گریه و عزاداری برای امام حسین
و اما معناى حدیث من بکى على الحسین وجبت له الجنه هم خیلى ساده و مناسب فهم هر کس از عارف و عامى میباشد و جوابى هم که الحال مطابقت با نظر أکثر آقایان حاضرین بنماید که مکرر تقاضا نمودند که در جواب رعایت حال آنها بشود عرض میکنم معناى ساده و تحت اللفظى این حدیث شریف چنین است که هر کس گریه کند بر حسین واجب میشود بر او بهشت.
مفهوم مخالفش اینست که اگر ناکس گریه کند، بهشت که بر او واجب نمیشود، بلکه هیچ نتیجهاى هم از گریه خود نمیگیرد.
حافظ: فرق بین کس و ناکس چیست که گریه براى کس نتیجه میدهد ولى به ناکس نمیدهد
داعی: گرچه در کلمه من موصوله کس و ناکس راه ندارد، ولی در معانی فارسی کس و ناکس میآید. لذا عرض میکنم: کس مؤمنی را گویند که موحد و خدا پرست باشد، اصول عقاید را استدلالا یا به دستورات آخرین انبیاء خاتم الانبیاء بداند و به معاد جسمانی و وجود بهشت و دوزخ و ولایت آل محمد و عترت طاهره آن حضرت عقیده داشته، علی و یازده فرزند بزرگوارش سلام الله علیهم اجمعین را عباد صالحین و امام برحق و نایب مناب رسول الله بداند و یازدهمین فرزند علی که دوازدهمین وصی پیامبر خاتم است زنده و موجود و زمامدار عالم بداند و قرآن مجید را بعد از اعتقاد به کتب سماویه حق و از جانب خدا بداند و به مندرجات آن معتقد و به دستورات و اوامر و مناهی آن عامل باشد.
و ناکس مسلمانی را گویند که صوره و اسما مسلمان و به تمام دستورات قائل ولی در مقام عمل صالح نباشد یا تارک محض باشد یا به بعض از آنها عمل و از بعض دیگر رویگردان باشد یا مرتکب بعض کبائر از قبیل قتل نفس یا شرابخواری و یا زنا و لواط کاری یا رباخواری و کم فروشی و امثال اینها گردد. چنین آدمی هر قدر هم گریه کند، برای برای او نتیجهای ندارد و جبران ترک واجبات از قبیل نماز و روزه و حج و خمس و زکات و غیره را نمینماید؛ مگر آنکه توبه کند از اعمال زشت و مصمم گردد به جبران مافات و حق الناس را به صاحبانش برگرداند و ترضیه خاطر آنها و یا اگر مردهاند وارث آنها را فراهم نماید. آنگاه به وسیله گریه و محبت خاندان رسالت جبران مافات و عقب ماندگیهای او گردد.
و الا اگر مثلاً نماز نخوانده یا روزه نگرفته یا مستطیع شده حج بیت الله نرفته یا مشمول خمس یا زکات گردیده، ادای وظیفه ننموده، آنگاه گریه کند، یا زنا و لواط کند و گریه کند، یا ربا بخورد و مال مردم را به حرام ببرد و معاملات ربوی بنماید و یا کم فروشی بنماید و گریه کند، ظلم و تعدی و آدم کشی کند و گریه کند، به خیال آنکه اعمال زشت او به وسیله گریه عفو میشود، اشتباه رفته، آل محمد از چنین اشخاصی بیزارند. گریه برای این اشخاص نفع و نتیجهای ندارد؛ چنانکه ما مکرر در منابر و مجالس درس و مجامع دینی این معانی را مشروحا گوشزد جامعه نمودهایم.
و الا اگر این عقیده غلط صحیح باشد که آدمی هر عمل زشتی بنماید و گناهان کبیره از او صادر شود و یا ترک واجبات بنماید، خیال کند گریه و یا زیارت آل محمد سلام الله علیهم جبران ما فات میکند و او را نجات میدهد، باید دشمنان آل محمد همگی بهشتی باشند؛ چون غالبا بر مظلومیت آل محمد گریه کردند.
چنانچه ارباب مقاتل در واقعه کربلا نوشتهاند: «و الله بکت و أبکت کل عدوٍّ و صدیق» دوست و دشمن در آن مصیبت عظمی گریستند. پسر پیغمبر و اصحاب و احفادش حتی اطفال صغیر و شیرخوارش را کشتند، ولی در دیدن مصائب اهل بیتش گریه هم کردند؛ پس قطع بدانید گریه برای این نوع مسلمانان ناکس که صورت دارند ولی سیرت ندارند، نفع و نتیجهای ندارد. تا مؤمن نگردند، گریه برای آنها نتیجه نخواهد داد.
حافظ: اگر فرد مسلمانی معتقد به اصول عقاید و عامل به دستورات شرعیه باشد خود اهل نجات است؛ پس گریه برای او چه اثر دارد و تشکیل مجالس گریه برای چه و چه نتیجه بر او متصور است که هر سال مبالغ گزافی خرج این نوع از مجالس بشود که مؤمنین گریه کنند؟
داعی: بدیهی است مسلمانان هرچند عامل کامل عیار باشد معصوم نخواهد بود. بالأخره بشر است و جایز الخطا. اگر لغزش و خطاهایی از او سرزده و غافل بوده حضرت باری تعالی با مهربانی و لطفی که نسبت به بندگان خود دارد از روی فضل و کرم عمیم به وسائل و اسبابهایی آنها را عفو میکند.
گاهی حب علی بن ابی طالب را وسیله قرار میدهد، گاهی به گریه بر مظلومیت سید الشهداء و خاندان رسالت و زیارت آن حضرت و اهل بیت طهارت عطف توجه فرماید و اشک چشم آنها را به منزله آب توبه قرار میدهد و از گناهان آنان میگذرد.
اگر مؤمن و عادلند و هیچ گناه کبیره و صغیرهای از آنها صادر نشده، حب و ولایت علی و اهل بیت رسالت و گریه بر مصائب وارده بر آنها که علامت مهر و محبت به آن خاندان جلیل میباشد، وسیله ترفیع مقام آنها میشود.
و اما اینکه فرمودید: در تشکیل این مجالس به نام عزاداری آل محمد و مصارف بسیار، چه اثر است؟ آقایان محترم چون دور هستید از اثرات و نتایج مترتبه بر این مجالس، غافل میباشید.
چون روی عادت و تبلیغات سوئی که پیوسته میشود که این مجالس بدعت است، حاضر نمیشوید، یا اگر گاهی به جهاتی حاضر شوید، چون نظر سوء دارید دقیقانه توجه نمیکنید تا آثار آن را ببینید. اگر آقایان در این قبیل مجالس حاضر شوید و با دیده انصاف و محبت بنگرید، تصدیق خواهدی نمود که این نوع مجالس، مدارس اکابر آل محمد است، به این معنی که به نام آل محمد مجالسی تشکیل میگردد و به جاذبه آن خاندان جلیل، افراد مسلمین از هر طبقه (حتی بیگانگان از دین) حاضر میشوند. آنگاه خطباء و وعاظ و متکلمین و محدثین و گویندگان از علماء ساعتها حقایق دین را اعم از توحید و نبوت و معاد و فروع احکام و اخلاق و دستورات حیاتی فردی و اجتماعی را برای آنها بیان میکنند و آنها را به ضررها و مفاسد معاصی و گناهان و اخلاق رذیله آشنا مینمایند و دلایل حقانیت دین مقدس اسلام را در مقابل سایر ادیان برای آنها ظاهر و بارز میکنند و نتایج بسیار میگیرند.
سالی نیست که به وسیله همین مجالس و تبلیغات دینی، افرادی از بیگانگان، اسلام را قبول ننمایند. چه بسا از منحرفین که تحت تأثیر تبلیغات دینی قرار گرفته و از اعمال گذشته خود توبه نموده و به راه راست وارد گردند.
در هر سالی به وسیله این مجالس و حضور در مجامع عزا و تأثیر آیات و اخبار و مواعظ، جمعیتهای بسیاری از مردمان لاابالی و معصیت کار توبه نموده و به واسطه ترک معاصی داخل در حوزه اختیار گردند.
این است یک جهت از فرمایش رسول اکرم که علمای فرقین([۱]) نقل نمودهاند: «حسین منّى و انا من حسین» حسین از من است و من از حسینم، یعنى احیاى دین من به واسطه حسین است؛ در زمان حیاتش جانبازى کرد و به نیروى مظلومیت، ریشۀ ظلم بنى امیه را کند. چه آنکه آنها میخواستند ریشۀ دین را بکنند!
و هزار سال است که مجالس معظمى به نام آن بزرگوار خفیه و آشکار تشکیل میشود. مردمان حاضر میشوند به وسیلۀ مبلغین و ناطقین پى به حقایق دین برده و قدم در صراط مستقیم میگذارند. این است مختصرى از اثرات و نتایج مجالس عزادارى که مدارس اکابر آل محمد میباشد([۲]).
و نیز توضیحاً عرض میکنم که محبّ و شیعه على زائر و عزادار حسین بن على علاقهمندان و عشّاق او ترک واجبات نمیکنند و مرتکب کبائر معاصى نمیشوند چون میدانند و به آنها گفته شده است که حضرت أبا عبد الله الحسین شهید راه دین است و براى ترویج شعائر دین شربت شهادت نوشید چنانچه در زیارت وارث و سایر زیارات وارد است که میخوانیم:
«اشهد انّک قد اقمت الصلاه و آتیت الزکاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و أطعت الله و رسوله حتى أتاک الیقین.»
(شهات میدهم که تو اقامه نماز و ادای زکات نمودی و امر معروف و نهی از منکر واطاعت خدا و رسول او نمودی تا دم مرگ)
و در اخبار معتبرۀ فریقین از امّ المؤمنین عایشه و جابر و أنس و دیگران رسیده که پیغمبر فرمود: «من زار الحسین بکربلا عارفا بحقّه وجبت له الجنّه»
(هرکس زیارت نماید حسین را در کربلا در حالتی که عارف به حق آن بزرگوار باشد، بهشت بر او واجب میگردد.)
و نیز میفرماید: «من بکى على الحسین عارفا بحقّه وجبت له الجنّه»
(هرکس گریه کند بر حسین در حالتی که عارف به حق آن بزرگوار باشد بهشت بر او واجب میگردد.)
همان قسمى که عبادات از واجبات و مستحبّات فرع بر معرفت خدا است اگر خدا را کما ینبغى نشناسد قصد قربت پیدا نمیشود لذا عبادات او هر چند کامل هم باشد عاطل و باطل است.
گریه و زیارت هم فرع بر معرفت پیغمبر و امام است یعنى باید آن بزرگوار را پسر پیغمبر و امام بر حق و وصى سوم رسول الله بداند که قائم بحق بوده و براى حق کشته شده و مخالفتش با یزید براى آن بوده که یزید احکام دین را زیر پا گذارده تارک واجبات و فاعل محرمات بوده و ترویج أباطیل نموده و چنین زائر و عزادارى بر خلاف طریقه و رویّۀ مولاى خود هرگز عمل نمینماید.
[۱].البدایه و النهایه، ابن کثیر، ۸/۲۲۴، حوادث سال ۶۱ هجری، شیء من فضائله (الحسین) و اسد الغابه، ابن اثیر، ۲/۱۹، شرح حال حسین بن علىّ بن ابى طالب، باب حسین امان الأمه و حاکم نیشابورى در المستدرک على الصحیحن، ۳/۱۹۵، ح ۴۸۲۰، کتاب معرفه الصحابه، باب ۱، فضائل ابى عبد الله الحسین بن علی…، ابن ابى شیبه در المصنف، ۷/۵۱۵، ح ۲۲، کتاب الفضائل، باب ما جاء فى الحسن و الحسین ، مجمع الزوائد، على بن ابیبکر الهیثمی، ۹/۱۸۱، کتاب المناقب، باب فیما اشترک فیه الحسن و الحسین… هیثمى مینویسد: و اسناده حسن، مزى در تهذیب الکمال، ۶/۴۰۲، رقم ۱۴۰۵، شرح حال حسین بن علىّ بن ابى طالب…
احمد بن حنبل در مسند، ۴/۱۷۲، حدیث یعلى بن مره بن الثقفی، ابن ماجه در سنن، ۱/۵۱، ح ۱۴۴، المقدمه، باب فضل الحسن و الحسین…، متقى هندى در کنز العمال، ۱۲/۱۱۵، ح ۳۴۲۶۴، کتاب الفضائل، باب ۴، فصل ۲، باب الحسن و الحسین…، تاریخ الکبیر، محمد بن اسماعیل بخاری، ۸/ ۴۱۵، رقم ۳۵۳۶، شرح حال یعلى بن مره الثقفی، سنن ترمذی، محمد بن عیسى ترمذی، ص۹۹۰، ح ۳۷۸۴، کتاب المناقب، باب۱ مناقب الحسن و الحسین، تاریخ دمشق، ابن عساکر، ۱۴/۱۴۹، و ۱۵۰، رقم ۱۵۶۶، شرح حال حسین بن على بن ابن طالب و ۳۵/۶۴، رقم ۸۰۹۴، شرح حال لاهز بن قریط، فیض القدیر، مناوی، ۳/۵۱۳، ح ۳۷۲۷، حرف الحاء.
[۲]. البته لازم نیست براى کسانى که محبت به خداى تعالى و رسول اکرم داشته باشند دلیلى براى اقامه عزاى امام حسین بیان کرد چون آنها به حکم فطرت پاک اسلامى خودبه خود به طرف آنها کشیده میشوند و به اقتضاى امر الهى در قرآن نسبت به اداى اجر رسالت آن حضرت که مودت به ذوى القربى میباشد عمل میکنند. و امام حسین را به خاطر خداى تعالى و پیامبر دوست میدارند به طور فطرى با دشمنان پیامبر و آل آن حضرت دشمن هستند و از آنها برائت میجویند و با دوستان آنان دوست هستند و در شادى آنان شاد بوده و در غم و عزاى آنان سوگوارند و با اقامه عزاى آنان شعائر الهى بر پا میدارند و امیدوارند همانطور که در روایات شیعه و اهل تسنن بیان شده است در محشر هم به خاطر این محبتى که به پیامبر و آل آن حضرت دارند با آنان محشور شوند و در بهشت نیز با آنان باشند (در روایات زیادى از پیامبر خدا روایات شده است که «المرء مع من احب»، مسند احمد۱/۳۹۲، مسند عبد الله مسعود؛ و ۳/۱۰۴، و ۱۱۰و ۱۵۹و ۲۱۳و ۲۲۲و ۲۲۸و ۲۶۸؛ و مسند انس بن مالک، و ۴/۳۹۲ و ۳۹۵و ۳۹۸، ۴۰۵، حدیث ابى موسى الاشعری؛ سنن الدارمی، ۲/۳۲۱، باب المرء مع من احب؛ صحیح بخاری، ۷/۱۱۲و ۱۱۳، کتاب الأدب، باب علامه حب الله عزوجل؛ صحیح مسلم، ۸/۴۲، ۴۴، باب المرء مع من احب؛ سنن ابن ماجه، ۲/۱۱۱۸، کتاب الاطعمه، باب ۶۱، اکل الثمار، ح ۳۳۶۸؛ سنن ابن داود، ۲/۵۰۴، باب ۱۲۲، اخبار الرجل بمحبته الیه، ح۵۱۲۶ و ۵۱۲۷؛ سنن ترمذی، ۴/۲۲، باب المرء مع من احب؛ ح ۲۴۹۲، و ۲۴۹۳، و ۲۴۹۴ و ۲۴۹۵٫
و همچنین روایات زیادى در کتب اهل تسنن وجود دارد که در آن به اهل بیت محبتى که به خاطر خدا به دیگران باشد بیان شده است؛
قال رسول الله یقول: قال الله عزوجل المتحابون فى جلالى لهم منابر من نور یغبطهم النبییون و الشهداء. و نیز در روایات دیگر از رسول خدا میفرماید: سبعه یظلهم الله یوم القیامه فى ظله یوم لا ظل الا ظله… و رجلان تحابا…
دیگر روایات مربوط به آن که از بعضى کتب آنها تحت عنوان الحب فى الله بابى آورده شده که به بعضى از مصادر آن اشاره میکنیم. سنن ترمذی، ۴/۲۵، باب ۴۲، ما جاء فى الحب فى الله؛ ۳ ح ۲۴۹۹و ۲۵۰۰و ۲۵۰۱؛ مسند احمد، ۲/۴۳۹، مسند ابى حریره؛ /۸۷، مسند ابى سعید الخدری؛ ۵/۲۳۳ و ۲۳۶، و ۲۳۷، حدیث معاذ بن جبل؛ و ۵/۳۲۸، حدیث عباده الصامت؛ صحیح بخاری، ۱/۱۶۱، کتاب الأذان، باب من جلس فى المسجد ینتظر الصلاه؛ و ۲/۱۱۶، ابواب العمل فى الصلاه، باب الصدقه بالیمین؛ و ۸/۲۰، کتاب المحاربین من اهل الکفر…، باب فضل من ترک الفواحش؛ صحیح مسلم، ۳/۹۳، کتاب الزکاه، باب بیان ان افضل الصدقه صدقه الصحیح الشحیح؛ سنن نسائی، ۸/۲۲۳، کتاب آداب القضاه الامام العادل. «محقق»
منبع: برگرفته از کتاب شیهای پیشاور جلد ۲؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
هیچ نظری وجود ندارد