7 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home ائمه شیعه فاطمه زهرا (س)

مصائب وارده برحضرت فاطمه زهرا

نارضایتی حضرت زهرا سلام الله علیها
0
SHARES
11
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

مصائب وارده برحضرت فاطمه زهرا ÷

فاطمه در عمر كوتاهش با مصائب بسيار مواجه شده، مصائبى بودند كه اگر بر كوه وارد مى‏آمدند آنها را از هم مى‏پاشاند. ما را توان آن نيست كه مشكلات و مصائب او را ليست كنيم. ولى به عنوان ذكر مورد چند نمونه را معرفى مى‏كنيم:

1- مرگ رسول خدا:

كه پيامبر عزيزتر از جانش بود و وقتى كه از دنيا رفت همه زندگى در برابر چشمانش تيره و تار شده بود. او اوقات خود را به گريه و اشك ريزى مى‏گذراند و بزحمت مى‏توانست آرام بگيرد. رسول خدا ’ از قبل او را تسليت داد و از چهره‏هاى مهم تسليت او اين بود كه به او خبر داده بود نخستين كسى است كه به او ملحق مى‏شود وفاطمه ÷ از شنيدن آن خوشحال شد و خنديد. [1]

رسول خدا ’ به او در مرض فوق فرموده بود: فاطمه جان! گريه مكن، در مرگ من صورت خود را مخراش، گيسوان پريشان نكن، واويلا مگو، مجلس گريه و نوحه سرائى برپا مكن… و بعد فرمود خدايا اهلبيتم به تو مى‏سپارم…[2]

2- دستبرد به حرمت‏ها:

فاطمه ÷ مظلومه است از آن بابت كه بحرمت او دستبرد زدند وشأن او را كه آن همه مورد سفارش و توصيه پيامبر بود ناديده گرفتند و كار به جائى رسيد كه مسعودى مى‏نويسد: در را بر فاطمه ÷ انداختند، او را در بين در و ديوار فشردند، محسن او را سقط كردند ،شوهر او را به زور وادار به بيعت كردند…[3]

در انديشه فاطمه ÷ دستبرد به حرمت على × و ولايتش رنج آورتر از دستبرد به حرمت خود بود. او نمى‏توانست اين مسأله را براى على × بپذيرد كه شوهرش را به زور وادار به بيعت كنند و يا بگفته مسعودى او را تهديد به مرگ نمايند.

مسعودى گويد: دست على × را گرفتند و به زور خواستند با دست ابوبكر به نشانه بيعت اصطكاك دهند و على × مشت خود را فشرد.[4] و فاطمه ÷ نگران و متأثر از اين امر كه اين هوى پرستان چرا چنين مى‏كنند؟ و چرا توصيه‏هاى رسول خدا ’ را ناديده مى‏گيرند؟.

3- آتش زدن در خانه حضرت فاطمه زهرا÷

اين هم مسأله دردناكى براى فاطمه ÷ بود كه به درخانه‏اش آتش افروختند و اين امر توسط عمر انجام شد. [5]سخن اين است كه براى بردن على × به مسجد به او پيام فرستادند، على × اطاعت نكرد، بار ديگر هم او را خواستند نرفت و براى بار سوم عمر به همراهى جمعى آمد، با هياهوئى كه دم به دم نزديكتر ميشد كه اين خانه را با اهلش آتش مى‏زنم،  پرسيدند كه حتى اگر فاطمه ÷ در آن باشد؟ گفت آرى و… [6]. الباقى را از زبان فاطمه ÷ بشنويم:

( فجمعوا الحطب الجزل على بابى؛ بر در خانه‏ام هيزم و خاشاك آوردند  و آتوا بالنار ليحرقوه و يحرقونا) آتش آوردند كه آن را شعله‏ور سازد و ما را بسوزانند، (فوقعت بعضادة الباب)، من در آستانه در قرار داشتم،  (و ناشدتهم بالله و بأبى ان يكفوا و ينصرونا)، آنها را قسم دادم به خدا، و به پدرم كه دست از ما برداريد و به دادمان برسيد، (فاخذ عمرالسوط من يد قنقذ مولى ابى‏بكر)، عمر تازيانه را از دست قنفذ غلام ابوبكر گرفت، (فضرب به على عضدى حتى صار كالدملج) آن را بر بازويم زد، چنان كه كبود شد. (و ركل الباب برجله فرده على و انا حامل)، لگد محكمى بر در زد و آن را بر رويم انداخت در حاليكه حامله بودم، (فسقطت بوجهى)، به رو در خاك افتادم، (و النار تسعر و يسفع فى وجهى)، آتش زبان مى‏كشيد و چهره‏ام را داغ مى‏كرد،( فيضربنى بيده حتى انتثر قرطى من اذنى)، مرا چنان سيلى زد كه گوشواره از گوشم فرو افتاد؛ (فجاءنى المخاض فاسقطت محسناً بغير جرم)،درد زايمان مرا گرفت و محسنم را بدون جرم سقط كردم. [7]

4- ضربات قنفذ:

جريان آتش افروزى عمر را گفتيم و ضربات وارده بر فاطمه زهرا ÷ را برشمرديم. در اينجا سند ديگرى را نقل مى‏كنيم كه در رابطه با قنفذ است. او از آزاد شدگان مكه بود كه بعدها بعنوان كارگزار عمر سرگرم كار شد. عمر در يكى از اقدامات نصف اموال همه كارگزاران خود را بسبب خيانتى كه از آنها ديده بود مصادره كرد، ولى اين امر را درباره او انجام نداد. حتى بيست هزار درهمى را كه از او ستانده بود به او باز پس داد. على × بعدها مى‏فرمود اين اقدام و طرز برخورد عمر بخاطر تقدير عمر از ضربت تازيانه‏اى بود كه به بازوى فاطمه ÷ زد و آن را متورم ساخت.[8]  آرى، او در خوان نعمت پيامبر بزرگ و آزاد شده بود ولى براى حفظ شرايط و موقعيت خود آن رذالت را از خود بروز داد.

5- غصب فدك:

هنوز چند صباحى از مسأله سقيفه نگذشته بود كه حادثه ديگرى رخ داد و آن اخراج كارگزاران فاطمه ÷ از مزرعه فدك و تصرف آن توسط ابوبكر بود كه گفتيم طرح و نقشه آن را عمر ريخته بود. در اين مشى سياسى هدف ورشكست كردن على × و پراكنده ساختن ياران او بود، بويژه مستمندانى كه بعلت طرفدارى از على × و فاطمه ÷ از بيت ‏المال محروم شده بودند .

اين كار بر حضرت فاطمه ÷ بسيار گران آمد مخصوصاً از آن بابت كه صاحب حق بود و براساس زور و عوام فريبى آن را از دستش ربودند و فرياد او بجائى نرسيد. او باور نمى‏كرد كه دشمن تا بدين حد بي شرم و بي حيا باشد. البته فدك سالها در دست ابوبكر و بعد در دست عمر بود، ولى پاره‏اى از اسناد نشان مى‏دهند عمر پس از چندى آن را به على × پس داد و مدتها در دست فرزندان فاطمه ÷ بود و پس از او مجدداً دست به دست مى‏شد. ولى واقعيت اين است روح فاطمه ÷ از اين امر شديداً متألم بود. و اين عدم رعايت حق را يك مصيبت تلقى مى‏كرد فرزندان فاطمه ÷ مادر را از دست داده بودند ديگر فدك را مى‏خواستند چه كنند؟

6- نگرانى از عوام فريبى:

از موارد مظلوميت حضرت فاطمه ÷ اين بود كه خصم عوامفريبى مى‏كرد. مثلاً فدك را كه حق فاطمه ÷ بود از او گرفت ولى براى حق بجانب نشان دادن خود گفته بود اگر مايل باشى اموال شخصى من در اختيار تو باشد يا به صورت مستقيم ميراث او را گرفت بدين بهانه كه پدرت دستور داده ومن نمى‏توانم تخلف كنم. براى حضرت فاطمه ÷ اين شگفتى وجود داشت كه خدا و انسانيت و اخلاق چه شدند؟ چرا چيزى را به پدرش نسبت مى‏دهند كه روح پيامبر از آن آزرده است؟ چگونه مى‏شود مسأله‏اى توسط پيامبر صورت گرفته باشد و فاطمه ÷ از آن بى خبر باشد؟ فاطمه‏اى كه مركز اسرار پيامبر’ بود چگونه از حديث ميراث كه امروز ابوبكر آن را اعلام مى‏كند بى خبر است؟ و اين عوامفريبى روح فاطمه ÷ را آزرده مى‏ساخت زيرا بخاطر تقوا و انسانيت توان مقابله به مثل را نداشت.

7- اهانت‏ها:

حضرت فاطمه ÷ در مورد شخصيت خود از رسول خدا ’ سندها داشت. جمله معروف «فاطمةُ بضعة منى» بر سر زبانها بود و يا عبارت پيامبر هر كه فاطمه ÷ را اذيت كند مرا اذيت كرده همگان شنيده بودند. بدين سان بسيار شگفت‏آور بود كه با وجود آن همه سخنان احترام‏آميز رسول خدا ’ نسبت به او به فاطمه ÷ اهانت كنند و يا او را تحقير نمايند .

ابوبكر پس از خطبه فاطمه ÷ در مسجد به بالاى منبر رفت و سخنان ركيكى درباره او گفت. پناه بر خدا از تكرار آن كلمات! او را نعوذ بالله به روباه پيرى تشبيه كرد كه شاهد او دم او مى‏باشد. و هم او گفت فاطمه ÷ براى اثبات حقانيت خود به ضعيفه‏ها متمسك شده و از زنان يارى مى‏طلبد…[9]

ام سلمه به دفاع برخاست و معترضانه گفت آيا درباره فردى چون فاطمه ÷ اين سخنان رواست؟ او كه روز تولد ملائكة او را در بر گرفتند در خور اين سخنان است؟ آيا رسول خدا ’ فاطمه ÷ را از ميراث محروم كرده و به او خبر نداده؟ واى بر شما – زود است بر خدا وارد شويد و ثمره تلخ كردار خود را بچشيد (و بر اثر اين سخنان ابوبكر مقررى ام سلمه را قطع كرد).[10]

البته ابوبكر بعدها از كار و تلاش خود عليه فاطمه ÷ پشيمان بودو در دم مرگ گفته بود من سه كار را انجام داده‏ام كه‏اى كاش نمى‏دادم:… اى كاش وارد خانه فاطمه ÷ نمى‏شدم اگر چه عليه من به جنگ مى‏ايستادند…[11]

8- حزن و اندوه

حضرت فاطمه ÷ براى زدودن اين آثار و اقدام تلاش‏ها كرد ولى به ثمر نرسيد. ازوجود و جان خود و خانواده‏اش مايه گذارد ولى در آن موفق نشد. او در واقع اسير انتقام جوئى خصم در شمشير برافراختن على × عليه مشركين بود. آن روز كه على × براى احياى دين همه همت خود را مصروف مى‏كرد كينه‏هائى در دل مشركان شكل مى‏گرفت و امروز همان كينه‏ها بصورت موضعگيرى‏ها و بى تفاوتى‏ها درآمد.

حضرت فاطمه ÷ پس از همه فريادها از ميدان به در نرفت مقاومت صبورانه‏اى در پيش گرفت و در آن راه ايستاد خود فرمود صبر مى‏كنم همانند صبر كسى كه در قلب خود تيرى و در درونش نيزه سنگينى را احساس مى‏كند. (نصبر منكم على مثل حز المدى،و وخزالسنان فى الحشاء) [12] والحق چه صبر جانكاهى بود.

او از اينكه اسلام را غريب و بى‏ياور مى‏ديد ديدگانش گريان و قلبش سوخته بود. جهان را در برابر خود تاريك مى‏يافت و ديگر كسى او را خندان نديد تا به ديدار پدر در جهان باقى شتافت (ان فاطمه لم ترمتبسمة بعد وفات رسول الله و لم يعلم ابوبكر و عمر بموتها) [13]نگران ومتأثر بود كه مردم پاره تن اورا فراموش كرده و در ميان انبوهى از دشوارى‏ها تنهايش گذاشتند. مگر پيامبر’ بارها و بارها او را بضعه خود معرفى نكرده بود. [14]

9- پيش ‏بينى پيامبر ’

رسول خدا ’ مظلوميت فاطمه ÷ را پيش بينى كرده و رهنمودهاى خود را از پيش به او داده بود. براساس آن چه كه صاحب كشف الغمه مى‏نويسد: پيامبر روزى به فاطمه ÷ فرمود: دخترم، تو پس از من مورد ستم قرار خواهى گرفت و مورد استضعاف واقع خواهى شد. آنكس كه ترا اذيت كند مرا آزار داده، و آنكس كه ترا بخشم آورد مرا بخشم آورده ،كسى كه به تو جفا كند بمن جفا كرده، هر كس از تو ببرد از من بريده، آنكس كه به تو ستم كند به من ستم روا داشته، آنكس كه ترا شادان كند مرا مسرور كرده، آنكس كه به تو پيوند مهر داشته باشد به من پيوند دارد، زيرا تو از منى و پاره تن منى، و جان من و روح منى، از ستمكاران امتم بر تو به خدا شكوه مى‏كنم.[15]

براساس سند ديگرى، رسول خدا ’ در حين مرگ گريست، و در پاسخ علت گريه‏اش فرمود بدان خاطر است كه از اشرار امتم به آنها ستم مى‏رسد. گوئى مى‏بينم كه دخترم فاطمه ÷ پس از من اسير ظلم و ستم مى‏شود و فرياد پناه خواهى مى‏زند و كسى از امتم او را كمك نكند (و كانّى بك يا بنية ستغثين فلا يغنيك احد من امتى).[16] و هم در سخن ديگرى خطاب به فاطمه ÷ فرمود قسم به آنكس كه مرا بحق مبعوث كرده عرش خدا از گريه‏اش مى‏گريد و هم آنچه از فرشتگان آسمانها و زمين و ما بين آن دواند از گريه‏اش بگريه مى‏آيند. (والذى بعثنى بالحق، لقد بكى لبكائك عرش اللّه و ما حوله من الملائكة والسموات و الارضون و ما فيهما).[17]

[1] – بنقل از عايشه.

[2] – بحار 22 ص 460

[3] – ص 262 اثبات الوصيه.

[4] – همان منبع.

[5] – العقد الفريد ج 2 ص 197 و ص 240 شافى سيد مرتضى

[6] – ص 64 طرائف.

[7] – ص‏97 بيت الاحزان.

[8] – ص 107 سليم بن قيس.

[9] – ص 362 الزهراء.

[10] – ص 363 همان منبع .

[11] – ص 286 رياحين الشريعه ج 1.

[12] – سخنان فاطمه (س) در خطبه‏اش.

[13] – اثبات الوصيه.

[14] – ص 188 صواعق المحرقه.

[15] – ص 148 كشف الغمه .

[16] – بحار 43 ص 156.

[17] – همان منبع.

نوشته قبلی

گوشه اي از مظلوميت حضرت فاطمه زهرا

نوشته‌ی بعدی

مظلوميت حضرت فاطمه از زبان على

مرتبط نوشته ها

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)
فاطمه زهرا (س)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

بررسی علل وقوع سقیفه
فاطمه زهرا (س)

بررسی علل وقوع سقیفه

فاطمه (س) در آیینه وحی
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) در آیینه وحی

فاطمه (س) در لسان پیامبر اسلام (ص)
فاطمه زهرا (س)

فاطمه (س) در لسان پیامبر اسلام (ص)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن
فاطمه زهرا (س)

حدیث لوح فاطمه (س) و نکته هایى در شرح آن

شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام
فاطمه زهرا (س)

شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام

نوشته‌ی بعدی
جایگاه حضرت فاطمه و مریم علیهما السلام در آیات و روایات

مظلوميت حضرت فاطمه از زبان على

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

اهلبیت (ع) برترین های جهان هستی

اهلبیت (ع) برترین های جهان هستی

نسخۀ عربیِ اسرائیل

نسخۀ عربیِ اسرائیل

امتیازات شیعه راستین در آخرالزمان

امتیازات شیعه راستین در آخرالزمان

آیه اطاعت دلیل حقانیت مذهب شیعه

آیه اطاعت دلیل حقانیت مذهب شیعه

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا