فشارهاي سياسي بر شيعيان و آغاز دوبارة تقيه
در دوران امامت امام صادق× تنها در دهة سوم قرن دوم هجري قمري، آزادي نسبي وجود داشت که حتي در همان دهه نيز فعاليتهاي آن حضرت و شيعيان تحت کنترل بود، اما پيش از آن، در دوران امويان و پس از آن به دليل قيام نفس زکيه (145هـ ق) و برادرش ابراهيم (146هـ ق)، شديدترين فشارها عليه شيعيان اعمال ميشد، به طوري که جرأت هرگونه ابراز وجود از آنها سلب شده بود. اين فشارها در سالهاي پاياني زندگي امام صادق× گسترش يافته بود، آنچنان که امام صادق× و اصحاب ايشان به منظور صيانت خود از گزند منصور، مجبور بودند به طور کامل تقيه نموده و مواظب باشند تا کوچکترين بياحتياطي از آنان سرنزند.
اين وضعيت به تدريج و همزمان با استحکام دولت عباسي و برآمدن برخي از مخالفتها و قيامها، تشديد شده و رو به انسداد کامل گذاشت. تأکيدهاي مکرر امام صادق× بر تقيه که اصل آن از زمان امام سجاد× بلکه به نوعي امام علي× آغاز شده بود، خود دليل آشکاري بر وجود چنين فشارهاي سياسي بود. خطر هجوم بر شيعه چنان نزديک بود که امام براي حفظ آنان، ترک تقيه را مساوي ترک نماز اعلام فرمود.([1])
امام× به مُعلّي بن خُنَيس فرمود:
يا معلّي! اکتم امرنا و لاتذعه، فانّ من کتم أمرنا و لايعذيعه أعزَّه الله في الدنيا.
اي معلا! اسرار ما را پنهان بدار و آن را به همه کس نگو، خداوند کسي که اسرار ما را پنهان داشته و آن را بر ملا نسازد، در دنيا عزيز ميدارد.([2])
به هر روي، نقلهايي وجود دارد حاکي از اينکه شدت فشار به قدري بود که حتي شيعيان، بدون اعتنا به همديگر از کنار هم رد ميشدند.([3])
در روايت ديگري درباره جاسوسان ابوجعفر منصور آمده: «کان له بالمدينه جواسيس ينظرون علي من اتّفق شيعة جعفر فيضربون عنقه» منصور در مدينه جاسوساني داشت، آنها مواظب بودند که شيعيان امام صادق× به امامت چه کسي اتفاق ميکنند تا گردن او را بزنند.([4])
بنا به نقل واقدي، معتب از غلامان امام صادق× بود که منصور او را گرفته و هزار ضربه شلاق بر او زد تا جان داد.([5])
[1]. مستدرک الوسائل، ج 12، ص254ـ255.
[2]. حیات فکری سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان، ص436.
[3]. روضهًْ الواعظین، ص293.
[4]. روضهًْ الواعظین، ص282ـ283.
[5]. حیات فکری سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان، ص436.
















هیچ نظری وجود ندارد