تربیت خانواده ای متعالی، به ویژه تربیت فرزندان دختر، با توجه به سیره و سخن حضرت زینب کبری(ع) از جمله موضوعاتی است که امروزه ضرورت طرح و بررسی آن، به ویژه برای جامعۀ متدیّن و مشتاقان فرهنگ اهل بیت(ع) احساس می شود. در این نوشتار می کوشیم تربیت فرزندان دختر و هدایت بانوان را در پرتو رهنمودهای حضرت زینب کبری(ع) برای خانواده ها مطرح نماییم تا با بهره مندی از چنین ظرفیتی در مکتب تربیتی آن بانوی نورانی اهل بیت(ع)، در رشد و تعالی نسل جدید سهیم باشیم. برخی از این رهنمودهای تربیتی عبارت اند از:
1- اثبات هویّت والای زن اسلامی
در تربیت دختران نیازمند اثبات هویت والای یک زن اسلامی اولاً به دختران مسلمان و در مرحلۀ بعد، معرفی هویت واقعی زن به تمام دختران عالم هستیم. اگر بتوانیم چنین هویت مستقلی را به نسل جدید منتقل کنیم، در تربیت اسلامی آنان بیش ترین نقش را خواهیم داشت. حضرت زینب(ع) چنین بود و هویت یک زن مسلمان را به اهل عالم نشان داد که در طول تاریخ، این نقش تربیتی عمیق حضرت همچنان مؤثر است و می تواند فرزندان را عالی تربیت کند.
آن مربی بی نظیر، از همان دوران طفولیت درصدد ایفای چنین نقشی بود که هویت واقعی یک زن مسلمان را به آنان برگرداند. در این راستا صفات برجستۀ یک بانوی ممتاز و متمدّن را در تمام جوامع انسانی به دختران و زنان به طور عملی آموخت. صبر و شکیبایی، زهد و تقوا، فصاحت و بلاغت، دانش و بینش، حلم و حزم، تدبیر و سیاست، سیادت و بزرگواری، جلالت شخصیت و عظمت روحی، پایداری و ثبات قدم در راه هدف، قوّت قلب و ارادۀ فولادین، راستی و امانتداری، دفاع خالصانه از حقّ و حقیقت، حمایت از یتیمان و ضعیفان، حفظ شرافت و فضیلت خانوادگی، عبادت و انقطاع از خلق، اخلاص و خدامحوری، مهر و عطوفت در حد اعلا، تعلیم و تربیت انسان ها، پرورش فرزندان پاک و صالح، همسرداری و خانه داری، عزّت نفس، وفاداری به عهد و پیمان، مدیریت قوی بحران، شجاعت و… از جمله ارزنده ترین صفات این شیرزن عاشورایی است که از خاندان وحی به ارث برده و به نسل های بعدی انتقال داده است. بررسی اجمالی تاریخ زندگی این بانوی باعظمت، این حقایق را نمایان می سازد.[1]
رهبر معظّم انقلاب، حضرت آیة الله خامنه ای یکی از وظایف اصلی دختران و زنان جوان را ایجاد الگوی جهانی برای زنان دنیا دانسته، می فرمایند: «زن ایرانی در ایران اسلامی، باید کوشش این باشد که هویّت والای زن اسلامی را آنچنان زنده کند که چشم دنیا را به خود جلب کند. این امروز وظیفه ای است بر دوش زنان مسلمان، به خصوص زنان جوان و دختران دانش آموز و دانشجو».[2]
2- ارتباط عاطفی با متربیان
برای تربیت صحیح خانواده و ایجاد اجتماعی سالم، به روابط انسانی آمیخته با عواطف انسانی نیاز است تا از طریق آن خصلت های زیبای انسانی، مانند: حس نوع دوستی، گذشت، خیرخواهی و… تقویت و پیوند انسان ها با یکدیگر مستحکم شود.
علامه طباطبایی(ره) با استناد به آیه ای از قرآن، رابطۀ دوسویۀ حبّ و علاقۀ واقعی را یادآور می شود، با این تفاوت که ابراز محبت، نخست از جانب خداوند صورت می گیرد، نه بندۀ او. چنان که اذعان می کند خداوند در تربیت انسان ها «محبت» را به عنوان پیوندی محوری به کار گرفته، می فرماید: «فَسَوْفَ یأْتِی اللهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَ یحِبُّونَهُ»[3] یعنی ابتدا از ابراز محبّت خدا سخن می گوید و این نشان می دهد که خداوند با ابراز محبت پیشی جوینده نسبت به بنده اش، او را دل بستۀ خود می گرداند و این دل بستگی، فرد را آماده؛ بلکه طالب برعهده گرفتن تکالیف طاقت فرسا می سازد.[4]
در امر تعلیم و تربیت نیز، توانایی برقراری ارتباط عاطفی شایسته و نیکو با متربّی، از مهم ترین روش های مؤثر تربیتی است. گذشته از فرازهای زندگی قبل از واقعۀ عاشورای حضرت زینب(ع)، ارتباط عاطفی قوی آن حضرت با کودکان و نوجوانانی که در اسارت، تحت فشار طاقت فرسای دشمن بودند، برای هدایت، تربیت و قوّت قلب آنان بسیار مفید بود که حماسۀ عاشورا را با شایسته ترین رفتار به نتیجه برسانند.
حضرت زینب(ع) برای کاهش فشارهای روحی و جسمی و حفظ سلامت روانی و شخصیت اسیران، نیکوترین تعامل عاطفی را با آنان برقرار کرد و با ارتباط کلامی و احساسی قوی، در عمل خطر و حتّی تازیانه ها را به جان خرید و در تمام صحنه ها، حفظ آنان را بر خود ترجیح داد. این ارتباط عاطفی ایشان چنان بود که در مواقع مختلف، با این که خود گرسنه بود؛ اما طعام خود را بین اسرا تقسیم می کرد.
امام زین العابدین(ع) می فرمایند: «اِنّها کانَتْ تُقَّسِمُ ما یصیبُهَا مِنَ اَلطَّعَامِ عَلَی الاَطْفَالِ لَانَّ الْقَوْمَ کانُوا یدْفَعُونَ لِکلِّ وَاحِدٍ مِنَّا رَغِیفاً مِنَ اَلْخبْزِ فی اَلْیوْمِ وَ اَللَّیلَةِ؛[5] [عمّه ام زینب(ع) در مدّت اسارت] سهمیۀ غذای خودش را بین بچه ها تقسیم می کرد؛ چون در هر شبانه روز به هریک از ما، فقط یک قرص نان می دادند».
3- شکوفایی مونس بودن دختران
پیامبر(ص) در مورد ویژگی های دختران می فرمایند: «نعْمَ اَلْوَلَدُ اَلْبَنَاتُ… مُونِسَاتٌ مُبَارَکاتٌ؛[6] بهترین فرزندان، دختران هستند… [زیرا] مونس بابرکتی (برای پدر و مادر و اعضای خانوادۀ خود) می باشند.» که اگر این ویژگی و ظرفیت آنان شکوفا شود، موجب نشاط و انبساط خاطر اعضای خانواده خواهند بود.
این ویژگی را در زندگی حضرت زینب(ع) به وضوح مشاهده می کنیم و یکی از بهترین روش های تربیت دختران، پرورش همین ویژگی است که در رشد تربیتی آنان تأثیر به سزایی دارد. چنان که حضرت زینب(ع) از همان نخستین روزهای کودکی، مونس جدّش پیامبر(ص) و آغوش پرمهر و محبت مادرش، حضرت زهرا(ع) و پدر گرامی اش محسوب می شد و متقابلاً از دامان پرمهر و عطوفت آنان نیز بهره مند می شد و بعد از شهادت عزیزانش در واقعۀ جانسوز عاشورا، صبورانه مونس یتیمان و غم خوار بازماندگان کربلا بود.
قوّت، شجاعت، صبوری و شدّت انس حضرت زینب(ع) چنان بود که حتّی با تسلّی بخشیدن به دل امام سجاد(ع) عرضه داشت: «لاَ یجْزِعَنَّک مَا تَرَی فَوَ اللهِ إنّ ذلک لَعَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ اِلَی جَدِّک وَ اَبْیک وَ عَمِّک؛[7] [پسر برادرم!] آنچه از سختی ها می بینی، بر صبر و تحمّلت چیره نشود. به خدا سوگند که شهادت و این نوع مصائب، تعهدی است که رسول خدا(ص) از جدّت، علی و پدرت، حسین و عمویت، عبّاس(ع) گرفته است.» یعنی ما با تحمل سختی ها و مقاومت در مشکلات و مصائب، از دین الهی و سنّت پیامبر(ص) پاسداری می کنیم.
اگر دختران نسل ما مانند حضرت زینب(ع) خوب تربیت شوند، نه تنها قوّت قلب والدین؛ بلکه انیس و آرامش بخش جامعه نیز خواهند بود. چنان که حضرت زینب(ع) 1400 سال است که برای تمام گرفتاران و مصیبت دیدگان عالم امیدبخش و آرامش آفرین است.
نه تنها زینت باباست؛ بلکه زینت دنیاست
علی پیداست در حین شهود زینب کبری
4- قوّت قلب متربّیان
رفتارهای هدایت آفرین و شجاعانۀ حضرت زینب(ع)، در نقش تربیتی آن گرامی تأثیر فوق العاده ای دارد، به طوری که نه تنها زنان و کودکان و نوجوانان قافلۀ اسرا را در مسیر مبارزه دلگرم می کرد؛ بلکه در طول تاریخ تمام کسانی را که با آن حضرت آشنا می شوند نیز در طریق تربیت الهی و اسلامی قرار می دهد. مروری بر شیوۀ رفتار و سخن گفتن آن حضرت با حاکم مستکبری مثل «عبید الله بن زیاد» همه چیز را ثابت می کند، هنگامی که زنان و کودکان اسرا را وارد مجلس ابن زیاد کردند، حضرت با قامتی کاملاً پوشیده و به طور ناشناس و با کمال اقتدار و شهامت وارد مجلس شد و در گوشه ای نشست و سایر بانوان و دختران بر گرد او حلقه زدند. ابن زیاد گفت: «مَن هذهِ الْمُتَکبِّرَة؛[8] این زن بزرگ منش کیست؟» حضرت زینب(ع) سکوت کرد و پاسخ نداد. دوباره و سه باره پرسید؛ ولی جوابی نیامد. کسی گفت: این زینب، دختر فاطمۀ زهرا(ع) است.
آنگاه ابن زیاد خواست با سخنانش دل حضرت را بسوزاند و او را شماتت کند، پس گفت: «الحمدُ للهِ الّذی فضَحَکم وَ قتَلَکم و أکذَبَ أُحدوثَتَکم؛ حمد و سپاس خداوندی را که شما را رسوا کرد و به قتل رساند و دروغ شما در گفتارتان آشکار ساخت.» حضرت زینب(ع) در پاسخ با کمال شجاعت فرمود: «الْحَمدُ للهِ الَّذَی أَکرَمَنا بمُحَمَّدٍ(ص) و طَهَّرَنا تَطْهیراً… لا کما تَقُولُ وَ إنّما یفتَضَحُ الفاسِقُ وَ یکذَبُ الفاجِرُ وَ هُوَ غَیرُنا؛ حمد و سپاس خداوندی را سزاست که ما را با حضرت محمد(ص) گرامی داشت و به طور کامل پاک و مطهر ساخت. این گونه نیست که می گویی؛ همانا فاسق رسوا و بدکار تکذیب می شود و او دیگری است، نه ما».
ابن زیاد گفت: کار خدا را نسبت به برادر و اهل بیتت چگونه دیدی؟ حضرت فرمود: «ما رَأَیتُ إلّا جَمیلاً؛ من (از خداوند) جز خیر و زیبایی چیزی ندیدم».
گرچه روزی تلخ تر از روز عاشورا نبود
آنچه ما دیدیم جز پیش آمدی زیبا نبود
«هؤُلاءِ قوْمٌ کتَبَ اللَّهُ عَلَیهِم الْقَتْلَ فَبَرَزوا إلی مَضاجِعِهم؛ اینان سعادتمندانی بودند که خداوند مقام شهادت را سرنوشت شان ساخت. از این رو (داوطلبانه) به خوابگاه های ابدی خود شتافتند».
«و سَیجمَعُ اللَّه بَینَک و بَینَهُم فَتُحاجُّ و تُخاصَمُ؛ به زودی خداوند بین آنان و تو را جمع کند، تا تو را به محاکمه بکشد».
«فَانظُر لِمَن الفَلَجُ یوْمَئِذٍ ثَکَلَتک امُّک یابنَ مَرجانَةَ؛ آنگاه بنگر در آن دادگاه و محاکمه چه کسی پیروز و چه کسی درمانده است؟ مادرت به عزایت بنشیند، ای پسر مرجانه!» ابن زیاد از سخنان حضرت زینب(ع) خشمگین شد، به گونه ای که تصمیم به کشتن ایشان گرفت؛ اما «عمرو بن حریث» که در مجلس حاضر بود، به ابن زیاد گفت: این زنی بیش نیست، زن را نباید به گفتارش مجازات کرد. در این حال ابن زیاد گفت: خداوند دل مرا با کشتنِ خاندان طغیانگر گنهکاران قانون شکن از اهل بیتت شفا و راحتی بخشید. پس حضرت زینب(ع) با دلی سوزان و قلبی مالامال از درد هجرانِ عزیزانش؛ در پاسخ او فرمود: «لَعَمْری لَقَد قَتَلتَ کهْلی وَ قَطَعتَ فَرْعی وَاجْتَثَثتَ أَصلی؛ به جانم سوگند! خاندان مرا کشتی و شاخه های مرا بریدی و ریشۀ مرا کندی.» آنگاه در حالی که بغض گلویش را می فشرد و دانه های اشک بر صورتش جاری بود، فرمود: «فَإن تَشَفَّیتَ بِهذا فَقَد اشتَفَیتَ؛ اگر شفای دلت در این است، باشد».
ابن زیاد گفت: این زن فصیح و بلیغ (با آهنگ و قافیه) سخن می گوید. سوگند به جانم که پدرش نیز شاعر قافیه پرداز بود. حضرت پاسخ داد: «یابْنَ زیادٍ! ما لِلْمَرأَةِ وَ السَّجاعَةِ وإنّی لَاعجَبُ ممَّن یشتَفی بِقَتلِ أئِمَّتِهِ ویعلَمُ أنَّهُم مُنتَقِمونَ مِنهُ فی آخِرَتِهِ؛[9] ای پسر زیاد! زن را به قافیه پردازی چه کار؟ و من تعجب می کنم از کسی که با قتل امامانش، دلش را شفا می یابد و خدا می داند که آن ها در قیامت از او انتقام می گیرند».
و این گونه شخصیتی مانند حضرت زینب(ع) در تربیت نسل جدید، قوّت قلب، شجاعت و شهامت را غیرمستقیم آموزش می داد و خانواده های متعالی در طول تاریخ تربیت شدند. هم چنین زینب کبری(ع) در مجلس یزید ستمگر (با این که در اسارت ظاهری بود ) وی را تحقیر کرد و به نسل های آینده، متربّیان و حقیقت جویان عالم قوّت قلب داد که: «أظنَنتَ یا یزیدُ حَیثُ أخَذتَ عَلَینا أقطارَ الأرضِ و آفاقَ السَماءِ؛ فَأصبَحْنا نُساقُ کما تُساقُ الاساری؛[10] ای یزید! تو به خیال باطل خود چنین می پنداری که چون اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ما بستی، تا آنجا که ما را همانند بردگان و اسیران کفار دیار به دیار، به هر سو کشاندی، پس همه چیز تمام شد و تو پیروز شدی؟!» دختر شجاع امیرالمؤمنین(ع) به یزید فهماند که خیال نکن دیگر کار تمام شد و تو حاکم و ما محکوم گشتیم و این تسلط جائرانه ابدی خواهد بود، هرگز؛ بلکه طبق سنّت الهی، به زودی بساط ستم برچیده شده، پروندۀ ننگین ستمگران برای همیشه باز خواهد ماند و قبل از آخرت در طول تاریخ در افکار عمومی محاکمه خواهند شد.[11] به قول حافظ:
دور فلکی یک سره بر منهج عدل است
خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل
5- آموزش مسئولیت پذیری به خانواده ها
از جمله روش های تربیتی حضرت زینب(ع) آموزش احساس مسئولیت نسبت به مسائل سیاسی-اجتماعی مسلمانان به بانوان مسلمان بود. مسئولیت تربیتی و هدایتی آن سلالۀ نبوت و ثمرۀ امامت، ایجاب می کرد که احساس مسئولیت را عملاً به بانوان بیاموزد. احساس مسئولیت آن بانوی نجیب، عفیف و پرده نشین، مربی انسان های مسئولیتپذیر است. این روش تربیتی او سبب شد در مقابل طاغوت ستمگری که تمام ممالک اسلامی را زیر سیطرۀ قدرت خود داشت، چنان با شهامت سخن بگوید که ارکان قدرت او و تمام وجودش را به لرزه در آورد و بفرماید: «ولَئِن جَرَّت علَی الدَّواهی مخاطَبَتَک إنّی لَاسْتَصْغِرُ قَدْرَک واستَعْظِمُ تَقْریعَک وأستَکثِرُ تَوْبیخَک لکنَّ العُیونَ عَبْری والصُّدُورَ حَرّی؛[12] (ای یزید!) گرچه در ظاهر پیش آمدهای ناگوارِ روزگار مرا به سخن گفتن با تو کشانده؛ ولی در عین حال، ارزش تو در نظر من ناچیز و اندک است و سرزنش تو بزرگ و ملامت و توبیخ تو بسیار. چه کنم که چشم ها پر از اشک است و سینه ها سوزان».
پرورش نسل جدید با این شیوه آنان را همواره در آمادگی کامل نگه می دارد، حتّی تا حضور در زمان ظهور حضرت حجّت(ع).
6- انتقال صبر و مقاومت در سختی ها
تربیت فرزندان و خانواده ها براساس صبر و تحمل مشکلات، بسیاری از دشواری های پیچیدۀ زندگی را حل کرده، از نشانه های خانواده های متعالی همین است.
همه درد از صبر درمان شود
همه مشکل از صبر آسان شود
در مکتب تربیتی حضرت زینب(ع) اولاً تحمل سختی ها به خاطر رضای خدا آسان می شود و از حوادث جانکاه پیش آمده، نباید جزع و گلایه ای داشت. ثانیاً بی صبری و جزع، نشانۀ ضعف است که پیروان مکتب اهل بیت(ع) از آن به دورند. ثالثاً صبوری در مسیر هدایت، پیامدهای ارزشمندی دارد که تربیت نسل جدید و دریافت پیامهای الهی توسط همین شکیبایی ها به دست می آید. رابعاً صبر و پایداری در مکتب تربیتی حضرت زینب کبری(ع) در برابر تمام مصائب زندگی از مدینه تا کربلا، از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام، برگرفته از نگرش زیبای او به زندگی توحیدی است که در یک کلام خلاصه می شود: «مَا رَأیتُ إلاّ جمیلاً» و پاسخ این گونه صبر را خداوند در آیۀ 24 سورۀ رعد می فرماید: «سَلامٌ عَلَیکمْ بِما صَبَرْتُمْ»؛ «سلام و تحیّت بر شما به خاطر صبری که کردید.» این الگوی تربیتی صبر می تواند به عنوان راهکاری مؤثر جهت درمان مشکلات و اختلالات روحی و روانی فرد و جامعه در تمام نسل ها به کار گرفته شود. در حقیقت، این آیه مژدۀ سلامتی و آرامش حاصل از صبر را می دهد؛ یعنی صبر متضمّن بهداشت و سلامت جسمی و روحی افراد است.
7- سکوت به موقع
سکوت به موقع یکی از مهم ترین روش های تربیتی دین مبین اسلام است که در پدید آمدن خانوادۀ متعالی نقش اساس دارد. اگر فرزندان ما، به ویژه دختران، این گونه تربیت شوند که همیشه لازم نیست سخن بگویند و گاهی با سکوت می شود پیام و سخن را به طرف مقابل منتقل نمود و حتّی گاهی سکوت از سخن گفتن نیز گویاتر است، خیلی از مشکلات حل می شود.
امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: «رُبَّ سُکوتٍ أبلَغُ مِن کلامٍ؛[13] بسا سکوتی که رساتر از سخن است.» سکوت به موقع، یکی از راه های درمان اضطراب و خشم و بحران های روحی و روانی است. اگر همین سکوت، به موقع به کار گرفته شود، یکی از قوی ترین عناصر ضدّ تنش است و اصلاً نیازی به گفتار نیست. اساساً یکی از شیوه های تربیتی عارفان بزرگ، صمت و سکوت بوده است که فرموده اند: «اِن کانَ کلامُک مِن فِضَّةٍ فسُکوتُک مِن ذَهَبٍ؛ اگر سخن گفتنت ارزش نقره را داشته باشد، سکوتت ارزش طلا را دارد».
هنگامی که اسیران را به دارالامارۀ کوفه بردند، حضرت زینب(ع) بدون اعتنا و بی اجازۀ عبیدالله بن زیاد بر زمین نشست. ابن زیاد سه مرتبه از او پرسید: تو کیستی؟ حضرت پاسخ او را نداد، تا این که یکی از همراهان آن حضرت گفت: این بانو، زینب کبری، دختر فاطمۀ زهرا(ع) است.[14] اساساً اکثر هدایت های حضرت زینب(ع) غیرمستقیم و با عمل و رفتار انجام می شد، بدون این که گفتار مستقیم داشته باشد. برای همین امام صادق(ع) به مربیان و مبلغان معارف دین سفارش می فرمایند که: «اُوصِیکمْ… أَنْ تَکونُوا لَنَا دُعَاةً صَامِتِین؛[15] به شما سفارش می کنم که مبلّغ خاموش ما باشید.» هنگامی که از امام دربارۀ معنای این سخن سؤال شد، حضرت فرمودند: «یعنی بهترین مردم زمان خود باشید، تا با دیدن شما (که مبلّغ ما هستید) مردم با علاقۀ قلبی به سوی ما گرایش پیدا کنند».
8- توحید عبادی، رمز توفیق تربیتی
هرچقدر ارتباط مربی با آفریدگار هستی قوی تر باشد، تأثیرگذاری او در هدایت و تربیت متربّیان بیش تر شده، اعتماد به شخصیت او و توجه به تعلیماتش افزون تر خواهد گشت. از روش های تربیتی حضرت زینب(ع) که قدرت هدایت گری ایشان را افزایش داده و در مراحل مختلف تعلیم و تربیت متربّیان به توفیقات مؤثری منجر شده، مقام توحید عبادی آن بانوی گرامی است. رابطۀ بندگی و عبودیت حضرت زینب(ع) با خداوند چنان قوی بود که امام حسین(ع) که خود واسطۀ فیض الهی و از بالاترین مرتبۀ عبودیت برخوردار بود، از خواهر مکرّمه و عابدۀ خویش درخواست دعا در نمازشبش کرد[16] و امام سجاد(ع) نیز فرمود: «اِنْ عَمَّتِی زَینَب کانَتْ تُؤَدِّی صَلَوَاتِهَا مِنْ قِیامِ اَلْفرَائِضِ وَ النوافِلِ عنْدَ مَسِیرِنَا مِنَ الْکوفَةِ اَلَی اَلشَّامِ وَ فِی بَعْضِ مَنازِل کانَتْ تُصَلِّی مِنْ جلُوسٍ… لِشدَّةِ الجُوعِ وَ الضَّعْف؛[17] عمّه ام زینب(ع) در مسیر کوفه تا شام نمازهای واجب و مستحب را کامل اقامه می نمود؛ ولی در بعضی منازل از شدّت گرسنگی و ضعف، نشسته نماز می خواند».
یعنی زینب کبری(ع) هرگز رابطه اش با خدا را کم نکرد؛ چراکه اصلی ترین عامل قوّت و استقامت در مسیر درست، همین است. حضرت فاطمة بنت الحسین(ع) روایت کرده است که: عمّه ام زینب، شب دهم محرّم را در محراب عبادتش ایستاد و از پروردگارش یاری خواست. آن شب نه چشمان ما آرام گرفت و نه ناله های ما قطع شد.[18] به همین دلیل بود که سختی ها، گرسنگی ها، ضعف بدنی و مصیبت های کل واقعۀ عاشورا و بعد از آن، او را از عبادت های مستحبّی، نظیر نمازشب، باز نداشت:
دعای صبح و آه شب، کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی
چون تفکر، مناجات، شب زنده داری و خلوت با خدای عالمیان می تواند در راه تربیت و اصلاح جامعه آمادگی و استقامت ایجاد کند. حضرت زینب(ع) با تمام وجود در پی آن ارتباط قوی با خدا بود. برای همین، در انجام وظایف تربیتی و هدایتی از هیچ کوششی دریغ نکرد؛ زیرا به عشق محبوب به آموزش و تربیت می پرداخت و با قدرت، موانع را کنار می زد و بر آن ها غلبه می کرد و تا حد امکان، در تعلیم و تربیت آنان می کوشید.
9- به روز کردن مهارت ها و تجارب علمی
حضرت زینب(ع) معلومات خود را از شخصیت های معصوم(ع) در خاندان وحی با پرسش های متعدد به روز می کرد. شایسته است دختران مؤمن و خانواده های متعالی نیز در تمام مراحل زندگی چنین باشند که مهارت های زندگی را از بزرگ ترها و صاحبان تجربه بیاموزند. پرسش حدیث ام ایمن از پدر بزرگوارش، یکی از این موارد است: امام سجاد(ع) به نقل از عمّه اش زینب(ع) روایت کرده است که آن حضرت هنگام شهادت امام علی(ع)، به بالین پدر آمد و پرسید: پدرجان! از امّ ایمن شنیده ام که پس از شما مصائب زیادی بر ما وارد می شود؟ امام فرمودند: «یا بنیّة! الحدیث کما حدثَتکَ أمّ أیمن؛[19] ای دخترم! خبر همانی است که امّ ایمن برایت گفته».
حضرت زینب(ع) از نوع عملکردهای آموزشی، تربیتی و تصمیم گیری های سیاسی-اجتماعی بزرگانی چون پدر گرامی و برادران بزرگوارش(ع) تجربیات ارزنده ای به دست آورد و در مسیر تعالی جامعه و نسل های بعدی به کار برد و توانایی علمی خویش را برای هدایت و تربیت اقوام و مردم به روز کرد. وی در طول زندگی، ضمن معاشرت و همراهی با بزرگ ترین دانشمندان و مربیان جهان بشریت، تدبیرها، سیاست ها، جنگ ها و حوداث تلخ و شیرین زمان پدر و برادران خود را از نزدیک تجربه کرد و از آن ها فهم و تحلیل داشت. این تجربیات، دانایی و توانایی تربیتی آن حضرت را در سطوح بسیار بالایی قرار داد.
ملا فاضل دربندی(ره) می نویسد: «زینب(ع) به عنوان یکی از خواص شایستۀ این علوم، آگاهی به وقایع و حوادث آینده را از پدر بزرگوارخود فراگرفته بود، همان طور که برخی از اصحاب پیغمبر(ص) مانند سلمان و ابوذر و بعضی از یاران امام علی(ع) مانند رشید هجری و میثم تمّار، به این گونه اسرار آگاه بودند».[20]
دیگر شیوه ها و اصول مکتب تربیتی حضرت زینب(ع) عبارت اند از: الهام از توانمندی های معنوی؛ بهره مندی از عرصۀ تعلیم و تربیت؛ استفاده از منابع اسلامی و آیات قرآنی به جا و به موقع در تربیت و هدایت؛ یادگیری معارف دین و مسائل اسلامی از بهترین معلمان، مانند اصحاب کسا(ع)؛ و فهم و اندیشه در ادارۀ زندگی که به «عقیلۀ بنی هاشم» معروف شد.
منابع.
[1] نگاهی به خطبه های حضرت زینب(ع)، تدوین و نشر: فرهنگ اهل بیت(ع)، قم، 1389 ش، ص 18.
[2] بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با گروه کثیری از بانوان، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظّم رهبری، مورخ: ۳۰ /06/۱۳۷۹.
[3] مائده/ 54.
[4] تفسیر المیزان. سید محمدحسین طباطبایی، ترجمه: محمدباقر موسوی همدانی، انتشارات اسلامی، قم، ج 5، ص 530 (با کمی ویرایش و تلخیص).
[5] ریاحین الشریعة، ذبیح الله محلاّتی، دارالکتب الإسلامیّه، تهران، 1364ش، ج 3، ص 64.
[6] الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دارالکتب الإسلامیة، تهران، 1388ق، ج ۶، ص ۵، بَابُ فَضْلِ اَلْبَنَاتِ.
[7] بحارالأنوار، محمدباقر مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، 1403ق، ج 28، ص 57.
[8] در نقل دیگری آمده است: «حضرت زینب(ع) چنان خود را پوشانده بود که ابن زیاد پرسید: «مَنْ هذِهِ الْمُتَنَکِّرَه؛ این زن ناشناس کیست؟» وفیات الأئمة(ع)، مراجع من العلماء الأعلام، دار البلاغة، بیروت، 1412ق، ص 454.
[9] بحار الأنوار، ج 45، ص 116.
[10] نفس المهموم فی مصیبة سیدنا الحسین المظلوم(ع)، شیخ عباس قمی، مکتبه الحیدریة، قم، 1379ش، ص 405.
[11] نگاهی به خطبه های حضرت زینب(ع)، ص 95.
[12] همان، ص 111.
[13] عیون الحکم و المواعظ، علی بن محمد اللیثی الواسطی، دارالحدیث، قم، 1376ش، ج 1، ص 267.
[14] کشف الغمّة، علی بن ابی الفتح اربلی، مکتبة بنی هاشمی، تبریز، 1381 ق، ج 1، ص 604.
[15] دعائم الاسلام، نعمان بن محمد تمیمی، دارالمعارف، مصر، 1383 ق، ج 1، ص 56.
[16] ریاحین الشریعة، ج 3، ص 61: «یا اختاه! لا تنسینی فی نافلة اللیل».
[17] مستدرک عوالم العلوم و المعارف، الشیخ عبدالله البحرانی الأصفهانی، مؤسسة الامام المهدی(ع)، قم، 1413 ق، ج 11، ص 954.
[18] همان: «و أمّا عمّتی زینب فإنّها لم تزل قائمة فی تلک اللیلة (أی العاشرة من المحرّم) فی محرابها تستغیث إلی ربّها، فما هدأت لنا عین، و لا سکنت لنا رنّة».
[19] بحارالأنوار، ج 28، صص 60-61.
[20] ریاحین الشریعة، ج 3، ص 56.















