2 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home انقلاب مهدوی

اخلاق سیاسی در نامه های نهج البلاغه(۲)

0
SHARES
1
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

۲٫ اخلاق سیاسی و اداری
– درک صحیح از مسئولیت. نگاه امیرالمؤمنین(علیه السلام) به حکومت، با عنوان وظیفه و عهدی که خداوند از علما و دانشمندان گرفته است، معنا می یابد. این اصل زمانی مجال تحقق می یابد که به خواست مردم شرایط حکومت توسط امام(علیه السلام) فراهم شد. بنابراین اصل دموکراسی و مردم سالاری دینی برای اولین بار در تاریخ با بیعت مردم با امیر(علیه الصلاه و السلام)به وقوع پیوست. امام(علیه السلام) در نهج البلاغه گزارش شرایط پذیرش مسئولیت را این گونه بیان می کند:
لو لا حضور الحاضر و قیام الحجه به وجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء الا یقاروا علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم لا لقیت حبل ها علی غاربها و لسقیت آخرها بکاس اولها و لا لفیتم دنیاکم هذه ازهد عندی من عفطه عنز…؛ اگر مردم در صحنه حاضر نمی شدند و با وجود یاران متعهد، اتمام حجت نمی شد و خداوند از عالمان وظیفه شناس پیمان نگرفته بود که بر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم آرام ننشینند، افسار شتر خلافت را بر کوهانش می انداختم و فرجام خلافت را به جام آغازین، آب می دادم و شما مرا آزموده و دانستید که دنیای شما نزد من از عطسه ی یک ماده بز خوارتر است (نهج البلاغه، خ۳). امام(علیه السلام) در مسند حکومت حقه ی خویش، آن گونه استوار بود که در جواب نامه ی برادرش عقیل فرمود: من رایی فی القتال فان رایی قتال المحلین حتی القی الله لا یزیدنی کثره الناس حولی عزه و لا تفرقهم عنی وحشه و لا تحسبن ابن ابیک و لو اسلمه الناس متضرعا متخشعا و لا مقرا للضیم و اهنا و لا سلس الزمام للقائد و لا وطی ء الظهر للراکب المتقعد؛… رأی من این است که با آنان که جنگ را روا داشتند، بجنگم؛ تا خدای را دیدار کنم. نه انبوه مردم در اطرافم برعزتم می افزاید؛ نه از پراکندگی مردم اساس ترس و خوف می کنم. گمان مکن برادرت- هر چند تنها بماند تن به خواری دهد و به سستی زیر بار ستم رود و مهار خود را دست قائد سپارد و پشت خود را به سواری خم نماید…(نهج البلاغه، ن۳۶) – رعایت حقوق شهروندی، امام(علیه السلام) در ابتدای نامه ی ۵۳ نهج البلاغه وظیفه ی حکومت یا به عبارتی حق مردم بر حکومت را چهار مورد بر می شمارد. «جبایه خراجها و جهاد عدوها و استصلاح اهلها و عماره بلادها». اصل رعایت حقوق شهروندی تنها بر مبنای انسان بودن و بدون در نظر گرفتن گرایش های دینی و سیاسی مورد توجه امیر است. چنانکه فرمود: «مردمان تحت حکومت تو دو دسته اند، یا برادران دینی تواند، یا انسان هایی هستند همانند تو…» (نهج البلاغه، ن ۵۳). بنابراین امام حق را برای همگان می بیند (نک: همان، خ۲۱۵). حقوق نیز در دید امام امری دو طرفه است و طرفین، به نسبت در برابر هم دارای حقوق اند. بنابراین حق در برابر تکلیف بین افراد و نظام ها به وجود می آید (همان). در منظر امام رعایت دوسویه ی حقوق، منفعتی دوسویه داشته و موجب برپاداشتن دین می شود. در این صورت جامعه به برپاداری حق و عدالت و ثبات می رسد (همان)، بدیهی است در غیر این صورت به عنوان یک اصل تاریخی، با حاکمیت و اقتدار گروه یا حزب، حکومت پایدار نمی ماند. در مکتب امام آزادی بیان و اندیشه نقشی برجسته دارد. اگر معیار در رفتار مسئول با زیردستان تنها انسان بودن افراد باشد(همان، ن۵۳)، پس همه ی افراد و پیروان ادیان می توانند مطابق با آیین خود رفتار کرده و به عبادات مشروع خود بپردازند، و از امکانات موجود نیز مطابق با دیگران بهره مند شوند. فراهم آوردن شرایط مناسب برای آموزش و پرورش مردم، تامین اجتماعی و حقوق بازنشستگی (نک: ن۵۳؛ حرعملی، وسائل ۴۹/۱۱) و اصلاح وضع زندگی افراد، اجرای دو اصل آزادی و عدالت، حق سؤال و استیضاح مسئولین و حق نظارت برامور (نک: ن ۵۳)، حق مالکیت و بازرگانی البته با ذکر قیودی که در نهج البلاغه آمده است (همان، ن۵۱ و ۵۳)، از جمله مواردی است که امیرالمؤمنین برای مردم بر می شمارد. – حفظ حقوق مخالفین. اخلاق سیاسی امام(علیه السلام) نوعی ضرورت پاسخ گویی، را حتی در برابر مخالفان، پدید می آورد. لذا امام(علیه السلام) همیشه پاسخ گوی انتقادات و نامه های مخالفان و افراد فاسدی چون معاویه است؛ در حالی که از نصیحت و ایجاد فرصت برای بازگشت آنان نیز فرو گذار نمی کند(نک: نهج البلاغه، ن: ۶، ۷، ۹، ۱۰، ۱۷، ۲۸، ۳۰، ۳۲، ۳۷، ۴۸، ۴۹، ۵۵، ۶۴، ۶۵، ۷۳ و ۷۵). امام(علیه السلام) از جنگ و خون ریزی تا حد امکان پرهیز می کند. برخورد امام با سران ناکثین سراسر خیرخواهی و نصیحت است. آنان گرچه سازو برگ جنگ برافراشته بودند، اما امام(علیه السلام) با آنان مدارا کرده و به روشنگری پرداخت. گر چه سرانجام کار به نزاع و ریختن خون آنان ختم شد. همچنین در برخورد با معاویه قبل از شروع جنگ صفین می کوشد تا با موعظه او را از خواب غفلت بیدار کند، تا آتش جنگ شعله ور نشود و افراد نیز چهره ی معاویه را بشناسند، لذا به انذار او می پردازد و برای پرهیز از خون ریزی، او را به نبرد تن به تن فرا می خواند. (نک: ن۱۰). جنگ و مقابله با دشمن در منظر امیر(علیه السلام) تنها در جهت رفع فتنه و شرارت توجیه پذیر است. چنانکه می نویسد: فان عادوا الی ظل فذاک الذی نحب…؛ اگر اشرار و سرکشان به سایه ی فرمانبری و تسلیم بازگردند، این همان است که دوست داریم (نهج البلاغه، ن۴). آغاز جنگ نزد امام(علیه السلام) همراه با تجاوز و تعدی معنا می یابد. در منظر امام حتی اگر دشمنان و معاندان درگیر با نظام حکومت شدند و در بین راه از ادامه مبارزه سرباز زدند، ادامه ی جنگ منتفی است. اما اگر به جنگ ادامه دادند، سرکوب آن ها نیز امری مقتضی و واجب خواهد بود. بر همین منطق جنگ های امیر(علیه السلام) همیشه جنبه ی تدافعی داشت و امام هیچ گاه آغازگر جنگ نبود. امام(علیه السلام) در سفارشی به امام حسن(علیه السلام) فرمود: …لا تدعون الی مبارزه فان دعیت الیها فاجب فان الداعی الیها باغ و الباغی مصروع؛ کسی را به پیکار فرا نخوان و اگر فرا خوانده شدی، بپذیر؛ زیرا فراخواننده ی به پیکار، تجاوزگر؛ و تجاوزگر شکست خورده است (نهج البلاغه، ق۲۳۳). امام(علیه السلام) گرچه رویکردی به جنگ نشان نمی دهد، اما همیشه آمادگی خود را برای رویارویی با دشمن حفظ می کند. آمادگی دفاعی نیز ازدو جهت قابل دست یابی است. اول مسلح بودن به ابزار روزآمد جنگی، و دوم تربیت افراد با ایمان و گوش به فرمان (نک: نهج البلاغه، ن۴). در سیره ی سیاسی امام(علیه السلام) فرصت دادن به دشمن برای چاره اندیشی و غلبه ی عقل بر احساس و بازگشت به جبهه ی حق نیز معنا می یابد؛ لا توخذ باکظامها فتعجل عن تبیین الحق و تنقاد لاول الغی…؛ نباید کاری کرد که زمینه ی فرونشینی خشم امت از میان برود و در جستجوی حق به شتاب گرفتار شوند و عجولانه به تصمیم های واهی روی آورند و تسلیم اولین اندیشه ی گمراه کننده شوند (نهج البلاغه، خ۱۲۳). این سخن بیانگر این است که نباید در میدان نبرد تسلیم احساسات شد و به بهانه ی انتقام و سرکوب دشمن از جاده ی عدل و انصاف خارج شد. در اخلاق سیاسی امام راه جبران و بازگشت برای افرادی که زمینه ی بیداری و آگاهی دارند، باز است. این بیان امام نشئت گرفته از فرهنگ قرآنی است که می فرماید: و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه؛ با دشمنان اسلام بجنگید تا فتنه ای تداوم نیابد (بقره/۱۹۳). در عین حال هنگامه ی نبرد عرصه ی استقامت، شجاعت و همت است. سیره ی سیاسی امام بیانگر حقوق زندانیان است. اطعام زندانیان و احسان بر آنان از حقوقی است که امام برای آن ها برمی شمارد(حرعاملی، وسائل ۶۹/۱۱). در این بین حقوق خطاکاران و متهمین نیز مورد توجه امام است (سفینه البحار، ۱۶۷/۲؛ مستدرک الوسائل، ۱۹۷/۳). – قدردانی از مردم. در اخلاق سیاسی امیرالمؤمنین(علیه السلام) اگر مردمان دعوت امام را لبیک گویند و به یاری دین خدا بپردازند، شایسته ی قدردانی و سپاس اند. امام(علیه السلام)در دومین نامه ی نهج البلاغه پیش از آنکه به گزارش جنگ جمل و پرده برداری از فتنه ی ناکثین بپردازد، به قدردانی از مردم پرداخته و می فرماید: و جزاکم الله من اهل مصر عن اهل بیت نبیکم احسن ما یجزی العاملین بطاعته و الشاکرین لنعمته فقد سمعتم و اطعتم و دعیتم فاجبتم؛ خداوند به شما- مردم کوفه- از جانب اهل بیت پیامبر بهترین پاداش بدهد که به مردم فرمان بردار و به سپاس گزاران نعمتش عطا می فرماید. زیرا شما دعوت ما را شنیدید و اطاعت گردید، به جنگ فرا خوانده شدید و اجابت کردید (نهج البلاغه، ن۲). همچنین در نامه ای که به مصر، در معرفی مالک اشتر می نویسد از مجاهدت های آنان برای تحصیل رضای خداوند هنگامی که در روی زمین نافرمانی می شد و حق پایمال می شد، قدردانی می کند(نهج البلاغه، ن۳۸). – مراقبت از کارگزاران و برخورد با کارگزاران مختلف. امام(علیه السلام) کارگزاران را بر اساس معیارهایی خاص و در کمال دقت انتخاب می کرد، هنگام عزیمت آنان به محل مأموریت دستورالعمل و سفارش های شفاهی یا کتبی لازم را ابلاغ می کرد. در عین حال آنان را به حال خود وانگذاشته و مأمورانی برای کنترل آن ها به کار می گمارد، تا از کم و کیف امور و نحوه ی مدیریت عوامل خود با خبر شود. سیاست امام در ارتباط با کارگزارانی که از مسیر حق و اعتدال خارج می شدند، همراه با خشم و ناراحتی بود. چنانکه فرمود: … لله انتم اتتوقعون اماما غیری یطا بکم الطریق و یرشد کم السبیل…؛ سرو کارتان با خدا، آیا پیشوایی غیر از من سراغ دارید که شما را به راه آورده و ارشاد کند (نهج البلاغه، خ۱۸۱). نکته ی درخور توجه آنکه امیرالمؤمنین در برخورد با اشتباه مردان سیاسی اش هیچ مماشات و مسامحه ای ندارد. عبدالله ابن عباس که بارها مورد ستایش پیامبر و جانشینانش قرار گرفته، در نامه ی ۱۸ نهج البلاغه به دلیل رفتار نامناسب، خشونت بار و به دور از مصلحتش با اهالی بنی تمیم مورد نکوهش قرار می گیرد. امام به او فرمود: … آگاه باش که آسمان و زمین به حق پایدار مانده است تا حقوق بندگان رعایت شود. باید سریره و باطن تو همان فعل ظاهری تو و حکم تو یکی، و راه تو مستقیم باشد (شرح ابن میثم۲/ذیل نامه ۱۸). در اخلاق سیاسی علوی ملاک برتری اطاعت و قوت است. رعایت حقوق بندگان امری هم آهنگ با نظام آفرینش بوده که عدم رعایت آن عواقبی سخت خواهد داشت. از نظر امام همه ی آحاد جامعه نزد حاکم باید با یک چشم دیده شوند. می توان این گونه پنداشت که برای کارگزاران و همکاران نظام علوی بزرگ ترین امتیاز، این است که همیشه در جایگاه حسن ظن پیشوای خود باشند. چنانکه خطاب به ابن عباس فرمود: و کن عند صالح ظنی بک، و لا یفیلن رایی فیک؛ و مواظب باش که رای من نسبت به تو دگرگون نشود (نهج البلاغه، ن۱۸). از جمله ی اخیر و سلامی که امام در انتها به ابن عباس می دهد معلوم می شود. که نظر امام در مورد او برنگشته، بلکه دارد به کارگزار خود تذکر می دهد. اما اگر قصور، خطا یا خیانت کارگزاری ولو نسبت خویشی با امام داشته باشد (نک: ن۴۱). بر امام روشن شود، با سختی با او برخورد کرده و وی را مورد نکوهش، تذکر و تهدید و قرارداده، و یا برکنار می کند، (نک: نامه های ۲۰، ۴۰، ۴۱، ۴۳، ۴۵، ۶۱، ۶۳، ۷۱). نکته ی مهم این که گزارش هر گونه خطایی، هر چند کوچک، واکنش امام را بر می انگیزد. البته امام تنها به گزارش مأموران خود اکتفا نمی کند، بلکه صحت گزارش را موکول به مستندات می کند و تأکید دارد تا حکمی به ناحق صادر نشود(نک:ن۴۰، ۴۳).
منبع: فصلنامه پژوهش های نهج البلاغه(النهج) ۳۰
 

برچسب ها: shia
نوشته قبلی

اخلاق سیاسی در نامه های نهج البلاغه(۳)

نوشته‌ی بعدی

اخلاق سیاسی در نامه های نهج البلاغه(۱)

مرتبط نوشته ها

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)
پیامبر اکرم (ص)

پیامبر اکرم (ص) از نگاه امام صادق (ع)

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)
انقلاب مهدوی

میـراث انبیاء در محضـر امام مهدى (ع)

چرا امام قائم (عج) در قرآن نيامده است‌؟
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی مهدی (عج)

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى
انقلاب مهدوی

نقش انتظار در پویایى جامعه اسلامى

اهل کتاب در دولت مهدوی (عج)
انقلاب مهدوی

جهانی شدن و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

مدینه فاضله امام زمان (عج)
انقلاب مهدوی

مدینه فاضله امام زمان (عج)

نوشته‌ی بعدی

اخلاق سیاسی در نامه های نهج البلاغه(۱)

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

الو سلام حاج آقا / 49

الو سلام حاج آقا / 49

صفوان بن یحیی

صفوان بن یحیی

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

حضرت زهرا (ع) از منظر امام صادق (ع)

مناظره امام رضا (ع) با جاثليق

میراث ماندگار خورشید هشتم

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا