یکی از مسایلی که از قدیم ذهن قرآن پژوهان را به خود مشغول ساخته، تکرار برخی عبارتها و آیههای قرآن کریم است. این موضوع در سورههای «رحمن» و «مرسلات» جلوه خاصی پیدا کرده است. به طوری که در سوره نخست با ۷۶ آیه، جمله «فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ» 31 بار و در سوره دوّم، آیه «وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ» ده بار تکرار شده است. همچنین آیات «فَکَیْفَ کانَ عَذابِی وَ نُذُرِ» و «وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ» در سورههای قمر، چهار بار مکرّر گشته است.
موضوع تکرار آیات و الفاظ قرآن از این جهت حایز اهمیت است که در علوم بلاغی، تکرار را از جمله عوامل اطناب برشمرده و نیز مُخِلّ به فصاحت دانستهاند. از این رو محققان درصدد بیان فواید تکرار در قرآن برآمدهاند.
در این نوشته با نگاهی جامع به موضوع تکرار در قرآن، فواید الفاظ مکرر قرآن را یادآور شده و این مقاله در دو بخش فراهم آورده شده؛ در بخش نخست به طبقهبندی الفاظ مکرر در قرآن پرداخته و در بخش دوّم فواید تکرار آنها را برشمرده است.
۱٫ مقدمه
مقصود از الفاظ مکرر، الفاظی است که در یک متن بیش از یک بار به کار رفته باشد. در علوم بلاغی، در مباحثی همچون «اطناب» و «فصاحت کلام» از «تکرار» سخن به میان آمده است؛ اطناب، یعنی زیادتِ الفاظ بر معانی ـ که در عین حال مفید نیز باشد ـ یا ادای معانی با عبارتی بیش از حد متعارف به جهت تقویت و تأکید آن. اطناب، انواع بسیاری دارد؛ یکی از آنها تکراری است که به انگیزههای خاصّی صورت میگیرد.[۱] همچنین، یکی ازمواردی که به فصیح بودن کلمه آسیب میرساند، کثرت تکرار بیفایده است. بنابراین میتوان گفت که تکرار بر دو قسم است: ۱) تکرار بلیغ و مفید؛ ۲) تکرار غیر بلیغ و بیفایده.
با این توضیح، باید دید اوّل اینکه تکرار در قرآن چه جایگاهی دارد، دوّم آنکه چه فوایدی بر این تکرار مترتب است. از این رو، متن اصلی مقاله را در دو بخش قرار دادهایم؛ در بخش نخست، الفاظ مکرر در قرآن را طبقهبندی کردهایم، در بخش دوّم به بیان فواید تکرار در قرآن پرداختهایم.
۲٫ طبقهبندی الفاظ مکرر در قرآن
الفاظ مکرر در قرآن را میتوان از لحاظ «شمار تکرار در کل قرآن» و نیز از «لحاظ تعداد الفاظ مکرر در مواضع خاص» طبقهبندی کرد.
۲ ـ ۱ ـ الفاظ مکرر از لحاظ شمار تکرار درکل قرآن
این الفاظ را میتوان در سه دسته جای داد: ۱) الفاظ حایز کمترین شمار تکرار؛ ۲) الفاظ حایز بیشترین شمار تکرار؛ ۳) سایر الفاظ مکرر.
الفاظی که در سراسر قرآن تنها دو بار به کار رفتهاند از دسته نخستاند، مانند: «الابل» (انعام (۶)، ۱۴۴؛ غاشیه (۸۸)، ۱۷»، «اثاثاً» (نحل (۱۶)، ۸۰؛ مریم (۱۹)، ۷۴) و «باخع» (کهف (۱۸)، ۶؛ شعراء (۲۶)، ۳).
الفاظی که حایز بیشترین شمار تکرارند، از بیشترین تا ده مورد عبارتاند از:
۱) لفظ جلاله «الله»، ۲۷۰۲ بار ـ با احتساب واژه اللهم که پنج بار آمده است؛ ۲) «قال»، ۱۷۲۵ بار؛ ۳) «کان»، ۱۳۸۸ بار؛ ۴) «ربّ»، ۹۷۳ بار؛ ۵) «ایمان»، ۸۷۹ بار؛ ۶) «علم» 780 بار؛ ۷) «اتی»، ۵۴۹ بار؛ ۸) «کفر»، ۵۲۵ بار؛ ۹) «رسول»، ۵۱۳ بار؛ ۱۰) «یوم»، ۴۷۵ بار.
۲ ـ ۲ ـ الفاظ مکرر از لحاظ تعداد واژههای تکرار شده در مواضع خاصّ
در این جا، سخن از آن نیست که یک واژه در سراسر قرآن، چند بار به کار رفته است، بلکه سخن از تکرار یک واژه یا واژههای یک آیه در مواضع خاصی از قرآن است. برای مثال گفته میشود چرا واژه «النّاس» در آخرین سوره قرآن چندبار تکرار شده است؛ و یا چرا بخشی از آیه ۴۸ سوره بقره در آیه ۱۲۳ همین سوره مکرر گشته است؛ و یا چرا آیه «فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ» عیناً و با شمار زیادی در سوره «رحمن» تکرار شده است.
این الفاظ، ابتدا به دو دسته کلی تقسیم میشوند: الف) یک لفظ مکرر؛ ب) بیش از یک لفظ مکرر.
قسم نخست، خود با توجّه به محل تکرار به دو گونه قابل تقسیم است: ۱) در یک آیه یا در چند آیه متوالی؛ ۲) در مواضع مختلف از قرآن.
قسم دوّم نیز ـ با توجّه به کل الفاظ آیات ـ به دو نوع قابل تقسیم است: الف) در حد تمام الفاظ آیات؛ ب) در حد برخی از الفاظ آیات.
۲ ـ ۲ ـ ۱ ـ یک لفظ مکرر
در نوع اوّل از این قسم، یعنی «در یک آیه یا چند آیه متوالی»، تمام الفاظ، در نوع دوّم، یعنی «در مواضع مختلف» تنها الفاظی مدّنظر قرار گرفتهاند که معانی مستقل دارند؛ نه الفاظی مانند «مِنْ»، «ذلک» و «الذین» که به تنهایی معنای کاملی ندارند و از میان الفاظ دارای معانی مستقل نیز فقط مواردی لحاظ شدهاند که آیات مشتمل بر آنها از نظر این کلمه مکرر، وحدت موضوعی دارند؛ نه کلماتی همچون «اَبِی» که در آیه «اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هذا فَأَلْقُوهُ عَلى وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیراً وَ أْتُونِی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِینَ» (یوسف (۱۲)، ۹۳ اشاره به پدر یوسف ـ علیه السّلام ـ و در آیه «وَ اغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کانَ مِنَ الضَّالِّینَ» (شعراء (۲۶)، ۸۶) اشاره به پدر ابراهیم ـ علیه السّلام ـ دارد، زیرا چنین تکراری تنها تکرار «شکل» است.
۲ ـ ۲ ـ ۲ـ بیش از یک لفظ مکرر
نوع دوّم از این قسم یعنی «تکرار در حدّ برخی از الفاظ آیات» چنانچه شامل تعداد کمی از کلمات آیات شود، این گونه آیات همدیگر را تفسیر میکنند. امّا در صورتی که شامل تعداد زیادی از کلمات آیات شود، به نوع اوّل یعنی حدّ تمام الفاظ آیات» نزدیک میشود. محور بررسیهای ما در این قسم، نوع اوّل است که شامل ۷۲ آیه[۲] از قرآن کریم میشود. این آیات که عیناً و بدون هیچ اختلافی تکرار شدهاند؛ از لحاظ محلّ تکرار به دو دسته: «در یک سوره» و «در دو یا چند سوره» و دسته اوّل نیز الز لحاظ میزان تکرار به دو گونه: «به تعداد زیاد» و به «تعداد کم» دستهبندی میشوند.
۳٫ فواید کاربرد الفاظ مکرر در قرآن
با توجّه به اینکه از نظر متخصصان علوم بلاغی، استفاده از الفاظ مکرر، بدون فایده، مخلّ بلاغت است. تبیین و تفسیر وقوع چنین پدیدهای در قرآن در موارد بسیاری ـ حتی در حدّ تکرار تمام الفاظ آیه ـ چیست؟
برای این پرسش، دو پاسخ داریم: پاسخ اوّل آن است که: اگر فرض بگیریم هرگونه تکراری مخالف با بلاغت است، باز هم دلیلی بر وجود عیب و نقص در قرآن کریم نیست؛ زیرا میتوان گفت که از نظر قرآن، اصل، دنبال کردن هدفی است که قرآن برای آن نازل شده است و تاجایی که بلاغت مانع پیاده کردن هدفش نباشد، از آن سود میجوید. اگر به فرض، در برخی موارد اجرای قواعد بلاغی با هدف اصلیاش سازگاری نداشته باشد، بدیهی است که دنبال کردن هدف اصلی بر رعایت موازین بلاغی مقدم خواهد بود.
باید به این نکته توجّه داشت که وجه اعجاز قرآن کریم منحصر در «بلاغت» نیست، بلکه قرآن از جهات گوناگون معجزه است، چنانچه در موارد خاصی، رعایت وجوه دیگر اعجاز قرآن، مقتضیِ عدم رعایت قواعد بلاغی بوده است، این امر خللی به اعجاز قرآن وارد نمیکند.
و امّا پاسخ دوّم: با دقت و تدبّر در آیات قرآن میتوان اسرار و حکمتهای وجود این الفاظ را در قرآن یافت. برای نیل به این هدف، با توجّه به تقسیمبندی ارائه شده، به بررسی آیات دربردارنده الفاظ مکرر میپردازیم.
بررسی این آیات با توجّه به دستهبندی نوع اوّل یعنی «از لحاظ تعداد تکرار در کلّ قرآن» به بحث اعجاز عددی منجر میشود که در زمینه آن پژوهشهایی از سوی بعضی از دانشمندان انجام گرفته است و نیازی به طرح دوباره آن در این مقاله نیست. بنابراین محور بحث، بیان فواید تکرار الفاظ، مطابق دستهبندی نوع دوّم (از لحاظ تعداد الفاظ تکرار شده در برخی مواضع) است.
۳ ـ ۱ ـ فایده مکرر بودن یک لفظ در دو یا چند آیه متوالی
پژوهشگران درباره فایده وجود این نوع، شش دلیل ذکر نمودهاند:
۱٫ مقبولیت کلام؛[۳] ۲٫ ترس از فراموشی مخاطب در صورت طولانی شدن کلام؛[۴] ۳٫ تعظیم و تهدید؛[۵] ۴٫ مدح؛[۶] ۵٫ استبعاد؛[۷] ۶٫ شیوع و اهمیت داشتن در جامعه؛[۸] برخی نیز معتقدند این نوع. اساساً تکرار محسوب نمیشود تا از فایده آن سخن بگوییم.[۹]
۳ ـ ۲ ـ فایده مکرّر بودن یک لفظ در مواضع مختلف
بررسی این گونه الفاظ همان روش تفسیر موضوعی است که برخی از دانشمندان با استفاده از این روش به تفسیر قرآن پرداختهاند. مفسّر پس از جمعآوری آیات مربوط به یک لفظ یا موضوع خاص، همه آنها را همچون مواردی که در هم میآمیزند؛ پیش روی خود قرار داده، در معانی آنها تفقّه نموده، نسبت آنها را با یکدیگر کشف و از میان آنها نتیجهگیری و هدف را آشکار میکند.[۱۰]
۳ ـ ۳ ـ فواید مکرّر بودن تمام الفاظ یک یا چند آیه
از میان ۷۲ آیه مکرّر قرآن کریم، تنها سه آیه مکررِ سورههای «رحمن»، «مرسلات» و «قمر» که به سبب تکرار زیاد در یک سوره به خودی خود توجّه انسان را جلب میکنند، مورد عنایت پژوهشگران قرار گرفته است. سایر موارد به خاطر فاصله زیاد محل تکرار، نظری را به خود جلب ننموده، تاکنون هیچ گونه تحقیقی درباره آنها انجام نشده است.
فایده ذکر شده از طرف بیشتر دانشمندان درباره آیات مکرّر در این سه سوره، «تأکید» است که تعمیم آن نیز به تمام آیات مکرّر صحیح نیست، زیرا آیهای که در سراسر قرآن فقط دو بار ذکر شده است، چگونه میتواند موجب تأکید شود؟! برای خواننده قرآن که آیهای را یک بار در جایی و سپس با فاصلهای نسبتاً زیاد در جایی دیگر میبیند و یا اصلاً سورهای را در یک زمان و سوره دیگری را در زمان دیگر میخواند، چگونه میتواند تأکید احساس شود؟ این عدم کارآییِ توجیه عرضه شده، ما را وامیدارد تا علل و فواید دیگری را جستوجو کنیم.

















هیچ نظری وجود ندارد