در هجدهم ذیالحجه سال دهم هجری در غدیر خم آیات متعددی نازل شد. مانند: آیۀ ابلاغ (مائده/67) که دستور الهی بر پیامبر عظیم الشأن اسلام مبنی بر تکمیل رسالت خود، بلکه ابلاغ اصلیترین و مهمترین رکن رسالت و اعلام ولایت و امامت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام) بود که عدم ابلاغ آن برابر با عدم انجام رسالت بود. آیۀ دیگر آیۀ اکمال (مائده/3) است که بعد از ابلاغ امامت و ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) توسط رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در بین جمعیت صد و بیست هزار نفری مسلمین، بر پیامبر خدا نازل شد.آیۀ دیگر آیۀ «سأل سائل» (معارج/1و2) است که بعد از خطبۀ تاریخی غدیر و اعلام ولایت و امامت امیرالمؤمنین(علیه السلام) نازل شد و نشانگر وجود کینههای درونی و مخفی نسبت به رهبری و وصایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) بودکه البته خداوند متعال این گستاخی را بی جواب نگذاشت و برای درس عبرت همگان، شخص منکر امامت امیرالمؤمنین(علیه السلام) را بلافاصله با فرود سنگی از آسمان به جهنم واصل نمود، تا بلکه همگان نسبت به این امر یقین پیدا کنند.
آیۀ اکمالاین آیه شریفه که معروف به آیه «غدیریه» نیز میباشد. بعد از ابلاغ امامت و ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) نازل شد و بشارت یأس کفار و منافقین، ترس آنان از اسلام و مسلمین، رفع ترس مسلمین از کفار و منافقین، اکمال دین، اتمام نعمت، رضایت و خشنودی خداوند متعال را از دین اسلام، به سبب اعلام ولایت و امامت امیرالمؤمنین(علیه السلام) به همراه داشت. ما در این مختصر به بررسی کوتاهی از یک بند این آیۀ شریفه میپردازیم: {اليوم يأس الذين کفروا من دينکم} (امروز کفار از دین شما نا امید شدند)(مائده/3)* {اليوم}: معنای حقیقی «یوم» فاصله زمانی بین طلوع و غروب خورشید است و سایر معانی، معنای حقیقی نیستند بلکه معنای مجازیاند و نیاز به قرینه دارند و در آیۀ شریفه قرینهای بر مرادیت معنای مجازی نیست بنابراین معنای حقیقی مابین طلوع و غروب خورشید مراد است. و از آنجایی که آیۀ شریفه از اکمال دین و یأس کفار خبر میدهد «ال» در الیوم نمیتواند جنس باشد بلکه باید عهد باشد و چون قبل از آن هیچ ذکری از روز خاصی نشده است، باید «ال» عهد ذهنی باشد. یعنی روزی شناخته شده برای مسلمین بوده است که واقعه خواصی در آن روز به وقوع پیوسته است که به اعتراف مفسرین و مورخین و أدبا روز «غدیر» بوده است. (رجوع به جلد اول کتاب نفیس الغدیر)* {يَئِسَ}: یأس و ناامیدی دلالت بر تغییر حالت دارد و لازمۀ این تغییر حالت آن است که قبل از آن، شخص دارای امید بوده باشد سپس در اثر وقوع حادثه یا رویدادی امید خود را از دست داده و مأیوس گردد. به بیان دیگر تا آن روز کفار امید نفوذ در دین اسلام را داشتند ولی در اثر رخداد غدیر، کفار امید خود را از دست دادند و از نفوذ در اسلام مأیوس شدند بنابراین باید به دنبال حادثه و واقعهای مهم بود که توانسته در آن روز به خصوص، کفار را مأیوس گرداند. لذا بیان چند حکم از محرمات که در صدر آیۀ آمده دلیل یأس کفار نیست زیرا علاوه بر عدم وجود ویژگی خاصی در حرمت موارد مذکور، آنها آخرین احکامی که توسط رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بیان شده باشند نیستند و همچنین این آیه آخرین آیه نازل شده نیست. حتی به گفته عمر: «آخرین آیهای که نازل شده آیۀ ربا بود.» (بخاری/5/165) به علاوه حرمت خون و امثال آن که در صدر آیه آمده در آیاتی که قبلاً نازل شده بودند ذکر گردیده است مانند: (انعام/145 و نحل/115 و بقره/173) بنابراین مطلبی بسیار مهمتر از نقل چند حکم است که کفار را ناامید گردانیده است و آن رهبری و امامت جامعه اسلامی است که او حافظ احکام و شریعت میباشد. * {الذين کفروا} روشن است که قطع امید در اثر آگاهی از حادثهای است که در آن روز به خصوص اتفاق افتاده است و با توجه به عدم وجود وسائل ارتباطی امروز مانند: تلفن و تلگراف و …. در آن عصر، و همچنین با توجه به این که قطع امید در همان روز حادثه اتفاق افتاده است بنابراین مراد از «الذین کفروا» در آیۀ شریفه کفار و مشرکین و اهل کتاب خارج از جمع مسلمانان در حجة الوداع نیستند بلکه مراد مخالفان و منافقانی هستند که در آن روز مخصوص و در آن واقعه حضور داشتند.قرآن کریم نیز بارها از منافقین با عنوان کافر یاد کرده است مانند: توبه/54 و 55 و 56 و 80 و 84 و 125.* {من دينکم}: قرآن کریم میفرماید: در این روز اسلام مصونیت دائمی یافت و کفار از نفوذ در آن مأیوس شدند البته نفرموده: «اليوم يئس الذين کفروا منکم» (امروز کفار از شما مسلمانان ناامید شدند) بلکه میفرماید: {من دينکم} امروز کفار از دین شما (اسلام) نا امید شدند. یعنی با واقعهای که امروز به وقوع پیوست، دین به بلندایی رسید که کفار از نفوذ در آن مأیوس گردیدند. بنابراین باید آن واقعه در ارتباط تنگاتنگی با مصونیت دین باشد و روشن است که در حیات رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) فرض نفوذ کفار باطل است ناچار باید امید کفار در نفوذ در دین به بعد از رحلت ایشان معطوف شده باشد در این صورت باید آن واقعهای که باعث ایجاد یأس در کفار در آن روز گردید جبران کننده ضایعه رحلت وجود مقدس رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) و نقش ایشان در جلوگیری از نفوذ کافرین باشد. لذا آن واقعه نا امید کننده کفار تعیین جانشینی لایق و همانند رسول خدا(صلی الله علیه و آله) برای ایشان است. که بر اساس آیۀ شریفه مباهله و حدیث منزلت و آیات و روایات دیگر فقط امیر المؤمنین علی بن ابیطالب(علیه السلام) چنین جایگاهی دارد. تقریر درس امام شناسیاستاد معظم دکتر محمد رضا فریدونی (دام عزّ ه)
مجله ماهنامه امام شناسی شمار 26















هیچ نظری وجود ندارد