روش استنباط گزارههای علمی از ساختار سورهها (۱)
کارکردهای کشف اهداف و ساختار سورههای قرآن
نگرش جامعگرایانه به معانی سورهها،نگرشی نو و ساختاری به مفاهیم مطرح شده درسوره است و همچون هرنگاه دیگری، پیامدها و آثارجدیدی به دنبال دارد. این نگاه نو،افق جدیدی در درک و فهم معانی بلند این کتاب آسمانی گشوده و روشهای نوینی را در عرصه قرآنپژوهی و آموزشهای قرآنی ارائه میدهد و چه بسا،بسیاری از راههای ناهموار را درمسیر تلاشهای قرآنی- همچون تفسیرجوانان- هموار و آسان نماید. برخی از آثار و نتایج سودمندی که برای این نگرش قرآنی میتوان برشمرد،عبارت است از:
۱٫ کشف افقهای جدید در اعجاز قرآن
یکی ازجنبههایی که در بررسی اعجاز قرآن،کمتر مورد توجه واقع شده است،جنبه ساختاری آن است. مطالعه و بررسی ساختارقرآن و ترسیم ابعاد اعجازی آن از اینجهت که قرآن در درجه نخست یک «متن»است،از اهمیت ویژهای برخوردار است. شکی نیست که در پیدایش یک اثر توانمند ادبی، گزینش واژهها،آهنگ کلمات و ترکیب آنها،نقش بسزایی دارد، اما بنیادیترین چیزی که شکل نهایی متن را سامان میدهد و ارتباط واژهها و جملات را معنادار میکند،ساختار معنایی متن است.جملات زیبا اما ناهماهنگ و ناموزون،هیچگاه یک متن ادبی توانمند و فصیح را به ارمغان نمیآورد.
۲٫ آشنایی سریع و آسان با مفاهیم قرآن
تهیه تفسیری براساس ساختار سورهها، میتواند بستر مناسبی برای آشنایی سریع نسل جوان با مفاهیم قرآنی باشد. با کمک این طرح،میتوان مفاهیم اساسی و کلیدی همه سورهها را به صورت نمودار درختی درآورد و باتوجه به سطوح مخاطبان طی۳۰ یا ۱۰۰ یا ۱۵۰جلسه مفاهیم قرآن را به طور کامل به علاقمندان آموزش داد.
۳٫حلّ اختلافات تفسیری
اگر بپذیریم که هر سوره دارای غرض واحدی است که مجموع آیات سوره برای تبیین و تشریح آن غرض گردهم آمدهاند، میتوانیم در پرتو آن، بسیاری ازابهامات تفسیری و اختلافنظر مفسران را در فهم آیات حل کنیم.غرض اصلی و محور اساسی در فهم هر سوره، معیار و شاخص دقیقی است که براساس آن، میتوان هرگونه انحراف تفسیری و خطا در برداشت را تشخیص داد و از رهگذر آن، به تفسیرو تبیین آیات پرداخت.
۴٫ ارائه «ترجمهای پیوسته» و تفسیری از قرآن
«ترجمه پیوسته و تفسیری» یا «ترجمه ساختاری»، روش جدیدی در ترجمه قرآنکریم است. در این شیوه، فهم معانی و مطالب قرآن بسیارآسان و روان شده و مترجم با افزودن توضیحات تفسیری در متن و پاورقی، تاحدّی خواننده را از مراجعه به تفاسیر بینیاز کرده است. افزون بر این خواننده باتوجه به فصلبندی سوره،هر سوره را به شکل متنی پیوسته احساس میکند و پایان یافتن یک آیه و شروع آیه دیگر را کاملاً باهم مرتبط میبیند و اهداف و مقاصد سوره را به خوبی درک میکند. «ترجمه پیوسته»، وفادارترین ترجمه نسبت به قرآن مجید است؛زیرا ضمن رعایت شرایط و مبانی علمی برای دستیابی به مفاهیم بیکران قرآن،مطالب هر سوره را به صورت یک واحد به هم پیوسته و یک مجموعه هماهنگ، ارائه میکند.
۵٫ شناخت اسباب نزولهای جعلی
یکی ازفواید و کارکردهای کشف غرض سورهها، این است که در بسیاری از موارد، میتوان از آن به عنوان معیاری برای تشخیص اسباب نزول صحیح از روایات متناقض یا تبیین صحّت و میزان انطباق یک روایت با واقعیت سود جست. شناخت شأن نزول آیات نقش بسیارمهمی در فهم و درک معانی قرآن و حلّ مشکلات تفسیری دارد،اما وجود روایات متناقض چالشی بزرگ در تعیین شأن نزول آیات و سورهها پدید آورده است.از آنجا که مضمون کلیه آیات موجود در یک سوره با غرض سوره متناسب است،بنابراین، تنها شأن نزولی را میتوان معتبر شمرد که با غرض سوره هماهنگ باشد و درصورتیکه شأن نزولهای متفاوت همگی با غرض سوره متناسب بودند،آنگاه از قرائن و دلایل دیگر برای سنجش صحّت شأن نزول میتوان یاری جست.
۶٫ ترسیم ساختارهدایتی قرآن
قرآن،کتاب هدایت است و هدف اصلی از نزول این کتاب شریف،بیان روشهای دستیابی انسان و جامعه بشری به کمال رستگاری و بهرهمندی از رحمت الهی است. شکی نیست که هر سوره قرآن، بخشی از هدایتگری قرآن را به عهده گرفته است،به گونهای که اگر یک سوره از قرآن کاسته شود، خللی جبران ناپذیر در دستیابی قرآن به هدف اصلیاش به وجود میآید. با کشف هدف و غرضهای اصلی سورهها و قرار دادن آنها در کناریکدیگر،ساختار هدایتی قرآن، آشکار میگردد و گام بزرگی در شناسایی روشهای تربیتی قرآن برداشته خواهد شد. به این ترتیب،ضمن ترسیم ساختار قرآن، اصول و شیوههای هدایت از دیدگاه قرآن نیز روشن میگردد. سورههای قرآن،از این جهت به فصول قرآن شباهت دارند؛زیرا فصلهای مختلف هرکتاب نیز عهدهدار تأمین بخشی از اهداف کلّی کتاب هستند.
۷٫استنباط گزارههای علمی
یکی از پیامدهای کشف اهداف و ساختار سورههای قرآنی، راهیابی به گزارههای جدید علمی است. این مهم، با عرضه موضوعات علمی به سوره و مطالعه چگونگی چینش مباحث در ساختار سوره میسرمیشود. این روش، مدل جدیدی از مطالعه قرآن است که تاکنون،کمتر مورد توجه واقع شده است. در ادامه مقاله،به معرفی این روش میپردازیم.
روشهای استنباط گزارههای علمی از قرآن کریم
قرآن،مهمترین منبع معرفتی مسلمانان است، از اینرو، دانشمندان مسلمان برای کشف گزارههای علمی در گرایشهای مختلف علوم اسلامی،انسانی و تجربی، پش از هر منبع دیگری به سراغ قرآن میروند. برای راهیابی به دیدگاه قرآن درخصوص گزارههای موجود در علوم بشری یا دستیابی به گزارههای جدید، از سه روش میتوان سود جست:
الف) روش تفسیر تربیتی
روش نخست که بیشتر در تفاسیر رایج است،بر مطالعه آیه در جایگاه خویش تأکید دارد. در این راهکار، مفسر با بررسی لغوی، نحوی و صرفی واژههای بکار رفته در آیه، مناسبت آن با آیات همجوار،شأن نزول آیه، تقدیم و تأخیر واژهها در آیه و کاربرد سایر صنایع لفظی و ادبی در آن به استنباط گزارههای علمی از آیه میپردازد. برای مثال،از عبارت «إذ قالوا لنبیٍ لهم ابعث لنا ملکاً» (بقره/۲۴۶) که به داستان طالوت و جالوت مربوط میشود، چنین استنباط کردهاند که «اِعمال رهبری برجامعه، در گرو وجود تمایل اجتماعی و زمینه پذیرش آن است.» (هاشمی، ۱۷۴/۲) این گزاره سیاسی که میتواند بخشی از نظریه مردمسالاری دینی در نظام سیاسی اسلام را تبیین کند، بدینسان از آیه مذکور استنباط شده است که «حضرت اشموئیل قبل از درخواست مردم، کسی را به عنوان فرمانده ایشان معین نکرد،با اینکه ضرورت آن روشن بود.» (همان،/۱۷۲)
ب) روش کاوش موضوعی در قرآن
استنباط گزارههای علمی از آیات قرآن با روش موضوعی، تنها پس ازمطالعه آیات مشابه و هم افق میسر میگردد. در این روش،مفسر با بررسی مجموعه آیات مربوط به یک موضوع، پاسخ سؤالات خود را از قرآن دریافت میدارد. در این روش، ممکن است از بررسی چند آیه که یکی عام و دیگری مخصص است، یک گزاره استنباط شود. کاربرد این روش در استنباط گزارههای سیاسی و اجتماعی در سالهای اخیر بسیار رایج شده است. برای نمونه،برای راهیابی به دیدگاه قرآن درباره اصول همگرایی در جامعه اسلامی، میتوان به آیاتی همانند: «ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم» (انفال/۴۶) و آیه «إنّما المؤمنون إخوهٌ» (حجرات/۱۰) مراجعه کرد. چالش اصلی روش موضوعی،این است که ارتباط مفاهیم و مؤلفههای بدست آمده براساس یک نظام از قبل تعیین شده و براساس حدس و گمان است و هیچیک، بیانکننده همه زوایا و جوانب مورد نظر قرآن نیست. مثلاً از این راه، متوجه نمیشویم که چه رابطهای میان ارزشهای بنیادین قرآن مانند خداباوری،پیروی از رهبری پیامبران، امربهمعروف و نهیازمنکر با همگرایی دینی وجود دارد؛زیرا آیهای که به طور معنادار بین این متغیرها ارتباط برقرارنموده باشد، نمییابیم. برای نمونه، در آیه شریفه «إنّما المؤمنون إخوهٌ فأصلحوا بین أخویکم و اتّقوا الله لعلّکم ترحمون» (الحجرات/۱۰) بین دو متغیر «اخوت دینی» و «اصلاح ذات البین» ارتباط معناداری برقرار شده است،از اینرو میتوان «اخوت» را از راهکارهای ایجاد همگرایی دینی برشمرد. اما رابطه این گزاره با گزاره «یا إیّها الّذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرّسول و أولی الأمرمنکم» (نساء/۵۹) به عنوان یکی دیگر از اصول همگرایی درجامعه دینی مشخص نیست و با ملاحظه آیات فوق، رابطه طولی یا عرضی آنها را متوجه نمیشویم.
ج) روش ساختاری درکشف گزارههای علمی قرآن
روش دیگری که اخیراً در مراکز علمی قرآنی مطرح شده و تفاسیرنگاشته شده در قرن پانزدهم هجری، بدان توجه وافری کردهاند،روش ساختاری است. این روش، مکمل روش موضوعی بوده و با استفاده از آن، میتوان گزارههای جدیدی از قرآنکریم استنباط کرد. روش ساختاری بر نگرش جامعگرایانه، به معانی سورهها استوار است. براین اساس و با ژرفاندیشی در محتوای پیام هر سوره، مفسر به دنبال یافتن غرض اصلی سوره تلاشهای دامنهداری را سامان میدهد تا با راه یافتن به قله و تکیه زدن بر بلندای سوره،نگاهی گسترده و جامع را بر آیات بیندازد و با فهم روح کلّی سوره، به چگونگی ارتباط آیات به ظاهر پراکنده دست یابد و از رهگذر انسجام معنایی سوره، نکات تازهای از آن کشف کند. توجه جدّی به غرض سورهها و تأکید برآنکه هدف هر سوره باید اساس فهم آیات تلقی گردد،از اوایل قرن چهاردهم هجری با نگارش تفسیرالمنار آغاز شد. محمد عبده، اصرار داشت که کشف غرض هر سوره به مفسر کمک میکند تا به طور دقیق به معنای آیات نزدیک شود و معارف قرآن را درک کند. با نگارش همزمان دو تفسیر ارزشمند و بیبدیل در جهان اسلام، یعنی المیزان فی تفسیرالقرآن (تألیف ۱۳۵۷ق) و فی ظلال القرآن (تألیف ۱۳۷۴ق)، گامهای مؤثری برای تبیین مبانی نظریه فوق و پیامدها و چالشهای آن برداشته شد. علامه طباطبایی درالمیزان با گشودن فصلی در ابتدای هر سوره با عنوان «بیان»، هدف و غرض اصلی سوه را بیان میکرد و در لابلای تفسیرخود، مبانی نگرش ساختاری به قرآن را استوار مینمود و روشهای راهیابی به اهداف سورهها را گوشزد میکرد. با این اقدام علامه،به تدریج روش نگرش ساختاری درمیان مفسران رواج یافت،تا آنجا که در سالهای اخیر،تقریباً هرسال یک دوره تفسیر قرآن براساس نگرش جامعگرایانه به سورهها منتشر شده و تاکنون، دهها دوره تفسیر براین اساس نوشته شده است. برای استنباط گزارههای علمی از ساختارهای سورههای قرآن، ابتدا باید غرض اصلی و روح حاکم بر سوره را با استفاده از راهکارهای شناخته شده و قابل قبول کشف کرد، آنگاه با تکیه بر سیاق سوره، فصلها و محورهای فرعی سوره را تنظیم میکنیم. برای این کار، ابتدا فهرستی از مطالب سوره را به ترتیب آیات تهیه میکنیم و هر گروه از آیات را که اجمالاً در موضوع مشخصی سخن میگویند جدا کرده و برای آنها، عنوانی را درنظر میگیریم. آنگاه سعی میکنیم که بین این عناوین فرعی، ارتباط برقرارنموده و خطوط مشترک آنها را ترسیم کنیم. پس از ترسیم خطوط مشترک،فصلهای اصلی سوره مشخص میشوند. در برخی موارد،پس از تبیین غرض اصلی سوره، باید جملهبندی عناوین فرعی نیز به گونهای که تناسب بیشتری با هدف سوره داشته باشد، تغییریابد تا مجموع عناوین اصلی و فرعی بتوانند ساختار و نمودار محتوایی سوره را ترسیم کنند. با اتمام این مرحله، میتوان در یک نمودار درختی، غرض سوره و فصول آن را به نمایش گذاشت و استنباط ها و برداشتهای متفاوتی در زمینههای گوناگون از آن ارائه کرد. وقتی هدف سوره درباره موضوع خاصی باشد، به طور طبیعی تمام آیات آن به گونهای با این موضوع محوری ارتباط دارد. بنابراین،اگر بتوانیم ثابت کنیم که به طورمثال، سوره آلعمران درباره همگرایی دینی سخن میگوید،میتوانیم نتیجه بگیریم که مباحث توحیدی مطرح شده در ابتدای سوره نیز به نحوی با این موضوع ارتباط دارد. همچنین،مطالب ذکر شده در ابتدای این سوره پیرامون وجود آیات محکم و متشابه در قرآن، توصیه مؤمنان به توبه، معاد باوری، صبر، انفاق، بندگی خدا و استغفار در سحرگاهان نیز بیشک با مسئله همگرایی دینی و انسجام ملّی، ارتباط خواهد داشت. بدینترتیب،با نگرش ساختاری به سورهها، برداشتهای علمی جدید و ارزشمندی میتوان از قرآن ارائه نمود که با روشهای سنتی و موضوعی، هیچ راهی بدانها وجود ندارد. روش ساختاری در فهم قرآن،روش نو بنیادی است که هنوز در ابتدای راه است و هماکنون مراحل تکاملی خود را طی میکند، اما باتوجه به تلاشهای گستردهای که برای تقویت بنیانهای علمی این روش صورت میگیرد،میتوان امیدوار بود که با کمک آن،نکات نوآمد و کاربردی را در عرصههای مختلف اعتقادی،سیاسی و اجتماعی از ساختار سورههای قرآن برداشت کرد؛چنانکه با کمک این روش «محمد محمد مدنی»، اصول اداره جامعه اسلامی را از سوره نساء استخراج کرده و در کتاب المجتمع الإسلامی کما تنظمه سوره النساء به شرح آن پرداخته است. دراین نوشتار،درنظر داریم با مطالعه ساختاری سوره آلعمران، به دیدگاه قرآن درباره «اصول همگرایی جامعه دینی» دست یابیم و گزارهای جدیدی را از ساختار سوره، کشف نماییم.
مطالعه اصول همگرایی دینی در ساختار سوره آلعمران
الف) فضای نزول و هدف سوره آلعمران
به اتفاق مفسران، سوره آلعمران از سورههای مدنی است(۱) و درمدنی بودن هیچیک از آیات نیز تردید نشده است. این اجماع،به دلیل محتوای سوره است که همگی مربوط به حوادث پس از هجرت رسولخدا به مدینه است. سوره آلعمران در ترتیب مصحف، سومین سوره است و در ترتیب نزول، بنا بر قول مشهور و مصحف الأزهر، هشتاد و نهمین سوره قرآن است که پس از بقره و انفال و قبل از احزاب در مدینه و در سال چهارم هجری نازل شده است.(۲) نزول سوره آلعمران در سال چهارم هجری و پس از سوره انفال،درهنگامی بود که پیش از آن، حکومت پیامبر«ص» به خاطر تشریع قوانین و مقررات جامعه اسلامی و پیروزی در جنگ بدر،تاحدودی استقراریافته و مسلمانان را در موقعیت ممتازی قرار داده بود. همین امر،هشداری جدّی برای دشمنان اسلام به حساب میآمد.(صادقی تهرانی، ۹/۵) ازسویی،شکست مسلمانان در جنگ احد، دشمنان اسلام از یهودیان، مسیحیان و مشرکان را نسبت به مقابله با اسلام، بیباکتر کرد و هرکدام به گونهای درصدد خاموش کردن نور اسلام برآمدند. پس از این شکست عبرتآموز، قریش و دیگر احزاب مشرک عرب به یک صف درآمدند تا ضربه نهایی را (درخندق) فرود آورند. اهل کتاب، از یهودیان متن جزیره گرفته تا مسیحیان حاشیه آن، هماهنگ شدند تا با احتجاجها و جدالها و تشکیکها، ضربهای فکری و روحی به مسلمانان بزنند (طالقانی، ۶/۵) و ازطرف دیگر، دو امپراتوری بزرگِ آن زمان، یعنی ایران و روم نیز نسبت به حکومت نوپای اسلام، حساس شده بودند. (طباطبایی، ۶/۳) این مطالب،همگی بیانگر این معناست که این سوره در زمانی نازل شده است که مردم دنیا از یهودی و مسیحی و مشرک، همه برعلیه اسلام قیام کرده بودند و مسلمانان، به شدّت درحال دفاع از حوزه دین بودند و لحظهای امنیت نداشتند. از اینرو، باید همه توان خود را برای مقابله با آنان بسیج میکردند. (همان) در اینهنگام، سوره مبارکه آلعمران نازل شد و راه مقابله با دشمنان را به مؤمنان یادآور شد. باتوجه به فضای نزول سوره آلعمران، میتوان «بیان راهکارهای ایجاد و تقویت انسجام درونی جامعه دینی و کسب آمادگی لازم برای مقابله با دشمنان نظامی و فرهنگی» را مقصود و غرض اصلی سوره دانست. این مقصود را بسیاری از مفسران برگزیدهاند و آن را با عبارتهای مختلف، بیان کردهاند.(۳)
پی نوشت ها:
۱٫مجمعالبیان فی تفسیرالقرآن، ج۲، ص۶۹۳؛ منهجالصادقین فی إلزام المخالفین، ج۲، ص۱۶۷؛ فتحالقدیر، ج۱، ص۳۵۷؛ التفسیرالوسیط للقرآنالکریم، ج۲، ص۵٫ ۲٫علوم قرآنی،آیتالله معرفت، ص۷۹؛ الموسوعه القرآنیه، خصائص السور، ج۲، ص۵؛أحسن الحدیث، ج۲، ص۱؛ تفسیر جامع، ج۱، ص۴۰۶؛ بیانالمعانی، ج۵، ص۳۱۶؛ التحریر والتنویر، ج۳، ص۵٫ ۳٫ المیزان فی تفسیرالقرآن، ج۳، ص۶؛ الموسوعه القرآنیه، خصائص السور، ج۲، ص۲۳؛ مواهب الرحمان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۵؛ پرتوی از قرآن، ج۵، ص۶؛تفسیر أحسن الحدیث، ج۲، ص۳٫
منبع:نشریه پژوهشهای قرآنی،شماره ۵۷٫

















هیچ نظری وجود ندارد