خاطره هایی از لبنان / 5
گفت: روزی که آقا موسی آمد، مردم مثل موج، به خیابانها ریختند؛ غوغایی به پا شد. از بس که دوستش داشتم، همان روز صد گوسفند قربانی کردم.
گفت: روزی که آقا موسی آمد، مردم مثل موج، به خیابانها ریختند؛ غوغایی به پا شد. از بس که دوستش داشتم، همان روز صد گوسفند قربانی کردم.
دوست لبنانیام میگفت: «امام موسی صدر فقط رهبر نبود؛ پدر بود. اگر نیازی میدید، خودش پیشقدم میشد. اگر دردی میشنید، ساکت نمیماند.
سید صادق، از نویسندگان صاحبنام و بهروز دنیای عرب به شمار میرود؛ به قول عربها صحفی ذوسمعه طیبه است؛ دوران کودکیاش را در عراق گذرانده است.
زندان خیام را در جولان دیدم؛ جای زخم، جای جنایت. همانجا که رژیم صهیونیستی آن را بمباران کرد و تعدادی شهید شدند.