16 می 2026

  • English
  • العربیه
  • اردو
  • English
  • العربیه
  • اردو

مجمع جهانی شیعه شناسی

  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
  • خانه
  • شیعه شناسی
    • شیعه شناسی
    • ائمه شیعه
    • عقاید شیعه
    • علوم شیعه
    • تاریخ شیعه
    • جغرافیای شیعه
  • دو بال شیعه
    • نهضت حسینی
    • انقلاب مهدوی
  • غدیر خم
  • اربعین
  • نظام ولایت فقیه
  • خاطرات
  • بیراهه انحراف
  • مجمع جهانی شیعه شناسی
    • دبیر کل
    • معاونت پژوهش
    • معاونت آموزش
    • معاونت قرآن و عترت
    • معاونت احیاء و تصحیح متون حدیثی
    • معاونت بین الملل
    • معاونت فضای مجازی
    • پشتیبانی و امور اجرایی
    • بیانیه ها
    • اخبار مجمع
  • ویژه جنگ رمضان
  • درباره ما
    • معرفی مجمع
    • تاریخچه مجمع
    • فعالیت های مجمع
    • چشم انداز مجمع
    • گزارش تصویری
Home بدون دسته ( پیشفرض)

سند حدیث ثقلین

0
SHARES
2
VIEWS
Share on FacebookShare on Twitter

اثبات سنت حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) متوقف بر احد الامرین است. طریق اول: اثبات وثاقت روات حدیث؛ طریق دوم: وثوق به صدور. به اتفاق جمیع اهل نظر این دو اصل، اساس اثبات سنت نبوی است. مهم این است که حدیث ثقلین از هر دو طریق حجت است و نسبت بین دو طریق از نظر علمی نسبت عموم من وجه است؛ لذا دو وجه افتراق دارد. ممکن است خبر، خبر ثقه باشد ولی وثوق شخص حاصل نشود و از طرفی ممکن است که وثوق و اعتماد نفسی به صدور محقق شود، اما خبر، خبر ثقه نباشد.در این روایت، مهم آن است که مجمع الطریقین است یعنی از جهت وثاقت روات، تمام منقّدین به صحت سند این حدیث اعتراف کرده‌اند و حتی با چشم پوشی از جهت اول (وثاقت روات)، عدد روات دسته اول (صحابی) به حدی است که ملازم با وثوق قطعی است؛ لذا بر هیچ فقیه و محققی راه خدشه در صدور این روایت از شخص خاتم الانبیاء(صلی الله علیه و آله) نیست و تمام طُرق شبهه منسدّ است
دلیل اول صحت سندروایت نزد علماء عامه تارةً معتبر به شرط بخاری است و تارةً به شرط مسلم و نسبت بین این دو عموم من وجه است. لذا ممکن است روایتی مجمع الشرطین باشد. امتیاز حدیث ثقلین از جهت طریق اول (حجیت خبر ثقه) این است که هم واجد شرط بخاری و هم واجد شرط مسلم است. در بین محققین رجال اهل تسنن آن کسی که نزد علماء از همه مهمتر است حافظ ذهبی صاحب «سیراعلام النُبلاء» است. خصوصیت وی این است که تمام قدرتش را صرف در تضعیف روایات مشتمل بر مناقب اهل بیت(علیهم السلام) می‌کند. لذا عمده روایاتی را که حافظ حاکم نیشابوری در المستدرک علی الصحیحین به شرط بخاری و مسلم آورده است، ذهبی مناقشه کرده است. با این وصف، ذهبی با سکوت خویش این روایت را صحیحه معرفی می‌کند. متن کلام حاکم این چنین است «ابوعوانة، عن الاعمش، عن حبيب بن ابی ثابت، عن ابی الطفيل، عن زيدبن ارقم، قال: قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): انی قد ترکت فيکم الثقلين احدهما اکبر من آخر کتاب الله تعالی و عترتی فانظروا کيف تخلّفونی فيهما فإنهما لن يتفرقا حتی يردا عليّ الحوض» (المستدرک علی الصحیحین للحاکم مع التعلیقات الذهبی في التلخیص/3/118، ط: دارالکتب العلمیة-بیروت)
دلیل دوم صحت سنداز جهت طریق دوم (وثوق به صدور) امتیاز این روایت عبارتست از اینکه حتی معاندین مذهب شیعه اقرار کردند و – «اقرار العقلاء علی انفسهم جایز» – که عدد از حیث طبقه اول به حدی است که ملازم با وثوق قطعی به صدور است.ابن حجر هیتمی مکی در این باره می‌گوید: «ثم اعلم؛ أن الحديث التمسک بذلک طرقا کثيرة وردت عن نيف و عشرين صحابيا» (صواعق محرقه/150، ط: مکتبة القاهرة)با توجه به مقتضای مسلک اهل تسنن -«اصحابی کالنجوم بأيهم اقتديتم اهتديتم»- که می‌گویند همه صحابه عدول هستند، اگر یکی از صحابه این روایت را نقل کند، همه علماء اهل تسنن یا باید دست از مبنای خود بردارند؛ و یا این روایت را بپذیرند و چون همه ملزم به «اصحابی کالنجوم» هستند، صدور قول رسول(صلی الله علیه و آله) به إخبار یک صحابی کافی است و در مورد حدیث ثقلین آمده: «وردت عن نيف و عشرين صحابيا» (از بیست و چند صحابی وارد شده است)
دلالت حدیث ثقلین بر عصمت
دلیل اول:با توجه به اینکه بحث ما بر اساس حکمت و جدال به نحو احسن است ثابت شد که کتاب و رسول بر محور حق هستند {لايأتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه} (فصّلت/42) حال سؤال ما این است: آیا قرآن لایأتیه الباطل هست یا نیست؟ آیا هوٰی حق است یا باطل؟ آیا خطا حق است یا باطل؟ بین اثبات و نفی مرتبه ثالثی نیست. با توجه به اینکه هر خطائی و هوائی باطل است و قرآن حقیقتی است که لایأتیه الباطل من بین یدیه ولامن خلفه، حال کسی که با سنت قطعیه از قرآن جدا شدنی نیست (لن یفترقا) آن شخص خطا و هوایی در او وجود ندارد. پس او صاحب منصب عصمت کبری است.به اتفاق کل، قرآن کتابی است که برای اخراج ناس به جمیع مراتب؛ برای حکماء، علماء، فقها، عوام، خواص، أخص الخواص، نازل شده است و این اخراج، اخراج از همه ظلمات، شبهات و جهالات است. { كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ} (ابراهیم/1) این قرآن جوابگوی تمام عقول و افکار، به هر پایه و مقام می‌باشد. { وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْيانًا لِكُلِّ شَيْءٍ} (نحل/89) (توضیح اینکه:) هیچ مفهومی از کلمه «شیء» عام‌تر نیست. مهم این است که شئء را مُصدّر به «کل» فرموده است. اطلاق شیء کافی بود و عموم بر چنین مفهومی وارد شده است، بنابراین تمام مسائل مبدأ، مسائل مربوط به معاد، تمام اسرار خلقت و تمام علوم انبیاء، همه در این کتاب است، کمال دقت در نفی افتراق و نفی تفرق بین قرآن و عترت است. اگر کتاب چنین کتابی است آن کسی که از این کتاب ابداً جدا نیست باید کسی باشد که هم با ظاهر قرآن است و هم با باطن آن، هم با مبدأ و هم با معاد است دلیلش آن است که اگر یک قسمت پیش او نباشد و مطلبی از قرآن را نداشته باشد: إفْتَرَقَ عَنِ القُرٰآن.نتیجه دیگر نفی افتراق آن است که در قرآن تلاوت می‌کنیم. { وَ لَوْ أَنَّ قُرْآنًا سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ اْلأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى} (رعد/31) اگر این کتاب چنین است کسی که از این قرآن ابداً جدا نیست، او نیز به حکم این قرآن و سنت قطعیه دارای چنین مقامی است که قدرت زنده کردن مردگان، زیر و رو کردن جبال و قطعه قطعه کردن زمین را دارد. کسی (امیرالمؤمنین) که گفت: «سلونی قبل ان تفقدونی» و سؤال را محدود نکرد، کسی بود که سند اعتبارش این است.
دلیل دوم:بعد از فراق از جمله «لن يتفرقا حتی يردا علی الحوض» که برهان قاطع بر عصمت است، جمله‌ای در مدارک معتبره مثل مستدرک حاکم و جامع الاحادیث و تاریخ مدینه دمشق و سنن ترمذی است که «لن تضلوا ان اتبعتموهما» (المستدرک/3/110 و تاریخ مدینه دمشق/42/216؛ و جامع الاحادیث/3/430 و سنن ترمذی/5/621) در این جمله نیز دلیلی قطعی بر عصمت اهل بیت است.ضلال در مقابل هدی است و نسبت بین این دو نسبت تضاد است. منشاء ضلال، یا خطای فکری است و یا انحراف عملی. انتفاء ضلال متوقف است بر صیانت فکر از خطا و بر صیانت نفس از هوٰی. این نص سنت قطعیه است که «لن تضلوا ان اتبعتموهما». طرف خطاب، تمام امت بدون استثناء هستند. نکته دیگر اینکه جمله شرطیه چه نقشی دارد؟ مشروط، نفی ضلالت به معنای وسیع خود است و شرط «إن اتبعتموهما» می‌باشد و به اتفاق اهل نظر جمله شرطیه مفهوم دارد. قهراً در این جمله دو دلالت است: یکی دلالت منطوقی که عبارتست از این که به تحقق این تبعیت نفی ضلال می‌شود و بشر به کمال عقلی و عملی می‌رسد و دیگر دلالت مفهومی که بیانگر ضلال قطعی به سبب نفی اتباع است. صیانت از این ضلال ممکن نیست مگر به وحی خدا. با اینکه به حکم عقل و نقل تبعیت از قرآن موجب نفی ضلال است ولی در عین حال در این بیان فرمود: «إن اتبعتموهما» رابطه بین این دو آن است که همه چیز در خزینه هست، اما کلید خزینه را باید پیدا کرد. همه چیز در مدینه هست اما باب مدینه باید پیدا شود. آن مدینه هدایت، قرآن و باب آن عترت است. لذا محال است بدون این مبین و مفسر، اقصی غرضی از خلقت و بعثت که هدایت انسان و نفی ضلالت است محقق شود.حال مبین و مفسر این قرآن از دو حال خارج نیست: یا اهل خطاست و یا اهل خطا نیست. اگر اهل خطا است غرض حاصل نمی‌شود و اگر اهل خطا و هوٰی نیست غرض حاصل است. پس ضمّ قرآن به کسی که در او خطا و هوٰی نیست به حکم عقل و نقل واجب است. اینجاست که بطلان همه ثابت می‌شود و حق حقیقی به تصدیق در این جمله ظاهر می‌شود «انا مدينة العلم و علی بابها»
تقریر حجت الاسلام و المسلمین سید حسن سبزواری
مجله امام شناسی شماره 26

نوشته قبلی

همراهی و یاری امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با عزاداری سیدالشهداء(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی

مباهله

مرتبط نوشته ها

بدون دسته ( پیشفرض)

توحید از دیدگاه شیعه چگونه است؟

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی
بدون دسته ( پیشفرض)

صفای باطن و دوری امامان (ع) از کینه توزی

میانه روی در نهج البلاغه
بدون دسته ( پیشفرض)

میانه روی در نهج البلاغه

ادوار اجتهاد
بدون دسته ( پیشفرض)

ادوار اجتهاد

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن
بدون دسته ( پیشفرض)

آثار محبّت اهل بیت (ع) در قرآن

بدون دسته ( پیشفرض)

قاطعیت و عطوفت در سیره امام علی(علیه السلام)

نوشته‌ی بعدی

مباهله

هیچ نظری وجود ندارد

0
  • بهترین ها
  • قدیمی ترین
  • جدیدترین
  • سلام، مهمان
  • خروج
  • ورود
  • پربازدید
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین
کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

کیفیت و نحوه شهادت یا وفات حضرت زینب و ام البنین

می خواهم به مکتب شیعه کمک کنم

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

چهل حدیث درباره شیطان

چهل حدیث درباره شیطان

شیعیانی که سنی شده اند

شیعیانی که سنی شده اند

آثار توسل به معصومین(علیهم السلام)

سه آیه از آیات توسل در قرآن کریم

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

دوره تخصصی تربیت مبلغ بین الملل

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

صدور جمله هل من ناصر ینصرنی از ناحیه امام حسین (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

مبارزات امام کاظم (ع)

امام علی (ع) در سفر هجرت

امام علی (ع) در سفر هجرت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

محمد بن ابی‌ بکر

محمد بن ابی‌ بکر

مجمع جهانی شیعه شناسی

مجمع جهانی شیعه شناسی در سال 1382 توسط جمعی از فضلای حوزه و دانشگاه تاسیس شد. هدف از تاسیس این نهاد علمی و مستقل، معرفی مکتب تشییع و دفاع از حقانیت آن بود که در قالب آموزش، پژوهش، ترجمه و نشر، ارتباطات و تبلیغات اسلامی انجام گرفت و به سهم خود گامی در جهت این راه مبارک برداشت. این مرکز همچنان با قوت و قدرت به راه خود ادامه داده و چشم انداز روشنی برای آینده دارد.

درباره ما

معرفی مجمع

تاریخچه مجمع

فعالیت مجمع

چشم انداز مجمع

گزارش تصویری

راه های ارتباطی

آدرس : قم ، بلوار ۴۵ متری عماریاسر ، بین کوچه ۴ و ۶ ، مجمع جهانی شیعه شناسی
تلفن : ۳۷۷۱۳۷۷۳ ـ ۰۲۵

سایر زبان ها

العربیه

اردو

English

نقشه

بازگشت به بالا