11 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری

هجرت خورشيد

0
SHARES
5
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

 ولوله‏اى غريب در جمعشان افتاده بود و هر كس چيزى مى‏گفت. در اين هنگام، ابوجهل برخاست. با اشاره دست‏حاضران رابه سكوت دعوت كرد و چنين گفت:  مسلمانان دسته‏دسته به يثرب مى‏روند. محمد هنوز در مكه است; اما او نيز ممكن است همين روزها از شهر خارج شود. بايد چاره‏اى انديشيد. بزرگان قريش، با او چه كنيم؟ از هر سوى مجلس، صدايى بلند شد:    – او را به غل و زنجير كشيم و زندانى كنيم.    – اگر او را بكشيم; براى هميشه خيالمان آسوده مى‏شود.    – ابوجهل پس از شنيدن پيشنهادهاى آنان گفت:    اگر محمد را زندانى كنيم، سرانجام يك روز مجبور مى‏شويم آزادش كنيم و او به دعوتش ادامه خواهد داد. اگر تبعيد كنيم، در جايى ديگر آشوب به پا مى‏كند. من با پيشنهاد كشتن محمد موافقم! در اين هنگام، شخصى از ميان جمع فرياد كشيد: اما چه كسى او را بكشد؟    ابوجهل گفت: اگر يك نفر محمد را بكشد، ممكن است او را شناسايى كنند. براى اينكه قاتل مشخص نباشد، از هر قبيله‏اى جوانى برمى‏گزينيم و به او شمشيرى مى‏دهيم تا همگى در يك زمان بر محمد حمله برند و او را بكشند. به اين ترتيب خونش در ميان قبايل پخش مى‏شود و چون بنى‏هاشم نمى‏توانند با همه تيره‏هاى قريش بجنگند، ناچار به گرفتن خون‏بها رضايت مى‏دهند.    سران قريش، به اتفاق آرا، پيشنهاد ابوجهل را تصويب كردند و پس از تعيين زمان و چگونگى حمله پراكنده شدند.    شب اول ربيع‏الاول سال چهاردهم بعثت، جوانان شمشير به دست‏خانه پيامبر را محاصره كردند. آنها قصد داشتند در آغاز شب به خانه حضرت حمله كنند، اما ابولهب، همسايه و عموى پيامبر، آنان را از اين كار بازداشت و گفت: زنان و فرزندان داخل خانه هستند.    ايشان تقصيرى ندارند. صبر كنيد هوا روشن شود و محمد از خواب برخيزد و در مقابل چشم بنى‏هاشم كشته شود و همگى ببينند كه قاتل او يك نفر نيست.    در همين زمان پيامبر اكرم، كه به وسيله فرشته وحى از نقشه قريش آگاه شده بود، در خانه با حضرت على سخن مى‏گفت: على جان، من بايد از مكه خارج شوم. قريشيان قصد كشتن مرا دارند. تو در بستر من بخواب خود را بپوشان تا آنان به خروج من از خانه پى نبرند. من بايد به يثرب بروم.    آنگاه پيامبر با على خداحافظى كرد، ضمن خواندن آيات آغازين سوره يس از خانه خارج شد و از ميان دشمنان عبور كرد. هيچ كدام متوجه خروج او نشدند. خداوند بر چشمان آنان پرده‏اى افكنده بود. رسول خدا در راه به ابوبكر برخورد و او با آن حضرت همراه شد. پيامبر به جاى اينكه به سمت‏شمال، كه راه يثرب از آن سو بود، برود راه جنوب پيش گرفت و به غار ثور وارد شد. اين غار در كوههاى جنوبى مكه قرار داشت و توجه كسى را به خود جلب نمى‏كرد.    از سوى ديگر، حضرت على در بستر مبارك پيامبر خوابيد. صبحگاهان دشمنان با شمشيرهاى آخته به خانه پيامبر هجوم بردند و چون روانداز را كنار زدند، با حضرت على رو به رو شدند. يكى از آنان با عصبانيت‏به على گفت: محمد كجاست؟  مگر او را به من سپرديد كه از من مى‏طلبيد؟    سران قريش براى يافتن پيامبر دست‏به كار شدند. گروهى را براى تفتيش قسمت‏هاى شمالى مكه فرستادند، اما آنان ناكام بازگشتند. شخصى به نام ابوكرز كه در شناسايى رد پاى افراد مهارت داشت، را به كار گرفتند و عده‏اى را با او همراه ساختند. ابوكرز سمت جنوب مكه حركت كرد و رد پاى پيامبر اكرم و همراهش را تا غار ثور تعقيب كرد; اما وقتى به دهانه غار رسيد، ايستاد و با تعجب به منظره مقابل چشمش خيره شد. ورودى غار را با تارهاى عنكبوت پوشيده شده بود و كبوترى در داخل غار لانه ساخته، مشغول استراحت‏بود. يكى از همراهان پرسيد: چه شده ابوكرز، محمد را نيافتى؟    – نمى‏دانم; رد پا تا جلوى غار ادامه دارد، اما اينجا محو مى‏شود! اين تار عنكبوت و كبوتر نشان مى‏دهد كسى وارد غار نشده است. شايد او به آسمان رفته باشد، بهتر است از اينجا برويم.  وقتى مشركان مشغول صحبت‏بودند، ترس وجود ابوبكر را فرا گرفت; اما پيامبر وى را دلدارى داد و گفت: نترس خدا با ماست.  از سوى ديگر، حضرت على‏در بستر مبارك پيامبر خوابيد. صبحگاهان دشمنان با شمشيرهاى آخته به خانه پيامبر هجوم بردند و چون روانداز راكنار زدند، با حضرت على‏روبه‏رو شدند.    پيامبر سه روزدر غار ثور ماند. در اين مدت تنها حضرت على، هند بن‏ابى‏هاله فرزند خديجه، عبدالله پسر ابوبكر و عامر غلام ابوبكر از جايگاه آن حضرت اطلاع داشتند.  آنان شبها به غار ثور مى‏رفتند و اخبار شهر را به پيامبر گزارش مى‏دادند.    در يكى از اين شبها، كه على و هند نزد آن حضرت بودند، پيامبر خطاب به على فرمود: على جان، براى ما شترانى فراهم كن قصد داريم سمت‏يثرب برويم. بعد از رفتن ما، در روشنايى روز، در جايى كه همگان تو را ببينند بايست و با صداى رسا اعلام كن كه، هر كس پيش محمد امانتى دارد يا از او طلبكار است‏براى دريافت آن نزد من بيايد. وقتى امانات و طلب مردم را پرداختى، راه يثرب را در پيش گير و به ما بپيوند. فاطمه‏ها را نيز همراه بياور و اگر فردى از بنى‏هاشم مايل به مهاجرت بود، مقدمات سفرش را فراهم كن. اكنون به تو مى‏گويم كه از اين پس هيچ آسيبى نخواهى ديد.    در غروب شب چهارم، شتران را، همراه مردى به نام عبدالله، سمت غار فرستاد. عبدالله مسلمان نبود، اما مردى امين بود. پيامبر و همراهش با شنيدن صداى نعره شتران از غار خارج شدند. اكنون كاروان چهارنفره آماده حركت‏بود. عبدالله، ساربان و راهنماى گروه، پيشاپيش حركت كرد.    پس از وى پيامبر،سپس ابوبكر در پى او غلامش عامر رهسپار شدند. عبدالله آن كاروان كوچك را از طرف پايين مكه و روى خط ساحلى سمت مدينه هدايت كرد. در سمت چپ آنها، در دور دست، درياى سرخ ديده مى‏شد. آنان در راه به واحه قديد رسيدند. در آنجا چند خيمه كوچك و بزرگ ديده مى‏شد پيامبر و همراهانش از شترها پياده شدند. پيرزنى به نام ام معبد خزائى از خيمه‏اى بيرون آمد و گفت:    بفرماييد، خوش آمديد.  پيامبر سلام كرد و وارد خيمه شد. به تيرك چوبى گوسفند لاغرى بسته شده بود كه از شدت ناتوانى نمى‏توانست همراه گله به صحرا برود. پيامبر به گوسفند اشاره كرد و فرمود:    ام معبد، آيا اين گوسفند شير دارد؟  نحيف‏تر از آن است كه شير بدهد.    پيامبر سمت گوسفند رفت، نام خدا را به زبان آورد و چنين دعا كرد: خدايا اين گوسفند را بر اين زن مبارك گردان.  آنگاه به ام معبد اشاره كرد و فرمود: ام معبد، برايم باديه‏اى بياور.  پيامبر گوسفند را دوشيد. ابتدا ظرف شير را به ام معبد داد تا از آن بياشامد سپس به همراهان داد و سرانجام خود آشاميد و با خنده گفت: در هر جمعى، بايد ساقى پس از همه بنوشد.    در پايان بار ديگر گوسفند را دوشيد، ظرف شير را نزد ام معبد نهاد، سپس آماده حركت‏شد. ام معبد از خيمه بيرون آمد و دور شدن آنان را نظاره كرد. شترها آرام آرام دور شدند. ام معبد گوسفند را نوازش كرد و گفت: از صورتش نور مى‏باريد. ديدى چه صداى گرمى داشت. او مرد خدا بود روز دوشنبه دوازدهم ربيع‏الاول مهاجران به دروازه يثرب نزديك شدند، جوانى كه بر فراز يكى از درختان نخل محله قبا دست را سايبان ديده ساخته بود و بيابان را زير نظر داشت، از شوق فريادى كشيد: چهار سوار به اين سو مى ‏آيند.
مجله کوثر شماره 5

برچسب ها: معصوم شناسی
نوشته قبلی

امامت امام جواد(ع) در خردسالی

نوشته‌ی بعدی

موقوفات پيامبر اسلام و اهل بيت (ع)

مرتبط نوشته ها

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص
شخصیت های شیعه

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.
برگزیده ها

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.
برگزیده ها

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)
انقلاب مهدوی

وکلاى حضرت مهدى (عج)

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان
ویژه جنگ رمضان

پیوند راهبردی ایران و حزب‌الله لبنان

غلو از دیدگاه تشیع
بیراهه انحراف

غلو از دیدگاه تشیع

نوشته‌ی بعدی

موقوفات پيامبر اسلام و اهل بيت (ع)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

حاج شیخ عباس قمی؛ اسوۀ اخلاص

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

هویت ایرانی و اسلامی در هم تنیده است.

مداحی جای تحریف دین نیست.

مداحی جای تحریف دین نیست.

وکلاى حضرت مهدى (عج)

وکلاى حضرت مهدى (عج)

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا