عدهای به نام وحدت و تقریب، قصد دارند که برخی از عقاید شیعه و برخی از عقاید اهل تسنّن را قلم گرفته، به فراموشی بسپارند و در واقع مذهب جدیدی تأسیس نمایند تا خوشایند هر دو طرف باشد و در این میان، ضربه اصلی را به عقاید شیعی وارد نمودهاند.
حال باید به دو سؤال پاسخ داد:
الف ـ آیا در تعالیم دینی اسلام، به وحدت سفارش شده است یا خیر؟
ب ـ اگر به وحدت سفارش شده است، محور وحدت را چه چیزی معرفی فرمودهاند؟
اسلام و وحدت
در نگاه اولیه خواهیم دید که اسلام به وحدت تشویق نموده است و حتی از مسیحیان خواسته است که در برابر مشرکان، با مسلمانان وحدت داشته باشند: {قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَهٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ} (آل عمران/۶۴): بگو: ای اهل کتاب! بیائید بر سخنی واحد بین ما و شما توافق کنیم.
ولی دقت در ادامۀ آیۀ شریفه نیز حائز اهمیت است زیرا محور وحدت بین مسیحیان و مسلمانان را معرفی میکند و جالب این که قرآن کریم حتی در مقام تشویق به وحدت، هرگز از اصول عقاید خود عقبنشینی ننموده است و حتی برای خوشایند مسیحیان نیز به مقدار بسیار اندکی از عقاید خویش دست نکشیده و هرگز به سوی آنان متمایل نگردیده است؛ بلکه محور وحدت را اوّلین اصل اسلام یعنی یکتاپرستی معرفی فرموده و حتی عقیدۀ تثلیت مسیحیان را نیز با کنایه باطل معرفی کرده و میفرماید: {أَلاّ نَعْبُدَ إِلّا اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَلاَ یَتّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللّهِ} (آل عمران/۶۴): وحدت داشته باشیم بر این که فقط خداوند یکتا را بپرستیم و هرگز به او شرک نورزیم و برخی از انسانها (حضرت عیسی(ع) ) را به جای خداوند یکتا به ربوبیت تعظیم نکنیم.
محور وحدت
از آنجا که به عقیدۀ مسلمانان و فرمودۀ خداوند متعال در کتاب وحی خود، تبیین تمامی مطالب در قرآن همراه با سنّت آمده است: {تِبْیَاناً لِکُلّ شَیْءٍ} (نحل/۸۹): قرآن به همراه سنّت، بیانکننده همه چیز است. و یا {مَا فَرّطْنَا فِی الْکِتَابِ مِن شَیْءٍ} (انعام/۳۸): ما از بیان مطلبی در قرآن کوتاهی نکردهایم.
لذا برای دستیابی به وحدت و شناخت محور آن، باید به قرآن و سنّت مراجعه کنیم و قرآن دربارۀ محور وحدت میفرماید: {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَلاَ تَفَرّقُوا} (آل عمران/۱۰۳): ای مؤمنان! همگی به حبل الله چنگ زنید و متفرق نگردید.
اکنون باید دید «حبل الله» چیست که قرآن کریم دستور به وحدت بر حول آن داده و آن را محور وحدت معرفی نموده است؟ از آنجا که قرآن در تبیین خود دستور رجوع به فرمایشات رسول خدا(ص) و جانشینان معصومش داده است، ما نیز به فرمایشات ایشان دربارۀ «حبل الله» مراجعه میکنیم تا به این فرمودۀ الهی عمل کرده باشیم: {وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذّکْرَ لِتُبَیّنَ لِلنّاسِ مَا نُزّلَ إِلَیْهِمْ} (نحل/۴۴): ای رسول ما! همانا قرآن را به سوی تو نازل کردیم تا تو برای مردم توضیح بدهی.
امیرالمؤمنین(ع) و اهلبیت(علیهم السلام) همان حبل الله
قندوزی حنفی از علمای اهل تسنّن با سند خود از ابن عباس پسر عمو و صحابی رسول خدا(ص) نقل کرده که گفت: «ما نزد پیامبر(ص) بودیم که مردی اعرابی وارد شد و عرض کرد: ای رسول خدا(ص) ! از شما شنیدم که میفرمایی: {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ} «حبل الله» که باید به آن چنگ بزنیم چیست؟ پیامبر(ص) در این هنگام دستش را بر دست علی(ع) زد و فرمود: به این مرد تمسّک جویید که او «حبل الله»، ریسمان محکم خداست.» (ینابیع الموده/ج۱/ص۳۵۶/ب۳۹)
حاکم حسکانی، عالم دیگر اهل تسنّن به سندش از رسول خدا(ص) نقل میکند که فرمود: «هر کس دوست دارد سوار بر کشتی نجات شده و به دستگیرۀ محکم تمسّک جوید و «یعتصم بحبل الله المتین»: به ریسمان محکم خداوند چنگ زند، باید ولایت امیرالمؤمنین علی(ع) را پذیرفته و به هادیان از اولادش اقتدا کند» (شواهد التنزیل/ج۱/ص۱۳۰).
ابن حجر عالم سنّی از ثعلبی (عالم سنّی دیگر) در تفسیرش از امام صادق(ع) نقل کرده که فرمود: «نحن حبل الله الذی قال الله: {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ}»: ما ریسمان خداییم که خداوند دستور چنگ زدن به آن را داده است (صواعق المحرقه/ص۹۰).
علمای شیعه نیز به طریق اولی طبق احادیث شریف، «حبل الله» را امیرالمؤمنین(ع) و اهلبیت(علیهم السلام) معرفی کردهاند. مانند: شیخ طوسی(رحمه الله) از امام صادق(ع) : «نحن حبل الله» (امالی/ص۲۷۲)، عیاشی(رحمه الله) (م ۳۲۰ ق) از امام کاظم(ع) : «علیّ بن ابی طالب(ع) حبل الله المتین» و همچنین از امام باقر(ع) : «آل محمّد(علیهم السلام) هم حبل الله» (تفسیر عیاشی/ج۱/ص۱۹۴)
حدیث ثقلین بهترین وسیله وحدت
از حدیث «ثقلین» استفاده میشود که قرآن و عترت، به عنوان دو ریسمان خدا میتوانند انسان را از گمراهی و ضلالت نجات داده و به حق و حقیقت و لقای الاهی رهنمون سازند.
ترمذی در صحیح خود از رسول خدا(ص) نقل میکند که ایشان در حجه الوداع، روز عرفه و در حال ایراد خطبه، فرمودند: «ای مردم! در میان شما چیزی میگذارم که اگر به آن تمسّک کنید هرگز گمراه نمیشوید: کتاب خدا و عترتم» (صحیح ترمذی/ج۵/ص۶۲۱).
کتاب خدا و عترت معصوم پیامبر(ص) ، یکی به عنوان قرآن صامت و دیگری به عنوان قرآن ناطق، موجب هدایت و وحدت امت اسلامی میباشند.
لذا در برخی از نقلهای حدیث ثقلین تعبیر «ما إن اعتصمتم» به کار رفته مانند نقل سیوطی (جامع الاحادیث/ح۱۰۳۱۷) و در برخی دیگر به جای «ثقلین» از تعبیر «حبلین» استفاده شده است (مجمع البیان/ج۲/ص۴۸۲) تا با آیۀ شریفه {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ} هماهنگ شود.
«حبل الله» نبودن قرآن به تنهایی
قرآن کریم به تنهایی نمیتواند ملاک وحدت قرار گیرد، چرا که تبعیت نکردن از عترت و عدم اعتقاد به امامت اهلبیت(علیهم السلام) -که مفسّر، مترجم و مبیّن قرآن هستند- در حقیقت منجر به ترک قرآن خواهد شد و موجب تفرقه در میان امت اسلامی میگردد و نمونۀ آن چهار فرقه معروف اهل تسنّن است که مصداق بارز و صریح {تَفَرّقُوا} هستند که با وجود استدلال هر یک به قرآن، به دلیل برداشتهای متعدد و غلط از قرآن، باعث اختلاف و حتی جنگ، قتل و خونریزی در بین آنها گردیده است؛ بنابراین قرآن همراه با عترت، همان ریسمان و حبل الله است که میتواند مایه وحدت امت اسلامی گردد.
حُسن ختام
لذا حضرت فاطمۀ زهرا÷ در خطبه فدکیه فرمودند: «وطاعتنا نظاماً للمله وامامتنا أماناً للفرقه» اطاعت از ما اهلبیت، مایۀ انتظام امت و امامت ما، عامل وحدت و صیانت از آفت تفرقه و اختلاف است (احتجاج/ج۱/ص۱۳۴).
در نتیجه وحدت بر غیر از ولایت و امامت اهلبیت(علیهم السلام) باطل و بیهوده بوده و منجر به تفرقه میگردد.
منبع : نشریه امام شناسی ، شماره ۳۷
















هیچ نظری وجود ندارد