۲۹ فروردین ۱۴۰۵

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home نهضت حسینی

فلسفه عزادارى

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مقدمه : سپاس و ستایش خداوندى را که محبت محمد و آل محمد را در دلهاى ما قرار داد و بر ما منت گذاشت و ولایت شان را به ما عنایت فرمود. “ستایشگرى ” از دیرباز، مورد توجه و عنایت شیفتگان خاندان عصمت قرار داشته و از نخستین سال هاى ظهور اسلام ، کار خود را آغاز نموده و تا کنون بر قوام آن افزوده شده است . هر جا صاحب ذوقى ، الطاف رئوفانه این خانواده را دیده ، مجنون آنان شده و با زبان ستایش ، محرم رازشان گردیده است و نقد جان را بر سر بازار دوست از کف بداده . چه “کمیت ها” و “دعبل ها” که عمرى ، دار خویش را بر دوش کشیده و عاقبت جان و سر بر قدم معشوق نهاده . چه عاشقان و مادحانى که خون خویش را در پاى محبوب ریخته و دزدان خلافت ، زبان ستایشگر این بلبلان عاشق را از کام شان بیرون کشیده اند. آنان در رقص خونین ، عشق را معنا نموده و سماع سرخ ‌رنگ خویش را بیت آخر غزل عاشقى شان ، قرار داده اند. شیعه این فرهنگ را از میان خون گرفته و سینه به سینه آن را به نسل هاى بعد سپرده است . آیینى که مادحین ، با خون خود آن را به ثمر رسانیده و حفظ و حراست کرده اند تا امروز بدون نقص به دست ما برسد. “ستایشگرى ” درختى است که ریشه در خون دارد و در معرض بادهاى طغیان ، از جا در نخواهد آمد. در سایه سار آن ، تمام گلبوته هاى عشق و اندیشه به بار نشسته و در چمن محبت به این خاندان ، گل خواهد کرد. خواستیم تا در این مجموعه ، سبدى از گل هاى عاشقى ، براى شما شیفته ساران دیار معرفت گرد آوریم و به شما تقدیم کنیم . در این نگار، به یک گل از هر بوستان بسنده کردیم که ، قطره مانندى از دریاى “ستایشگرى ” باشد. عزادارى : عزادارى آئینى است که نشان دهنده حالات درونى و رفتارى است که فرد در اثر از دست دادن شى ء گرانمایه اى از خود نشان مى دهد و ریشه در فرهنگ هر قوم دارد و از ایدئولوژى آنها نسبت به زندگى ، مرگ و… سرچشمه مى گیرد. از روزى که بشر خلق گردیده و با پدیده مرگ و حوادث ناگوار روبرو شده ، با این واژه نیز آشنا گردیده است . چرا که انسان از هر چیزى که با هستى خود در تضاد ببیند ناسازگار بوده و از نابودى گریزان است اما چون در برابر این پدیده ، قدرتى ندارد، با از دست دادن عزیزان خود، به گریه و عزادارى پناه مى برد تا این اندوه را بدین وسیله بر خود هموار سازد. در فرهنگ و بینش ما نیز این پدیده به شهود به چشم مى خورد و قسمتى از آن مورد توصیه پیشوایان دینى ما نیز بوده است و در سیره آنان نیز آشکار و حتى از ویژگى خاصى نیز برخوردار است . در قرآن کریم نیز به این مسئله اشاره شده که ؛« لا یُحِبُّ اللّه الجَهرَ بِالسُّوء مِن القَولِ اِلاّ مَن ظُلِمَ ؛» خداوند فریاد زدن و بدگویى کردن را دوست ندارد مگر از کسى که بر او ظلم و اجحافى شده است . پس دیدگاه قرآن در این مسئله روشن شد که در صورتى عزادارى و بلند کردن صدا را جایز مى داند که ظلمى به کسى شده باشد. اولین نتیجه اى که از این آیه در رابطه با عزادارى گرفته مى شود این است که در واقع عزادارى نوعى برائت از ظالمان است که کسى به واسطه ظلمى که به او شده فریاد کرده و بقیه را نیز آگاه سازد و ظالم را در این میان رسوا نماید . بى تردید یکى از اقسام ظلم ، تعدى به حق خداوند و حریم کردگار است چرا که ظلم هاى دیگر نیز در ابتدا تعدى به حق خدا و شکستن حریم اوست . پس هر ظلمى در درجه اول ظلم به خداست . کشتن امام معصوم و جانشین خدا در زمین نیز بزرگترین ظلم و تعدى به حریم ذات اقدس خداوند متعال مى باشد. پس با تطابق این سخن بر آیه شریفه ، به این نتیجه مى رسیم که عزادارى براى چنین کسى ، بالاترین محبوبیت را نزد خداوند خواهد داشت . باید با عزادارى و تبعات آن ، ظالم را رسوا نمود و پرده از فاجعه اى که او به بار آورده برداشت . در واقع این فقط به معناى اشک ریختن بر اجحافى که به مظلوم رانده شده است نمى باشد بلکه بدون اشک نیز مى توان با عزادارى پرده از چهره کریه ظالم برداشت . اگر چه ظلمى که به مظلوم مى شود آن قدر جانسوز است که ممکن نیست عزادارى از اشک تهى باشد اما آنچه در فلسفه عزادارى نیز گفته شد، اصل بر برائت ظالم است . در تاریخ نمونه هاى زیادى از این گونه عزادارى ها که از روى اختیار انجام مى شده وجود دارد که مى توان از جریان جنگ احد و شهادت حضرت حمزه سیدالشهداعلیه السّلام نام برد. پس از فرو کش کردن آتش جنگ احد، هر یک از زنان انصار براى شهید خود اقامه عزادارى نمود اما حضرت حمزه علیه السّلام عزادار و گریه کننده اى نداشت که پیامبرصلّى اللّه علیه و آله از این مسئله بسیار ناراحت شدند و فرمودند:« وَلَکِن حَمزَهَ لابَوَاکِى لَه ؛» حمزه گریه کن ندارد». این سخن که ناشى از ناراحتى حضرت بود در بین مردم پیچید. مردم تصمیم گرفتند به خانه حمزه علیه السّلام فته و براى او عزادارى نمایند که شاید این بارزترین نمونه از عزادارى اختیارى در صدر اسلام به شمار رود. البته حضرت صلّى اللّه علیه و آله به زیارت قبر مادرشان نیز مى رفتند و آنجا اقامه عزا مى نمودند و با این کار، مقام ایشان را پاس مى داشتند. اما بى شک شهادت امام حسین علیه السّلام فصل جدیدى را در این باب باز نمود. او شاید اولین و آخرین کسى بود که هنگام تولد، همگان بر او گریستند. زمینه هاى عزادارى بر ایشان از همان روز اول شروع شد و با شهادت حضرت به اوج خود رسید. آن هم شهادت و جان فدا کردنى با فجیع ترین وضع ممکن که در زیارت مقدسه عاشورا مى خوانیم : « اَعظَمَ رَزِیَتَهَا فِى اِلاسلامِ وَ فِى جَمِیعِ السَّمَوَاتِ وَ الاَرضِ» مصیبتى که همانند آن در اسلام نبوده و در تاریخ آسمان ها و زمین هم مثل و مانند آن به وقوع نخواهد پیوست . آتش سوگواریى که سنگ بناى آن در روز اول زندگى کسى گذاشته شود، تا قیامت خاموش نخواهد شد و شرار آتش آن ، دل و جان گبر و ترسا را خاکستر مى کند. شهیدى که روضه شهادت او در روزى که همه باید از تولدش شاد مى بودند، خوانده شد و شادى تولد از یادها محو گردیده و مجلس یکپارچه عزاخانه مولودى مبارک گردید. آتش ‍ سوگ حسین علیه السّلام که در آن مجلس روشن شد، هر از چند گاهى شعله مى کشید و دل همگان را مى سوزانید. به عنوان نمونه ، خوابى که « اسماء بنت عمیس » و یا « امّ الفضل » مى بیند و براى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله تعریف مى کند و حضرت خبر از شهادت حسین علیه السّلام با اسفناک ترین حالت مى دهند. و اینک هزار و چهارصد سال است که شیعه و هر روشن ضمیرى از هر کیش و مرام ، غمزده این هتک حرمت به حرم رسول خداصلّى اللّه علیه و آله و دلخون از فاجعه کربلا است . سال ها مى گذرد و بر سرخى آتش این اندوه افزوده مى گردد تا به دست باقیمانده این انوار مقدس ، خاموش گردد. الف ) نتایج مطلوب عزادارى اقامه عزادارى و گریستن بر امام حسین علیه السّلام همان گونه که در روایات آمده است ، داراى اثرات سازنده و ثواب فراوانى است . گریه در رثاى کسى که آسمان و زمین در سوگ او گریان است و تمام مخلوقات اعم از جن و فرشته و حتى حیوانات نیز متاءثر از این فاجعه هستند، داراى اجرى وصف ناشدنى است . چنانچه امام صادق علیه السّلام فرمود: « لَم تَبکَ السَّماءُ اِلاّ عَلَى الحُسینِ بنِ عَلى وَ یَحیَى بنِ زَکَریَا؛» آسمان فقط بر دو نفر گریست ، حسین بن على و یحیى بن زکریا . «و در جایى دیگر نیز فرمودند: « تَطلُعُ الشَّمسُ فِى حُمرَه وَ تَغیبُ فِى حُمرَهِ؛» خورشید موقع طلوع و غروب در سرخى بود» (و این گریه آسمان بود). این حاکى از دردناک بودن حادثه و اوج مصیبت امام حسین علیه السّلام است که حضرت یحیى علیه السّلام نیز دقیقاً به چنین سرنوشتى دچار گردید. حال ببینیم که گریه بر این مصیبت داراى چه اثرات و چه منزلتى آئین ما مى باشد. اجر معنوى عزادارى امام سجادعلیه السّلام فرمودند: «هر مؤ منى که به خاطر شهادت حسین بن على گریه کند که اشک بر گونه هایش جارى گردد، خداوند متعال خانه اى در بهشت به او مى دهد که مدتها در آن ساکن گردد و هر مؤ منى به خاطر ایذاء و آزارى که از دشمنان ما در دنیا به ما رسیده است ، گریه کند به طورى که اشکش سرازیر گردد خداوند متعال در بهشت به او جایگاه رفیعى مى دهد و هر مؤ منى در راه ما اذیت و آزار به او برسد و بگرید طورى که اشک بر گونه هایش ‍ جارى شود خداوند ناراحتى را از او مى گرداند و روز قیامت او را از آتش دوزخ در امان مى دارد» . امام صادق علیه السّلام نیز در این رابطه فرمودند: « اِنَّ البُکاءَ وَ الجَزَعَ مَکرُوه لِلعَبدِ فِى کُلِّ ما جُزِعَ مَا خَلا البُکاء وَ الجَزَع عَلَى الحُسَینِ بنِ عَلى فَاِنَّهُ فِیهِ مَاءجُور» براى بندگان خدا فریاد کشیدن و گریستن در تمام امور مکروه و ناپسند است مگر جزع و گریستن بر حسین بن على زیرا شخص در این مورد ثواب نیز مى برد و ماءجور مى گردد» . و نیز در جاى دیگر فرمودند: « مَن ذُکِرنَا عِندَهُ فَفَاضَت عَینَاه وَ لَو مِثل جَنَاحِ بَعُوضَهٍ غُفِرَ لَه ذُنُوبَهُ وَ لَو کَانَت مِثلُ زَبَدِ البَحرِ؛» کسى که نام بر او برده شود و از چشمانش ‍ اشک بیاید اگر چه به قدر بال پشه اى باشد، گناهانش آمرزیده مى شود ولو اینکه گناهانش به اندازه بزرگى دریاها باشد» . و باز در همین راستا امام صادق علیه السّلام به زراره فرمودند: « روز قیامت حضرت حسین به درگاه الهى عرضه مى دارد؛« یَا رَبِّ اَنجِزْ لِى مَا وَعَدتَنِى ؛» آنچه را که به من وعده نمودى عطا کن . سپس به زائرین و گریه کنندگان خود نگریسته و براى آنها طلب آمرزش نموده و از پدر بزرگوارشان نیز درخواست استغفار براى ایشان مى نماید و به گریه کنندگان خود مى فرماید: اى کسى که گریه مى کنى اگر بدانى خدا چه برایت آماده نموده مسلماً سرور و شادى ات بیشتر از غم و اندوهت مى شود و این حتمى است که خداوند گناهان تو را به واسطه اشکى که ریخته اى مى آمرزد» . این احادیث بیانگر ارزش والاى گریه بر مصائب اهل بیت علیهم السّلام و در راس آنها وجود نورانى و مقدس حضرت اباعبدالله الحسین علیه السّلام مى باشد. آثار تربیتى و روحى عزادارى امام حسین علیه السّلام باعث نتایج مطلوب در روحیه شخص و اخلاقیات او مى باشد. شرکت در مراسم عزادارى و گریه بر ایشان سبب آشنایى بیشتر با این خاندان و گرفتن الگوهاى رفتارى در زندگى شخص مى شود و همچنین شرکت در این محافل سبب افزایش محبت و ارادت به خاندان عصمت و طهارت شده و در کمال طلبى و نیز روحیه شهادت طلبى شخص نیز مؤ ثر خواهد بود. چه بسا هنوز خاطره رشادت ها و ایثار و جان فشانى هاى هشت سال دفاع مقدس در اذهان ما باقى است و بر این باوریم که همه این درس ها در مکتب عشق و وفادارى به اهل بیت علیهم السّلام فرا آموخته شده است و عشق به اباعبدالله الحسین علیه السّلام بود که این روحیه قوى را در آبیارى نمودن درخت انقلاب به وجود آورده و قدرت سینه سپر کردن در مقابل دشمن متجاوز و تا دندان مسلح را به رزمندگان و ایثارگران ما بخشیده بود. حقانیت و ریشه دار بودن فرهنگ عاشورا چنان قوتى در لوح سینه بسیجیان و سلحشوران دفاع مقدس متجلى کرده بود که از هر نفر آنها لشگرى ساخته و در احیاى ارزش هاى اسلامى و زنده نگه داشتن اسلام ناب محمدى صلّى اللّه علیه و آله الاترین نقش را ایفا نمود. چنان که حضرت روح الله (رحمه الله علیه ) نیز فرمودند: «همین ها (عزادارى ها)ست که این نهضت را پیش برده اگر سیدالشهدا نبود این نهضت را کسى پیش نمى برد» . بنابراین عزادارى براى امام حسین علیه السّلام موج فزاینده اى از شور و شعور را در دلهابه پا مى کند و مکتب عاشورا همواره احیاگر خط سرخ شهادت بوده و خواهد بود. آثار سیاسى همان طورى که در فلسفه گریه و عزادارى نیز گفته شد، این به عنوان یک حرکت افشاگرانه و شاکیانه مى باشد که چهره ظالم را به نیکى هویدا ساخته و عمل زشت او را به این طریق ، مورد انتقاد شدید و شکایت قرار مى دهد. در تاریخ نیز مى بینیم که گریه حضرت زهراعلیهاالسّلام به عنوان حربه اى در نمایاندن چهره سیاه و کریه غاصبان خلافت به کار افتاده و موجبات وحشت آنها را برانگیخته بود که ناگزیر به حضرت على علیه السّلام مى گفتند که ؛ «به زهرا بگو یا شب گریه کند و یا روز». یا در حادثه جانگداز عاشورا مى بینیم که امام سجادعلیه السّلام یست سال بعد از واقعه ، هنوز از این حرکت افشاگرانه دست نمى کشد و به نوحه سرایى براى کشتگان کربلا مى پردازد و با بیدارگرى سعى در نقش بر آب ساختن تبلیغات سوء بنى امیه در این زمینه مى نماید. حضرت امام (رحمه الله علیه ) درباره آثار سیاسى این حرکت ها مى فرماید: « زنده نگه داشتن عاشورا یک مسئله بسیار مهم سیاسى عبادى است . عزادارى کردن براى شهیدى که همه چیز را در راه اسلام داده است یک مسئله سیاسى است . یک مسئله اى است که در پیشبرد انقلاب اثر بسزا دارد. ما از این اجتماعات استفاده مى کنیم . ما از این الله اکبرها استفاده کرده ، آن الله اکبرها را باید حفظ بکنیم . باید به این مظاهر، شعائر و امورى که در اسلام به آن سفارش شده فکر کنید که این ها یک مسئله سطحى نبوده است که مى خواستند جمع بشوند و گریه کنند، خیر. ما ملت گریه سیاسى هستیم . ما ملتى هستیم که با همین اشک ها سیل جریان مى دهیم و سدهایى که در مقابل اسلام ایستاده است را خُرد مى کنیم » . علامه شهید مرتضى مطهرى ؛ نیز در رابطه با فلسفه گریه بر امام حسین علیه السّلام مى فرماید: « شهادت از نظر اسلام از جنبه فردى یعنى براى شخص شهید یک موفقیت است بلکه بزرگترین موفقیت و آرزوست . امام حسین فرمود جدم به من فرمود که تو درجه اى نزد خدا دارى که جز با شهادت به آن درجه نایل نخواهى شد. پس شهادت امام حسین براى خود او یک ارتقاست . عالى ترین حد تکامل است اگر مرگ به صورت شهادت باشد، واقعاً یک موفقیت است براى شهید. جشن و شادمانى است ؛ لذا سید بن طاووس ‍ مى گوید اگر نبود دستور عزادارى که به ما رسیده است من روز شهادت ائمه را جشن مى گرفتم . از این جنبه ما به مسیحیت حق مى دهیم به نام شهادت مسیح که مى پندارند شهید شده ، براى مسیح جشن بگیرند. اسلام هم در کمال صراحت ، شهادت را موفقیت مى داند نه چیز دیگر. اما از نظر اسلام آن طرف سکه را هم باید خواند. شهادت از نظر اجتماعى یعنى از آن نظر که به جامعه تعلق دارد نیز باید سنجید. عکس العملى که جامعه در مورد شهید نشان مى دهد، صرفاً به خود شهید تعلق ندارد یعنى صرفاً ناظر بر این جهت نیست که براى شخص شهید موفقیت و یا شکستى رخ داده است . رابطه شهید با جامعه دو رابطه است ؛ یکى رابطه اش با مردمى که اگر زنده بود و باقى بود از وجودش ‍ بهره مند مى شدند و فعلاً از فیض وجودش محروم مانده اند و دیگر رابطه اش با کسانى که زمینه فساد و تباهى را فراهم کرده اند. بدیهى است که از نظر پیروان شهید که از فیض ‍ بهره مندى از حیات او بى بهره مانده اند، شهادت شهید تاءثرآور است . آنکه بر شهادت شهید اظهار تاءثر مى کند در حقیقت به نوعى بر خود مى گرید و ناله مى کند اما از نظر زمینه اى که به شهادت شهید در این زمینه صورت مى گیرد، شهادت یک امر مطلوب است به علت وجود یک جریان نامطلوب . از این جهت مانند یک عمل جراحى موفقیت آمیز است که مطلوب است . درسى که از جنبه اجتماعى ، مردم باید از شهادت شهید بگیرند این است که اولاً نگذارند آن چنان زمینه هایى پیدا شود و افراد جامعه از تبدیل شدن به امثال آن جنایت کاران خوددارى کنند. همچنان که مى بینیم نام یزید و ابن زیاد و امثال آنها به صورتى در آمده که هر کس در مکتب عزادارى واقعى امام حسین تربیت شده باشد از کوچک ترین تشبّه به آنها در عمل اِبا دارد. درس دیگرى که باید جامعه بگیرد این است که به هر حال ، باز هم در جامعه زمینه هایى که شهادت را ایجاب مى کند پیدا مى شود. از این نظر باید عمل قهرمانانه شهید، از این جهت که به او تعلق دارد و یک عمل آگاهانه و انتخاب شده است و به او تحمیل نشده است بازگو شود و احساسات مردم شکل و رنگ احساس آن شهید را بگیرد. این جاست که مى گوئیم گریه بر شهید شرکت در حماسه او، هماهنگى با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت در موج اوست . این جاست که باید ببینیم آیا جشن و شادمانى و پایکوبى و احیاناً هرزگى و شراب خوارى آن چنان که در جشن هاى مذهبى مسیحیان دیده مى شود هم شکلى و هم رنگى و هم احساسى مى آورد و یا گریه ؟ معمولاً درباره گریه اشتباه مى کنند. خیال مى کنند گریه همیشه معلول نوعى درد و ناراحتى است و خود گریه امرى نامطلوب است . راز بقاى امام حسین این است که نهضتش از طرفى منطقى است و از ناحیه منطق حمایت مى شود و از طرف دیگر در عمق احساسات و عواطف راه یافته است . ائمه اطهار که به گریه بر امام حسین سخت توصیه کردند، حکیمانه ترین دستورها را داده اند. این گریه هاست که نهضت امام حسین را در اعماق جان مردم فرو مى کند. روشن است که اگر مانند مسیحیان جشن مى گرفتند، نهضت امام حسین به انحراف کشیده مى شد. شاید بدین جهت بزرگان دین دستور عزادارى و گریه داده اند» ب ) عزادارى در سیره معصومین علیهم السّلام تا این جا به بحث در رابطه با فلسفه و ارزش عزادارى براى سالار شهیدان و مصائب اهل بیت علیهم السّلام پرداختیم . حال ببینیم که ائمه معصومین علیهم السّلام خود چگونه به برگزارى سوگوارى و اشاعه این فرهنگ به صورت عملى پرداخته اند که به گوشه هایى از آن اشاره مى نماییم تا الگوى رفتارى و سرمشقى براى همه شیفتگان خاندان عصمت و طهارت بوده و درسى آموزنده براى همگى ما باشد. امام سجادعلیه السّلام همان طور که مى دانید ایشان در ماجراى کربلا حضور داشتند اما به دلیل بیمارى و کسالتى که به اذن خدا بر ایشان عارض شده بود، به جنگ نرفته و وجود نازنین حضرت از خطرات در امان ماند و به عنوان یادگار و پیام آور عاشورا و اسارت اهل بیت علیهم السّلام از بند خطرات مصون ماندند. اما حضرت با همان حالت بیمار نیز از پا ننشستند و صداى استغاثه پدر بزرگوار خود را که شنیدند، سعى در شتافتن به یارى ایشان داشتند. در تاریخ آمده که حال حضرت به قدرى وخیم بود که حتى توانایى حمایل کردن شمشیر را هم نداشتند و حضرت زینب علیهاالسّلام مانع از رفتن ایشان به میدان جنگ شدند و به سان پروانه اى گرد شمع على بن حسین علیه السّلام مى گشتند و از جان ایشان محافظت مى کردند. حضرت آن قدر از خوف خدا و تاءثر از شهادت پدر و برادران بزرگوارشان گریه نموده که به مقام یکى از «بکائون » عالم رسیده بودند. به قدرى که سجاده حضرت خیس از اشک دُردانه ایشان مى شد. ایشان با این کار سعى در افشاء و اطلاع رسانى حرکت فجیع بنى امیه و یزید ملعون داشتند به طورى که هرگاه چشم حضرت به آب مى افتاد، گریه مى کردند. چنانچه امام صادق علیه السّلام ر مورد ایشان فرمودند: «على بن حسین بیست سال گریه کرد به طورى که هرگاه در جلوى آن حضرت غذایى گذاشته مى شد مى گریست » . روزى یکى از خدمتکاران حضرت ، غذا براى ایشان فراهم کرد. حضرت مثل همیشه با مشاهده آب و غذا شروع به گریه نمودند. خدمتکار حضرت عرضه داشت : «یا بن رسول الله ! آیا هنوز وقت پایان اندوه شما نشده است ؟» حضرت فرمودند: «واى بر تو! یعقوب دوازده فرزند داشت و وقتى یکى از آنها (یوسف ) را مدتى ندید آن قدر در فراق او گریست که بینایى چشمانش را از دست داد و این در حالى بود که او مى دانست فرزندش زنده است . من چطور گریه نکنم در حالى که هفده تن از اهل بیتم را در یک روز جلوى چشمان خودم سر بریدند» . و در فرمایشى دیگر گفتند: « کَیف لا اَبکِى وَ قَد مُنِعَ اَبِى مِن المَاءِ کَانَ مُطلَقَاً لِلسَّبَاعِ وَ الوُحُوشِ؛» چطور گریه نکنم در حالى که پدرم را از آبى منع کردند که براى تمام درندگان و حیوانات وحشى آزاد بود؟» . از این نمونه ها در زندگى یادگار حضرت حسین علیه السّلام بسیار یافت مى شود که حتى بعضى اوقات ، موجبات پریشانى و نگرانى اطرافیان را فراهم مى ساخت . روزى خدمتکار حضرت به ایشان عرض کرد: «به فدایت اى پسر رسول خدا! ترس این را دارم که عاقبت با استمرار گریه تلف شوید!» حضرت در جوابش فرمود: «در پیشگاه خداوند اندوه دارم و چیزى را مى دانم که تو نمى دانى . هرگاه جریان شهادت فرزندان فاطمه را به یاد مى آورم ، بغض به قدرى گلویم را مى فشارد که نزدیک است بگیرد». ایشان با فرا رسیدن ماه رمضان و تشنگى و گرسنگى بسیار از واقعه کربلا یاد کرده و مدام مى فرمودند: «واکربلا! واکربلا!» و مى گفتند: «پسر رسول خدا کشته شد در حالى که تشنه بود». این را مى گفتند و اشک مى ریختند تا جایى که لباس شان خیس مى شد . امام باقرعلیه السّلام یکى دیگر از باقى مانده هاى کربلاى عطش ، حضرت باقرعلیه السّلام بودند. ایشان به پایه ریزى و ترویج فرهنگ عزادارى مبادرت ورزیدند و در واقع اولین کسى بودند که مجالس ‍ عزادارى اهل بیت علیهم السّلام را تاءسیس کردند. اما وجود خفقان و جوّ بسته سیاسى در پایان دوره اموى ، اجازه کار به حضرت نمى داد و ایشان به طور مخفیانه به برگزارى این گونه محافل مى پرداختند. ایشان از شعراى معروفى مانند «کمیت بن زید اسدى » دعوت به مدیحه سرایى نموده و در مصائب آل الله اشک مى ریختند. در یکى از این مجالس وقتى کمیت به این بیت از شعرش رسید؛ « و قتیل بالطف غودر منهم بین غوغا امته و طعام » حضرت با شدت و زارى گریه نمودند و در پایان به کمیت فرمودند: «اگر سرمایه اى داشتیم در پاداش این شعر به تو مى بخشیدیم اما جزاى تو همان دعایى است که رسول خدا در حق حسان بن ثابت فرمودند که همواره به خاطر دفاع از ما اهل بیت مورد تاءیید روح القدس (جبرئیل ) خواهى بود» . همچنین حضرت ضمن برپایى این مجالس به خطدهى و جهت دادن آن نیز مى پرداختند. ایشان به «مالک جهنى » مى فرماید: «در روز عاشورا براى امام حسین مجلس به پا دارید و بر مصائب آن حضرت ، همراه با خانواده بگریید و جزع و ناراحتى خویش را ابراز نمایید. وقتى همدیگر را مى بینید بر آن حضرت گریه کنید و یکدیگر را تعزیت دهید و بگویید:« اَعظَمَ اللّهُ اُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالحُسینِ وَ جَعَلَنَا وَ اِیَّاکُم مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیهِ الاِمَام المَهدِى مِن آلِ مُحمّد صَلَى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم .» هرکس این عمل را انجام دهد ثواب دو هزار حج و عمره و جهاد در رکاب رسول خدا و امامان را ضمانت مى کنم » . و نیز فرمودند: «کسى که دور از کربلاست به قصد زیارت ، کافى است به سوى کربلا اشاره نماید و سلام فرستد و لعن و نفرین بر قاتلان شهداى کربلا گوید، آن گاه دو رکعت نماز بخواند. باید این اعمال مقدارى مانده به ظهر انجام شود و پس از آن اهل خانه اش را جمع کند و مجلس ‍ عزا برپا نماید و بر آن حضرت همگى بگریند» . امام صادق علیه السّلام در زمان حضرت صادق علیه السّلام به دلیل مسائل سیاسى حاکم بر جامعه ، مجالس حالتى علنى تر به خود مى گیرند. ایشان نیز چون پدر و جد بزرگوارشان حضرت سجادعلیه السّلام همیشه متاءثر جریان کربلا بودند و مى فرمودند: «حسین مایه اندوه و گریه هر مؤ منى است » و هرگز دیده نشد که نام اباعبدالله علیه السّلام بر ایشان برده شود و ایشان در تمام طول آن روز خنده بر لب شان مشاهده گردد. «معاویه بن وهب » از یاران امام صادق علیه السّلام مى گوید: «روز عاشورایى بود که خدمت مولایم رسیدم . آن حضرت در محراب مشغول عبادت بودند. منتظر شدم تا عبادت شان تمام شود. سجده حضرت بسیار طولانى بود و در حال سجده گریه مى کردند و مشغول راز و نیاز بوده و براى خود، برادران و زائران امام حسین طلب آمرزش مى نمودند. بعد از مدتى که عبادت شان تمام شد به من فرمودند: پسر وهب ! حسین را از راه دور و نزدیک زیارت کن ، اندوه و حزن خود را تجدید کرده و زیاد گریه بنما. آن گاه خود بسیار گریستند، به گونه اى که قطرات اشک محاسن زیباى شان را فرا گرفت و آن روز را تا پایان اندوهگین بودند» . «زید شحام » مى گوید: «به همراه تعدادى از اهل کوفه خدمت امام صادق بودیم . یکى از شعراى عرب به نام «جعفر بن عفّان » وارد مجلس شد. آن حضرت او را مورد احترام قرار داده و در نزدیک خود نشاندند. آنگاه به او فرمودند: اى جعفر! به من گفته اند که تو اشعار نیکى درباره حسین سروده اى ، اشعار خود را بخوان . او نیز اطاعت کرده و شروع به خواندن نمود، در حالى که اشک همه سرازیر بود و محاسن امام خیس شده بود. سپس فرمودند: اى جعفر! فرشتگان الهى حضور دارند و صداى تو را شنیدند و همچنان که ما گریه کردیم آنها نیز گریستند بلکه آنها بیشتر. خداوند در این ساعت ، براى تو بهشت را واجب کرده و تو را ببخشد» . و نقل کرده اند که «ابو هارون » که مردى نابینا و شاعر توانایى بود روزى خدمت امام صادق علیه السّلام رسید. حضرت فرمود: «ابو هارون ! از آن اشعارى که در مرثیه جدم سروده اى براى ما بخوان » و فرمود: «بگویید زن ها هم پشت پرده بیایند و فیض ببرند». ابو هارون مى گوید: «من شروع کردم به خواندن . مولایم فرمود: این طور نه ! همان گونه که براى مردم مى خوانى بخوان ! همان گونه که نزد قبر جدم مى خوانى . و من شعرم را شروع کردم ؛« اُمرُرْ عَلَى جَدَثِ الحُسَینِ فَقُلِْلاَعْظُمِهِ الزَّکِیَّه » اى باد صبا! گذر کن بر قبر حسین و پیغام دوستان و عاشقان او را برسان ، اى باد صبا! پیام ما را به استخوان هاى شکسته مقدس حسین برسان ، بگو اى استخوان ها! شما همیشه با اشک دوستان حسین سیراب هستید، این اشک ها مى ریزند و او را سیراب مى کنند. اگر در آن روز، آب را از شما منع و حسین را با لب تشنه شهید کردند، این شیعیان اشک خود را نثار شما مى کنند، اى باد صبا! اگر از جسد این عزیزان گذر کردى ، تنها به رساندن پیام قناعت نکن بلکه آنجا بسیار توقف کن و مصائب حسین را در خاطرت بیاور و اشک بریز، مانند مادرى که بر تنها فرزند خود مى گرید. گریه کن بر آن انسان پاک ، فرزند پاک ، از مادر پاک . و همین پنج مصراع را بیشتر نخوانده بودم که غوغایى از شیون و گریه بلند شد. اشک از چشمان مبارک حضرت جارى بود و شانه هاى شان به شدت مى لرزید
 

برچسب ها: عزاداری امام حسین (ع)
نوشته قبلی

جایگاه ولایت و عمل در نجات از نظر شیعه (۲)

نوشته‌ی بعدی

ایمان ابوطالب علیه السّلام

مرتبط نوشته ها

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی
نهضت حسینی

رویکردهای عاشورا با تکیه بر رویکرد انسانی

مذهب شیعه از خلافت معاویه تا قرن چهاردهم
نهضت حسینی

عرفان و آزادى در آینه عاشورا

آرمان ‌شناسى قیام‌ هاى شیعى
نظام ولایت فقیه

بررسی مبانی فقهی ـ کلامی عاشورا و تأثیر آن بر انقلاب اسلامی

تحلیلى جامعه شناختى بر سنت عزادارى امام حسین
نهضت حسینی

حسین بن علی (ع) مظهر عزت

فرهنگ عاشورایی در زیارت های شیعی
نهضت حسینی

فرهنگ عاشورایی در زیارت های شیعی

عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی
نهضت حسینی

عزّت و افتخار، پیامد فرهنگ حسینی

نوشته‌ی بعدی

ايمان ابوطالب عليه السّلام

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

سرو قامتی استوار در بوستان فقاهت

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

همه نقطه‌زنی‌های سید مجید

ایرانیان حاضر در کربلا

سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)

حدیث سلسله الذهب

هجرت امام رضا (ع) به ایران

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا