شواهد شأن نزول آیه تطهیر ۳
تطبیق اصحاب کساء
بدون تردید اهلبیت رسول خدا وارثان علم آن حضرت هستند و براساس حدیث ثقلین، – که مورد پذیرش اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان است- اهلبیت رسول خدا عِدل قرآن و یکى از دو امانت گرانبهاى رسولخدا در بین امت هستند. براین اساس سخنان آنان براى ما در صورت اثبات همانند سخن رسول خداست.
بنابراین یکى از راههاى تعیین مصداق اهلبیت تطبیق آنان است و از طرفى اصحاب کساء در تطبیق این آیه برخود هرگز تردید نداشته آن را آشکارا اعلام کردهاند. اکنون این تطبیق را بررسى مىنماییم.
الف – رسول خدا
یکى از کسانى که آیه را بر خود تطبیق کرده رسول خداست. به این روایت توجه کنید:
«عن ابن عبّاس رضى اللّه عنهما قال: قال رسول الله انّ اللّه قسم الخلق قسمین فجعلنى فى خیرها قسما فذلک قوله و اصحاب الیمین و اصحاب الشمال فانا من اصحاب الیمین و انا خیر اصحاب الیمین ثم جعل القسمین اثلاثا فجعلنى فى خیرها ثلثا فذلک قوله و اصحاب المیمنه ما اصحاب المیمنه و اصحاب المشئمه و السابقون السابقون فانا من السابقین و انا خیر السابقین ثم جعل الاثلاث قبائل فجعلنى فى خیرها قبیله و ذلک قوله و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا انّ اکرمکم عندالله اتقاکم و انا اتقى ولد آدم و اکرمهم على اللّه تعالى و لا فخر ثم جعل القبائل بیوتا فجعلنى فى خیرها بیتا فذلک قوله انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهّرکم فانا و اهلبیتى مطهّرون من الذنوب.»([۱])
ابن عبّاس مىگوید: رسول خدا فرمود: خداوند مردم را دوگونه آفرید و مرا جزء بهترینِ این دو نوع قرارداد و این همان سخن خداست که گروه دست راست و گروه دست چپ و من از بهترین اصحاب دست راست هستم. سپس خداوند مردم را سه گروه قرار داد و مرا در بهترین آنان قرار داد و این، همان اهل یقین و سعادت هستند. چه گروه سعادتمندی، و دیگر گروه تیره روزان چه گروه تیرهروزى، و پیشگامان پیشرو، و من از پیشگامان و بهترینِ آنان هستم، سپس خداوند این گروهها را به صورت قبایل در آورده، مرا در بهترین قبیلهها قرارداد و این، همان سخن خداوند است که شما را دستهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، ولى گرامىترینِ شما نزد خدا، پرهیزکارترین شماست. خداوند داناى آگاه است و من با تقواترین و گرامىترینِ فرزند آدم هستم. البته جاى فخرفروشى نیست. سپس خداوند این قبایل را به شکل خانوادههایى آفرید و مرا در بهترین خانوادهها قرار داد و این سخن خداوند است که خداوند مىخواهد پلیدى را تنها از شما اهلبیت دور کند و چنان که باید و شاید شما را پاک سازد. و من و اهلبیتم از همه گناهان پاک هستیم.
در این روایت هم «رجس» تفسیر شده و هم، اراده خداوند به اراده تکوینى تفسیر شده است و با این تفسیر، این آیه شامل همسران رسولخدا نمىشود.
ب – امام على
یکى از اصحاب کساء امام على است که شمول آیه درباره آن حضرت قطعى است؛ چه بنابر قول اختصاص آیه به اصحاب کساء و چه بنابر قول به تعمیم آیه. امام على در تطبیق آیه برخود هیچ تردیدى نداشته و در موارد متعددى ادعا کرده که آیه درشأن آنان نازل شده است و شامل او نیز مىشود.
در این جا تنها به بیان یک مورد بسنده مىکنیم که هم شیعه و هم اهلسنت آن را نقل کردهاند و مشروح آن در بحث شبهه ادعاى خلافت از طرف آن حضرت خواهد آمد.
امام در «یوم الشوری» خطاب به اهل شورا فرمود:
«فانشدکم بالله هل فیکم احد انزل اللّه فیه آیه التطهیر حیث یقول انّما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا غیرى قالوا اللهم لا.»([۲])
شما را به خدا قسم آیا در بین شما غیر از من کسى هست که آیه تطهیر درشأن او نازل شده باشد؟ گفتند: نه به خدا!
ج – فاطمه الزهرا ÷
یکى از اصحاب کساء، حضرت فاطمه زهرا است و شمول آیه نسبت به ایشان قطعى است؛ چه بنابر قول اختصاص آیه به اصحاب کساء و چه بنابر قول تعمیم آیه نسبت به همسران.
اهلبیت رسول خدا در تطبیق آیه بر حضرت زهرا هیچ تردیدى به خود راه نمىدادند. امام على در یک مناظره تند با ابوبکر در حضور اصحاب رسول خدا – در مسجدالنبى – هنگامى که ابوبکر کارگزاران حضرت زهرا÷ را از فدک اخراج و آن را به زور تصرف کرده بود و بدون توجه به اعتراض حضرت زهرا از ایشان تقاضا کرده بود که براى اثبات مالکیت خود نسبت به فدک شاهد بیاورد، امام به ابوبکر فرمود:
«یا ابابکر أ تقرأ کتاب الله؟
قال: نعم.
قال: اخبرنى عن قول اللّه عزّ و جلّ انّما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهلالبیت و یطهّرکم تطهیرا فیمن نزلت، فینا ام فى غیرنا؟
قال: بل فیکم.
قال: فلو انّ شهودا شهدوا على فاطمه بنت رسول اللّه بفاحشه ما کنت صانعا بها؟
قال: کنت اقیم علیها الحد کما اقیمه على نساءالمسلمین.
قال: إذَن کنت عندالله من الکافرین.
قال: و لِمَ؟
قال: لانّک رددت شهاده اللّه لها بالطهاره و قبلت شهاده الناس علیها… فدمدم الناس و انکروا و نظر بعضهم الى بعض و قالوا صدق و اللّه على بن ابى طالب .»([۳])
امام: ابوبکر! آیا قرآن مىخوانى؟
ابوبکر: آرى.
به من بگو که آیه تطهیر درباره چه کسى نازل شده است؟ درباره ما یا درباره غیر ما؟
– درباره شما نازل شده است.
اگر جمعى شهادت دهند که فاطمه ÷ کار زشتى انجام داده است، چه مىکنى؟
– همان طور که بر بقیه زنان مسلمان حد جارى مىکنم بر او هم حد جارى مىکنم؟!
در آن هنگام نزد خدا جزء کافران خواهى بود!
– چرا؟
براى این که خداوند شهادت داده است که فاطمه÷ پاک است و تو شهادت خداوند درباره او را رد کرده و شهادت مردم را پذیرفتهاى.
به دنبال این سخنان بگو، مگو میان اصحاب آغاز شد و کار ابوبکر را زشت دانستند با نگاه به یکدیگر گفتند: على بن ابى طالب راست مىگوید.
د – امام حسن مجتبی
یکى از اصحاب کساء امام حسن مجتبى است و شمول این آیه نسبت به امام حسن قطعى است؛ چه بنابر قول به اختصاص آیه نسبت به اصحاب کساء و چه بنابر نظریه تعمیم آیه نسبت به همسران رسولخدا. امامحسن نیز در تطبیق آیه نسبت به خود تردیدى نداشته و در موارد متعددى آیه را بر خود تطبیق کرده است که شیعه و اهلسنت آنها را نقل کردهاند.به یکى از سخنان آن حضرت اشاره میکنیم. بعد از جریان ترور آن حضرت در مدائن و بسترى شدن، – پس از آن که حالش رو به بهبود مىرفت – روزى در جمع مردم حضور یافت و ضمن تحلیل حوادث و جریان صلح با معاویه اقدام آنان را در ترور خود زشت دانست و توجه آنان را به جایگاه خود جلب کرد و فرمود:
«… و انا من اهلالبیت الذین اذهب اللّه عنهم الرجس و طهّرهم تطهیرا و انا من اهلالبیت الذین افترض اللّه عزّ و جلّ مودّتهم و ولایتهم فقال فیما انزل…»([۴])
مردم! من از اهلبیتى هستم که خداوند رجس و پلیدى را از آنان دور کرده است و آنان را آنطور که شاید و باید پاک کرده است. مردم! من از اهلبیتى هستم که خداوند مودت و ولایت آنان را واجب کرده است… و آنقدر گفت مردم از اهلبیتى هستم که… به گونهاى که حاضران زار زار گریستند.
ه – امام حسین
یکى از اصحاب کساء امام حسین است که شمول آیه نسبت به او نیز قطعى است؛ چه بنابر قول اختصاص آیه نسبت به اصحاب کساء و چه بنابر نظر تعمیم آیه نسبت به همسران.
امام حسین نیز در تطبیق آیه تطهیر درباره خود تردیدى نداشته و در مناظرههاى متعدد خود را مصداق آیه دانسته است. در جریان قیام خود علیه حکومت یزید، در راه کوفه وقتى با سپاه «حرّ بن یزید» – که از طرف حکومت بنىامیه براى جلوگیرى از حرکت آن حضرت اعزام شده بود – برخورد کرد، پس از برخورد اولیه و اقامه نماز به امامت حضرت، حرّ بن یزید ریاحى سؤال کرد براى چه و به کجا مىروید؟
امام حسین مسأله دعوت مردم کوفه براى آمدن به آن شهر و به دست گرفتن رهبرى جامعه را مطرح کرده، سپس فرمود:
«اما بعد ایهاالناس فانّکم ان تتقوا اللّه و تعرفوا الحق لاهله یکن ارضى لله و نحن اهلالبیت اولى بولایه هذا الامر من هولاء المدّعین ما لیس لهم و السائرین فیکم بالجور و العدوان.»([۵])
اما بعد، اى مردم! بدون تردید اگر شما تقوا پیشه کنید و حق را به اهلش بدهید، بیشتر مورد رضایت خداست و ما اهلالبیت نسبت به رهبرى و حکومت شایستهتر و سزاوارتریم از کسانى که ادعاى چنین کارى را دارند، در حالى که چنین حقى ندارند کسانى که در بین شما با ظلم و ستم حکمرانى مىکنند.
([۱]) الدرّالمنثور، ج ۵، ص ۱۹۹؛ المعجمالکبیر، ج ۳، ص ۵۷؛ فتحالبیان فى مقاصد القرآن، ج ۱۱، ص ۸۸٫
([۲]) مناقب، ابن مغازلى، ص ۱۱۸؛ مسند، ابى حمزه ثابت بن دینار الثمالى، ص ۹۸؛ علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۹۱؛ بحارالانوار، ج ۲۹، ص ۱۲۵٫
([۴]) مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۲۰۳؛ ینابیع الموده، ص ۱۰۸ و ص ۲۹۲؛ شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۳۲؛ مناقب، ابن مغازلى، ص ۳۰۲؛ تفسیر، ابن ابى حاتم، ج ۹، ص ۳۱۳۲؛ تفسیر، ابن کثیر، ج ۳، ص ۴۹۵٫
([۵]) الکامل فى التاریخ، ج ۴، ص ۴۷٫
منبع: برگرفته از کتاب آیات ولایت قرآن جلد۴؛ اختصاصی مجمع جهانی شیعه شناسی
برای دانلود کتاب اینجا را کلیک کنید.

















هیچ نظری وجود ندارد