت می کردند.گفته می شود عبدالرحمن النقیب آرزو داشت حاکمیت بریتانیا با حضور چهل هزار سرباز از طرف آنان بر عراق ادامه داشته باشد(علیان، ۲۰۰۵، ص۲۸۶).بر خلاف افراد مذکور، مجتهدان و برخی شخصیت های دیگر در نجف تمایل خود را برای تشکیل دولتی مستقل در عراق، زیر نظر یک حاکم عرب که محدوده آن از موصل در شمال و خلیج فارس در جنوب باشد، اعلام کرده بودند.در نامهای که توسط برخی از این مجتهدان و شخصیت های نجف امضا شده بود و به حاکمان انگلیسی تقدیم گشته بود، نام برخی از مجتهدان بزرگ از جمله:شیخ الشریعه اصفهانی، عبدالکریم الجزایری، شیخ جواد صاحب جواهر و مهدی کاشف الغطاء دیده می شود.برخی سران عشایر عراق نیز از این نظر حمایت کردند که خود، نشان دهنده ی تبلیغات شدید در حمایت از خانواده شریف مکه در نجف و مناطق اطراف آن است.یکی از شخصیت های مهمی که امضا کننده ی نامه مذکور بود، شیخ محمدرضا الشبیبی است که عالمی اندیشمند و ادیبی بزرگ بود که با طرفداران شریف مکه در بغداد در تماس بود و به عنوان حلقه تماس میان بغداد و مجتهدان در نجف، عمل می کرد(نقاش، ۱۹۸۸، ص۸۹).در بیست و هشتم دسامبر ۱۹۱۸ نامه ی دیگری از منطقه “شامیه”در عراق منتشر شد که توسط ده نفر از سران عشایر عراق به امضا رسیده بود.این نامه مبنی بر درخواست آنان برای استقلال کشور زیر نظر یک امیر عرب از خانواده ی الشریف حسین بن علی بود (نظمی، ۱۹۸۵، ص۳۰۸).یکی دیگر از تحولات اساسی این دوره، صدور فتوای مهم مجتهد بزرگ، سیدمحمدتقی شیرازی مبنی بر حرام بودن انتخاب غیر مسلمان برای امارت و ولایت بر مسلمانان بود که در ۲۴ ژانویه ۱۹۱۹ صادر شد (الوهاب، ۱۹۳۵، ص۴۴-۴۵).این فتوا یکی از مهم ترین اقدامات سیاسی در دوره حاکمیت انگلیسی ها بر عراق حساب می آید که در آن، یکی از مراجع بزرگ شیعی نظر خود را درباره ی انگلیسی ها اعلام نمود.این اقدام تاثیرات بسیار مثبت و فراوانی بر حرکت به سوی استقلال و حاکمیت ملی عراق داشت؛ در حقیقت این فتوا، نوعی توازن میان دیدگاه شیرازی در کربلا و موضع گیری برخی از علمای دیگر در نجف که مدافع ادامه ی حاکمیت انگلیسی ها بود، برقرار کرد (العطیه، ۱۹۸۸، ص۳۳۵).واقعیت این است که شهر کربلا پس از سفر آیت الله میرزای شیرازی (شیرازی بزرگ)از سامرا به آن شهر در سال ۱۹۱۹ وارد فعالیت های سیاسی و جهاد علیه دشمنان اسلام شد.بر اثر این حضور مؤثر بود که جمعیت اسلامی زیرزمینی و مخفی “الجمعیه الاسلامیه”تاسیس شد (الوهاب، ۱۹۳۵، ص۲۵).یکی از موسسان این جمعیت، محمدرضا فرزند آیت الله شیرازی بود.یکی از اهداف مهم این جمعیت، عدم پذیرش حاکمیت انگلیسی ها بر عراق و پایان دادن به سلطه ی آنان و تحقق استقلال و برقراری حکومت ملی بود.جمعیت، همچنین نقش مؤثری در برگزاری جلسهای که در آن حاکم انگلیسی شهر حله، سرهنگ بوفل(۶)برای بحث درباره ی انتخابات ذکر شده ی قبلی، به کربلا دعوت شده بود، داشت.در این جلسه، برخی شخصیت ها و نخبگان شهر کربلا حضور داشتند جمعیت، پس از گذشت سه روز از آن جلسه، بیانیه ای صادر کرد که در آن خواستار تشکیل یک حکومت عربی-اسلامی با ریاست یکی از فرزندان الشریف حسین و مجلسی با حضور نمایندگان عراقی، شده بود(علیان، ۲۰۰۵، ۲۹۳-۲۹۴).یکی دیگر از مهم ترین فعالیت های این جمعیت، برگزاری اجلاسی بود که در صحن حضرت عباس(ع)برگزار شد و در آن شیخ محمدالخالصی سخنرانی تندی علیه اشغالگران انگلیسی ایراد نمود.(۷)تلاش های انگلیسی ها در نجف و کربلا برای به دست آوردن آرای مثبت در حمایت از حاکمیت آنان که با فشارها و تطمیعهای مختلف صورت گرفت، تصویر نادرستی از مردم عراق منعکس نمود که این تصویر را ویلسون حاکم انگلیسی عراق، به کشور متبوع خود بریتانیا منعکس کرده بود.در نتیجه ی این اقدام ،حرکت قیام انگلیسی ها در میان مردم شدت یافت .برخی از اسناد، به اعتراف افسران عراقی به اعمال فشار و آزار و اذیت مردم برای به دست آوردن آرای مثبت به نفع انگلیسی ها اشاره کردهاند.(۸)براثر این اقدام، نخبگان شیعی چارهای به جز تماس با الشریف حسین امیر مکه در سال ۱۹۱۹ نداشتند.برای برقراری این تماس، شیخ محمدرضا الشبیبی انتخاب شد.وی به حجاز عزیمت کرد و گزارشی در مورد انتخابات دروغین انگلیسی ها به امیر مکه ارائه و از وی درخواست کرد یکی از فرزندان خود را به عنوان امیر انتخاب نماید.وی در این ملاقات تاکید می کند اگر انگلیسی ها این درخواست را اجابت نکنند، مردم عراق آماده ی فداکاری برای دستیابی به اهداف خود هستند(الحسنی، ۱۹۹۲، ص۱۵۴)شیخ محمدرضا الشیبی در سفر به حجاز برای ملاقات با امیر مکه(الشریف حسین)نامهها و درخواست های متعددی با خود همراه داشت.در میان این نامهها، نامه ای به امضای سه گروه سیاسی، علمای دین، سران عشایر و جوانان میهن پرست بود.نامه ی دیگری به امضای اعضای “جمعیه الشبیبه الغرویه”(۹)و همچنین نامهای ازآیت الله میرزای شیرازی وجود داشت که مستقیماً برای شریف حسین، امیر مکه نوشته شده بود.کلیه این نامهها به الشریف حسین، امیرمکه، تحویل شد تا ایشان نامههای مزبور را به امیر فیصل پادشاه حجاز ارائه دهد و او در همایش صلح پاریس که برای دفاع از حقوق عراقی ها تشکیل میشد، مطرح نماید(الجنابی، ۱۹۹۷، ص۲۷۳-۲۷۵).۱٫جمعیت نهضت اسلامی.۲٫حزب میهنی نجف.۳٫برای مرور کردن سؤالات مطرح شده در انتخابات مزبور ر.ک به: علیان، ۲۰۰۵، ص۲۸۳-۲۸۴٫۴٫سادن الروضه العلویه.۵٫F. O.882/23/MES/19/7, NO. 11669, 29DEC 1918.(اسناد وزارت خارجه انگلیس)۶٫میجر بوفل.۷٫برای اطلاعات بیشتر ر.ک به:محمد محمدمهدی؛ بطل الاسلام الامام الخاصی؛ کتاب خطی موجود در مدرسه الامام الخالصی در کاظمین، ص۱۰۸-۱۱۲٫به نقل از:فوزی، ۲۰۰۶٫۸٫C.O.961/2, Administration Reports, Shamiyah, 1919,p.34.9.جمعیت جوانان غروی.
منبع: فصلنامه شیعه شناسی شماره ۲۸

















هیچ نظری وجود ندارد